خودکشی



خودکشی
یکی از مشکلات و اختلالات روانی و اجتماعی «خودکشی» و رفتارهای خود تخریبی است. این پدیده به شدت در دین مقدس اسلام نهی شده و حرام است و انجام دهنده آن از رحمت الهی بدور خواهد بود. عوامل بسیاری از جمله یأس و ناامیدی، بی هدفی، شکست ها، افسردگی و... موجب خاموشی شمع خود می گردد؛ که ما برخی از راه کارهای پیشگیری از آن را بیان خواهیم کرد.
پیشگیری از خودکشی و رفتارهای خود تخریبی
در اهمیت پیشگیری از خودکشی همین بس که بر خلاف آسیب های اجتماعی دیگر، تنها راه مقابله با این آسیب اجتماعی، پیشگیری است و درمان به معنای علاج واقعه بعد از وقوع آن در مورد خودکشی منتفی است. بنابر این تنها یک راه فراروی ما وجود دارد و آن پیشگیری جهت کند کردن روند سریع خودکشی و به نزدیک صفر رسانیدن موارد آن در بین جوامع بشری است.
عمل به توصیه ها و راه کارهای ذیل باعث می شود که افراد نه تنها دست به خودکشی نزنند بلکه هیچگاه اقدام به خودکشی هم در زندگی خود نداشته باشند. (پیشگیری اولیه)
هم چنین به افرادی که به دلایلی اقدام به خودکشی کرده اند امّا در این راه به هدف خود نرسیده اند کمک می کند که زندگی طبیعی و سرشار از امید و نشاطی را شروع کنند و هرگز اقدام گذشته خود را تکرار ننمایند. (پیشگیری ثانویه)
فهرست توصیه ها و راه کارها
1- تقویت ارتباط با خدا
2- امیدواری
3- کنترل خشم
4- صبر و استقامت
5- حسن ظن به خدا
6- توکل
7- نشاط و شادابی
1ـ تقویت ارتباط با خدا
لحظه و ساعت خودکشی لحظه اعراض و روی گردانی از حضرت حق است. لحظه گسستن از خداست. لحظه غربت و تنهایی انسان است. لحظه ای است که به دلیل ناسپاسی، خداوند انسان را رها می کند و به حال خود وا می نهد. امان از لحظه ای که خداوند انسان را به خود واگذارد.
خداوند مهربان می فرماید: اگر به یاد من باشید و ارتباط خود را با من قطع نکنید و در لحظاتی که صحنه گناه آماده است بخاطر من خود را آلوده نسازید، در لحظات دشوار شما را نجات می دهم، دست شما را می گیرم و روزی و نعمت خویش را از جایی که به ذهنتان خطور نمی کرد، بر شما ارزانی می دارم.
براستی آیا برای بشر، سزاوار بل ممکن است که از خدا قهر کند و از او فرار کند. با خودکشی از چه کسی و از چه چیزی می توان فرار کرد؟ آیا از حکومت و مملکت خدا می توان پای بیرون نهاد (ولا یملکن الفرار من حکومتک) آیا از خود می توان فرار کرد؟
انسانی که حقیقتاً و قلباً به خدا و دین و مذهب معتقد باشد هیچ گاه دست به خودکشی نمی زند؛ چرا که خودکشی بزرگترین گناه و بدترین توهین به خداست. تولستوی می گوید: «داشتن اعتقادات مذهبی باعث بازداری فرد از خودکشی می گردد. ایمان یعنی آگاهی از معنای زندگی انسانی، همین آگاهی است که مانع می شود انسان خود را از بین ببرد و به زندگی ادامه دهد. این نیروی زندگانی است»[1]
در سایه شناخت خدا و ارتباط با او دلها آرام می شود، زندگی معنی دار می گردد، لحظات عمر پربار و دل انگیز می گردد زندگی شیرین می شود.
راه های تقویت ارتباط با خدا
1ـ به نماز اهمیت دهیم که به فرموده خداوند والاترین ذکر است.
2ـ با قرآن مأنوس باشیم و در آیات آن تدبر کنیم.
3ـ با مؤمنان واقعی که دوستان خدایند در ارتباط باشیم.
4ـ در تزکیه نفس و پاکسازی درون از اغیار، تلاش کنیم.
5ـ هر از چند صباحی در گوشه ای خلوت و دور از سر و صدا و هیاهوی زندگی با او به نجوا بپردازیم.
6ـ با دعاهایی هم چون کمیل، مناجات شعبانیه، عرفه، ابو حمزه ثمالی، مناجات خمس عشر، افتتاح، زیارت جامعه کبیره و زیارت عاشورا مأنوس باشیم آن را بفهمیم و فرازهایی از آن را حفظ کنیم و دائم در قنوت نمازها و سجده ها و در زمانی که متوجه خدا شدیم آن ها را زمزمه کنیم.
7ـ با دیوان اشعار شعرای سوخته دل و عارف آشنا باشیم و اشعار نغز و دلنشین آنان را دائماً برای خود تکرار کنیم.
8ـ به اماکن مقدسه و زیارتگاه ها که محل تجلی نور خدا و اولیای اوست سر بزنیم خصوصاً به زیارت خانه دوست (حج) مشرف شویم.
9ـ ضعف و نیاز و کوچکی خود و قدرت و غنا و بزرگی خداوند را لحظه ای از یاد نبریم.
10ـ خداوند را مولی و دوست خود بدانیم او را زیباترین، مهربان ترین و دوست داشتنی ترین کس بدانیم.
11ـ دوستی و ایمان خود را عملاً و در صحنه زندگی، با انجام خواسته های او و جانفشانی در راه او ثابت کنیم.
12ـ با دوستان او دوست و از دشمنانش بیزار باشیم.
13ـ از توبه و انابه و استغفار و اشک غفلت نکنیم.
14ـ توفیق انس و ارتباط با او را از خود او درخواست کنیم.
2ـ امیدواری
یکی از عوامل عمده ارتکاب رفتارهای خود تخریبی نومیدی است. نومیدی از خدا و قدرت و رحمت او نومیدی از آینده بهتر، نومیدی از برطرف شدن مشکلات و تنگناها و بالاخره نومیدی از خود و اجتماع. مولای متقیان حضرت امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
«نومیدی صاحبش را به کشتن می دهد»[2]
یکی از زیباترین و کارآمدترین خصوصیات هر انسانی ویژگی امیدواری است، امید روح زندگی است. امید اکسیر زندگی و آب حیات است. بدون آن انسان محکوم به فناست. نومیدی بستر شکست و سقوط است و امید زمینه ای برای یافتن راه نجات و حرکت به سوی آینده روشن تر. انسان عاقل هیچگاه نومید نیست چون نومیدی دیوانگی است.
راه های تقویت امید
1ـ در هیچ شرایطی ناامید نشویم. روزگار، آبستن حوادث شیرین هم هست.
دور گردونگر دو روزی بر مراد ما نرفت دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
«حافظ»
2ـ دائم به خود بگوئیم «ستون تا ستون فرج است» «پایان شب سیه سپید است» در هیچ موقعیتی نومید نشویم خصوصاً اگر طرف ما مستقیماً خود خدا باشد.
3ـ اگر غرق در گناهیم و شرمسار، نگران نباشیم، در توبه باز است و خدا مشتاق راز و نیاز. چرا نومید شویم در حالی که خداوند می فرماید:
«اگر آن دسته از بندگانم که از من روی گردان شده اند می دانستند چقدر مشتاق بازگشت آنان هستم، از فرط خوشحالی قالب تهی می کردند»[3]
برخی فکر می کنند که فقط خودشان غرق گناهند در حالی که اگر خداوند پرده را بالا بزند و اسرار را فاش کند پرونده کم و بیش سیاه همه بندگان آشکار می شود. آنچه اهمیت دارد نومید نشدن از درگاه الهی و توبه و بازگشت است و گرنه کیست که شرمنده خدا نباشد. «ای پیامبر! به آن دسته از بندگانم که در گناه زیاده روی کرده اند بگو که از رحمت الهی نومید مباشید چرا که خدا همه گناهان شما را خواهد بخشید»[4]
4ـ امیدواری را از امامان معصوم یاد بگیریم.
حضرت امام سجاد ـ علیه السلام ـ در دعای شریف ابو حمزه به خدای متعال عرض می کند:
«ای خدا! اگر گردنم را به زیر زنجیر قهرت ببندی و عطایت را از میان همه خلق، از من دریغ نمایی و در چشم بندگانت رسوایی ام را آشکار سازی و فرمان دهی که مرا به آتش دوزخ کشند و بین من و نیکان جدایی افکنی، باز هم رشته امیدم را از تو قطع نخواهم کرد و از امیدی که به عفو و بخششت دارم منصرف نمی شوم و محبتت از دلم بیرون نخواهد رفت. من هرگز عطا و بخشش ها و پرده پوشی های تو را بر من در دنیا فراموش نخواهم کرد...»[5]
5ـ در موقعیت هایی که جای هیچ گونه امیدی نیست امیدوارتر باشیم.
مطلب فوق مضمون حدیثی است که از سه نفر از بزرگان دین یعنی نبی اکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، امام علی ـ علیه السلام ـ و امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است.[6] سرّ و فلسفه این توصیه این است که در مواقعی که به حسب ظاهر و به حساب روال عادی و طبیعی جای هیچ گونه امیدی نیست، انسان از اسباب نومید می شود و متوجه مسبب الاسباب می گردد. از همه گسستن و به خدا پیوستن که همان حالت اضطرار و دعای خالص است یکی از مواقع استجابت دعاست. ما انسان ها معمولاً تا بدین درجه از اضطرار نرسیم یا اصلاً متوجه خدا نیستیم و یا خدا را در عرض و در کنار سایر اسباب می بینیم و دعایمان نیز مشرکانه است لذاست که طرفی نمی بندیم.
6ـ هر زمانی که مشکلات و تنگناها به نهایت خود رسید آنگاه منتظر امداد غیبی باشیم.
امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام می فرمایند:
«زمانی که مشکلات به نهایت رسید، گشایش و پیروزی فرا می رسد.»[7]
«زمانی که زندگی بر انسان سخت می شود، کامیابی و موفقیت برای انسان از هر زمان دیگری نزدیک تر است.»[8]
زمانی که زندگی دشوار شد و مشکلات از هر طرف هجوم آوردند و طاقت به طاق رسید، شاید مشکل ما حل شده باشد امّا خود خبر نداشته باشیم. زنی بخاطر رهایی از سرکوفت های مادر شوهر و خواهر شوهر خود مبنی بر این که اجاق تو کور است و می خواهیم برای فلانی زن بگیریم، دست به خودسوزی زد ضمن درمان بدن نیم سوخته زن پزشکان تشخیص دادند که خانم، دو ماهه حامله است!
7ـ انسان با ایمان هرگز نومید نمی شود چرا که نومیدی به فرموده خداوند از خصوصیات کافران وگمراهان است.
«از رحمت و نصرت من مأیوس نگردید چرا که تنها کافران از رحمت و یاری من نومیدند»[9]
آری تنها کافران هستند که ایمان ندارند به این که خداوند حاضر و ناظر آنهاست و می تواند غبار غم و نومیدی را از چهره آنان بزداید.
بنابر این نومیدی نوعی کفر عملی است که این امر از ساحت انسان با ایمان به دور است.
3ـ کنترل خشم
یکی از زمینه های مساعد جهت اقدام به خودکشی حالت خشم و عصبانیت است. انسان گاهی چنان غضبناک و خشمگین می شودکه عنان اختیار از کف می دهد و ممکن است دست به هر کار ناشایستی بزند. توصیه بزرگان این است که در این حالت باید نهایت تلاش در جهت کنترل خویشتن نمود. براستی عصبانیت چیست؟ چه عوارضی دارد؟ چگونه می توان در این حالت، خود را کنترل کرد؟
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: خشم آتشی است که توسط شیطان در اندرون انسان افروخته می شود.[10]
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «خشم و غضب کلید تمامی بدی هاست»[11]
حضرت امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «غضب آتشی است افروخته، کسی که آن را کنترل کند، آن آتش را خاموش کرده و هر کس آن را رها کند، اولین کسی که با آن آتش می سوزد، خود اوست.»[12]
همواره به یاد داشته باشیم که پرخاش کردن، از کوره به در رفتن، اون روی سگ خود را بالا آوردن، داد و هوار کشیدن نه تنها مشکلی را حل نمی کندکه قضیه را بغرنج تر می سازد. انتقام از خود و دیگران و عقده گشایی بدترین و خطرناکترین شیوه برخورد با مشکل است. اگر اراده کنیم می توانیم خود را کنترل کنیم آنگاه با خونسردی و درایت، معقولانه ترین راه را برای از بین بردن مشکل انتخاب کنیم.
راه های کنترل خشم
این راه عمدتاً توصیه بزرگان دین است که از لابلای احادیث استخراج شده است. در هنگام عصبانیت سعی کنیم به توصیه های زیر عمل کنیم:
1ـ در تورات آمده است که ای فرزند آدم! هنگامی که خشمگین می شوی مرا به یادآور تا در آن هنگام که من خشمگین شدم از تو یاد نمایم.[13]
2ـ با گسترش میزان آگاهی و معرفت و وصل شدن به دریای الوهیت، دارای صفت شرح صدر شویم یعنی دریا دل شویم. ظرفیت خود را افزایش دهیم. آنچنان کم ظرفیت نباشیم که با هر نسیمی متلاطم گردیم.
3ـ به هنگام خشم از شر شیطان به خدا پناه بریم و شیطان را لعنت کنیم.
4ـ اگر می توانیم صحنه را ترک کنیم و گرنه در صورت ایستاده بودن فوراً بنشینیم و اگر نشسته ایم فوراً دراز بکشیم.
5ـ سکوت کنیم و دست به هیچ اقدامی نزنیم.
6ـ با آب سرد وضو بگیریم یا غسل کنیم و یا استحمام نمائیم.
7ـ خونسرد باشیم و عاملی که باعث ناراحتی و خشم ما شده است را به عنوان یک واقعیت هر چند تلخ بپذیریم. آنگاه برای رفع مشکل یا جبران خسارت با آرامش تصمیم بگیریم. این توصیه به معنی تسلیم شدن نیست به معنی اقدام عاقلانه و گام برداشتن در روشنایی است.
4ـ صبر و استقامت
در مجموعه معارف دینی، صبر از جایگاه والایی برخوردار است از دیدگاه بزرگان دین کسی که صبر ندارد دین ندارد. ایمان همان صبر است. صبر همان شجاعت است. صبر و ظفر همواره در کنار یکدیگرند. ارزشمندترین نوع صبر وادار کردن خود به صبر و شکیبایی است. صبر به منزله سر برای پیکره دین و ایمان است. اجر و پاداش صابران بی حد و اندازه است.
صبر علامت قدرت و عظمت و عزت است و بی تابی و جزع نشانه ضعف و حقارت و ذلت. شاید کمتر کسی باشد که نخواهد صابر و با استقامت باشد امّا براستی چگونه می توان صابر بود و این صفت را در خود تقویت نمود؟
عوامل ایجاد و تقویت روحیه صبر و استقامت
1ـ بسیاری از بلاها و مشکلات در حقیقت نعمت و لطف خدایند برخی برای پاک کردن و خالص نمودن ما هستند. برخی دیگر برای بیدار کردن و هوشیار نمودن ماست، برخی دیگر از مصیبت ها و تنگناها در واقع کفاره گناهان انسان با ایمان است.
بنابراین بلا و رنج و مشکلات در واقع لطف و عنایت خداست اگر بنده با ایمان دچار مشکلات نباشد بایستی نگران باشد. حضرت امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
«ای فرزند آدم هنگامی که ببینی پروردگارت پی در پی نعمت هایش را بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی بترس (که مجازات سنگینی در انتظار توست)»[14] پس بلاها هدیه های الهی برای انسان مؤمن است. انسان مؤمن نه تنها به خاطر رنج و بلا دست به خودکشی نمی زند و نه تنها در مقابل مشکلات صبر می کند که مشکلات را دوست می دارد؛ زیرا آن روی سکه بلاها را دیده است و از مزایای فراوان آن باخبر است.
2ـ متوجه باشیم که زمان بلا و مصیبت و تمامی عمر ما اندک است.
حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: کسی که صبر می کند مدت آن کوتاه است و کسی هم که بی تابی می کند نیز فرصت کوتاهی برای این کار دارد.[15]
3ـ جزع و بی تابی هیچ مشکلی را حل نمی کند.
حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: «اگر صبر کنی آنچه مقدّر است خواهد شد و تو ثواب خواهی داشت و اگر جزع نمایی مقدّر الهی خواهد شد و از برای تو وزر و وبال خواهد بود.»[16]
4ـ در هنگام مصیبت و هجوم مشکلات از کسانی یاد کنیم که مشکلاتشان به مراتب از ما بیشتر بوده است اما با صبر و مقاومت رو سپید از میدان بیرون آمده اند.
5ـ یک عمر بر سر سفره نعمت خدا بودیم انصاف نیست که با یک تلخی از او دلتنگ شویم.
6ـ صبر دشوار است امّا تنها راه نجات است و نتیجه اش شیرین؛
امیر المؤمنان علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
«شیرینی موفقیت وکامیابی، تلخی و مرارت صبر را از بین می برد»[17]
7ـ در هنگام درد و رنج و بلا و مصیبت همواره ذکر شریف «انا لله و انا الیه راجعون» را زمزمه کنیم و در مفهوم و معنای بلند آن غرق شویم. خداوند متعال می فرماید: «صابران کسانی هستندکه هرگاه بلا و مصیبتی به آن ها می رسد می گویند ما از خدائیم و بازگشتمان (نیز) به سوی اوست»[18]
8ـ تنها ما گرفتار و مصیبت زده نیستیم همگان به نحوی و به شکلی گرفتارند، برخی در گذشته و برخی در زمان حال، انواع دردها دارند، امّا ما خبر نداریم. برخی هم گرفتاریشان در پیش است. معمولاً یک روی سکه زندگی دیگران را می بینیم لذاست که مرغ آنان را غاز می پنداریم. اگر دقت کنیم به این نتیجه می رسیم که شاید خوشبخت ترین افراد روی کره زمین خود ما باشیم.
امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«بلاها و مصیبت ها به یک نسبت بین همگان تقسیم شده است.»[19]
5ـ حسن ظن به خدا
فردی که به خاطر فرار از تازیانه گرفتاری ها و مشکلات و یا در حالی که غرق در دریای نومیدی و افسردگی است، اقدام به خودکشی می کند، نسبت به خدا سوء ظن دارد. فکر می کند خداوند درصدد انتقام از اوست و او را ذلیل و زبون ساخته. از خداوند در ذهن خود یک موجود ـ نعوذ بالله ـ بی رحم که از اذیت و آزار بندگانش لذت می برد، ساخته است. چنین گمانی و تصوری نسبت به خداوند حکیم و مهربان ظلمی است فاحش و گناهی است بس بزرگ.
انسان با ایمان نمی تواند به خداوند بدگمان باشد خداوندی که از مادر مهربان تر است از رگ گردن به انسان نزدیک تر است. همه هستی با تمام زیبایی هایش برای بشر آفریده است. برای هدایتش از درون و برون چراغ ها افروخته است.
انسان مؤمن بدی های زندگی اش را همواره به خود و همنوعانش منتسب می کند.
«آن چه از نیکی ها به تو می رسد از طرف خداست و آنچه از بدی به تو می رسد از سوی خود توست»[20]
از دیدگاه تعالیم دین اسلام بدگمانی به خدا بزرگترین گناه است و خوش گمانی به خدا بهای بهشت است. رفتار خداوند در قیامت بستگی به بدگمانی و حسن ظن بنده نسبت به خدا دارد. حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«نسبت به خداوند حسن ظن داشته باشید چرا که خداوند می فرماید: من با گمان بنده مؤمن هستم اگر گمانش به من خوب و امید بخش باشد من نیز با همان گمان وی با او رفتار می کنم و اگر گمانش بد و یأس آور باشد عمل من نیز با وی طبق همان گمان خواهد بود.»[21]
حسن ظن به خدا یعنی امیدواری به خدا یعنی او را رؤوف و مهربان و محبوب دانستن یعنی او را قادر بر رفع همه مشکلات و عفو همه گناهان دانستن یعنی این که او را طبیبی بدانیم که هر آنچه به صلاح بیمارش است کوتاهی نمی کند اگر به او زخمی می زند برای نجات اوست.
انسانی که به خدا خوش بین است و او را حاضر و ناظر و مراقب و مهربان می داند هیچگاه دست به خودکشی نمی زند.
6ـ توکل
کسانی که در اوج نومیدی و یأس و پریشانی دست به خودکشی می زنند، بر خدا توکل نکرده اند هرگاه تکیه گاه انسان در زندگی امور زودگذر و موقتی و اسباب زوال پذیر و فانی باشد چون این ها را دوام و قراری نیست با نابودی آن ها انسان زیر پای خود را خالی می بیند خود را بی کس و بدون پشتیبان می یابد وحشت می کند نگران و مضطرب می شود و احیاناً کار خود را تمام شده می داند.
هرگاه در زندگی انسان، خدا نباشد و تکیه بر او نداشته باشد و به جای او بر دنیا و مظاهر زوال پذیرش نظیر: ثروت، مقام، مدرک تحصیلی، شهرت، اهل و عیال، رفیق، حزب و دسته و گروه و .... تکیه کند و به جای مسبب الاسباب بر اسباب توکل نماید، طبیعی است که در دره نومیدی سقوط کند.
7ـ نشاط و شادابی
از جمله اهداف مکتب تربیتی اسلام ایجاد نسلی سالم، با نشاط، شاداب و با طراوت است. از دیدگاه بزرگان دین «خمودی و کسالت کلید هر کار ناشایستی است» و «غم و اندوه نیمی از پیری است». هر فردی در هر شرایطی موظف است این هدف را برای خود و کسانی که مسئولیت تربیت و تعالی آن ها بر عهده اوست، تأمین نماید. بنابر این ایجاد این امر مهم وظیفه فردی است و هم وظیفه اجتماعی.
فرد یا ملتی که غبار غم و اندوه و نگرانی بر چهره اش نشست و گل وجودش پژمرده شد محکوم به مرگ و شکست است. آمار خودکشی و ابتلای به بیماری های روانی در چنین جامعه ای سیر صعودی پیدا می کند و تا مرز سقوط پیش می رود. رونق و رشد و توسعه و ترقی از این جامعه رخت بر می بندد و در یک کلام به فرموده پیشوایان دین «سعادت دنیا و آخرت از بین می رود».
در دنیای کنونی که بشر آماج تیرهای زهرآگین یأس و نومیدی و اضطراب و افسردگی قرار گرفته است، یکی از بزرگترین رسالت هایش تأمین نشاط و شادابی و امید به زندگی و آینده روشن برای خود و جامعه است. باید خود را و نسل نو را بگونه ای تربیت کند که نشاط و شادابی و امیدواری بخش جدایی ناپذیر شخصیت همگان گردد.
از جمله عواملی که در تأمین این مهم، ما را یاری می کند عمل به توصیه های زیر است:
1ـ نشاط و شادابی بدون ایمان به خدا برای هیچ کس میسر نمی شود.
دلگشا بی یار زندان بلاست هر کجا یار است آنجا دلگشاست
«کسی که از یاد من روی برگرداند پس زندگی او سخت و دشوار خواهد بود»[22]
2 ـ زرق و برق ها و ظواهر و اعتباریات، حقایق زیبای هستی را از دید ما پنهان نسازد.
اسباب و وسایل رخ زیبای هدف را نپوشاند. مظاهر فریبنده و یا دشواری های زندگی باعث نشود که راه را گم کنیم. پوست ها و پوسته ها مغز و روح زندگی را از دیدگان ما مخفی نکند.
3ـ زندگی زیباست این را باور کنیم البته اگر درون ما زیبا باشد.
دردناک ترین و دل خراش ترین حادثه مهم تاریخ اسلام بل تاریخ بشر حادثه جانسوز کربلاست. بار اصلی تحمل درد و رنج این واقعه بر روی دوش شیرزن تاریخ بشر یعنی حضرت زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ بود. در سنگینی این بار همین بس که به فرموده حضرت امام سجاد ـ علیه السلام ـ ، بلافاصله پس از این حادثه تمامی موهای زینب ـ سلام الله علیها ـ سپید شد. اما همین زینب در مقابل دشمن فریاد بر می آورد که: «فکر نکنید ما را زبون و خوار کردید من در این حادثه جز زیبایی هیچ ندیدم!»
آری زندگی زیباست سختی هایش هم زیباست «ان مع العسر یسراً»
4ـ مطمئن باشیم که خداوند ناظر اعمال ماست و خوبی ها و بدی ها در هستی گم نمی شود. حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از این که آخرین سربازش یعنی علی اصغر را در حالی که از سوز عطش بی تاب بود، در روی دستانش به شهادت رسانیدند، فرمود: خدایا تحمل این مصیبت ها بر من آسان است چون می دانم که تو آن را می بینی.
اگر درد دل داریم اگر به تنگ آمدیم سفره دل خود را برای او باز کنیم و یقین داشته باشیم که تنها اوست که می تواند از حضیض به اوج رساند.
5ـ تأثیر مثبت ورزش و بازی را در تأمین نشاط جدّی بگیریم.
6ـ کار، حلاّل مشکلات و بزرگترین تفریح است بویژه کاری که مورد علاقه هم باشد.
ماکسیم کورگی می گوید: «کاری که رضایت بخش باشد، زندگی شاد می شود.»
7ـ اندوه گذشته و نگرانی آینده آفت نشاط و شادابی اند.
از جمله تعالیم مکتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ این است که مبادا اندوه گذشته و دلواپسی نسبت به آینده، شما را از تلاش و نشاط در زمان حال باز دارد. اگر انسان دائماً در صدد کسب چیزهایی که ندارد باشد به گونه ای که وضعیت فعلی خود را فدا سازد، باید بداند که این خواسته ها هیچگاه تمام نمی شود؛ ناگهان متوجه می شود که زندگی اش به آخر رسیده و از این دنیا هیچ بهره ای نبرده. دائماً به دیروز و فردا اندیشیدن انسان را بدبخت می کند.
بنابر این مواظب باشیم که دیروز و فردا امروزمان را تلخ و ناگوار نسازند.
8ـ کاری کنیم که گل لبخند و تبسم در باغ چهره مان پژمرده نشود.
یکی از خصوصیات مؤمنان راستین این است که غم و اندوهشان در اندرون آن هاست؛ امّا چهره آنان همواره و در هر شرایطی بشّاش و شادمان است.
سعی کنیم به مشکلات زندگی بخندیم و نگذاریم مغلوب مشکلات شویم. عصبانیت و بی تابی و نومیدی مشکل را حادّتر می کند.
9ـ سعی کنیم بذله گو و شوخ طبع باشیم.
اگر اهل مزاح و شوخی باشیم و البته مراقب باشیم که حریم ها و حرمت ها را نگهداریم. بزرگترین خدمت به خود و اطرافیان کرده ایم.
هم چنین در کتاب سنن النبی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ نقل شده است که: «هرگاه یکی از اصحاب رسول خدا اندوهگین بود، رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان می نمود.»[23]
10ـ سعی کنیم لباسهایی با رنگ روشن بپوشیم.
رنگ لباس بر روحیات انسان تأثیر بسزایی دارد. رنگهای روشن و شاد باعث انبساط خاطر می شود. نبی اکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بیشتر لباس های شان سپید رنگ بود. در روایات نیز بر پوشیدن لباس سفید تأکید شده و بر عکس ما را از پوشیدن لباس های تیره و سیاه بر حذر داشته اند. حضرت امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
«لباس سیاه نپوشید چرا که فرعون لباس سیاه می پوشید»[24]
11ـ سعی کنیم فرد وظیفه شناسی باشیم.
اگر در هر موقعیتی هر چه در توان داریم به کار بریم تا وظیفه خود را به بهترین وجه انجام دهیم از آرامش خاصی برخوردار خواهیم شد. هیچگاه دچار عذاب وجدان نمی شویم و اگر به هدف دست نیابیم خود را سرزنش نمی کنیم چرا که کوتاهی نکرده ایم.
موفقیت در کارها و رسیدن به هدف به عوامل زیادی بستگی دارد که بسیاری از آن ها از اختیار ما خارج است. قانون دنیا این نیست که هر چه اراده کنیم بتوانیم انجام دهیم.
خداوند نیز ما را مأمور به وظیفه نموده است نه مأمور به نتیجه و به نیت و تلاش ما پاداش می دهد نه چیز دیگر و همواره از هر کسی به اندازه توانش توقع دارد.
12ـ از تفریحات سالم و مسافرت غافل نشویم
انسان فرزند طبیعت است از دامان آن برخاسته و سر بر بالین آن می گذارد اولین مادر آدمی طبیعت است بدیهی است که در دامان او آرام گیرد. تفریحات سالم و طبیعی و مسافرت دو عامل نشاط و شادابی اند.
وجود شریف پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز می فرمایند: «مسافرت کنید تا سالم بمانید»[25]
13-سعی کنیم فرد قانعی باشیم و گرنه گرسنه از دنیا خواهیم رفت.
14- اهل دعا و یاد خدا باشیم و باور کنیم که آرامش واقعی تنها با یاد او حاصل می شود.
تذکر: برخی از خودکشی ها به دلیل بیماری های روانی شدید مثل سایکوزها و فشارهای روانی خیلی زیاد رخ می دهد در این هنگام انسان ظرفیت روانی اش بسیار پایین می آید بینش و آگاهی اش نسبت به افکار، هیجان ها و رفتارهایش بسیار کم می شود و رابطه اش با جهان بیرون قطع می شود و گاهی دچار هذیان ها و توهمات می شود. بهترین راهکار کمک از روان پزشک و متخصصان بالینی و حمایت افراد آگاه است.

[1] . علی اسلامی نسب، بحران خودکشی، تهران، فردوس، 1371، ص 95.
[2] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1362، ج10، ص 399.
[3] . محمد تقی مصباح یزدی، بر درگاه دوست، مؤسسه امام خمینی ـ رحمه الله ـ، 1376، ص 109.
[4] . سوره زمر/ 53.
[5] . ملا احمد نراقی، معراج السعاده، تهران، رشیدی، 1362، ص 89.
[6] . همان، ص 89.
[7] . میزان الحکمه، ج7، ص 422.
[8] . همان مأخذ.
[9] . سوره یوسف / 87.
[10] . میزان الحکمه، ج7، ص 231.
[11] . همان مدرک، ص 230.
[12] . همان مدرک، ص 232.
[13] . محسن فیض کاشانی، حقایق، علمیه اسلامیه، ج1، ص 160.
[14] . نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، حکمت 25.
[15] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج71، ص 60.
[16] . معراج السعاده، ص 508.
[17] . میزان الحکمه، ج5، ص 262.
[18] . بقره / 156.
[19] . میزان الحکمه، ج5، ص 442.
[20] . نساء / 79.
[21] . محمد تقی فلسفی، معاد، معارف اسلامی، 1360، ج2، ص 348.
[22] . طه / 124.
[23] . ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، قم، همسایه، 1377، ص 59.
[24] . همان، ص 61 به نقل از بحار الانوار، ج83، ص 248.
[25] . همان، ص 50.

راهکارهای رفع چشم زخم

راهکارهای رفع چشم زخم


در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.

چشم زخم در قرآن
سحر چشم
سحر و جادو از توانمندی‌های ذاتی بشر است و انسان‌ها می‌توانند به اعتدال ذاتی و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند.

در داستانی که قرآن درباره مردم بابل گزارش می‌کند به مسأله وجود سحر و تعلیم آن به کمک دو فرشته الهی به نام هاروت و ماروت اشاره می‌نماید. در این داستان که در سوره بقره آمده به خوبی تبیین و تحلیل می‌گردد که سحر و جادو قابل تعلیم و آموزش است و کارکردهای بسیاری دارد و می‌تواند امری مثبت و سازنده و یا منفی و زیان‌بار باشد.

انسان این استعداد و توانمندی را به طور ذاتی دارا می‌باشد که از عناصر فرامادی استفاده کند و یا ابزارهای مادی را در امور فرامادی به کار گیرد در مورد اخیر مراد آن است که شخص می‌تواند از امور مادی چون چشم برای امری معنوی مانند محبت و دشمنی بهره ببرد.

در داستان سحر جادوگران مصری و مبارزه ایشان با حضرت موسی(علیه السلام) این نکته مورد تاکید قرار می‌گیرد که سحر می‌تواند در چشم و تصرف در آن باشد. از این رو نفوذ جادوی ساحران فرعونی در چشم بنی اسرائیل بوده که موجب وحشت ایشان می‌شود. به این معنا که شخص می‌تواند با اعمالی، در چشم شخص تصرف کند و تأثیرات آن را در جان و روحش ببیند. بنابراین با حرکت طناب‌ها و ریسمان‌ها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان ایشان وحشت و ترس افکنده می‌شود. (اعراف آیه 116)

کافران مکه نیز در برابر معجزات پیامبر(صلی الله علیه وآله) مدعی بودند که چشمانش در برابر مشاهده گشایش درهای آسمان مسحور شدند و در حقیقت پیامبر در چشمان ایشان تصرف کرده تا نتوانند حقیقت و واقعیت را از خیال جدا کنند. (حجر آیه 14و 15)


به هر حال شکی نیست که انسان از توانایی خاص و خارق‌العاده ای برخوردار است که موجبات تصرفات فرامادی و فرا طبیعی را فراهم می‌آورد.

 چشم زخم
یکی از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است که اگر به گونه آسیب زا و زیان‌بار باشد از آن به چشم زخم یاد می‌شود. چشم زخم به معنای آسیبی است که چشم بد به کسی بزند. (فرهنگ فارسی ج1ص1290)


برخی مفسران به برخی از آیات در قرآن به این منظور تمسک کرده‌اند که یکی از این موارد آیات 51 و 52 سوره قلم ( و ان یکاد)  است که نظرات مفسران را به خود جلب کرده است. خداوند در این دو آیه می‌فرماید: و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند و می‌گفتند او واقعاً دیوانه‌ای است. حال آنکه [قرآن] جز تذکری برای جهانیان نیست.

از این آیه برخی معنای چشم زخم را برداشتند. اما عده‌ای دیگر آن را معنایی کنایی و شدت خشم تعبیر کرده‌اند. حتی برخی گفته‌اند که این آیه دلالت بر تضاد رفتاری کفار دارد، یعنی از طرفی با چشم‌های خود به اعجاز نگاه می‌کنند وقتی که قرآن برای آن‌ها خوانده می‌شود مجذوب می‌شوند و پشت سر پیامبر می‌گویند که پیامبر مجنون است.

قرآن در آیه 67 سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره می‌کند. در این آیه حضرت یعقوب(علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان می‌دهد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان ده‌گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می‌خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه‌های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند. (المیزان ج11 ص218) بنابراین می‌توان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است.(مجمع‌البیان ج5 و 6 ص380)

در حقیقت یعقوب(علیه السلام) از چشم زخم مصریان نسبت به فرزندانش دل نگران بود. هر چند که آن حضرت(علیه السلام) بر این نکته تأکید می‌ورزد که قدرت انسان‌های دارای چشم زخم به گونه‌ای است که او نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد مگر آن که اراده الهی به این تعلق گیرد که چشم زخم مردم در ایشان اثر نگذارد.(یوسف/67)

 مهم‌ترین آیه که درباره چشم زخم بدان اشاره می‌شود آیه 51 سوره قلم است که درباره پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) آمده است.


در این آیه آمده که کافران در تلاش بودند چشم زخمی به پیامبر(صلی الله علیه وآله) برسانند. آنان که از هر راهی تلاش می‌کردند تا آن حضرت را بکشند و یا دعوتش را به تعطیلی بکشانند از ساحران و جادوگران بهره گرفتند تا این کار را انجام دهند. از این رو خداوند می‌فرماید: و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر و یقولون انه لمجنون.

در این آیه دلیل آنان برای به کارگیری سحر و جادو و چشم زخم آن است که پیامبر را مجنون و جن زده می‌دانستند و این زمانی بود که ذکر یعنی قرآن را شنیده بودند و آن را شگفت انگیز می‌یافتند. گمان بردن به این که کلام آدمی نیست و می‌بایست کلام جنیان باشد و آنان هستند که وی را به بند کشیده و از زبان محمد(صلی الله علیه و آله) سخن می‌گویند. باعث شد تا با به کارگیری سحر و چشم زخم، تلاش کنند وی را بکشند و یا آسیبی به او وارد سازند تا جن تسخیرکننده نیز بمیرد و یا برود.

واژه زلق در لسان العرب به معنای لغزیدن است و زلق بابصار و لغزیدن به چشم یعنی این که تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامی که داری بلغزانند.(لسان العرب ج6ص70) این مقام همان مسئله ذکر حکیم و قرآن عظیمی بود که آنان را شگفت زده کرده بود و بهترین سخنوران و شاعران کافران در برابرش زانو به زمین زده بودند.

آیا قطعاً قرآن به مسئله چشم زخم اشاره کرده است؟
برای پاسخ به این سؤال  نمی‌توانیم جواب دقیقی بدهیم. برخی مفسران از برخی آیات اجمالاً به این نتیجه رسیده‌اند که به مسئله چشم زخم اشاره شده است.

غیر از قرآن ما منبع دیگری به عنوان روایات و احادیث هم داریم که برخی روایات مسئله چشم زخم را مورد اشاره قرار داده‌اند و بسیاری از دانشمندان امروزی هم معتقدند که برخی چشم‌ها از یک نیروی مغناطیسی خاصی برخوردارند که می‌تواند مثل اشعه لیزر عمل کند. این مسئله هم از نظر علم و هم نظر عقل قابل قبول است که نیروهای فوق‌العاده ای در برخی اعضای بدن هست که تأثیراتی اعمال می‌کند.
 
چشم زخم در روایات
از نگاه روایی نیز نه تنها منعی در این رابطه وجود ندارد، بلکه روایاتی وجود دارد که بر اساس آن می‌توان گفت مسئله چشم زخم تا حدی قابل قبول است، برای مثال واژه‌هایی مثل رقی به معنای تعویذ و نوشتن دعاهایی برای چشم زخم وجود دارد. واژه  حرز که هر معصومی برای خود حرز دارد.

در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.
 
دستوراتی برای رفع چشم زخم
ساده‌ترین دستور برای رفع چشم زخم خواندن سوره ناس و فلق است. در روایات آمده است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) این سوره‌ها را برای امام حسن و امام حسین به عنوان تعویذ قرائت می‌کرد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود است : اگر کسی از شما چیزی از برادرش او را متعجب ساخت سه بار  بگویید: ماشاء‌الله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. در برخی روایات گفته می‌شود که تکبیر بگویید تا تأثیر چشم زخم از بین برود.


البته نباید از این امر غافل شد که زیاده‌گویی ها در این مسئله بسیار است. در بین توده مردم برخی از این مباحث با خرافات عجین و موجب شده برخی اصل آن را هم انکار کنند.

اسفند دود کردن و استفاده از مهره‌های آبی برای دور کردن چشم زخم مبنای روایی ندارد، موضوعاتی است که توسط مردم به بحث اضافه شده است. همان‌طور که در احادیث و روایات آمده اصل تأثیر دعا برای دفع چشم زخم قابل انکار نیست، اما باز کردن دکانی برای نوشتن دعا و ادعای دعانویسی به هیچ وجه قابل قبول نیست، میدان دادن به این افراد نیز گناه محسوب می‌شود.

از دیگر روش‌هایی که قرآن در همین آیه بدان اشاره می‌کند پرهیز از کسانی است که دارای این قدرت هستند و نیز استفاده از شیوه‌هایی است که زمینه‌های چشم زخم را فراهم نمی‌آورد. ظاهر نشدن در برابر شور چشمان یکی از این راه‌هاست.خواندن سوره معوذتین به ویژه سوره فلق یکی دیگر از شیوه‌های پیشگیری و درمان است.

برخی گفته‌اند که آیه من شر حاسد اذا حسد، شامل عائن یعنی کسی که با چشم آسیب می‌رساند نیز می‌شود؛ زیرا چشم زخم گاه از حسادت نفسانی برمی خیزد. به این معنا که شخص هرگاه در دیگری نعمتی یافت و یا فراوانی نعمتی را مشاهده کرد از روی حسادت می‌کوشد تا آن نعمت از او سلب شود و با شور چشمی می‌کوشد تا آن را از میان بردارد.

علامه طباطبایی در المیزان می‌نویسد: چشم زخم نوعی از حسد نفسانی است که هنگام مشاهده چیزی که در نظر شور چشم، زیاد و تعجب انگیز است محقق می‌شود. (المیزان ج20 ، ص393)

اعمال ماه ذی الحجه

ادعيه، اعمال و فضائل ماه ذي‌الحجه

ماه «ذي‌الحجه‌» آخرين ماه « سال هجري قمري» است و ماهي است بسيار پربرکت. بزرگان دين هنگامي که اين ماه وارد مي‌شد، اهميت ويژه‌اي به عبادت در آن مي‌دادند. مخصوصا در دهه اول اين ماه.

هر ماه را بايد با توجه به خدا، ياد و ذکر او آغاز کرد و سلامت و موفقيت خود را در آن ماه از خداوند متعال طلب کرد. در همين زمينه اعمالي براي هر ماه، در کتب دعا نقل شده است که پيوند خلق با خالق را محکم مي‌کند، ياد خدا را در خاطره‌ها زنده نگه مي‌دارد، و انسان را در پناه قدرت لايزال او قرار مي‌دهد؛ به يقين اين توجه و دعا، سبب حل بسياري از مشکلات و دفع بلا‌ها و آفات خواهد شد.

در بعضي از روايات درباره ماه ذي‌الحجه آمده است، شب‌هاي ده‌گانه‌اي که قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد کرده است، شب‌هاي دهه اول اين ماه شريف است، و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.

خداوند در سوره حج (آيه 28) ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «ايام معلومات» گفته است که مومنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يکي از تفسيرهاي معروف «ايام معلومات» که در روايات نيز آمده است، 10 روز اول ذي‌الحجه است. بنابراين، هم شب‌هاي آن عزيز است و هم روزهاي آن.

در حديثي از رسول خدا (ص) مي‌خوانيم که عبادت و کار نيک در هيچ ايامي به اندازه اين ايام (10 روز اول ماه ذي‌الحجه) فضيلت ندارد.

افزون بر اين‌ها، هم صدا شدن با زوار خانه خدا در اين ماه، و ياد و خاطره مراسم با شکوه حج و معنويت و برکات آن، حال و هواي ديگري به انسان مي‌دهد، مخصوصا براي کساني که در سلک زوار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته‌اند، يا با ياد و خاطره آن ها همراهند.

وجود دو «عيد» مهم اسلامي عيد قربان (عيد اضحي) و عيد غدير ‌(عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاي عجيب و بسيار گران‌بهاي امام حسين (ع) در عرفات، شکوه و عظمت خاصي به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مومنان (مخصوصا جوانان پاک‌دل) از فضاي آکنده از معنويت اين ماه، غافل نشوند و در خودسازي و تهذيب نفس بکوشند که به پيشرفت‌هاي مهمي نائل مي‌شوند.

اعمال ماه ذي‌الحجه

اعمال اين ماه بر دو قسم است:

اول اعمالي که مشترک است ميان دهه اول، دوم اعمالي که مختص به ايام خاصي است.

اعمال مشترک دهه اول

1- امام صادق (ع) مي‌فرمايد: پدرم حضرت امام باقر(ع) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذي‌الحجه، هر شب ميان نماز مغرب و عشاء اين دو رکعت نماز را ترک مکن،‌ در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را مي‌خواني، پس از ‌آن اين آيه (آيه 142 سوره اعراف) را مي‌خواني:

وَ وَاعَدْنَا مُوسَي ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ.

با موسي 30 شب وعده کرديم، و آن را با 10 شب ديگر کامل نموديم، در نتيجه ميقات پروردگارش به 40 شب اتمام يافت و موسي‏ به برادرش هارون گفت: در ميان قوم من جانشينم باش، و اصلاح کن، و راه اهل فساد را پيروي مکن.

اگر چنين کني، در ثواب حاجيان، و اعمال حج آن‌ها شريک مي‌شوي.

2- روزه گرفتن در 9 روز اول. در روايتي از امام موسي کاظم (ع) نقل شده است که هر کس 9 روز اول ذي‌الحجه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براي او مي‌نويسد.

3- ابوحمزه ثمالي از امام صادق (ع) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اول تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب اين دعا را مي‌خواند:

اللَّهُمَّ هَذِهِ الْأَيَّامُ الَّتِي فَضَّلْتَهَا عَلَي الْأَيَّامِ وَ شَرَّفْتَهَا قَدْ بَلَّغْتَنِيهَا بِمَنِّکَ وَ رَحْمَتِکَ فَأَنْزِلْ عَلَيْنَا مِنْ بَرَکَاتِکَ وَ أَوْسِعْ عَلَيْنَا فِيهَا مِنْ نَعْمَائِکَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَهْدِيَنَا فِيهَا لِسَبِيلِ الْهُدَي وَ الْعَفَافِ وَ الْغِنَي وَ الْعَمَلِ فِيهَا بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ يَا مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوَي وَ يَا سَامِعَ کُلِّ نَجْوَي وَ يَا شَاهِدَ کُلِّ مَلَإٍ وَ يَا عَالِمَ کُلِّ خَفِيَّةٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَکْشِفَ عَنَّا فِيهَا الْبَلاءَ وَ تَسْتَجِيبَ لَنَا فِيهَا الدُّعَاءَ وَ تُقَوِّيَنَا فِيهَا وَ تُعِينَنَا وَ تُوَفِّقَنَا فِيهَا لِمَا تُحِبُّ رَبَّنَا وَ تَرْضَي وَ عَلَي مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا مِنْ طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ وَ أَهْلِ وِلايَتِکَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ،

خدايا اين روزها روزهايي است، که بر ساير روزها برتري و شرافت دادي و به لطف و رحمتت مرا به آنها رساندي، برکاتت را بر ما فرو فرست، و از نعمت‌هايت در اين روزها بر ما وسعت ده. خدايا از تو مي‏‌خواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و ما را در اين روزها به راه هدايت و پاکدامني و بي‏‌نيازي و عمل در آنها به آنچه مي‏‌پسندي و خشنود مي‏‌شود هدايت فرمايي، خدايا از تو درخواست مي‏‌کنم، اي جايگاه هر شکوايه، و اي شنواي هر راز و نياز، و اي حاضر در هر جمع، و اي داناي هر نهان، که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و در اين روزها بلا را از ما برگرداني، و دعايمان را مستجاب گرداني، و نيرويمان دهي و ياري‏مان نمايي، و به آنچه اي پروردگار ما دوست داري و خشنود مي‌‏شود موّفقمان بداري، و بر اموري که از طاعتت و طاعت رسولت و اهل ولايتت بر ما واجب نمودي توفيقمان دهي. خدايا از تو درخواست مي‏‌کنم اي مهربان‏ترين مهربانان، که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي،

وَ أَنْ تَهَبَ لَنَا فِيهَا الرِّضَا إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ وَ لا تَحْرِمْنَا خَيْرَ مَا تُنْزِلُ فِيهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ طَهِّرْنَا مِنَ الذُّنُوبِ يَا عَلامَ الْغُيُوبِ وَ أَوْجِبْ لَنَا فِيهَا دَارَ الْخُلُودِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتْرُکْ لَنَا فِيهَا ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا هَمّا إِلا فَرَّجْتَهُ وَ لا دَيْنا إِلا قَضَيْتَهُ وَ لا غَائِبا إِلا أَدَّيْتَهُ وَ لا حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِلا سَهَّلْتَهَا وَ يَسَّرْتَهَا إِنَّکَ عَلَي کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ يَا عَالِمَ الْخَفِيَّاتِ يَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَبَّ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ يَا مَنْ لا تَتَشَابَهُ عَلَيْهِ الْأَصْوَاتُ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا فِيهَا مِنْ عُتَقَائِکَ وَ طُلَقَائِکَ مِنَ النَّارِ وَ الْفَائِزِينَ بِجَنَّتِکَ وَ النَّاجِينَ بِرَحْمَتِکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ عَلَيهِم تَسليماً.

و خشنودي خود را در اين روزها به ما ارزاني کني، که به يقين‏ تو شنواي دعايي، و از خيري که در اين ايام از عالم بالا نازل مي‏‌کني، ما را محروم مساز و از گناهان ما را پاک ساز، اي داناي نهان‌ها، و در اين روزها خانه جاودان را بر ما واجب گردان. خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و گناهي را براي ما باقي بگذار جز آنکه‏ ببخشي، و نه اندوهي جز آنکه برطرف کني، و نه بدهي جز انکه بپردازي، و نه غايبي جز انکه به ما برساني، و نه حاجتي از حاجات دنيا و آخرت جز آنکه هموار و آسان نمايي، به يقين تو بر هر چيز توانايي. خدايا اي داناي‏ نهان، اي رحم‏ کننده به اشک‌هاي روان، اي اجابت‏ کننده دعاها، اي پروردگار زمين‌ها و آسمان‌ها، اي‏ آن‏که صداها بر او اشتباه نشود، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و ما را در اين روزها از آزادشدگان و رهاگشتگان از آتش، و رسيدگان به بهشت، و از نجات‏ يافتگان قرار ده به مهرباني‏ات اي مهربان‏ترين مهربانان، و درود خدا بر آقايمان محمّد و همه اهل بيتش.

4- آن پنج دعايي را بخواند که به فرموده امام باقر (ع) خداوند آن را به وسيله جبرئيل براي حضرت عيسي (ع) هديه فرستاد، تا در ايام اين دهه، آن‌ها را بخواند. آن پنج دعا چنين است:

(1) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَي کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ (2) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا (3) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ (4) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَي کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ (5) حَسْبِيَ اللَّهُ وَ کَفَي سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَيْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَي أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِي‏ءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَي.

(1)گواهي مي‌‏دهم که معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي‏ شريک است، فرمانروايي و سپاس براي اوست، خير تنها به دست اوست‏ و او بر هرچيز تواناست(2)گواهي مي‏‌دهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي‏ شريک است، يکتا و بي‏‌نياز است‏ همسر و فرزندي نگرفته است.(3)گواهي مي‏‌دهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي‏ شريک است، يکتا و بي‏‌نياز است‏ نه زاده و نه زاييده شده است، و برايش هيچ همتايي نيست.(4)گواهي مي‏‌دهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي‏ شريک است، فرمانروايي و سپاس براي اوست، زنده مي‏‌کند و مي‏‌ميراند و اوست زنده‏‌اي که نمي‏‌ميرد، خير تنها به دست اوست، و او بر هرچيز تواناست.(5)خدا مرا بس است و کفايت مي‏‌کند، خدا گوش فرا دهد براي آن‏که او را بخواند، وراي خدا نهايتي نيست، گواهي مي‏‌دهم براي‏ خدا به آنچه دعوت کرد، و خدا بيزار است از هرکه از او بيزاري جويد، و آخرت و دنيا از آن خداست.

سپس حضرت عيسي (ع) پاداش فراواني را براي 100 مرتبه خواندن اين پنج دعا ذکر فرمود. مرحوم «علامه مجلسي» گفته است: اگر کسي هر روز هر يک از اين پنج دعا را 10 مرتبه بخواند( که در مدت 10 روز هر کدام را 100 مرتبه خوانده است) به روايت عمل کرده است. البته اگر هر روز هر دعايي را 100 مرتبه بخواند بهتر است.

5- در هر روز، از اين دهه، اين تهليلات (لااله‌الا الله‌ها‌) را که از اميرالمومنين نقل شده است بخواند و اگر روزي 10 مرتبه بخواند بهتر است:

لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ اللَّيَالِي وَ الدُّهُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَ الشَّجَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ فِي اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ فِي‏ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الرِّيَاحِ فِي الْبَرَارِي وَ الصُّخُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنَ الْيَوْمِ إِلَي يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ.

معبودي جز خدا نيست به شمار شب‌ها و روزگاران، معبودي جز خدا نيست به شمار امواج درياها، معبودي جز خدا نيست، و رحمت او از آنچه گرد مي‏‌آورند بهتر است، معبودي جز خدا نيست، به شمار خارها و درختان، معبودي جز خدا نيست به شمار موها و کرک‌ها، معبودي جز خدا نيست به شمار سنگ‌ها و کلوخ‌ها، معبودي جز خدا نيست به شمار بهم‏ خوردن پلک‌ها، معبودي جز خدا نيست در شب چون سياهي بنمايد و در صبح چون سپيدي سر برآورد، معبودي جز خدا نيست به شمار بادها در صحراها و کوه‌ها، معبودي جز خدا نيست از امروز تا روز دميده شدن در صور.

اعمال مختص روز‌ها و شب‌هاي اين ماه

روز اول ماه: روز اول ماه ذي‌الحجه روز مبارکي است و براي آن اعمال چند نقل شده است:

1- روزه گرفتن. در روايتي از امام موسي بن جعفر (ع) نقل شده است که هر کس روز اول ماه ذي‌الحجه را روزه بگيرد، خداوند براي وي پاداش عظيمي را مي‌نويسد.

2- خواندن نماز حضرت فاطمه (ع). مرحوم «شيخ طوسي» فرموده است: مستحب است در اين روز، نماز حضرت فاطمه (ع) را بخواند و اين نماز چهار رکعت است (هر دو رکعت به يک سلام) و همانند نماز حضرت اميرالمومنين (ع) است در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد و 50 مرتبه سوره قل هو الله را بخواند و بعد از سلام تسبيح حضرت فاطمه (ع) را بگويد، آنگاه بخواند:

سُبْحَانَ ذِي الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ سُبْحَانَ ذِي الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ ذِي الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ سُبْحَانَ مَنْ يَرَي أَثَرَ النَّمْلَةِ فِي الصَّفَا سُبْحَانَ مَنْ يَرَي وَقْعَ الطَّيْرِ فِي الْهَوَاءِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَ لا هَکَذَا غَيْرُهُ

منزّه است آن داري عزّت بلندمرتبه شريف، منزّه است آن داراي عظمت بسيار با شکوه بزرگ، منزّه است‏ آن داراي فرمانروايي گرانمايه ازلي، منزّه است آن‏که جاي پاي مورچه را بر سنگ صاف بيند، منزّه است آن‏که چگونگي گذر پرنده را در هوا بيند، منزّه است آن‏که او چنين است، و جز او چنين نيست.

3- نيم ساعت قبل از ظهر، دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد و 10 مرتبه سوره «قل هو‌الله» و 10 مرتبه آيةالکرسي و 10 مرتبه سوره «انا انزلنا» را بخواند.

4- هر کس از ظالمي خوف داشته باشد در اين روز بگويد:

« حَسْبِي حَسْبِي حَسْبِي مِنْ سُؤَالِي عِلْمُکَ بِحَالِي

مرا کافي است، مرا کافي است، مرا کافي است، آگاهي تو به حالم از درخواست من.» تا خداوند او را از شر آن ظالم حفظ کند.

روز هشتم ماه: روز هشتم ذي‌الحجه را "ترويه" مي‌نامند و به روايت امام صادق(ع) روزه در آن، کفاره گناهان زيادي است.

تقويم اين ماه

اول ماه ذي‌الحجه: روز ولادت حضرت ابراهيم خليل (ع)، پيامبر بزرگ و بت شکن و بنا کننده خانه کعبه است.

همچنين بنا بر نقل «شيخ طوسي» اين روز، روز ازدواج اميرمومنان علي (ع) و حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا (س) (در سال دوم هجري ) است.

روز هفتم ماه ذي الحجه: وفات امام محمد باقر (ع) ( در سال 114) در چنين روزي واقع شده است.

روز هشتم ماه ذي‌الحجه: اين روز را روز« ترويه» مي‌نامند. «ترويه در لغت به معناي سيراب کردن، و آب ذخيره نمودن است». در سابق که در عرفات آب نبود، حجاج روز هشتم آب براي وقوف در عرفات در روز نهم از مکه با خود مي‌برند.

روز نهم ذي الحجه: روز عرفه است که روزي بسيار با فضيلت است و حاجيان آن روز را در صحراي عرفات به ياد خدا هستند، همچنين اين روز مصادف است با سال روز شهادت حضرت مسلم‌بن عقيل (ع) در شهر کوفه ( در سال 60 هجري قمري).

روز دهم ماه ذي‌الحجه:‌ روز عيد قربان است که از اعياد مهم اسلامي است.

روز پانزدهم ماه ذي‌الحجه: در چنين روزي ميلاد مسعود حضرت امام علي النقي (ع) در سال 212 هجري قمري واقع شده است.

روز هجدهم ماه ذي الحجه: روز عيد سعيد غدير، عيد ولايت و امامت، از اعياد مهم اسلامي است. آن روز پيامبر گرامي اسلام (ص) به فرمان خداوند، علي (ع) را به امامت و جانشيني خود منصوب کرد. اين واقعه در سال دهم هجري در سرزمين «خم» نزديکي مکه کنار غدير (برکه آبي) واقع شد. و لذا آن را عيد «غدير خم» مي‌نامند. مرحوم «علامه اميني» در کتاب شريف «الغدير» که در 11 جلد نوشته شده است، روايات فراواني را از طريق اهل سنت راجع به جريان غدير خم، نقل مي‌کند که جاي ترديدي براي هيچ فرد با انصافي باقي نمي‌گذارد.

روز بيست و چهارم ماه ذي الحجه: روز «مباهله» است، روزي است که رسول خدا (ص) با نصاراي نجران «مباهله» کرد، و پيش از آن که مباهله صورت گيرد مسيحيان نجران، پشيمان شده و از مباهله صرف نظر کردند. اين جريان در سال دهم هجري واقع شده است. ( داستان آن را در ذيل اعمال روز مباهله شرح خواهيم داد).

همچنين در اين روز حضرت اميرالمومنين علي (ع) در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد و آيه (انما وليکم الله و رسوله) در همين رابطه نازل شد.

روز بيست و پنجم ماه ذي الحجه: روز نزول سوره «هل اتي» است. پس از آن که حضرت علي (ع) حضرت فاطمه (ع)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و جناب فضه، براي اداي نذر خويش که براي شفاي امام حسن و امام حسين (ع) کرده بودند، سه روز روزه گرفتند و در روز اول غذاي افطار خود را به مسکين دادند و با آب افطار کردند و در روز دوم به يتيم و روز سوم به اسير دادند اين سوره در مدح آنان نازل شد.

اعمال مشترک اول هر ماه

1- هنگام رؤيت هلال دعايي را که در «صحيفه سجاديه» آمده است بخواند که بسيار پرمعناست:

أَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطِيعُ الدَّائِبُ السَّرِيعُ الْمُتَرَدِّدُ فِي مَنَازِلِ التَّقْدِيرِ الْمُتَصَرِّفُ فِي فَلَکِ التَّدْبِيرِ آمَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ وَ أَوْضَحَ بِکَ الْبُهَمَ وَ جَعَلَکَ آيَةً مِنْ آيَاتِ مُلْکِهِ وَ عَلامَةً مِنْ عَلامَاتِ سُلْطَانِهِ فَحَدَّ بِکَ الزَّمَانَ وَ امْتَهَنَکَ بِالْکَمَالِ وَ النُّقْصَانِ وَ الطُّلُوعِ وَ الْأُفُولِ وَ الْإِنَارَةِ وَ الْکُسُوفِ فِي کُلِّ ذَلِکَ أَنْتَ لَهُ مُطِيعٌ وَ إِلَي إِرَادَتِهِ سَرِيعٌ سُبْحَانَهُ مَا أَعْجَبَ مَا دَبَّرَ مِنْ أَمْرِکَ وَ أَلْطَفَ مَا صَنَعَ فِي شَأْنِکَ جَعَلَکَ مِفْتَاحَ شَهْرٍ حَادِثٍ لِأَمْرٍ حَادِثٍ فَأَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّکَ وَ خَالِقِي وَ خَالِقَکَ وَ مُقَدِّرِي وَ مُقَدِّرَکَ وَ مُصَوِّرِي وَ مُصَوِّرَکَ ،

اي آفريده فرمانبردار، رونده کوشا و شتابان، رفت‏ وآمد کننده در منزلگاه‌هاي معيّن، اي متصرف در چرخ‏ گردان تدبير، ايمان آوردم به آن کس ‏که با تو تاريکي‌ها را روشن کرد، و آنچه را که به سختي مي‏‌توان يافت آشکار ساخت و تو را نشانه‏‌اي از نشانه‏‌هاي چيرگي، و علامتي از علائم قدرت خود قرار داد، پس زمان را به تو محدود ساخت، و گاهي تو را به نقص و گاهي به کمال، و وقتي به طلوع، و زماني به غروب، و حالتي پر نور، و حالتي گرفته، مسخّر خويش نمود، تو در تمام اين حالات مسّخر اويي، و به سوي اراده‏‌اش‏ شتاباني، منزّه است او چه عجيب است تدبيري که در حق تو به کار برده، و چه دقيق است آنچه درباره تو انجام داده، تو را کليد ماهي‏ تو براي کارهايي نو ساخته، پس از پروردگار که پروردگار من‏ و توست، و آفريننده من‏ و توست، و مهار مقدّرات من‏ و تو در کف قدرت اوست، و صورتگر من و توست،

أَنْ يُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَکَ هِلالَ بَرَکَةٍ لا تَمْحَقُهَا الْأَيَّامُ وَ طَهَارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْآثَامُ هِلالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئَاتِ هِلالَ سَعْدٍ لا نَحْسَ فِيهِ وَ يُمْنٍ لا نَکَدَ مَعَهُ وَ يُسْرٍ لا يُمَازِجُهُ عُسْرٌ وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ هِلالَ أَمْنٍ وَ إِيمَانٍ وَ نِعْمَةٍ وَ إِحْسَانٍ وَ سَلامَةٍ وَ إِسْلامٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَي مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ،

مي‏‌خواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستد، و تو را ماه برکتي قرار دهد، که گذشت روزگاران آن را از بين نبرد و ماه پاکي که گناهان آن را آلوده نگرداند، هلال ايمني از آفات، و سلامتي‏ از زشتي‌ها، هلال خوش طالعي برکنار از بد يمني، و مبارکي بدون گرفتاري و آسايش بدون دشواري‏ و خير بدون شرّ،هلال ايمني و امان، و نعمت و احسان و سلامت و اسلام، خدايا بر محمّد و خاندانش درود فرست، و ما را از پسنديده‏‌ترين کساني قرار ده که اين ماه بر آنان طلوع کرده،

وَ أَزْکَي مَنْ نَظَرَ إِلَيْهِ وَ أَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِيهِ وَ وَفِّقْنَا اللَّهُمَّ فِيهِ لِلطَّاعَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ اعْصِمْنَا فِيهِ مِنَ الْآثَامِ وَ الْحَوْبَةِ وَ أَوْزِعْنَا فِيهِ شُکْرَ النِّعْمَةِ وَ أَلْبِسْنَا فِيهِ جُنَنَ الْعَافِيَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيْنَا بِاسْتِکْمَالِ طَاعَتِکَ فِيهِ الْمِنَّةَ إِنَّکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ الْحَمِيدُ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ وَ اجْعَلْ لَنَا فِيهِ عَوْنا مِنْکَ عَلَي مَا نَدَبْتَنَا إِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طَاعَتِکَ وَ تَقَبَّلْهَا إِنَّکَ الْأَکْرَمُ مِنْ کُلِّ کَرِيمٍ وَ الْأَرْحَمُ مِنْ کُلِّ رَحِيمٍ آمِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ

و پاکيزه‌‏ترين کساني‏ که به آنها نظر نموده، و خوشبخت‏‌ترين کساني‏ که در آن به بندگي تو گردن نهاده‏‌اند، و ما را در اين ماه توفيق توبه عنايت کن، و از گناه حفظ فرما، و از انجام نافرماني‏‌ات‏ بازدار، و اداي شکر نعمتت را به ما ارزاني کن، و لباس‌هاي عافيت را بر ما بپوشان، و به سبب انجام طاعت کامل، نعمتت را در اين ماه بر ما تمام کن، زيرا که تو بس بخشنده ستوده‏‌اي، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش، و براي ما از جانب خود در اين ماه مددي برسان، بر انجام آنچه ما را به آن خوانده‏‌اي از اطاعت واجبت، و آن را بپذير، همانا تو کريم‏‌تر از هر کريمي، و مهربان‏تر از هر مهرباني، آمين آمين اي پروردگار جهانيان.

2- خواندن هفت بار سوره «حمد».

3- خواندن نماز اول ماه در روز اول، و آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از «حمد»، سي مرتبه «قل هو الله احد» مي‌خواند( به عدد روزهاي ماه) و در رکعت دوم سي مرتبه «انا انزلنا»، و بعد از نماز صدقه‌اي در راه خدا مي‌دهد؛ ( و اگر مستحقي حاضر نيست، براي او کنار بگذارد) در بعضي از روايات اسلامي آمده است، هر کس چنين کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

در بعضي از احاديث آمده است:‌ بعد از نماز، اين دعا را ( که پرمعنا و پربرکت و مشتمل بر آيات گرانبها و مناسبي از قرآن مجيد است) بخواند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلا عَلَي اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِي کِتَابٍ مُبِينٍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ إِنْ يَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْکَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرا مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيلُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَي اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْدا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ

به نام خدا که رحمتش بسيار و مهرباني‏اش هميشگي است، هيچ جنبنده‌‏اي در زمين نيست، مگر اينکه روزي او بر خدا است و قرارگاه‏ و امانگاهش را خدا مي‏‌داند، همه اينها در کتابي روشن است.به نام خدا که رحمتش بسيار و مهرباني‏‌اش هميشگي است، اگر خدا به تو زياني رساند، جز او کسي برطرف‏ کننده آن نيست، و اگر خيري را براي تو بخواهد، فضل او را بازگرداننده‏‌اي نيست، آن را به هرکس از بندگانش‏ بخواهد مي‏‌رساند، و او آمرزنده و مهربان است. به نام خدا که رحمتش بسيار و مهرباني‏‌اش هميشگي است، خدا به زودي پس از دشواري آساني‏ قرار مي‏‌دهد، آنچه خدا خواست همان شود، نيرويي نيست مگر به خدا، خدا ما را بس است و نيکو کارگشايي است، کارم را به خدا وامي‏‌گذارم‏ که خدا بيناي به بندگان است، معبودي جز تو نيست، من از ستمکاران بودم، پروردگارا من به آنچه‏ از خير برايم فرود آري نيازمندم، پروردگارا مرا تنها مگذار، که تو بهترين وارثاني.

4- از اموري که بر آن تأکيد شده است، سه روز روزه گرفتن درهر ماه است. مرحوم «علامه مجلسي» در «زاد المعاد» مي‌گويد: مطابق مشهور، اين سه روز،‌ پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.

سنت است که همه ماه شعبان را روزه بدارد و در10 ماه ديگر، سه روز آن را، روزه بگيرد. و اگر اين سنت از او فوت شد، قضاي آن را بجاي آورد و حتي اگر در تابستان انجام آن دشوار باشد، در زمستان قضا نمايد.

در روايتي از امام صادق (ع) آمده است: « کسي که اين سه روز را روزه مي‌گيرد، مراقب باشد، با کسي جدال و تند خويي نکند و اگر نسبت به او خسارتي شد، درگذرد. و اگر در اين ايام روزه باشد و به منزل برادر مومني رفت و از او خواسته شد که افطار کند، اجابت دعوت مومن و افطار کردن، هفتاد برابر برتر است از روزه داشتن».

به هر حال سه روز روزه گرفتن در هر ماه ( به نحوي که گذشت) پاداش فراواني دارد و مورد تأکيد قرار گرفته است.

دوست خوب


دوست خوب از منظر قرآن

یکی از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یکدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست.

نکته‎ مهم در این میان، تأثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است که در آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، به این موضوع اشاره شده است.

در سوره فرقان خداوند حال برخی ظالمان را این‌گونه بیان می‎دارد: (روز قیامت) روزی است که می‎بینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را می‌گزد و (می‎گوید:ای‌کاش با فلان شخص دوست نمی‎شدم!

امیرالم?منان سلام الله علیه می‎فرماید: کسی که شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه کنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید که او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد.

مترادف واژه دوست، در قرآن کلماتی مثل صدیق، خلیل، خَلطاء، وَدَّ، ولی، اخوه آمده است.

قرآن مجید در یک قانون کلی همه م?منین را با هم دوست و برادر می داند، و انتظار دارد، نگاه م?منین به همدیگر از همین منظر باشد.

«إِنَّمَا الْمُ?ْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[1] پس با توجه به این آیه همة م?منین با همدیگر دوست و برادر هستند، و باید برای پیشرفت در امور دنیوی و اخروی خود کمک حال همدیگر باشند و اگر در انتخاب دوست دقت نکنیم، موجب افسوس در روز قیامت می شود. در قرآن از قول دوزخیان آمده:

«یا وَیلَتى لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»[2] ؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!

صحنه قیامت، صحنه ندامت و پشیمانی است و یکی از موارد حسرت خوردن انسانها در آن روز، تأسف بر انتخاب رفیق بد است، که او را از راه راست منحرف کرده است.

بدون شک عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست و تصمیم او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آنها همنشین و دوست و معاشر است، چرا که انسان خواه ناخواه تأثیرپذیر است و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد.[3]

در آیه ای دیگر از قرآن مجید به یکی از حالات دوستان بد و صفات زشتی که دارند، پرداخته می شود و اینکه فقط م?منین می تواند برای شما دوستان خوبی باشند.

تبدیل شدن دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز طبیعی است، چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می شمرد و تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا و هم در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی آنان خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می شود

«... وَ إِنَّ کثِیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِیلٌ ما هُمْ...»[4]

... بسیاری از دوستان و افرادی که با هم سر و کار دارند به یکدیگر ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، امّا عده آنان کم است.

آریآنها که در معاشرت و دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و آشنایان را بطور کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته باشند.[5]

آیة دیگر در رابطه با دوست، توصیفی از صحنه های قیامت است، که نشانگر حال دوستان در آن روز می باشد.

«الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ»[6]

دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.

بله تبدیل شدن دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز طبیعی است، چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می شمرد و تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا و هم در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی آنان خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می شود.[7]

آیه بعد باز نشانگر یک قانون کلی است، که م?منین در هیچ زمان و حالی دشمنان خدا و رسول او را دوست خود قرار نمی دهند.

«...لا تَجِدُ قَوْماً ی?ْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...»[8]

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند...

آری در یک دل دو محبت متضاد نمی گنجد و با ایمان واقعی و کسی است که با دوستانی رفاقت می کند که در خط خدا و رسول او باشند.
قرآن
 
خصوصیات یک دوست خوب از منظر قرآن

1- ایمان

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنْ الْحَقِّ ممتحنه/1 ؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت می‎کنید؛ در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‎اند.

2- احترام به مقدسات و مسائل دینی

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَإِذَا نَادَیتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا مائده/ 57ـ 58 ؛ای کسانی که ایمان آورده‎اید! افرادی که ایین شما را به باد استهزا و بازی می‌گیرند ـ از اهل کتاب و مشرکان ـ ولی خود انتخاب نکنید… آنها هنگامی که (اذان می‎گویید و مردم را) به نماز فرامی‎خوانید، آن را به مسخره و بازی می‎گیرند.  

3- راستگویی

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ توبه/ 119؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.

4- دوستی دوطرفه

اگر انسان قصد دوستی با کسی را دارد، باید ببیند که آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟

هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکُمْ آل‌عمران/ 119؛ شما کسانی هستید که آنها را دوست می‎دارید، اما آنها شما را دوست ندارند.

آری، اگر دوستی یک‌طرفه باشد، باعث ذلت و خواری می‎گردد و هرگز برای انسان سودمند نخواهد بود.

آنها که در معاشرت و دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و آشنایان را بطور کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته باشند

5- دو رو نبودن

وَإِذَا لَقُوکُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَیظِ آل‌عمران/ 119؛ و هنگامی که شما را ملاقات می‎کنند، (به دروغ) می‎گویند: ایمان آورده‎ایم، اما هنگامی که تنها می‎شوند، از شدتِ خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‎گزند.

6- خیر خواه بودن

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَایأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَاعَنِتُّمْ آل‌عمران/118؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید؛ آنها از هر گونه شر و فسادی درباره‎ شما کوتاهی نمی‎کنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید.

7- خوش اخلاق بودن

یکی از دستورهای دین مبین اسلام، خوش اخلاقی با دیگران است که جایگاه بسیار والایی را داراست. خوش اخلاقی ،هم دوستیها را پایدار می‎سازد و هم در جذب دیگران به سمت خود تأثیر فوق العاده‎ای دارد:

ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ فصلت/ 34؛بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی می‌کند، گویی دوستی گرم و صمیمی است.

در مقابل، تحمل نکردن دیگران و تندخو بودن، باعث می‎شود آنان از اطراف انسان پراکنده شوند؛ حتی اگر انسان، بهترین مخلوقات و پیامبر باشد:

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ آل‌عمران/ 159؛ به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (=مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‎شدند.

طب اسلامی

توصیه های تغذیه ای طب اسلامی برای فصل پاییز

طب اسلامی, توصیه های تغذیه ای, رژیم غذایی پاییز

با آغاز ۶ ماه دوم سال و سرد شدن تدریجی هوا، باید در رژیم غذایی نیز تغییراتی ایجاد کرد. در این زمینه ، حضرت امام رضا(ع) توصیه های بسیار ارزشمندی دارند که برای اطلاع بیشتر شما خوانندگان محترم با دکتر سیدسعید اسماعیلی پزشک و محقق طب اسلامی در این باره گفت وگویی کردیم. وی درباره تغییرات آب و هوا و لزوم توجه به رژیم غذایی توضیحاتی داده است که در ادامه می آید.

 این محقق طب اسلامی با اشاره به این که ماه اول پاییز «ایلول» نام دارد، می افزاید: در این ماه غلبه سودا زیاد می شود. زیرا باتوجه به این که سودا سرد و خشک است و طبع پاییز نیز سرد و خشک است، در افراد غلبه سودا بیشتر مشاهده می شود.

 برای جلوگیری از غلبه سودا و بیماری های ناشی از آن، حضرت امام رضا(ع) توصیه هایی دارند که از جمله آن استفاده از مسهل هاست. داروهایی که فرد استفاده می کند و به دنبال آن دچار اسهال می شود. وی می افزاید: ایجاد اسهال به منظور دفع ماده اضافه سوداست.

 از جمله این مسهل ها می توان به دم کرده افتیمون، استوقودوس و... اشاره کرد. خاکشیر اگر چه جزو مسهل ها نیست اما به رفع تدریجی سودا کمک می کند. استفاده از سنا و گل محمدی ( باتوجه به مزاج فرد وشرایط خاص مصرف) هم مفید است. البته باید به این نکته توجه کرد که افرادی که دچار یبوست هستند نباید از مسهل استفاده کنند.

 این افراد ابتدا باید از خوراکی های ملین استفاده کنند تا یبوستشان برطرف شود و سپس از مسهل استفاده کنند. توصیه بعدی استفاده از شیرینی های طبیعی است. بعضی از شیرینی ها گرم و تر و برخی گرم و خشک است که می تواند هم به دفع سودا کمک کند و هم گرمای لازم بدن را تامین کند تا از بیماری های ناشی از سردی مزاج جلوگیری شود.مصرف گوشت های معتدل مانند گوشت بره و بزغاله توصیه شده است اما باید از خوردن گوشت گاو که سودازاست،پرهیزشود.

خوراکی های خشک مانند غذاهای سرخ شده و کبابی مناسب این فصل نیست و مصرف آن باعث تشدید خشکی بدن می شود و علایمی مانند اگزما، بی خوابی، افزایش شک و وسواس به همراه دارد. با پرهیز از مصرف غذاهای خشک و مصرف به اندازه شیرینی های طبیعی، می توان از عوارض خشکی بدن کاست.

 همین طور توصیه می شود که در این ماه افراد از حمام رفتن زیاد اجتناب کنند؛ البته منظور گذشتگان از حمام چیزی شبیه سونای امروزی است که باعث تعریق بدن می شود. بنابراین اگر بخواهیم این توصیه را امروزه کاربردی کنیم باید بگوییم بهتر است در این فصل افراد کمتر به سونا بروند.در این ماه توصیه شده است از مصرف بعضی میوه ها به ویژه خربزه و خیار پرهیز شود.

 

توصیه کلی این است که هر میوه را در فصل خودش مصرف کنیم، از این رو مصرف میوه هایی که در سردخانه نگه داری می شود یا به شکل خاصی پرورش می یابد، یا از نقاط دیگر آورده می شود، برای سلامت مضر است.

 وی می افزاید: حضرت امام رضا(ع) توصیه می کنند که سردی ها را در فصل گرم و گرمی ها را در فصل سرد مصرف کرده و در فصل معتدل بهار و پاییز از غذای معتدل استفاده کنید.بنابراین نباید در فصل بهار و پاییز غذاهای خیلی گرم و خیلی سرد را مصرف کرد. وقتی وارد فصل زمستان شدیم، می توانیم میزان مصرف گرمی ها را افزایش دهیم.

 رعایت این نکات برای افراد مسن اهمیت بیشتری دارد؛زیرا با افزایش سن، مزاج سردتر می شود و پرهیز از مصرف سردی ها در فصل های سرد ضروری تر است. هر چند در سنین جوانی هم رعایت این نکات مهم است اما گاهی حرارت مزاجی جوانان این سردی را جبران می کند.

 بار دیگر بر این نکته تاکید می کنیم که باید از میوه های فصل استفاده شود. درپاییزدیگر فصل مصرف میوه های تابستانی گذشته و بهتر است از میوه هایی که در منطقه زندگی مان رویش پیدا می کند، استفاده کنیم و از مصرف میوه های سردخانه ای خودداری کنیم و نکته بعد اینکه اگر فعالیت بدنی و ورزشی در فصل سرد سال بیشتر شود، می تواند به بدن ما انرژی بیشتری برساند و سردی مزاج را کاهش دهد.

 به ویژه در فصل زمستان، ورزش متعادل رطوبت اضافه بدن را دفع می کند و کاهش این رطوبت در پیشگیری از بیماری های عفونی مانند سرماخوردگی، سینوزیت، عفونت گوش و... موثر است. هر چه رطوبت بیشتر باشد زمینه بروز این گونه عفونت ها افزایش پیدا می کند. در فصل های سرد سال، نوشیدن آب به ویژه آب سرد ناشتا مضر است و بهتر است از نوشیدنی هایی که طبع گرم تری دارد مانند شربت عسل استفاده کرد. همچنین مصرف دم نوش های گیاهی با طبع گرم مانند آویشن، بابونه و استوقودوس هم مفید است. افرادی که سوداوی هستند، می توانند در فصل پاییز از دم کرده گل گاوزبان استفاده کنند.

سقط جنین

دیه سقط جنین را به چه کسی بپردازیم؟

سقط جنین حرام و از گناهان کبیره است و مرتکب آن باید توبه کند و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد.


سۆال: آیا دیه سقط جنین عمدی باید به حاكم شرع پرداخت شود یا به وارث جنین؟


جواب: به وارث می‌رسد، و اگر كسی از ورثه مباشر سقط است به او نمی‌رسد. (استفتاثات امام (ره), ج3, ص478)


سۆال: همسر اینجانب پس از حامله شدن به فرزند پنجم با اصرار زیاد او و فشار زندگی در دوران طاغوت به كورتاژ كردن بچه دوماه و نیمه با علم, رضایت دادم خواهشمندم تكلیف ما را بیان فرمائید؟

جواب: از عمل خود توبه كنید و دیه بر عهده كسی است كه مباشر سقط جنین بوده است. (استفتاثات امام (ره), ج3, ص477)


سوال: آیا کشتن جنین در شکم حرام است؟ حکم آن، قبل و بعد از چهار ماهگی چیست؟ آیا فرد، قاتل حساب می شود و باید قصاص شود؟ در چه موقع این کشتن گناه محسوب می شود؟ و چه موقع باید دیه پرداخت؟ و چه موقع باید قصاص کرد؟ دیه را باید به چه کسی پرداخت؟

سقط جنین حرام و از گناهان کبیره است و مرتکب آن باید توبه کند و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد. دیه آن هم از قرار زیر می باشد:

جنین از وقتى که در رحم قرار مى‌ گیرد، به مدت 40 روز، نطفه است. و دیه اسقاط آن در این مدت 20 مثقال شرعى طلاى سکه ‌دار است که هر مثقال، هیجده نخود مى ‌باشد، پس از آن، 40 روز علقه یعنى خون بسته شده است و دیه آن 40 مثقال است، بعد، 40 روز مضغه یعنى پاره گوشتى است، که دیه آن 60 مثقال است.

 

(که مجموع چهار ماه مى ‌شود) پس از آن به صورت استخوان مى‌ شود. و دیه آن 80 مثقال است. بعد گوشت روییده و صورت‌بندى مى ‌شود، و دیه آن 100 مثقال است. و همین که روح در آن دمیده شد، چنانچه پسر باشد دیه او هزار مثقال و اگر دختر باشد 500 مثقال شرعى طلاى سکه ‌دار است. و در تمام این صور، اگر عوض هر یک مثقال طلا، ده درهم نقره بدهند کافى است و اگر زن حامله از روى عمد کارى کند که جنین او سقط شود باید دیه آن را به تفصیلى که بیان شد به وارث جنین بپردازد و خود او از این دیه ارث نمى‌برد، بلى چنانچه ورثه جنین، او را عفو کنند دیه ساقط مى ‌شود ولى در جنینى که روح دمیده شده، کفاره قتل بر او واجب است. (لنکرانى، محمد فاضل موحدى، جامع المسائل، ج‌1، ص 515‌)

اما در هر حال تا زنده به دنیا نیامده باشد مطلقاً قصاص ندارد.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
(استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی  (مد ظلهم العالی)، توسط سایت اسلام کوئست انجام گرفته است)

 حضرت آیة الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی):
سقط جنین شرعاً حرام است و در هیچ حالتى جایز نبوده و توبه جدى از آن لازم است و باید دیه سقط جنین پرداخت شود که ‏اگر علقه باشد دیه آن چهل دینار است و اگر مضغه باشد شصت دینار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد ‏دینار است و دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت مى‏شود ولى وارثى که مباشر سقط جنین بوده از آن، سهمى ‏ندارد.‏دینار شرعى معادل سکه طلا به وزن یک مثقال شرعى (6 /3 گرم) مى‌باشد و قیمت آن را مى‌توان از بازار بدست آورد.
 
حضرت آیة الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):
انداختن حَمْل پس از انعقاد نطفه ، جایز نیست و دیه وکفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد ، مگر این که باقى ماندن حمل براى مادر ضرر جانى داشته باشد ، یا مستلزم حرج شدیدى باشد که معمولاً تحمل نمى‏شود ، که در این صورت قبل از دمیدن روح و جان گرفتن جنین اسقاط آن جایز است، و بعد از آن مطلقاً جایز نیست . و اگر مادر حمل خود را بیاندازد ، دیه آن بر مادر واجب است ، و باید آن را به پدر یا دیگر ورثه‏ اش بپردازد .

 

و اگر پدر حمل را بیاندازد ، دیه‏اش بر او واجب است ، و باید آن را به مادر بپردازد . و اگر  پزشک این عمل را انجام دهد، دیه بر او واجب است ، مگر اینکه وارث ببخشد، هر چند اسقاط جنین به درخواست پدر و مادر باشد. و کافى است در دیه جنین پس از جان گرفتن آن پرداختن پنج هزار و دویست و پنجاه مثقال نقره ، اگر جنین پسر باشد، و نصف این مقدار اگر دختر باشد. و ـ بنابر احتیاط واجب ـ دیه جنینى که در رحم بمیرد نیز همین مقدار است .

 

و اگر جنین جان نداشته باشد در صورتى که نطفه باشد کافى است در دیه آن یکصد و پنج مثقال نقره و اگر خون بسته باشد دویست و ده مثقال ، و اگر گوشت باشد سیصد و پانزده مثقال ، و اگر استخوان داشته باشد چهارصد و بیست مثقال ، و اگر اعضا و جوارحش کامل باشند پانصد و بیست و پنج مثقال . و ـ بنابر احتیاط واجب ـ فرقى بین پسر و دختر در فرض جان نداشتن نیست .و دمیده شدن روح در نطفه در ماه چهارم است مگر اینکه توسط دستگاه های جدید غیر از آن ثابت گردد.

 حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):
اسقاط جنین حرام است، ولى هرگاه جنین در مراحل ابتدایى باشد، و به صورت انسان کامل در نیامده باشد، و باقیماندن جنین در آن حالت و سپس تولّد ناقص آن به تصدیق اهل اطّلاع متدیّن باعث عسر و حرج شدید براى پدر و مادر گردد، پایان دادن به حاملگى جایز است، و احتیاطاً باید دیه را بدهند و دیه جنین بر کسانی است که در سقط دست داشته اند، و چنانچه مادر با میل و اختیار، خود را در اختیار طبیب قرار داده که سقط کند نیمی از دیه بر عهده اوست، و باید علاوه بر پرداخت دیه از گناه بزرگی که مرتکب شده اند بطور جدی توبه کنند و با اعمال نیک آینده گذشته را جبران نمایند و توجه داشته باشید جنین قبل از آن که روح در آن دمیده شود دارای پنج مرحله است، نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم، و دیه آن بنابر احتیاط واجب به شرح زیر است: در بیست روز اوّل (که نطفه است) 15 مثقال معمولی طلا، و در بیست روز دوّم (که علقه است) 30مثقال، و در بیست روز سوّم (که مضغه است) 45 مثقال، و در بیست روز چهارم (که عظام است) 60 مثقال، و در بیست روز پنجم ( که لحم است) قبل از آن که خلقت جنین کامل شود و در شکم مادر به حرکت درآید 75 مثقال، و پس از دمیدن روح در پسر دیه کامل، و در دختر نصف دیه کامل تعلّق می گیرد.

 حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
کشتن جنین مطلقا حرام است و دیه دارد که به وارث او در صورتی که سبب سقط نباشند می رسد و چنانچه ولوج روح هم شده باشد(جنین روح داشته باشد) کفاره هم دارد ولی تا زنده به دنیا نیامده باشد مطلقاً قصاص ندارد.

مخصوص خواستگارها و بی خواستگارها

سوره‌ای مخصوص خواستگارها و بی‌خواستگارها

این سوره به ترتیب مصحف بیستمین سوره و به ترتیب نزول پنجمین سوره قرآن است، در مکه نازل شده و از سور مکی به شمار می‌آید. این سوره 135 آیه دارد و از نظر حجم از سوره‌های «مئون» (صد آیه‌ای و متوسط) قرآن محسوب می‌شود. سوره طه همانند سایر سوره‌های مکی درباره مبداء و معاد و بخشی از سرگذشت پیامبران پیشین همچون حضرت موسی علیه‌السلام و حضرت آدم علیه‌السلام سخن است. این سوره نیز همانند سایر سوره‌های مکّی، بیشتر سخن از «مبدأ و» معاد می‌گوید.

علت نام‌گذاری

این سوره با حروف مقطعه (طا و هاء) آغاز شده (یازدهمین سوره‌ای است که حروف مقطعه‌دار آغاز شده) و به همین دلیل طاها نام دارد. نام دیگر سوره طه (طاها) «کلیم» است؛ چون در آن درباره حضرت موسی علیه السلام و چگونگی گفت‌وگویش با خداوند سخن گفته شده است.

محتویات سوره

بخش اول: اشاره کوتاهی به عظمت قرآن و بخشی از صفات جلال و جمال پروردگار است.

و در بخش دوم: که بیش از هشتاد آیه را در بر می‌گیرد از داستان موسی (ع) سخن می‌گوید.

در سومین بخش: در باره معاد و قسمتی از خصوصیات رستاخیز سخن می‌گوید.

در بخش چهارم: سخن از قرآن و عظمت آن است.

و در بخش پنجم: سر گذشت آدم و حوّا را در بهشت و سپس ماجرای وسوسه ابلیس و سر انجام هبوط آن‌ها را در زمین، توصیف می‌کند.

و بالاخره در آخرین قسمت، نصیحت و اندرزهای بیدار کننده‌ای، برای همه مۆمنان بیان می‌دارد.

امام موسی کاظم علیه السلام: هر کس در سفر باشد و از دزدان و حیوانات وحشی خوف و وحشت دارد، برای این کار بر گردن حیوانش «لا تخاف درکاً و لا تخشی» سوره طه را بنویسد، پس به درستی که به اذن خداوند متعال ایمن می‌شود

ثواب قرائت سوره

در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و سلم نقل شده: «به کسی که سوره طه را قرائت کند، در روز قیامت ثواب همه مهاجران و انصار اعطا می‌شود.»

همچنین از ایشان روایت شده که فرمودند: «خداوند تعالی دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدم علیه السلام، سوره» یس و طه را قرائت فرمود، هنگامی که فرشتگان الهی آن را شنیدند گفتند: خوشا به حال امتی که این سوره‌ها بر آن‌ها نازل شده است و خوشا به حال کسانی که این سوره‌ها را درون خود جای داده‌اند و خوشا به حال کسانی که زبانشان به تلاوت این سوره‌ها مترنم است.

از اسحق بن عمار روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «خواندن سوره طه را ترک نکنید زیرا خداوند ان را دوست می‌دارد و هرکس آن را بخواند او را نیز دوست خواهد داشت و هر که به خواندن آن مداومت کند خداوند در روز قیامت نامه عملش را به دست راست او دهد و از کردار او در اسلام حساب سخت نکشد و آنقدر به او پاداش عطا فرماید تا خشنود گردد.»

فوائد تلاوت سوره

گرفتن جواب مثبت در خواستگاری

از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده: هر کس سوره (طه) را بنویسد و در پارچه سبزی قرار داده و به خواستگاری برود، خواستگاری‌اش رد نمی‌شود و حاجتش برآورده می‌شود ...

آسان شدن ازدواج

روایت از امام صادق علیه السلام: هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمی‌دهند سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان می‌کند.

جهت برآورده شدن حاجات بزرگ

به جهت مطالب عظیم و بزرگ صد بار بگوید «طه» و یک بار سوره «قل هو الله احد» را بخواند و باز صد مرتبه بگوید «طه» و یک مرتبه سوره «قل هو الله» را بخواند تا هفت بار این را تکرار کند، همین که هفت مرتبه «توحید» و هشتصد بار «طه» تمام شد بعد از آن 17 بار سوره «قل هو الله احد» را تا آخر بخواند، خداوند مطلب و حاجت او را براورده می‌کند و بی شک عمل خواهد شد. این از مجربات است و آزموده شده است.

ترس از دزدان و حیوانات درنده

نقل از امام موسی کاظم علیه السلام: هر کس در سفر باشد و از دزدان و حیوانات وحشی خوف و وحشت دارد، برای این کار بر گردن حیوانش «لا تخاف درکاً و لا تخشی» سوره طه را بنویسد، پس به درستی که به اذن خداوند متعال ایمن می‌شود.

بهبود بیماری‌های دهان

به جهت هر گونه درد دهان آیات [5-1] را بنویسد و با خود دارد.

راههای تقویت حافظه

راههای تقویت حافظه دانش آموزان

اشکان با ناراحتی رو به مادرش گفت: "آخه یادم نمی مونه، كاش با یك بار خوندن، مطلب رو می فهمیدم و فراموش نمی كردم. می دونم حافظه ام مشکل داره." و مادرش به این فکر می کرد که چه راه کاری برای قوی تر شدن حافظه وی فراهم سازد؟ کلی کتاب در این باره تهیه و کلی یادداشت برداری کرد و از خود پرسید:"چرا برخی در یادآوری اطلاعات مشکل دارن؟ چگونه می‌توان حافظه‌ رو تقویت کرد؟ چرا حافظه ما همواره یکسان عمل نمی کنه و بعضی افراد حافظه بهتری دارن؟"

 آری، اگر چون اشکان یقین داشته باشید که برخی افراد حافظه قوی دارند و بعضی دیگر ضعیف، سخت در اشتباه هستید. باید بدانید که همه حافظه نیرومند دارند؛ اما مشکل این است که افراد نمی‌دانند چگونه از قدرت حافظه خویش استفاده کنند؟ حافظه خوب، به جز در موارد استثنایی، هدیه خاص برای افراد خاص نیست، بلکه اکثراً محصول تلاش آگاهانه و سازمان یافته هر فرد است که از نیاز به دانستن و یادآوردن، ناشی می شود.

 با کمی تمرین و مقداری آگاهی کلی از عواملی که در ایجاد یک حافظه بهتر موثرند، به نتایج مثبتی می توان دست یافت. مطالعه از شیوه های یادگیری كلامی می باشد كه در كنار شكل گفتاری قرار دارد. هر یك از این دو شیوه، مهم ترین شیوه های كسب و انتقال اطلاعات به حافظه می باشند كه حس شنوایی در شكل گفتاری و حس بینایی در شكل نوشتاری یادگیری كلامی، امر كسب اطلاعات را به عهده دارند.


تحقیقات نشان می دهد، بیشترین بازدهی در مطالعه بر مبنای یادداشت برداری حاصل می شود. یادداشت برداری بر اساس استخراج و چگونگی تنظیم نكات كلیدی، بازدهی زیادی به دنبال دارد. اگر ضعفی در حافظه خویش احساس می‌کنید، به علت عدم به کارگیریش بدانید؛ چون انسان قادر است حافظه و ظرفیت آن را تقویت کند.

 همان طور که با ورزش کردن قوای جسمانی افزایش می‌ یابد،  می توان برای دستیابی به حافظه بهتر آن را ورزش داد. اگر حافظه را ورزش دهید و تقویت کنید نیرومند می‌شود؛ اما در غیراین صورت، ناتوان می‌ گردد. حافظه چون کودکی است که هیچ گاه نباید به حال خود رهایش کرد و اگر به آن توجه نداشته باشید، ضعیف می شود. حافظه این توانایی را دارد که هر روز نیرومند‌تر از روز قبل شود و این سیر پایان و انتهایی ندارد. بنابراین با تقویت حافظه علاوه بر قوی شدن آن، میزان تمرکز و استدلال خود را هم افزایش ‌دهید.
 
تقویت حافظه:
برای تقویت حافظه تمرکز حواس داشته باشید. تمرکز، یعنی توجه، دقت اختصاصی و منحصر به فرد، درباره یک شی‏ء، یک هدف، یا یک موضوع.از راه‌های مفید در تقویت حافظه و ورزش دادن آن، حفظ کلمات (خواندن موثر) است.

خوب مشاهده کردن هم کمک بزرگی می کند. آیا تابه حال اندیشیده اید که چرا به سادگی نقشه ایتالیا را به خاطر می‏آورید؛ اما به دشواری می‏توانید شکل سرزمین‏های انگلیس یا فنلاند را به یاد آورید؟ جواب اینست که از کودکی آموخته اید ایتالیا شبیه یک چکمه است. یادتان باشد که از قدرت تصویر ذهنی خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان حافظه می‏گویند: هر چه به تصویر درآید، به سادگی در خاطر سپرده می‏شود.
 
شنیدن نیز موثرمی باشد، وقتی پای صحبت های افراد مطلع می نشینید کلماتی را که به کار می‌برند بر شما ملموس خواهد بود و توانایی درک مطالب گفته شده را پیدا می‌کنید. هرقدر با لغات و واژگان ادبی بیشتری آشنا شوید، قدرت و توانایی نوشتاری بالاتری پیدا می‌کنید. آن گاه قادر به درک مقالات، متون ادبی، نوشته‌های ارزشمند هستید و مطالعات شما صرف خواندن متون ساده و ابتدایی نخواهد بود (خواندن مۆثر یعنی تلاش برای تبدیل واژه‌ها به اندیشه‌ها و افکار). حتی می توانید دفتر یادداشتی تهیه کنید و از مطالبی که معمولاً فراموش می‏کنید، فهرست برداری نمایید.
 
سۆال کنید؛ با سۆال کردن، شروع به فکر کردن می‏کنید.
 
همچنان که پیامبر( ص) دراین باره می فرمایند:
دانش گنجینه ‏هایى دارد و كـلـیدهاى آن پرسش است؛ پس ، خدایتان رحمت كند، بپرسید ، كه با این كار چهار نفر اجر مى ‏یابند: پرسشگر ، پاسخگو ، شنونده و دوستدار آنان .(تحف العقول : 41 منتخب میزان الحكمة : 260)
 
امام صادق(ع) نیزمی فرماید: حكایت و بدبختى مردم براى اینست كه نمى‏پرسند. (كافى، ج‏1، ص‏40)
 
بنابراین مطالبی را که ممکن است فراموش کنید، به صورت سۆال در آورید و در طول روز چندین بار آن سۆال را خود بپرسید. مسائل، با ایجاد سۆال در ذهن شما حک می‏شوند و تصویر سۆال، نا خود آگاه با تصویر پاسخ آن، حالت تداعی پیدا می‏کنند. احتمالاً سۆالاتی هستند که با این روش به آسانی پاسخ آن ها را به خاطر نمی‏آورید و باید توجه خاصی به خرج دهید.از دیگران بخواهید که سۆالاتی را که احتمالاً پاسخ آن ها را فراموش می‏کنید، از شما بپرسند. با تکرار این تمرین، شما بر نقاط ضعف حافظه خود تسلط پیدا می‏کنید و فرا می‏گیرید که همیشه آماده پاسخ به هر سۆالی باشید. در نتیجه ذهنتا ن مطلب مورد نظر را به صورت آماده باش نگه می‏دارد تا آرام آرام آن مطلب به دانسته‏های دائم شما اضافه گردد.
 
مطالب را با هدف یافتن پاسخ‏های معین برای پرسش‏های معین بخوانید و تداعی معانی آگاهانه داشته باشید.تداعی معانی کاملا در کنترل اراده و خواست شماست، همان نیروی اتصالی که حافظه را بیدار و تربیت می‏کند؛ پس ارتباط میان معانی برقرار نمایید.

 

فرض کنید می‏خواهید معنای کلمه New را به خاطر بسپارید؛ در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو می‏افتید. نو و تازه، معنای کاملاً نزدیک به جدید، یعنی کلمه New دارد. سپس شما با نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه می‏افتید.
 
مصرف مواد قندی را كاهش دهید چرا که مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. تغذیه مناسب داشته باشید، از گندم سبوس دار استفاده نمایید و شب‌ها غذای سبك بخورید. غذا و سبزیجات غنی از ویتامین ب كمپلكس رامصرف كنید؛ این ویتامین تقویت كننده حافظه است.  برای همین به نظر می رسد که کندر می تواند دارای تاثیری مثبت بر روند تکامل مغز  و احتمالا شکل گیری مناسب درخت های دندریتی، اکسون ها و برقراری ارتباطات صحیح بین آنها شود.
 
خوب بخوابید

کودکانی که دارای خواب منظم هستند در یادگیری زبان، خواندن و حل مسائل ریاضی نسبت به کودکانی که در ساعات متفاوتی به رخت خواب می‌روند موفق‌تر هستند. دانشمندان مرکز SRI International ( موسسه تحقیقات آمریکایی در کالیفرنیا) متوجه شدند، هر چه فرد زودتر به رخت‌خواب برود به همان میزان در مدرسه موفق‌تر خواهد بود.
 
-ذهن خود را ورزش دهید

شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز همچون ورزش هستند. استرس رااز خوددور نمایید؛ خنده نیزبرای مغز شما خوب است پس زمانی را نیزبه تفریح با دوستان اختصاص دهید.

   تقویت حافظه دانش آموزان در آموزه‏ های اسلامی:
  پرخوری قوای عقلی را ضعیف می‏کند و کم خوری یکی از راه‏های زیاد شدن حافظه است. همچنان که زیاد از حد آب خوردن و بدون احساس نیاز آب نوشیدن، موجب کندی ذهن می‏شود. 


 مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد می‏نماید و بی توجهی نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضی می‏گردد که سبب فراموشی و کند ذهنی می شود.


 شست‏وشوی بینی یا استنشاق آب، یکی از راه‏های تقویت و گشایش حافظه می باشد. بدیهی است که اصلاح وضعیت تنفسی و رسیدن اکسیژن کافی به مغز، قدرت قوای ذهنی را افزایش می‏دهد.


 حجامت در محل متعارف آن یعنی میان دو کتف، یکی از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز می‏افزاید. جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایی اجزای خون که با حجامت حاصل می‏گردد با خون رسانی صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزی، رابطه نزدیکی وجود دارد.


خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشی است.


 مویز، کندر، سیب، انار، به، سرکه، بادام و پسته، پیاز و سیر، شیر گوسفند و فلفل سیاه برای تقویت حافظه، مفید هستند.

امیدواریم با رعایت تمام این نکات، که منجر به انجام فعالیت های ذهنی و به کارگیری حافظه خواهد شد؛ کودک حافظه خویش را به درستی پرورش دهید.