خودکشی
|
|
در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه
وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و
پیامبر میفرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای
دفع شر چشم را نوشته است. در نهجالبلاغه آمده است که العین حق والرقی حق
چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.
چشم زخم در قرآن
سحر چشم
سحر
و جادو از توانمندیهای ذاتی بشر است و انسانها میتوانند به اعتدال ذاتی
و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و
پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند.
در
داستانی که قرآن درباره مردم بابل گزارش میکند به مسأله وجود سحر و تعلیم
آن به کمک دو فرشته الهی به نام هاروت و ماروت اشاره مینماید. در این
داستان که در سوره بقره آمده به خوبی تبیین و تحلیل میگردد که سحر و جادو
قابل تعلیم و آموزش است و کارکردهای بسیاری دارد و میتواند امری مثبت و
سازنده و یا منفی و زیانبار باشد.
انسان این استعداد و توانمندی را
به طور ذاتی دارا میباشد که از عناصر فرامادی استفاده کند و یا ابزارهای
مادی را در امور فرامادی به کار گیرد در مورد اخیر مراد آن است که شخص
میتواند از امور مادی چون چشم برای امری معنوی مانند محبت و دشمنی بهره
ببرد.
در داستان سحر جادوگران مصری و مبارزه ایشان با حضرت
موسی(علیه السلام) این نکته مورد تاکید قرار میگیرد که سحر میتواند در
چشم و تصرف در آن باشد. از این رو نفوذ جادوی ساحران فرعونی در چشم بنی
اسرائیل بوده که موجب وحشت ایشان میشود. به این معنا که شخص میتواند با
اعمالی، در چشم شخص تصرف کند و تأثیرات آن را در جان و روحش ببیند.
بنابراین با حرکت طنابها و ریسمانها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان
ایشان وحشت و ترس افکنده میشود. (اعراف آیه 116)
کافران مکه نیز در
برابر معجزات پیامبر(صلی الله علیه وآله) مدعی بودند که چشمانش در برابر
مشاهده گشایش درهای آسمان مسحور شدند و در حقیقت پیامبر در چشمان ایشان
تصرف کرده تا نتوانند حقیقت و واقعیت را از خیال جدا کنند. (حجر آیه 14و
15)
به هر حال شکی نیست که انسان از توانایی خاص و خارقالعاده ای برخوردار است که موجبات تصرفات فرامادی و فرا طبیعی را فراهم میآورد.
چشم زخم
یکی
از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است که اگر به گونه آسیب زا و زیانبار
باشد از آن به چشم زخم یاد میشود. چشم زخم به معنای آسیبی است که چشم بد
به کسی بزند. (فرهنگ فارسی ج1ص1290)
برخی مفسران به برخی از آیات در قرآن
به این منظور تمسک کردهاند که یکی از این موارد آیات 51 و 52 سوره قلم ( و
ان یکاد) است که نظرات مفسران را به خود جلب کرده است. خداوند در این دو
آیه میفرماید: و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که
تو را چشم بزنند و میگفتند او واقعاً دیوانهای است. حال آنکه [قرآن] جز
تذکری برای جهانیان نیست.
از این آیه برخی معنای چشم زخم را
برداشتند. اما عدهای دیگر آن را معنایی کنایی و شدت خشم تعبیر کردهاند.
حتی برخی گفتهاند که این آیه دلالت بر تضاد رفتاری کفار دارد، یعنی از
طرفی با چشمهای خود به اعجاز نگاه میکنند وقتی که قرآن برای آنها خوانده
میشود مجذوب میشوند و پشت سر پیامبر میگویند که پیامبر مجنون است.
قرآن
در آیه 67 سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره میکند. در این آیه
حضرت یعقوب(علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان میدهد که هنگام ورود به
مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان دهگانه ایشان
افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان میخواهد برای در امان ماندن
از چشم زخم مردم مصر از دروازههای متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند.
(المیزان ج11 ص218) بنابراین میتوان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در
بینش و نگرش قرآنی است.(مجمعالبیان ج5 و 6 ص380)
در حقیقت
یعقوب(علیه السلام) از چشم زخم مصریان نسبت به فرزندانش دل نگران بود. هر
چند که آن حضرت(علیه السلام) بر این نکته تأکید میورزد که قدرت انسانهای
دارای چشم زخم به گونهای است که او نمیتواند جلوی آنها را بگیرد مگر آن
که اراده الهی به این تعلق گیرد که چشم زخم مردم در ایشان اثر
نگذارد.(یوسف/67)
مهمترین آیه که درباره چشم زخم بدان اشاره میشود آیه 51 سوره قلم است که درباره پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) آمده است.
در این آیه آمده که کافران در تلاش
بودند چشم زخمی به پیامبر(صلی الله علیه وآله) برسانند. آنان که از هر راهی
تلاش میکردند تا آن حضرت را بکشند و یا دعوتش را به تعطیلی بکشانند از
ساحران و جادوگران بهره گرفتند تا این کار را انجام دهند. از این رو خداوند
میفرماید: و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر و
یقولون انه لمجنون.
در این آیه دلیل آنان برای به کارگیری سحر و
جادو و چشم زخم آن است که پیامبر را مجنون و جن زده میدانستند و این زمانی
بود که ذکر یعنی قرآن را شنیده بودند و آن را شگفت انگیز مییافتند. گمان
بردن به این که کلام آدمی نیست و میبایست کلام جنیان باشد و آنان هستند که
وی را به بند کشیده و از زبان محمد(صلی الله علیه و آله) سخن میگویند.
باعث شد تا با به کارگیری سحر و چشم زخم، تلاش کنند وی را بکشند و یا آسیبی
به او وارد سازند تا جن تسخیرکننده نیز بمیرد و یا برود.
واژه
زلق در لسان العرب به معنای لغزیدن است و زلق بابصار و لغزیدن به چشم یعنی
این که تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامی که داری
بلغزانند.(لسان العرب ج6ص70) این مقام همان مسئله ذکر حکیم و قرآن عظیمی
بود که آنان را شگفت زده کرده بود و بهترین سخنوران و شاعران کافران در
برابرش زانو به زمین زده بودند.
آیا قطعاً قرآن به مسئله چشم زخم اشاره کرده است؟
برای
پاسخ به این سؤال نمیتوانیم جواب دقیقی بدهیم. برخی مفسران از برخی آیات
اجمالاً به این نتیجه رسیدهاند که به مسئله چشم زخم اشاره شده است.
غیر
از قرآن ما منبع دیگری به عنوان روایات و احادیث هم داریم که برخی روایات
مسئله چشم زخم را مورد اشاره قرار دادهاند و بسیاری از دانشمندان امروزی
هم معتقدند که برخی چشمها از یک نیروی مغناطیسی خاصی برخوردارند که
میتواند مثل اشعه لیزر عمل کند. این مسئله هم از نظر علم و هم نظر عقل
قابل قبول است که نیروهای فوقالعاده ای در برخی اعضای بدن هست که تأثیراتی
اعمال میکند.
چشم زخم در روایات
از
نگاه روایی نیز نه تنها منعی در این رابطه وجود ندارد، بلکه روایاتی وجود
دارد که بر اساس آن میتوان گفت مسئله چشم زخم تا حدی قابل قبول است، برای
مثال واژههایی مثل رقی به معنای تعویذ و نوشتن دعاهایی برای چشم زخم وجود
دارد. واژه حرز که هر معصومی برای خود حرز دارد.
در روایات آمده که
پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین
دعایی نوشته است و پیامبر میفرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز
همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهجالبلاغه آمده است که
العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.
دستوراتی برای رفع چشم زخم
سادهترین
دستور برای رفع چشم زخم خواندن سوره ناس و فلق است. در روایات آمده است که
پیغمبر(صلی الله علیه وآله) این سورهها را برای امام حسن و امام حسین به
عنوان تعویذ قرائت میکرد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود است : اگر کسی از شما چیزی از برادرش او را متعجب ساخت سه بار بگویید: ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. در برخی روایات گفته میشود که تکبیر بگویید تا تأثیر چشم زخم از بین برود.
هر ماه را بايد با توجه به خدا، ياد و ذکر او آغاز کرد و سلامت و موفقيت خود را در آن ماه از خداوند متعال طلب کرد. در همين زمينه اعمالي براي هر ماه، در کتب دعا نقل شده است که پيوند خلق با خالق را محکم ميکند، ياد خدا را در خاطرهها زنده نگه ميدارد، و انسان را در پناه قدرت لايزال او قرار ميدهد؛ به يقين اين توجه و دعا، سبب حل بسياري از مشکلات و دفع بلاها و آفات خواهد شد.
در بعضي از روايات درباره ماه ذيالحجه آمده است، شبهاي دهگانهاي که قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد کرده است، شبهاي دهه اول اين ماه شريف است، و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.
خداوند در سوره حج (آيه 28) ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «ايام معلومات» گفته است که مومنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يکي از تفسيرهاي معروف «ايام معلومات» که در روايات نيز آمده است، 10 روز اول ذيالحجه است. بنابراين، هم شبهاي آن عزيز است و هم روزهاي آن.
در حديثي از رسول خدا (ص) ميخوانيم که عبادت و کار نيک در هيچ ايامي به اندازه اين ايام (10 روز اول ماه ذيالحجه) فضيلت ندارد.
افزون بر اينها، هم صدا شدن با زوار خانه خدا در اين ماه، و ياد و خاطره مراسم با شکوه حج و معنويت و برکات آن، حال و هواي ديگري به انسان ميدهد، مخصوصا براي کساني که در سلک زوار سعادتمند خانه خدا قرار گرفتهاند، يا با ياد و خاطره آن ها همراهند.
وجود دو «عيد» مهم اسلامي عيد قربان (عيد اضحي) و عيد غدير (عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاي عجيب و بسيار گرانبهاي امام حسين (ع) در عرفات، شکوه و عظمت خاصي به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مومنان (مخصوصا جوانان پاکدل) از فضاي آکنده از معنويت اين ماه، غافل نشوند و در خودسازي و تهذيب نفس بکوشند که به پيشرفتهاي مهمي نائل ميشوند.
اعمال ماه ذيالحجه
اعمال اين ماه بر دو قسم است:
اول اعمالي که مشترک است ميان دهه اول، دوم اعمالي که مختص به ايام خاصي است.
اعمال مشترک دهه اول
1- امام صادق (ع) ميفرمايد: پدرم حضرت امام باقر(ع) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذيالحجه، هر شب ميان نماز مغرب و عشاء اين دو رکعت نماز را ترک مکن، در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را ميخواني، پس از آن اين آيه (آيه 142 سوره اعراف) را ميخواني:
وَ وَاعَدْنَا مُوسَي ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ.
با موسي 30 شب وعده کرديم، و آن را با 10 شب ديگر کامل نموديم، در نتيجه ميقات پروردگارش به 40 شب اتمام يافت و موسي به برادرش هارون گفت: در ميان قوم من جانشينم باش، و اصلاح کن، و راه اهل فساد را پيروي مکن.
اگر چنين کني، در ثواب حاجيان، و اعمال حج آنها شريک ميشوي.
2- روزه گرفتن در 9 روز اول. در روايتي از امام موسي کاظم (ع) نقل شده است که هر کس 9 روز اول ذيالحجه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براي او مينويسد.
3- ابوحمزه ثمالي از امام صادق (ع) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اول تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب اين دعا را ميخواند:
اللَّهُمَّ هَذِهِ الْأَيَّامُ الَّتِي فَضَّلْتَهَا عَلَي الْأَيَّامِ وَ شَرَّفْتَهَا قَدْ بَلَّغْتَنِيهَا بِمَنِّکَ وَ رَحْمَتِکَ فَأَنْزِلْ عَلَيْنَا مِنْ بَرَکَاتِکَ وَ أَوْسِعْ عَلَيْنَا فِيهَا مِنْ نَعْمَائِکَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَهْدِيَنَا فِيهَا لِسَبِيلِ الْهُدَي وَ الْعَفَافِ وَ الْغِنَي وَ الْعَمَلِ فِيهَا بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ يَا مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوَي وَ يَا سَامِعَ کُلِّ نَجْوَي وَ يَا شَاهِدَ کُلِّ مَلَإٍ وَ يَا عَالِمَ کُلِّ خَفِيَّةٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَکْشِفَ عَنَّا فِيهَا الْبَلاءَ وَ تَسْتَجِيبَ لَنَا فِيهَا الدُّعَاءَ وَ تُقَوِّيَنَا فِيهَا وَ تُعِينَنَا وَ تُوَفِّقَنَا فِيهَا لِمَا تُحِبُّ رَبَّنَا وَ تَرْضَي وَ عَلَي مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا مِنْ طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ وَ أَهْلِ وِلايَتِکَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ،
خدايا اين روزها روزهايي است، که بر ساير روزها برتري و شرافت دادي و به لطف و رحمتت مرا به آنها رساندي، برکاتت را بر ما فرو فرست، و از نعمتهايت در اين روزها بر ما وسعت ده. خدايا از تو ميخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و ما را در اين روزها به راه هدايت و پاکدامني و بينيازي و عمل در آنها به آنچه ميپسندي و خشنود ميشود هدايت فرمايي، خدايا از تو درخواست ميکنم، اي جايگاه هر شکوايه، و اي شنواي هر راز و نياز، و اي حاضر در هر جمع، و اي داناي هر نهان، که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و در اين روزها بلا را از ما برگرداني، و دعايمان را مستجاب گرداني، و نيرويمان دهي و ياريمان نمايي، و به آنچه اي پروردگار ما دوست داري و خشنود ميشود موّفقمان بداري، و بر اموري که از طاعتت و طاعت رسولت و اهل ولايتت بر ما واجب نمودي توفيقمان دهي. خدايا از تو درخواست ميکنم اي مهربانترين مهربانان، که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي،
وَ أَنْ تَهَبَ لَنَا فِيهَا الرِّضَا إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ وَ لا تَحْرِمْنَا خَيْرَ مَا تُنْزِلُ فِيهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ طَهِّرْنَا مِنَ الذُّنُوبِ يَا عَلامَ الْغُيُوبِ وَ أَوْجِبْ لَنَا فِيهَا دَارَ الْخُلُودِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتْرُکْ لَنَا فِيهَا ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا هَمّا إِلا فَرَّجْتَهُ وَ لا دَيْنا إِلا قَضَيْتَهُ وَ لا غَائِبا إِلا أَدَّيْتَهُ وَ لا حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِلا سَهَّلْتَهَا وَ يَسَّرْتَهَا إِنَّکَ عَلَي کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ يَا عَالِمَ الْخَفِيَّاتِ يَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَبَّ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ يَا مَنْ لا تَتَشَابَهُ عَلَيْهِ الْأَصْوَاتُ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا فِيهَا مِنْ عُتَقَائِکَ وَ طُلَقَائِکَ مِنَ النَّارِ وَ الْفَائِزِينَ بِجَنَّتِکَ وَ النَّاجِينَ بِرَحْمَتِکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ عَلَيهِم تَسليماً.
و خشنودي خود را در اين روزها به ما ارزاني کني، که به يقين تو شنواي دعايي، و از خيري که در اين ايام از عالم بالا نازل ميکني، ما را محروم مساز و از گناهان ما را پاک ساز، اي داناي نهانها، و در اين روزها خانه جاودان را بر ما واجب گردان. خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و گناهي را براي ما باقي بگذار جز آنکه ببخشي، و نه اندوهي جز آنکه برطرف کني، و نه بدهي جز انکه بپردازي، و نه غايبي جز انکه به ما برساني، و نه حاجتي از حاجات دنيا و آخرت جز آنکه هموار و آسان نمايي، به يقين تو بر هر چيز توانايي. خدايا اي داناي نهان، اي رحم کننده به اشکهاي روان، اي اجابت کننده دعاها، اي پروردگار زمينها و آسمانها، اي آنکه صداها بر او اشتباه نشود، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و ما را در اين روزها از آزادشدگان و رهاگشتگان از آتش، و رسيدگان به بهشت، و از نجات يافتگان قرار ده به مهربانيات اي مهربانترين مهربانان، و درود خدا بر آقايمان محمّد و همه اهل بيتش.
4- آن پنج دعايي را بخواند که به فرموده امام باقر (ع) خداوند آن را به وسيله جبرئيل براي حضرت عيسي (ع) هديه فرستاد، تا در ايام اين دهه، آنها را بخواند. آن پنج دعا چنين است:
(1) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَي کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (2) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا (3) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ (4) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَي کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (5) حَسْبِيَ اللَّهُ وَ کَفَي سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَيْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَي أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِيءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَي.
(1)گواهي ميدهم که معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي شريک است، فرمانروايي و سپاس براي اوست، خير تنها به دست اوست و او بر هرچيز تواناست(2)گواهي ميدهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي شريک است، يکتا و بينياز است همسر و فرزندي نگرفته است.(3)گواهي ميدهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي شريک است، يکتا و بينياز است نه زاده و نه زاييده شده است، و برايش هيچ همتايي نيست.(4)گواهي ميدهم معبودي جز خدا نيست، يگانه و بي شريک است، فرمانروايي و سپاس براي اوست، زنده ميکند و ميميراند و اوست زندهاي که نميميرد، خير تنها به دست اوست، و او بر هرچيز تواناست.(5)خدا مرا بس است و کفايت ميکند، خدا گوش فرا دهد براي آنکه او را بخواند، وراي خدا نهايتي نيست، گواهي ميدهم براي خدا به آنچه دعوت کرد، و خدا بيزار است از هرکه از او بيزاري جويد، و آخرت و دنيا از آن خداست.
سپس حضرت عيسي (ع) پاداش فراواني را براي 100 مرتبه خواندن اين پنج دعا ذکر فرمود. مرحوم «علامه مجلسي» گفته است: اگر کسي هر روز هر يک از اين پنج دعا را 10 مرتبه بخواند( که در مدت 10 روز هر کدام را 100 مرتبه خوانده است) به روايت عمل کرده است. البته اگر هر روز هر دعايي را 100 مرتبه بخواند بهتر است.
5- در هر روز، از اين دهه، اين تهليلات (لاالهالا اللهها) را که از اميرالمومنين نقل شده است بخواند و اگر روزي 10 مرتبه بخواند بهتر است:
لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ اللَّيَالِي وَ الدُّهُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَ الشَّجَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ فِي اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ فِي الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الرِّيَاحِ فِي الْبَرَارِي وَ الصُّخُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنَ الْيَوْمِ إِلَي يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ.
معبودي جز خدا نيست به شمار شبها و روزگاران، معبودي جز خدا نيست به شمار امواج درياها، معبودي جز خدا نيست، و رحمت او از آنچه گرد ميآورند بهتر است، معبودي جز خدا نيست، به شمار خارها و درختان، معبودي جز خدا نيست به شمار موها و کرکها، معبودي جز خدا نيست به شمار سنگها و کلوخها، معبودي جز خدا نيست به شمار بهم خوردن پلکها، معبودي جز خدا نيست در شب چون سياهي بنمايد و در صبح چون سپيدي سر برآورد، معبودي جز خدا نيست به شمار بادها در صحراها و کوهها، معبودي جز خدا نيست از امروز تا روز دميده شدن در صور.
اعمال مختص روزها و شبهاي اين ماه
روز اول ماه: روز اول ماه ذيالحجه روز مبارکي است و براي آن اعمال چند نقل شده است:
1- روزه گرفتن. در روايتي از امام موسي بن جعفر (ع) نقل شده است که هر کس روز اول ماه ذيالحجه را روزه بگيرد، خداوند براي وي پاداش عظيمي را مينويسد.
2- خواندن نماز حضرت فاطمه (ع). مرحوم «شيخ طوسي» فرموده است: مستحب است در اين روز، نماز حضرت فاطمه (ع) را بخواند و اين نماز چهار رکعت است (هر دو رکعت به يک سلام) و همانند نماز حضرت اميرالمومنين (ع) است در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد و 50 مرتبه سوره قل هو الله را بخواند و بعد از سلام تسبيح حضرت فاطمه (ع) را بگويد، آنگاه بخواند:
سُبْحَانَ ذِي الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ سُبْحَانَ ذِي الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ ذِي الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ سُبْحَانَ مَنْ يَرَي أَثَرَ النَّمْلَةِ فِي الصَّفَا سُبْحَانَ مَنْ يَرَي وَقْعَ الطَّيْرِ فِي الْهَوَاءِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَ لا هَکَذَا غَيْرُهُ
منزّه است آن داري عزّت بلندمرتبه شريف، منزّه است آن داراي عظمت بسيار با شکوه بزرگ، منزّه است آن داراي فرمانروايي گرانمايه ازلي، منزّه است آنکه جاي پاي مورچه را بر سنگ صاف بيند، منزّه است آنکه چگونگي گذر پرنده را در هوا بيند، منزّه است آنکه او چنين است، و جز او چنين نيست.
3- نيم ساعت قبل از ظهر، دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد و 10 مرتبه سوره «قل هوالله» و 10 مرتبه آيةالکرسي و 10 مرتبه سوره «انا انزلنا» را بخواند.
4- هر کس از ظالمي خوف داشته باشد در اين روز بگويد:
« حَسْبِي حَسْبِي حَسْبِي مِنْ سُؤَالِي عِلْمُکَ بِحَالِي
مرا کافي است، مرا کافي است، مرا کافي است، آگاهي تو به حالم از درخواست من.» تا خداوند او را از شر آن ظالم حفظ کند.
روز هشتم ماه: روز هشتم ذيالحجه را "ترويه" مينامند و به روايت امام صادق(ع) روزه در آن، کفاره گناهان زيادي است.
تقويم اين ماه
اول ماه ذيالحجه: روز ولادت حضرت ابراهيم خليل (ع)، پيامبر بزرگ و بت شکن و بنا کننده خانه کعبه است.
همچنين بنا بر نقل «شيخ طوسي» اين روز، روز ازدواج اميرمومنان علي (ع) و حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا (س) (در سال دوم هجري ) است.
روز هفتم ماه ذي الحجه: وفات امام محمد باقر (ع) ( در سال 114) در چنين روزي واقع شده است.
روز هشتم ماه ذيالحجه: اين روز را روز« ترويه» مينامند. «ترويه در لغت به معناي سيراب کردن، و آب ذخيره نمودن است». در سابق که در عرفات آب نبود، حجاج روز هشتم آب براي وقوف در عرفات در روز نهم از مکه با خود ميبرند.
روز نهم ذي الحجه: روز عرفه است که روزي بسيار با فضيلت است و حاجيان آن روز را در صحراي عرفات به ياد خدا هستند، همچنين اين روز مصادف است با سال روز شهادت حضرت مسلمبن عقيل (ع) در شهر کوفه ( در سال 60 هجري قمري).
روز دهم ماه ذيالحجه: روز عيد قربان است که از اعياد مهم اسلامي است.
روز پانزدهم ماه ذيالحجه: در چنين روزي ميلاد مسعود حضرت امام علي النقي (ع) در سال 212 هجري قمري واقع شده است.
روز هجدهم ماه ذي الحجه: روز عيد سعيد غدير، عيد ولايت و امامت، از اعياد مهم اسلامي است. آن روز پيامبر گرامي اسلام (ص) به فرمان خداوند، علي (ع) را به امامت و جانشيني خود منصوب کرد. اين واقعه در سال دهم هجري در سرزمين «خم» نزديکي مکه کنار غدير (برکه آبي) واقع شد. و لذا آن را عيد «غدير خم» مينامند. مرحوم «علامه اميني» در کتاب شريف «الغدير» که در 11 جلد نوشته شده است، روايات فراواني را از طريق اهل سنت راجع به جريان غدير خم، نقل ميکند که جاي ترديدي براي هيچ فرد با انصافي باقي نميگذارد.
روز بيست و چهارم ماه ذي الحجه: روز «مباهله» است، روزي است که رسول خدا (ص) با نصاراي نجران «مباهله» کرد، و پيش از آن که مباهله صورت گيرد مسيحيان نجران، پشيمان شده و از مباهله صرف نظر کردند. اين جريان در سال دهم هجري واقع شده است. ( داستان آن را در ذيل اعمال روز مباهله شرح خواهيم داد).
همچنين در اين روز حضرت اميرالمومنين علي (ع) در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد و آيه (انما وليکم الله و رسوله) در همين رابطه نازل شد.
روز بيست و پنجم ماه ذي الحجه: روز نزول سوره «هل اتي» است. پس از آن که حضرت علي (ع) حضرت فاطمه (ع)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و جناب فضه، براي اداي نذر خويش که براي شفاي امام حسن و امام حسين (ع) کرده بودند، سه روز روزه گرفتند و در روز اول غذاي افطار خود را به مسکين دادند و با آب افطار کردند و در روز دوم به يتيم و روز سوم به اسير دادند اين سوره در مدح آنان نازل شد.
اعمال مشترک اول هر ماه
1- هنگام رؤيت هلال دعايي را که در «صحيفه سجاديه» آمده است بخواند که بسيار پرمعناست:
أَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطِيعُ الدَّائِبُ السَّرِيعُ الْمُتَرَدِّدُ فِي مَنَازِلِ التَّقْدِيرِ الْمُتَصَرِّفُ فِي فَلَکِ التَّدْبِيرِ آمَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ وَ أَوْضَحَ بِکَ الْبُهَمَ وَ جَعَلَکَ آيَةً مِنْ آيَاتِ مُلْکِهِ وَ عَلامَةً مِنْ عَلامَاتِ سُلْطَانِهِ فَحَدَّ بِکَ الزَّمَانَ وَ امْتَهَنَکَ بِالْکَمَالِ وَ النُّقْصَانِ وَ الطُّلُوعِ وَ الْأُفُولِ وَ الْإِنَارَةِ وَ الْکُسُوفِ فِي کُلِّ ذَلِکَ أَنْتَ لَهُ مُطِيعٌ وَ إِلَي إِرَادَتِهِ سَرِيعٌ سُبْحَانَهُ مَا أَعْجَبَ مَا دَبَّرَ مِنْ أَمْرِکَ وَ أَلْطَفَ مَا صَنَعَ فِي شَأْنِکَ جَعَلَکَ مِفْتَاحَ شَهْرٍ حَادِثٍ لِأَمْرٍ حَادِثٍ فَأَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّکَ وَ خَالِقِي وَ خَالِقَکَ وَ مُقَدِّرِي وَ مُقَدِّرَکَ وَ مُصَوِّرِي وَ مُصَوِّرَکَ ،
اي آفريده فرمانبردار، رونده کوشا و شتابان، رفت وآمد کننده در منزلگاههاي معيّن، اي متصرف در چرخ گردان تدبير، ايمان آوردم به آن کس که با تو تاريکيها را روشن کرد، و آنچه را که به سختي ميتوان يافت آشکار ساخت و تو را نشانهاي از نشانههاي چيرگي، و علامتي از علائم قدرت خود قرار داد، پس زمان را به تو محدود ساخت، و گاهي تو را به نقص و گاهي به کمال، و وقتي به طلوع، و زماني به غروب، و حالتي پر نور، و حالتي گرفته، مسخّر خويش نمود، تو در تمام اين حالات مسّخر اويي، و به سوي ارادهاش شتاباني، منزّه است او چه عجيب است تدبيري که در حق تو به کار برده، و چه دقيق است آنچه درباره تو انجام داده، تو را کليد ماهي تو براي کارهايي نو ساخته، پس از پروردگار که پروردگار من و توست، و آفريننده من و توست، و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست، و صورتگر من و توست،
أَنْ يُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَکَ هِلالَ بَرَکَةٍ لا تَمْحَقُهَا الْأَيَّامُ وَ طَهَارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْآثَامُ هِلالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئَاتِ هِلالَ سَعْدٍ لا نَحْسَ فِيهِ وَ يُمْنٍ لا نَکَدَ مَعَهُ وَ يُسْرٍ لا يُمَازِجُهُ عُسْرٌ وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ هِلالَ أَمْنٍ وَ إِيمَانٍ وَ نِعْمَةٍ وَ إِحْسَانٍ وَ سَلامَةٍ وَ إِسْلامٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَي مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ،
ميخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستد، و تو را ماه برکتي قرار دهد، که گذشت روزگاران آن را از بين نبرد و ماه پاکي که گناهان آن را آلوده نگرداند، هلال ايمني از آفات، و سلامتي از زشتيها، هلال خوش طالعي برکنار از بد يمني، و مبارکي بدون گرفتاري و آسايش بدون دشواري و خير بدون شرّ،هلال ايمني و امان، و نعمت و احسان و سلامت و اسلام، خدايا بر محمّد و خاندانش درود فرست، و ما را از پسنديدهترين کساني قرار ده که اين ماه بر آنان طلوع کرده،
وَ أَزْکَي مَنْ نَظَرَ إِلَيْهِ وَ أَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِيهِ وَ وَفِّقْنَا اللَّهُمَّ فِيهِ لِلطَّاعَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ اعْصِمْنَا فِيهِ مِنَ الْآثَامِ وَ الْحَوْبَةِ وَ أَوْزِعْنَا فِيهِ شُکْرَ النِّعْمَةِ وَ أَلْبِسْنَا فِيهِ جُنَنَ الْعَافِيَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيْنَا بِاسْتِکْمَالِ طَاعَتِکَ فِيهِ الْمِنَّةَ إِنَّکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ الْحَمِيدُ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ وَ اجْعَلْ لَنَا فِيهِ عَوْنا مِنْکَ عَلَي مَا نَدَبْتَنَا إِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طَاعَتِکَ وَ تَقَبَّلْهَا إِنَّکَ الْأَکْرَمُ مِنْ کُلِّ کَرِيمٍ وَ الْأَرْحَمُ مِنْ کُلِّ رَحِيمٍ آمِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ
و پاکيزهترين کساني که به آنها نظر نموده، و خوشبختترين کساني که در آن به بندگي تو گردن نهادهاند، و ما را در اين ماه توفيق توبه عنايت کن، و از گناه حفظ فرما، و از انجام نافرمانيات بازدار، و اداي شکر نعمتت را به ما ارزاني کن، و لباسهاي عافيت را بر ما بپوشان، و به سبب انجام طاعت کامل، نعمتت را در اين ماه بر ما تمام کن، زيرا که تو بس بخشنده ستودهاي، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش، و براي ما از جانب خود در اين ماه مددي برسان، بر انجام آنچه ما را به آن خواندهاي از اطاعت واجبت، و آن را بپذير، همانا تو کريمتر از هر کريمي، و مهربانتر از هر مهرباني، آمين آمين اي پروردگار جهانيان.
2- خواندن هفت بار سوره «حمد».
3- خواندن نماز اول ماه در روز اول، و آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از «حمد»، سي مرتبه «قل هو الله احد» ميخواند( به عدد روزهاي ماه) و در رکعت دوم سي مرتبه «انا انزلنا»، و بعد از نماز صدقهاي در راه خدا ميدهد؛ ( و اگر مستحقي حاضر نيست، براي او کنار بگذارد) در بعضي از روايات اسلامي آمده است، هر کس چنين کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.
در بعضي از احاديث آمده است: بعد از نماز، اين دعا را ( که پرمعنا و پربرکت و مشتمل بر آيات گرانبها و مناسبي از قرآن مجيد است) بخواند:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلا عَلَي اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِي کِتَابٍ مُبِينٍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ إِنْ يَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْکَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرا مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيلُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَي اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْدا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ
به نام خدا که رحمتش بسيار و مهربانياش هميشگي است، هيچ جنبندهاي در زمين نيست، مگر اينکه روزي او بر خدا است و قرارگاه و امانگاهش را خدا ميداند، همه اينها در کتابي روشن است.به نام خدا که رحمتش بسيار و مهربانياش هميشگي است، اگر خدا به تو زياني رساند، جز او کسي برطرف کننده آن نيست، و اگر خيري را براي تو بخواهد، فضل او را بازگردانندهاي نيست، آن را به هرکس از بندگانش بخواهد ميرساند، و او آمرزنده و مهربان است. به نام خدا که رحمتش بسيار و مهربانياش هميشگي است، خدا به زودي پس از دشواري آساني قرار ميدهد، آنچه خدا خواست همان شود، نيرويي نيست مگر به خدا، خدا ما را بس است و نيکو کارگشايي است، کارم را به خدا واميگذارم که خدا بيناي به بندگان است، معبودي جز تو نيست، من از ستمکاران بودم، پروردگارا من به آنچه از خير برايم فرود آري نيازمندم، پروردگارا مرا تنها مگذار، که تو بهترين وارثاني.
4- از اموري که بر آن تأکيد شده است، سه روز روزه گرفتن درهر ماه است. مرحوم «علامه مجلسي» در «زاد المعاد» ميگويد: مطابق مشهور، اين سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.
سنت است که همه ماه شعبان را روزه بدارد و در10 ماه ديگر، سه روز آن را، روزه بگيرد. و اگر اين سنت از او فوت شد، قضاي آن را بجاي آورد و حتي اگر در تابستان انجام آن دشوار باشد، در زمستان قضا نمايد.
در روايتي از امام صادق (ع) آمده است: « کسي که اين سه روز را روزه ميگيرد، مراقب باشد، با کسي جدال و تند خويي نکند و اگر نسبت به او خسارتي شد، درگذرد. و اگر در اين ايام روزه باشد و به منزل برادر مومني رفت و از او خواسته شد که افطار کند، اجابت دعوت مومن و افطار کردن، هفتاد برابر برتر است از روزه داشتن».
به هر حال سه روز روزه گرفتن در هر ماه ( به نحوي که گذشت) پاداش فراواني دارد و مورد تأکيد قرار گرفته است.
دوست خوب از منظر قرآنیکی
از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به
عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یکدیگر است. انسان از انتخاب دوست
ناگزیر است و محتاج به دوست.
نکته مهم در این میان، تأثیر بسیار
زیاد دوست بر شخصیت انسان است که در آیات قرآن کریم و روایات معصومان
علیهمالسلام، به این موضوع اشاره شده است.
در سوره فرقان خداوند
حال برخی ظالمان را اینگونه بیان میدارد: (روز قیامت) روزی است که
میبینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را میگزد و (میگوید:ایکاش با فلان
شخص دوست نمیشدم!
امیرالم?منان سلام الله علیه میفرماید: کسی که
شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه
کنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر
دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید که او نیز هیچ بهرهای از دین
خدا ندارد.
مترادف واژه دوست، در قرآن کلماتی مثل صدیق، خلیل، خَلطاء، وَدَّ، ولی، اخوه آمده است.
قرآن مجید در یک قانون کلی همه م?منین را با هم دوست و برادر می داند، و انتظار دارد، نگاه م?منین به همدیگر از همین منظر باشد.
«إِنَّمَا
الْمُ?ْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[1] پس با توجه به این آیه همة م?منین با همدیگر
دوست و برادر هستند، و باید برای پیشرفت در امور دنیوی و اخروی خود کمک
حال همدیگر باشند و اگر در انتخاب دوست دقت نکنیم، موجب افسوس در روز
قیامت می شود. در قرآن از قول دوزخیان آمده:
«یا وَیلَتى لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»[2] ؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!
صحنه
قیامت، صحنه ندامت و پشیمانی است و یکی از موارد حسرت خوردن انسانها در
آن روز، تأسف بر انتخاب رفیق بد است، که او را از راه راست منحرف کرده
است.
بدون شک عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست و
تصمیم او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آنها همنشین و دوست و معاشر است،
چرا که انسان خواه ناخواه تأثیرپذیر است و بخش مهمی از افکار و صفات
اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد.[3]
در آیه ای دیگر از قرآن
مجید به یکی از حالات دوستان بد و صفات زشتی که دارند، پرداخته می شود و
اینکه فقط م?منین می تواند برای شما دوستان خوبی باشند.
تبدیل شدن
دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز طبیعی است،
چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می شمرد و
تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا و هم
در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی آنان
خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می شود
«...
وَ إِنَّ کثِیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِیلٌ ما
هُمْ...»[4]
... بسیاری از دوستان و افرادی که با هم سر و کار
دارند به یکدیگر ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح
انجام داده اند، امّا عده آنان کم است.
آریآنها که در معاشرت و
دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود
روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و آشنایان را بطور
کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته
باشند.[5]
آیة دیگر در رابطه با دوست، توصیفی از صحنه های قیامت است، که نشانگر حال دوستان در آن روز می باشد.
«الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ»[6]
دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.
بله
تبدیل شدن دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز
طبیعی است، چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می
شمرد و تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا
و هم در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی
آنان خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می
شود.[7]
آیه بعد باز نشانگر یک قانون کلی است، که م?منین در هیچ زمان و حالی دشمنان خدا و رسول او را دوست خود قرار نمی دهند.
«...لا تَجِدُ قَوْماً ی?ْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...»[8]
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند...
آری در یک دل دو محبت متضاد نمی گنجد و با ایمان واقعی و کسی است که با دوستانی رفاقت می کند که در خط خدا و رسول او باشند.
قرآن
خصوصیات یک دوست خوب از منظر قرآن
1- ایمان
یا
ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ
أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا
جَاءَکُمْ مِنْ الْحَقِّ ممتحنه/1 ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و
دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت میکنید؛ در حالی که
آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شدهاند.
2- احترام به مقدسات و مسائل دینی
یا
ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ
هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ
وَالْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَإِذَا نَادَیتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ
اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا مائده/ 57ـ 58 ؛ای کسانی که ایمان
آوردهاید! افرادی که ایین شما را به باد استهزا و بازی میگیرند ـ از اهل
کتاب و مشرکان ـ ولی خود انتخاب نکنید… آنها هنگامی که (اذان میگویید و
مردم را) به نماز فرامیخوانید، آن را به مسخره و بازی میگیرند.
3- راستگویی
یا
ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ
توبه/ 119؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و
با صادقان باشید.
4- دوستی دوطرفه
اگر انسان قصد دوستی با کسی را دارد، باید ببیند که آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟
هَا
أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکُمْ آلعمران/ 119؛
شما کسانی هستید که آنها را دوست میدارید، اما آنها شما را دوست ندارند.
آری، اگر دوستی یکطرفه باشد، باعث ذلت و خواری میگردد و هرگز برای انسان سودمند نخواهد بود.
آنها
که در معاشرت و دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی
بر دوستان خود روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و
آشنایان را بطور کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح
بهره کافی داشته باشند
5- دو رو نبودن
وَإِذَا لَقُوکُمْ
قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ
الغَیظِ آلعمران/ 119؛ و هنگامی که شما را ملاقات میکنند، (به دروغ)
میگویند: ایمان آوردهایم، اما هنگامی که تنها میشوند، از شدتِ خشم بر
شما، سر انگشتان خود را به دندان میگزند.
6- خیر خواه بودن
یا
ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ
لَایأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَاعَنِتُّمْ آلعمران/118؛ ای کسانی که
ایمان آوردهاید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید؛ آنها از هر گونه
شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمیکنند. آنها دوست دارند شما در رنج و
زحمت باشید.
7- خوش اخلاق بودن
یکی از دستورهای دین مبین
اسلام، خوش اخلاقی با دیگران است که جایگاه بسیار والایی را داراست. خوش
اخلاقی ،هم دوستیها را پایدار میسازد و هم در جذب دیگران به سمت خود تأثیر
فوق العادهای دارد:
ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا
الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ فصلت/ 34؛بدی
را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی
میکند، گویی دوستی گرم و صمیمی است.
در مقابل، تحمل نکردن دیگران و
تندخو بودن، باعث میشود آنان از اطراف انسان پراکنده شوند؛ حتی اگر
انسان، بهترین مخلوقات و پیامبر باشد:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ
اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ
لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ آلعمران/ 159؛ به (برکت) رحمت الهی، در برابر
آنان (=مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو
پراکنده میشدند.
توصیه های تغذیه ای طب اسلامی برای فصل پاییز
با آغاز ۶ ماه دوم سال و سرد شدن تدریجی هوا، باید در رژیم غذایی نیز تغییراتی ایجاد کرد. در این زمینه ، حضرت امام رضا(ع) توصیه های بسیار ارزشمندی دارند که برای اطلاع بیشتر شما خوانندگان محترم با دکتر سیدسعید اسماعیلی پزشک و محقق طب اسلامی در این باره گفت وگویی کردیم. وی درباره تغییرات آب و هوا و لزوم توجه به رژیم غذایی توضیحاتی داده است که در ادامه می آید.
این محقق طب اسلامی با اشاره به این که ماه اول پاییز «ایلول» نام دارد، می افزاید: در این ماه غلبه سودا زیاد می شود. زیرا باتوجه به این که سودا سرد و خشک است و طبع پاییز نیز سرد و خشک است، در افراد غلبه سودا بیشتر مشاهده می شود.
برای جلوگیری از غلبه سودا و بیماری های ناشی از آن، حضرت امام رضا(ع) توصیه هایی دارند که از جمله آن استفاده از مسهل هاست. داروهایی که فرد استفاده می کند و به دنبال آن دچار اسهال می شود. وی می افزاید: ایجاد اسهال به منظور دفع ماده اضافه سوداست.
از جمله این مسهل ها می توان به دم کرده افتیمون، استوقودوس و... اشاره کرد. خاکشیر اگر چه جزو مسهل ها نیست اما به رفع تدریجی سودا کمک می کند. استفاده از سنا و گل محمدی ( باتوجه به مزاج فرد وشرایط خاص مصرف) هم مفید است. البته باید به این نکته توجه کرد که افرادی که دچار یبوست هستند نباید از مسهل استفاده کنند.
این افراد ابتدا باید از خوراکی های ملین استفاده کنند
تا یبوستشان برطرف شود و سپس از مسهل استفاده کنند. توصیه بعدی استفاده از شیرینی
های طبیعی است. بعضی از شیرینی ها گرم و تر و برخی گرم و خشک است که می تواند هم
به دفع سودا کمک کند و هم گرمای لازم بدن را تامین کند تا از بیماری های ناشی از
سردی مزاج جلوگیری شود.مصرف گوشت های معتدل مانند گوشت بره و بزغاله توصیه شده است
اما باید از خوردن گوشت گاو که سودازاست،پرهیزشود.
خوراکی های
خشک مانند غذاهای سرخ شده و کبابی مناسب این فصل نیست و مصرف آن باعث تشدید خشکی
بدن می شود و علایمی مانند اگزما، بی خوابی، افزایش شک و وسواس به همراه دارد. با
پرهیز از مصرف غذاهای خشک و مصرف به اندازه شیرینی های طبیعی، می توان از عوارض
خشکی بدن کاست.
همین طور توصیه می شود که در این ماه افراد از حمام رفتن زیاد اجتناب کنند؛ البته منظور گذشتگان از حمام چیزی شبیه سونای امروزی است که باعث تعریق بدن می شود. بنابراین اگر بخواهیم این توصیه را امروزه کاربردی کنیم باید بگوییم بهتر است در این فصل افراد کمتر به سونا بروند.در این ماه توصیه شده است از مصرف بعضی میوه ها به ویژه خربزه و خیار پرهیز شود.
توصیه کلی این است که هر میوه را در فصل خودش مصرف کنیم، از این رو مصرف میوه هایی که در سردخانه نگه داری می شود یا به شکل خاصی پرورش می یابد، یا از نقاط دیگر آورده می شود، برای سلامت مضر است.
وی می افزاید: حضرت امام رضا(ع) توصیه می کنند که سردی ها را در فصل گرم و گرمی ها را در فصل سرد مصرف کرده و در فصل معتدل بهار و پاییز از غذای معتدل استفاده کنید.بنابراین نباید در فصل بهار و پاییز غذاهای خیلی گرم و خیلی سرد را مصرف کرد. وقتی وارد فصل زمستان شدیم، می توانیم میزان مصرف گرمی ها را افزایش دهیم.
رعایت این نکات برای افراد مسن اهمیت بیشتری دارد؛زیرا با افزایش سن، مزاج سردتر می شود و پرهیز از مصرف سردی ها در فصل های سرد ضروری تر است. هر چند در سنین جوانی هم رعایت این نکات مهم است اما گاهی حرارت مزاجی جوانان این سردی را جبران می کند.
بار دیگر بر این نکته تاکید می کنیم که باید از میوه های فصل استفاده شود. درپاییزدیگر فصل مصرف میوه های تابستانی گذشته و بهتر است از میوه هایی که در منطقه زندگی مان رویش پیدا می کند، استفاده کنیم و از مصرف میوه های سردخانه ای خودداری کنیم و نکته بعد اینکه اگر فعالیت بدنی و ورزشی در فصل سرد سال بیشتر شود، می تواند به بدن ما انرژی بیشتری برساند و سردی مزاج را کاهش دهد.
به ویژه در فصل زمستان، ورزش متعادل رطوبت اضافه بدن را دفع می کند و کاهش این رطوبت در پیشگیری از بیماری های عفونی مانند سرماخوردگی، سینوزیت، عفونت گوش و... موثر است. هر چه رطوبت بیشتر باشد زمینه بروز این گونه عفونت ها افزایش پیدا می کند. در فصل های سرد سال، نوشیدن آب به ویژه آب سرد ناشتا مضر است و بهتر است از نوشیدنی هایی که طبع گرم تری دارد مانند شربت عسل استفاده کرد. همچنین مصرف دم نوش های گیاهی با طبع گرم مانند آویشن، بابونه و استوقودوس هم مفید است. افرادی که سوداوی هستند، می توانند در فصل پاییز از دم کرده گل گاوزبان استفاده کنند.
سقط جنین حرام و از گناهان کبیره است و مرتکب آن باید توبه کند و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد.
سۆال: آیا دیه سقط جنین عمدی باید به حاكم شرع پرداخت شود یا به وارث جنین؟
جواب: به وارث میرسد، و اگر كسی از ورثه مباشر سقط است به او نمیرسد. (استفتاثات امام (ره), ج3, ص478)
سۆال:
همسر اینجانب پس از حامله شدن به فرزند پنجم با اصرار زیاد او و فشار
زندگی در دوران طاغوت به كورتاژ كردن بچه دوماه و نیمه با علم, رضایت دادم
خواهشمندم تكلیف ما را بیان فرمائید؟
جواب: از عمل خود توبه كنید و دیه بر عهده كسی است كه مباشر سقط جنین بوده است. (استفتاثات امام (ره), ج3, ص477)
سوال:
آیا کشتن جنین در شکم حرام است؟ حکم آن، قبل و بعد از چهار ماهگی چیست؟
آیا فرد، قاتل حساب می شود و باید قصاص شود؟ در چه موقع این کشتن گناه
محسوب می شود؟ و چه موقع باید دیه پرداخت؟ و چه موقع باید قصاص کرد؟ دیه را
باید به چه کسی پرداخت؟
سقط جنین حرام و از گناهان کبیره است و مرتکب آن باید توبه کند و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد. دیه آن هم از قرار زیر می باشد:
جنین
از وقتى که در رحم قرار مى گیرد، به مدت 40 روز، نطفه است. و دیه اسقاط
آن در این مدت 20 مثقال شرعى طلاى سکه دار است که هر مثقال، هیجده نخود مى
باشد، پس از آن، 40 روز علقه یعنى خون بسته شده است و دیه آن 40 مثقال
است، بعد، 40 روز مضغه یعنى پاره گوشتى است، که دیه آن 60 مثقال است.
(که مجموع چهار ماه مى شود) پس از آن به
صورت استخوان مى شود. و دیه آن 80 مثقال است. بعد گوشت روییده و صورتبندى
مى شود، و دیه آن 100 مثقال است. و همین که روح در آن دمیده شد، چنانچه
پسر باشد دیه او هزار مثقال و اگر دختر باشد 500 مثقال شرعى طلاى سکه دار
است. و در تمام این صور، اگر عوض هر یک مثقال طلا، ده درهم نقره بدهند کافى
است و اگر زن حامله از روى عمد کارى کند که جنین او سقط شود باید دیه آن
را به تفصیلى که بیان شد به وارث جنین بپردازد و خود او از این دیه ارث
نمىبرد، بلى چنانچه ورثه جنین، او را عفو کنند دیه ساقط مى شود ولى در
جنینى که روح دمیده شده، کفاره قتل بر او واجب است. (لنکرانى، محمد فاضل
موحدى، جامع المسائل، ج1، ص 515)
اما در هر حال تا زنده به دنیا نیامده باشد مطلقاً قصاص ندارد.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
(استفتا
از دفاتر آیات عظام: خامنه ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی
(مد ظلهم العالی)، توسط سایت اسلام کوئست انجام گرفته است)
حضرت آیة الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی):
سقط
جنین شرعاً حرام است و در هیچ حالتى جایز نبوده و توبه جدى از آن لازم است
و باید دیه سقط جنین پرداخت شود که اگر علقه باشد دیه آن چهل دینار است و
اگر مضغه باشد شصت دینار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دینار
است و دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت مىشود ولى وارثى که
مباشر سقط جنین بوده از آن، سهمى ندارد.دینار شرعى معادل سکه طلا به وزن
یک مثقال شرعى (6 /3 گرم) مىباشد و قیمت آن را مىتوان از بازار بدست
آورد.
حضرت آیة الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):
انداختن
حَمْل پس از انعقاد نطفه ، جایز نیست و دیه وکفاره (دو ماه روزه متوالی)
دارد ، مگر این که باقى ماندن حمل براى مادر ضرر جانى داشته باشد ، یا
مستلزم حرج شدیدى باشد که معمولاً تحمل نمىشود ، که در این صورت قبل از
دمیدن روح و جان گرفتن جنین اسقاط آن جایز است، و بعد از آن مطلقاً جایز
نیست . و اگر مادر حمل خود را بیاندازد ، دیه آن بر مادر واجب است ، و باید
آن را به پدر یا دیگر ورثه اش بپردازد .
و اگر پدر حمل را بیاندازد ، دیهاش بر او واجب است ، و باید آن را به مادر بپردازد . و اگر پزشک این عمل را انجام دهد، دیه بر او واجب است ، مگر اینکه وارث ببخشد، هر چند اسقاط جنین به درخواست پدر و مادر باشد. و کافى است در دیه جنین پس از جان گرفتن آن پرداختن پنج هزار و دویست و پنجاه مثقال نقره ، اگر جنین پسر باشد، و نصف این مقدار اگر دختر باشد. و ـ بنابر احتیاط واجب ـ دیه جنینى که در رحم بمیرد نیز همین مقدار است .
و اگر جنین جان نداشته باشد در صورتى که نطفه باشد کافى است در دیه آن یکصد و پنج مثقال نقره و اگر خون بسته باشد دویست و ده مثقال ، و اگر گوشت باشد سیصد و پانزده مثقال ، و اگر استخوان داشته باشد چهارصد و بیست مثقال ، و اگر اعضا و جوارحش کامل باشند پانصد و بیست و پنج مثقال . و ـ بنابر احتیاط واجب ـ فرقى بین پسر و دختر در فرض جان نداشتن نیست .و دمیده شدن روح در نطفه در ماه چهارم است مگر اینکه توسط دستگاه های جدید غیر از آن ثابت گردد.
این سوره به ترتیب مصحف بیستمین سوره و به ترتیب نزول پنجمین سوره قرآن است، در مکه نازل شده و از سور مکی به شمار میآید. این سوره 135 آیه دارد و از نظر حجم از سورههای «مئون» (صد آیهای و متوسط) قرآن محسوب میشود. سوره طه همانند سایر سورههای مکی درباره مبداء و معاد و بخشی از سرگذشت پیامبران پیشین همچون حضرت موسی علیهالسلام و حضرت آدم علیهالسلام سخن است. این سوره نیز همانند سایر سورههای مکّی، بیشتر سخن از «مبدأ و» معاد میگوید.
علت نامگذاری
این سوره با حروف مقطعه (طا و هاء) آغاز شده (یازدهمین سورهای است که حروف مقطعهدار آغاز شده) و به همین دلیل طاها نام دارد. نام دیگر سوره طه (طاها) «کلیم» است؛ چون در آن درباره حضرت موسی علیه السلام و چگونگی گفتوگویش با خداوند سخن گفته شده است.
محتویات سوره
بخش اول: اشاره کوتاهی به عظمت قرآن و بخشی از صفات جلال و جمال پروردگار است.
و در بخش دوم: که بیش از هشتاد آیه را در بر میگیرد از داستان موسی (ع) سخن میگوید.
در سومین بخش: در باره معاد و قسمتی از خصوصیات رستاخیز سخن میگوید.
در بخش چهارم: سخن از قرآن و عظمت آن است.
و در بخش پنجم: سر گذشت آدم و حوّا را در بهشت و سپس ماجرای وسوسه ابلیس و سر انجام هبوط آنها را در زمین، توصیف میکند.
و بالاخره در آخرین قسمت، نصیحت و اندرزهای بیدار کنندهای، برای همه مۆمنان بیان میدارد.
امام موسی کاظم علیه السلام: هر کس در سفر باشد و از دزدان و حیوانات وحشی خوف و وحشت دارد، برای این کار بر گردن حیوانش «لا تخاف درکاً و لا تخشی» سوره طه را بنویسد، پس به درستی که به اذن خداوند متعال ایمن میشود
ثواب قرائت سوره
در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و سلم نقل شده: «به کسی که سوره طه را قرائت کند، در روز قیامت ثواب همه مهاجران و انصار اعطا میشود.»
همچنین از ایشان روایت شده که فرمودند: «خداوند تعالی دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدم علیه السلام، سوره» یس و طه را قرائت فرمود، هنگامی که فرشتگان الهی آن را شنیدند گفتند: خوشا به حال امتی که این سورهها بر آنها نازل شده است و خوشا به حال کسانی که این سورهها را درون خود جای دادهاند و خوشا به حال کسانی که زبانشان به تلاوت این سورهها مترنم است.
از اسحق بن عمار روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «خواندن سوره طه را ترک نکنید زیرا خداوند ان را دوست میدارد و هرکس آن را بخواند او را نیز دوست خواهد داشت و هر که به خواندن آن مداومت کند خداوند در روز قیامت نامه عملش را به دست راست او دهد و از کردار او در اسلام حساب سخت نکشد و آنقدر به او پاداش عطا فرماید تا خشنود گردد.»
فوائد تلاوت سوره
گرفتن جواب مثبت در خواستگاری
از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده: هر کس سوره (طه) را بنویسد و در پارچه سبزی قرار داده و به خواستگاری برود، خواستگاریاش رد نمیشود و حاجتش برآورده میشود ...
آسان شدن ازدواج
روایت از امام صادق علیه السلام: هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمیدهند سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان میکند.
جهت برآورده شدن حاجات بزرگ
به جهت مطالب عظیم و بزرگ صد بار بگوید «طه» و یک بار سوره «قل هو الله احد» را بخواند و باز صد مرتبه بگوید «طه» و یک مرتبه سوره «قل هو الله» را بخواند تا هفت بار این را تکرار کند، همین که هفت مرتبه «توحید» و هشتصد بار «طه» تمام شد بعد از آن 17 بار سوره «قل هو الله احد» را تا آخر بخواند، خداوند مطلب و حاجت او را براورده میکند و بی شک عمل خواهد شد. این از مجربات است و آزموده شده است.
ترس از دزدان و حیوانات درنده
نقل از امام موسی کاظم علیه السلام: هر کس در سفر باشد و از دزدان و حیوانات وحشی خوف و وحشت دارد، برای این کار بر گردن حیوانش «لا تخاف درکاً و لا تخشی» سوره طه را بنویسد، پس به درستی که به اذن خداوند متعال ایمن میشود.
بهبود بیماریهای دهان
به جهت هر گونه درد دهان آیات [5-1] را بنویسد و با خود دارد.
اشکان با ناراحتی رو به مادرش گفت: "آخه
یادم نمی مونه، كاش با یك بار خوندن، مطلب رو می فهمیدم و فراموش نمی كردم.
می دونم حافظه ام مشکل داره." و مادرش به این فکر می کرد که چه راه کاری
برای قوی تر شدن حافظه وی فراهم سازد؟ کلی کتاب در این باره تهیه و کلی
یادداشت برداری کرد و از خود پرسید:"چرا برخی در یادآوری اطلاعات مشکل
دارن؟ چگونه میتوان حافظه رو تقویت کرد؟ چرا حافظه ما همواره یکسان عمل
نمی کنه و بعضی افراد حافظه بهتری دارن؟"
آری، اگر چون اشکان یقین
داشته باشید که برخی افراد حافظه قوی دارند و بعضی دیگر ضعیف، سخت در
اشتباه هستید. باید بدانید که همه حافظه نیرومند دارند؛ اما مشکل این است
که افراد نمیدانند چگونه از قدرت حافظه خویش استفاده کنند؟ حافظه خوب، به
جز در موارد استثنایی، هدیه خاص برای افراد خاص نیست، بلکه اکثراً محصول
تلاش آگاهانه و سازمان یافته هر فرد است که از نیاز به دانستن و یادآوردن،
ناشی می شود.
با کمی تمرین و مقداری آگاهی کلی از عواملی که در
ایجاد یک حافظه بهتر موثرند، به نتایج مثبتی می توان دست یافت. مطالعه از
شیوه های یادگیری كلامی می باشد كه در كنار شكل گفتاری قرار دارد. هر یك از
این دو شیوه، مهم ترین شیوه های كسب و انتقال اطلاعات به حافظه می باشند
كه حس شنوایی در شكل گفتاری و حس بینایی در شكل نوشتاری یادگیری كلامی، امر
كسب اطلاعات را به عهده دارند.
تحقیقات
نشان می دهد، بیشترین بازدهی در مطالعه بر مبنای یادداشت برداری حاصل می
شود. یادداشت برداری بر اساس استخراج و چگونگی تنظیم نكات كلیدی، بازدهی
زیادی به دنبال دارد. اگر ضعفی در حافظه خویش احساس میکنید، به علت عدم به
کارگیریش بدانید؛ چون انسان قادر است حافظه و ظرفیت آن را تقویت کند.
همان
طور که با ورزش کردن قوای جسمانی افزایش می یابد، می توان برای دستیابی
به حافظه بهتر آن را ورزش داد. اگر حافظه را ورزش دهید و تقویت کنید
نیرومند میشود؛ اما در غیراین صورت، ناتوان می گردد. حافظه چون کودکی است
که هیچ گاه نباید به حال خود رهایش کرد و اگر به آن توجه نداشته باشید،
ضعیف می شود. حافظه این توانایی را دارد که هر روز نیرومندتر از روز قبل
شود و این سیر پایان و انتهایی ندارد. بنابراین با تقویت حافظه علاوه بر
قوی شدن آن، میزان تمرکز و استدلال خود را هم افزایش دهید.
تقویت حافظه:
برای
تقویت حافظه تمرکز حواس داشته باشید. تمرکز، یعنی توجه، دقت اختصاصی و
منحصر به فرد، درباره یک شیء، یک هدف، یا یک موضوع.از راههای مفید در
تقویت حافظه و ورزش دادن آن، حفظ کلمات (خواندن موثر) است.
خوب
مشاهده کردن هم کمک بزرگی می کند. آیا تابه حال اندیشیده اید که چرا به
سادگی نقشه ایتالیا را به خاطر میآورید؛ اما به دشواری میتوانید شکل
سرزمینهای انگلیس یا فنلاند را به یاد آورید؟ جواب اینست که از کودکی
آموخته اید ایتالیا شبیه یک چکمه است. یادتان باشد که از قدرت تصویر ذهنی
خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان حافظه میگویند: هر چه به تصویر درآید، به
سادگی در خاطر سپرده میشود.
شنیدن
نیز موثرمی باشد، وقتی پای صحبت های افراد مطلع می نشینید کلماتی را که به
کار میبرند بر شما ملموس خواهد بود و توانایی درک مطالب گفته شده را پیدا
میکنید. هرقدر با لغات و واژگان ادبی بیشتری آشنا شوید، قدرت و توانایی
نوشتاری بالاتری پیدا میکنید. آن گاه قادر به درک
مقالات، متون ادبی، نوشتههای ارزشمند هستید و مطالعات شما صرف خواندن متون
ساده و ابتدایی نخواهد بود (خواندن مۆثر یعنی تلاش برای تبدیل واژهها به
اندیشهها و افکار). حتی می توانید دفتر یادداشتی تهیه کنید و از مطالبی که
معمولاً فراموش میکنید، فهرست برداری نمایید.
سۆال کنید؛ با سۆال کردن، شروع به فکر کردن میکنید.
همچنان که پیامبر( ص) دراین باره می فرمایند:
دانش
گنجینه هایى دارد و كـلـیدهاى آن پرسش است؛ پس ، خدایتان رحمت كند،
بپرسید ، كه با این كار چهار نفر اجر مى یابند: پرسشگر ، پاسخگو ، شنونده و
دوستدار آنان .(تحف العقول : 41 منتخب میزان الحكمة : 260)
امام صادق(ع) نیزمی فرماید: حكایت و بدبختى مردم براى اینست كه نمىپرسند. (كافى، ج1، ص40)
بنابراین
مطالبی را که ممکن است فراموش کنید، به صورت سۆال در آورید و در طول روز
چندین بار آن سۆال را خود بپرسید. مسائل، با ایجاد سۆال در ذهن شما حک
میشوند و تصویر سۆال، نا خود آگاه با تصویر پاسخ آن، حالت تداعی پیدا
میکنند. احتمالاً سۆالاتی هستند که با این روش به آسانی پاسخ آن ها را به
خاطر نمیآورید و باید توجه خاصی به خرج دهید.از دیگران بخواهید که سۆالاتی
را که احتمالاً پاسخ آن ها را فراموش میکنید، از شما بپرسند. با تکرار
این تمرین، شما بر نقاط ضعف حافظه خود تسلط پیدا میکنید و فرا میگیرید که
همیشه آماده پاسخ به هر سۆالی باشید. در نتیجه ذهنتا ن مطلب مورد نظر را
به صورت آماده باش نگه میدارد تا آرام آرام آن مطلب به دانستههای دائم
شما اضافه گردد.
مطالب
را با هدف یافتن پاسخهای معین برای پرسشهای معین بخوانید و تداعی معانی
آگاهانه داشته باشید.تداعی معانی کاملا در کنترل اراده و خواست شماست، همان
نیروی اتصالی که حافظه را بیدار و تربیت میکند؛ پس ارتباط میان معانی
برقرار نمایید.
فرض کنید میخواهید معنای کلمه New را به
خاطر بسپارید؛ در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو میافتید.
نو و تازه، معنای کاملاً نزدیک به جدید، یعنی کلمه New دارد. سپس شما با
نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه میافتید.
مصرف
مواد قندی را كاهش دهید چرا که مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و
رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. تغذیه مناسب داشته
باشید، از گندم سبوس دار استفاده نمایید و شبها غذای سبك بخورید. غذا و
سبزیجات غنی از ویتامین ب كمپلكس رامصرف كنید؛ این ویتامین تقویت كننده
حافظه است. برای همین به نظر می رسد که کندر می تواند دارای تاثیری مثبت
بر روند تکامل مغز و احتمالا شکل گیری مناسب درخت های دندریتی، اکسون ها و
برقراری ارتباطات صحیح بین آنها شود.
خوب بخوابید
کودکانی که دارای خواب منظم هستند در
یادگیری زبان، خواندن و حل مسائل ریاضی نسبت به کودکانی که در ساعات
متفاوتی به رخت خواب میروند موفقتر هستند. دانشمندان مرکز SRI
International ( موسسه تحقیقات آمریکایی در کالیفرنیا) متوجه شدند، هر چه
فرد زودتر به رختخواب برود به همان میزان در مدرسه موفقتر خواهد بود.
-ذهن خود را ورزش دهید
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازیهای فکری، همگی برای مغز همچون ورزش هستند. استرس رااز خوددور نمایید؛ خنده نیزبرای مغز شما خوب است پس زمانی را نیزبه تفریح با دوستان اختصاص دهید.
تقویت حافظه دانش آموزان در آموزه های اسلامی:
پرخوری قوای عقلی را ضعیف میکند و کم خوری یکی از راههای زیاد شدن حافظه
است. همچنان که زیاد از حد آب خوردن و بدون احساس نیاز آب نوشیدن، موجب
کندی ذهن میشود.
مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد
مینماید و بی توجهی نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و
امراضی میگردد که سبب فراموشی و کند ذهنی می شود.
شستوشوی بینی یا استنشاق آب، یکی از
راههای تقویت و گشایش حافظه می باشد. بدیهی است که اصلاح وضعیت تنفسی و
رسیدن اکسیژن کافی به مغز، قدرت قوای ذهنی را افزایش میدهد.
حجامت در محل متعارف آن یعنی میان دو
کتف، یکی از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز میافزاید.
جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایی اجزای خون که با حجامت حاصل
میگردد با خون رسانی صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزی، رابطه نزدیکی
وجود دارد.
خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشی است.