اهداف بعثت.به درستی که من برای تکمیل فضا ئل اخلاق به پیا مبری مبعوث شدم

فلسفه حضور و آفرينش بشر در كره خاكي خود بيانگر اهداف رسالت پيامبران و بعثت آنان نيز مي باشد؛ زيرا آدمي با هدف خلافت ربوبي در زمين مستقر شده تا ضمن دست يابي به كمال و فعليت بخشيدن به اسماي وجودي خود كه از سوي خداوند در وي به وديعت نهاده شده بتواند فرصت و بستري براي تكامل و رشد ديگر موجودات به عنوان خلافت ربوبي فراهم آورد. از آن جايي كه دنيا مكان تضادها و تناقض هاست و آدمي موجودي مختار و داراي اراده است و مي تواند از استعدادها و ظرفيت هاي خويش به دو شكل درست و نادرست بهره برد، خداوند افزون بر عقل، راهنماي ديگري به عنوان پيامبران و آموزه هاي وحياني فرستاده است تا آدمي در مسير كمالي قرار گيرد و با بهره گيري از آموزه هاي وحياني و دستورهاي پيامبران، خود را به كمال لايق رسانده و ربوبيت ديگران از ماسوي الله را به عهده گيرد.

آيات قرآني براي بعثت پيامبران به صورت خاص توضيحات و تحليلي ارايه مي دهد كه از آن جمله مي توان به فرو فرستادن قانون و كتاب مدون براي تعديل رفتارهاي اجتماعي و تحديد آزادي هاي مضر و زيانبار اشاره كرد.

از ديگر اهدافي كه بيان شده مي توان به فرصت دهي به بشر براي اجراي عدالت در ميان خود با قيام عمومي و همگاني در اين عرصه اشاره كرد كه در سوره حديد بدان توجه داده شده است.

از ظواهر آيات قرآن مي توان استفاده كرد كه بعثت پيامبران الهي به ويژه پيامبر اسلام(ص) داراي اهدافي است كه برخي از آن ها با توضيحات پيشين روشن شده است.

خداوند در آيه 164 سوره آل عمران درباره اهداف و فلسفه بعثت مي فرمايد: «لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين»؛ الله تعالي بر مؤمنان احسان كرد و منت بزرگي نهاد، آنگاه كه در ميان آنان پيامبري از خودشان فرستاد كه آيات خدا را بر آنان مي خواند و آنان را پاك مي گرداند و كتاب و حكمت را به ايشان مي آموزد و به درستي كه آنان پيش از اين (پيش از بعثت) در گمراهي آشكار بودند.

خداوند در اين آيه مي فرمايد كه بر مؤمنان منت گذارده و با چهار هدف و برنامه، بعثت پيامبر(ص) را انجام داده است. اين اهداف چهار گانه عبارتند از: 1- يتلوا عليهم آياته 2- و يزكيهم 3و4- و يعلمهم الكتاب و الحكمه.

1- تلاوت آيات الهي

«يتلوا» از واژه «تلاوت» به معناي پي درپي آوردن، پيروي كردن و خواندن با نظم است كه شامل پيروي كردن در حكم و خواندن منظم آيات الهي همراه با تدبر نيز مي شود، گويا تلاوت كننده، از آيات پيروي كرده يا حروف و كلمات را درپي يكديگر قرار داده است. پيامبر اسلام(ص) با خواندن آيات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با اين آيات، آن ها را آماده تربيت مي نمايد كه مقدمه تعليم و تربيت است.

2- تربيت و پرورش

يكي از مهم ترين برنامه هاي پيامبر اسلام(ص) تربيت انسان هاست. تربيت به معناي فراهم كردن زمينه ها و عوامل براي به فعليت رساندن و شكوفا كردن استعدادهاي انسان در جهت مطلوب است. او بايد زمينه ها را براي انسان ها آماده كند تا ازنظر عملي بهترين رابطه را با خداي خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ايقاعات»، با قوانين و مقررات اجتماعي (حكومت و سياسات)، با خانواده خود (حقوق خانوادگي) و با نفس خود (اخلاق و تهذيب نفس) داشته باشند تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گيرند. پيامبر(ص) منجي بشريت است.

يكي از دانشمندان فرانسوي مي گويد: بزرگ ترين قانون اصلاح و تعليم و تربيت همان حقايقي است كه به نام وحي قسمت به قسمت بر محمد(ص) نازل شده و امروز به نام قرآن در بين بشر است. دانشمند فرانسوي به نقل از بانك تكبير (بعثت نبوي)، ص .283)

پيامبر اسلام(ص) در مدتي كوتاه انسان هايي بزرگ مانند علي(ع)، زهرا(ع)، سلمان فارسي، ابوذر، مقداد و... را تربيت كرد. حضرت محمد(ص) كاشف معدن هاي نهفته انسانيت بود. زيرا «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه»، مردم مانند معدن هاي طلا و نقره هستند. انسان داراي استعدادهاي نهفته است كه براي بهره وري صحيح بايد آنها را كشف كرد تا به ارزش حقيقي خود دست يابند.

كلمه يزكيهم از ماده زكوه و زكاء به معناي رشد و زيادي است (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه زكاء) و در اين جا به معناي تربيت و پاكسازي است و شامل پاك شدن از آلودگي هاي اعتقادي، اخلاقي و رفتاري مي باشد. اگرچه واژه تربيت از ماده ربو به معناي افزايش و نمو است اما در قرآن كريم مفهوم تهذيب نفس با واژه تزكيه آمده است: قد افلح من زكيها (شمس/8) و هم چنين: قد افلح من تزكي (اعلي/14)؛رستگار شد كسي كه خود را تزكيه كرد.

واژه تربيت در قرآن در جنبه هاي جسماني و مادي به كار رفته است نظير: الم نربك فينا وليدا (شعراء/ 18) آيا در دوران كودكي، تو را در ميان جمع خود تربيت نكرديم: كه سخن فرعون است و خود را مربي موسي معرفي مي كند، يعني از نظر جسماني و امكانات مادي تو را بزرگ كردم.

اهميت تزكيه

اهميت اخلاق و تزكيه نفس بر كسي پوشيده نيست. جوامع مختلف به آن نيازمندند، زيرا تنها راه نجات از گمراهي ها، فسادها، جهل، جنگ و خونريزي ها و... در پرتو اخلاق صحيح و آراسته شدن به ارزش ها و مكارم اخلاقي است. پيامبر اسلام(ص) هدف از بعثت خود را كامل كردن مكارم اخلاق بيان كرده است: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»، (مجمع البيان، ج 1، ص 429 و بحارالانوار، ج 70 ص .372) من براي كامل كردن فضايل اخلاقي مبعوث شده ام.

آموزش ها و تربيت و تزكيه پيامبر اكرم(ص) آن چنان تاثيرگذار بوده است كه ياران و اصحاب وي جز براي رضاي خدا كاري نمي كردند. اين مطلب را خداوند در آيات و سوره هاي چندي بيان كرده است. در آيات سوره دهر به خانواده معصومان اهل بيت(ع) اشاره مي كند كه چگونه با تربيت و آموزش هاي وحياني پيامبر(ص) توانستند به مقام ابرار برسند و جز رضاو خشنودي خدا نخواهند و حتي با كافر اسير، مهرباني ورزند و از غذاي كم خويش نيز بگذرند و با ايثارگري، آنان را مهمان خداوند كنند.

3. تعليم قانون و كتاب

سومين وظيفه پيامبر(ص) آموزش قوانين زندگي بود. اجتماع، نيازمند قانون و كتاب است و بي كتاب قانون نمي توان جامعه اي را مديريت كرد. پيش از اسلام قوانين در حجاز به شكل شفاهي يعني سنت و آداب و رسوم بود كه هر دم با توجه به خواسته ها و خواهش صاحبان قدرت و نفوذ تغيير مي كرد. نظم اجتماعي همواره در معرض خطر و تحريف بود و حقوق مردم ضايع مي شد. نخستين كاري كه آموزه هاي وحياني به سامان رساند تعيين قوانين مكتوب و غيرقابل تغييري بود كه از آن به كتاب ياد مي شود. البته مفهوم كتاب در آيات قرآني از شمول خاصي برخوردار است ولي از مهم ترين و اساسي ترين آن مي توان به قانون ياد كرد كه شامل قوانين اخلاقي و حقوقي و كيفري و شرعي مي باشد.

در كاربردهاي قرآني از قوانين به كتاب ياد مي شود، لذا از قانون روزه به كتاب ياد شده و آمده است: كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون. اگر در برخي از تفاسير از كتاب به عنوان قرآن ياد مي شود امري دور از حقيقت نيست؛ زيرا قرآن كتاب قانون جامع و كاملي است كه همه نيازهاي قانوني بشري را دربردارد. از اين رو مي توان گفت كه مراد از آموزش و تعليم كتاب همان قرآن به عنوان كتاب قانون مي باشد. پس يكي از مهم ترين اهداف رسالت و بعثت پيامبران ، افزون بر روشنگري و بيان حقوق، تبيين قوانين در همه حوزه ها و عرصه هاي مرتبط با زندگي بشر بوده است.

4. تعليم حكمت

چهارمين هدف بعثت، تعليم حكمت است، يعني رسول الله(ص) مامور است كه در پرتو وحي الهي به امتش حكمت و دانايي نيز بياموزد. در اينجا اين مطلب قابل تأمل و تدبر است كه خداوند فقط به تعليم كتاب و قوانين زندگي اكتفا نكرد، بلكه به پيامبرش رسالت داد تا حكمت را نيز به امتش بياموزد.

از اين بخش از آيه اين نكته واضح مي گردد كه عقل انسان به تنهايي قادر به درك حكمت احكام و فرامين الهي و ديني نيست بلكه حكمت را نيز بايد از رسول خدا(ص) تعليم گرفت، و اگر عقل كسي متوجه حكمتي غير از آن مي شود آن گمراهي است و از هدايت و راه يابي به دور است.

اگر انسان صرفا به عقل خود بدون توجه به راهنمايي وحي الهي تكيه كند، غير از گمراهي چيزي عايدش نمي شود.

اين قسمت از آيه به ما مي گويد كه حكمت همانست كه خداوند تبارك و تعالي و رسول او(ص) آموزش داده اند و اگر عقل انسان آن را درك نمي كند دچار گمراهي و فريب شده است.

آغاز بعثت

با توجه به گزارش هاي تاريخي مي توان گفت كه سرآغاز تاريخ اسلام از روزي شروع مي شود كه پيامبر اعظم(ص) در خلوت محبوب در دل غاري كه در دامن كوهي در شمال مكه بود صدايي شنيد: «يا محمد اقرا»؛ اي محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم گفت: اي محمد اقرا باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم الذي علم بالقلم علم الانسان ما لم يعلم. (علق/آيات 1-5)

بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اي خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است همان كه به وسيله قلم تعليم كرد و به انسان آنچه را نمي دانست ياد داد.

جبرئيل به حضرت محمد(ص) فرمود: ارسلني الله اليك ليتخذك رسولا. (بحار 18/184) خداوند مرا به سوي تو فرستاده است تا تو را پيامبر اين امت قرار دهد. حضرت محمد(ص) هرساله مدتي به كوه حرا (حرا نام كوهي است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالي آن غاري است كه ارتفاع آن به قدر يك قامت انسان است. قسمتي از داخل غار با نور خورشيد روشن مي شود و قسمت هاي ديگر آن در تاريكي است. (ر.ك: فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(ص)، ص92) مي رفت و به عبادت و راز و نياز و تفكر مي پرداخت تا اين كه روزي فرشته اي به او گفت: اي محمد! بخوان! محمد(ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آيات آغازين سوره علق را بر وي قرائت كرد و پيامبر(ص) نيز آن ها را خواند. (تلخيص التمهيد، استاد معرفت، ج1ص62).

آغاز بعثت رسول خدا(ص) چه زماني است؟ ديدگاه معروف و مورد اتفاق شيعه اماميه 27 رجب است اما درميان دانشمندان اهل سنت در زمان دقيق آن اختلاف زيادي است. برخي از اهل سنت مبعث را در رمضان و برخي ديگر در ربيع الاول دانسته اند. در مورد روز مبعث نظرهاي متفاوتي ازسوي اهل سنت ارائه شده است:

الف) 17 رمضان: طبري در تاريخ الرسل و الملوك و ابن سعد در طبقات الكبري (طبقات الكبري، ج1 ص/192 تاريخ طبري، ج، 2ص44/ الكامل في التاريخ ج، 2ص30) به اين قول اشاره كرده اند.

ب) 18 رمضان: ابن اثير در الكامل في التاريخ (الكامل في التاريخ، ج2ص30) اين ديدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زيد جرمي- از محدثان اهل سنت- نسبت داده و طبري (تاريخ طبري، ج2، ص44) نيز بدان اشاره كرده است.

ج) 19رمضان: ابن اثير به اين ديدگاه نيز اشاره كرده است. (الكامل في التاريخ، ج2، ص30)

د) 20 رمضان: يعقوبي درتاريخ خود روايت كرده كه ده روز مانده به آخر رمضان در روز جمعه پيامبر(ص) مبعوث شد. (تاريخ يعقوبي، ج2، ص30)

 

بعثت و منت گذاري خداوند بر انسان

در نفس انسان نيازها و غرايز گوناگوني قرار داده شده كه همگي طالب ارضا و هدايت صحيح هستند. خداوند متعال براي هدايت انسان بهترين ابزار را دراختيار او قرارداده و امكانات متعددي به وي عطا كرده است تا هم بتواند نيروي خود را صرف ارضاي خواهش هاي نفساني كند و هم با امكانات و نيروي داده شده بر خواهش هاي نفساني غلبه كند و كشش هاي دروني را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نيز در اختيار او قرارداده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمايز كند؛ يكي در درون انسان كه عقل است و ديگري پيامبران الهي كه اين راهنما از طريق وحي براي انسان فرستاده مي شود تا تمام رفتارها را به انسان بياموزد و حدود و مقررات آن نيز روشن نمايد، چون عقل داراي خطا و نقصان است. برترين هادي آن است كه داراي مقام عصمت و مرتبط با وحي باشد و تنها راه آن بعثت است.

پس بعثت، بزرگترين نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر اين نعمت منت گذارد و اين احسان و نيكويي را به رخ آنان بكشد، چنان كه در سوره آل عمران آيه 164 مي فرمايد. خداوند در آيه فوق به خاطر بعثت پيامبراسلام(ص) بر مؤمنان منت مي نهد و اين نعمت بزرگ و معنوي را به رخ آنان مي كشد. ممكن است كسي تصور كند كه منت گذاري كار صحيحي نيست.پس چرا خداوند در اين جا منت مي گذارد. مگر بعثت چه ويژگي هايي دارد و هدف از آن چيست. واژه منت از «من» به معناي چيزي است كه با آن وزن مي كنند (سنگ كيلو). و به معناي نعمت سنگين و با عظمت نيز به كار مي رود. بنابراين هر نعمت سنگين و گرانبهايي را منت گويند. كاربرد اين واژه دوگونه است: قولي و فعلي (مفردات راغب واژه من).

اگر كسي عملا نعمت بزرگي به ديگري بدهد، اين همان منت عملي است كه بيشتر در مسائل تربيتي و هدايتي و معنوي كاربرد دارد و پسنديده و ارزنده است كه برخي گفته اند: اين منت مختص به خداي متعال است. اگر كسي كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ ديگري بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كاري است بسيار زشت كه اين از منت هاي