پرسش وپاسخ {زیبایی چهره}

از دیدگاه اسلام زیبایی به زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم شده و زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی مانند نماز به دست آمده، اما زیبایی مادی و ظاهری چهره، به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.زیبایی معنوی از منظر روایات: در زیبایی معنوی اعمال و اذکار متعددی مؤثر است؛ مانند روایتی که در آن، امام صادق (ع) می فرماید: «نماز شب، صورت را نورانی می کند». نورانیت چهره از امور معنوی است که به وسیله امری معنوی چون نماز شب به دست می آید.

زیبایی مادی: از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است؛ مانند گرفتن موی بینی، خوردن گلابی، پرخوری نکردن و ... .
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، امور مادی پیش رو گذاشته شده است.
پاسخ تفصیلی
از دیدگاه اسلام زیبایی بر زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم می شود، و تأکید بیشتری در کسب زیبایی معنوی شده است؛ هر چند بر کسب زیبایی مادی هم تشویق شده است، اما نکته ای که باید توجه نمود این است که، زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی - مانند نماز- به دست آمده و زیبایی مادی و ظاهری چهره نیز به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.
بر این اساس، پاسخ به سؤال را می توان در چند بخش ارائه کرد:
مفهوم زیبایی
در قرآن کریم و احادیث، از مفهوم «زیبا و زیبایی»، به «حُسن» و «جمال و جمیل» تعبیر شده است؛ و «حُسن»، یعنی، زیبائى و نیکوئى و یا هر چیزی که شادی آور و خوش آیند باشد.[1] حسن و جمال به یک معنا هستند؛[2] اما «جمال و جمیل» به معنای زیبایی کثیر و زیاد است.[3] و این کلمه ها در قرآن کریم، به صورت های مختلف (مانند مصدر و اسم) به کار برده شده و زیبایی به این معنا مورد مدح و ستایش قرار گرفته است؛ مانند:
«... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً...»[4]: به مردم نیک بگویید.
«إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَة...»[5]: اگر نیکى به شما برسد، آن ها را ناراحت مى‏کند.
«فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسان»[6]: و در آن باغ هاى بهشتى، زنانى نیکو خلق و زیبایند.
«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً»[7]: پس صبر کن صبر نیکو.(صبر جمیل، به معنی شکیبایى زیبا و قابل توجه است، و آن صبر و استقامتى است که تداوم داشته باشد، یأس و نومیدى به آن راه نیابد، و توأم با بی تابى و جزع و شکوه و آه و ناله نباشد[8]).
خلاصه این که این کلمات، در معنای مثبت و نیکو به کاربرده شده و دارای پیام سرورآور و خوشایند برای بندگان خدای متعال است.
بعد از این که درباره حسن و زیبایی مادی و معنوی، توضیحی کوتاه و اجمالی داده شد، پاسخ به پرسش مطرح شده را از هر دو جنبه مورد بررسی قرار می دهیم:
زیبایی معنوی
قبل از این که به زیبایی ظاهری و مادی (مانند زیبایی در چهره) بپردازیم، لازم است که در مورد زیبایی معنوی و باطنی و چگونگی ایجاد این زیبایی در خود، از منظر سخنان پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) استفاده کنیم؛ در این جا به برخی از این روایات اشاره می شود:
1. امام علی (ع): «زیبایی انسان، در بردباری او است».[9] زیرا بردباری، آن آرامشی که به روح انسان می دهد، اخلاق و رفتار انسان را در برابر مشکلات و بلاها زیبا و نیکو می کند.
2. امام علی (ع):«زیبایی مؤمن، به تقوا و ورع او است».[10]
3. امام حسن عسکری (ع):«زیبایی عقل، زیبایی باطنی (معنوی) انسان است».[11]
4. پیامبر اکرم (ص): «هر کس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نیکو می شود».[12]
5. امام علی (ع):«... نماز، نورانیت صورت است...».[13]
6. امام صادق (ع):«نماز شب، صورت را نورانی می کند».[14]
و روایات دیگری که در مورد اعمال وکارهایی که موجب نورانیت و زیبایی معنوی انسان می شود، وارد شده است.
زیبایی مادی
در احادیث، علاوه بر زیبایی معنوی، به زیبایی ظاهری و مادی هم اهمیت داده شده  که از راه های مادی به دست می آید. از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است. در زیر به برخی از روایاتی که درباره زیبایی ظاهری و مادی و چیزهایی که چهره انسان را زشت می کند، وارد شده، اشاره می شود:
1. امام صادق (ع):«گرفتن مو از بینی، باعث زیبایی چهره است».[15]
2. امام علی (ع) فرمودند: پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«برادرم عیسى (ع) به شهرى عبور نمود که در آن مرد و زنى‏ فریاد مى‏کردند، حضرت به آنها فرمود: شما را چه مى‏شود و چرا فریاد مى‏کنید؟ آن مرد عرض کرد: اى پیامبر خدا، این همسر من است و هیچ بدى هم ندارد بلکه زنى است صالحه ولى در عین حال دوست دارم از او جدا شوم. حضرت عیسى (ع) فرمود: به هر حال بگو چه نقصى در او است که مى‏خواهى از وى جدا شوى؟ آن مرد عرضه داشت: بدون این که پیر شده باشد صورتش شکسته و فرسوده شده. حضرت به آن زن فرمود: اى زن دوست دارى طراوت صورتت به تو برگردد؟ آن زن عرضه داشت: آرى. حضرت فرمود: هر گاه غذا تناول مى‏کنى، زنهار پیش از سیر شدن از آن دست بکش؛ زیرا طعام وقتى در شکم و معده زیاد شد طراوت و نشاط صورت را مى‏برد. زن به این دستور عمل نمود، طراوت صورتش دوباره بازگشت».[16]
3. امام صادق (ع): حناء بوى بد را از بین مى‏برد، چهره را شاداب و با طراوت مى‏کند، دهان را خوشبو مى‏سازد، فرزندان آدمى را زیبا و خوش سیما مى‏کند.[17]
4. در روایتی از امام موسی کاظم (ع) آمده است که شستن سر با گِل سرشور، چهره را زشت می کند.[18]
5. امام صادق (ع):« گلابى چهره را زیبا کند».[19]
6. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که، گیاه کاسنی، چهره را زیبا می کند.[20]
و روایات دیگری که درباره زیبایی مادّی چهره وارد شده است.
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، اموری مادی پیش رو گذاشته شده است.
[1] داور پناه، ابوالفضل‏، أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 412- 413، انتشارات صدر، تهران، چاپ اول، 1375ش؛ قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج2، ص 134، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم،1371ش؛ راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 235، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[2] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2 ، ص 109؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[3] قاموس قرآن، ج 2، ص 52؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[4] بقره، 83.
[5] آل عمران، 120.
[6] الرحمن، 70.
[7] المعارج، 5.
[8] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، ص 17، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[9] تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، ص 285، ح 6392، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366ش: « جمال الرجل حلمه ».
[10] غررالحکم، ص 269، ح 5862: «جمال المؤمن ورعه».
[11] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 1، ص 95، ح 37، مؤسسه الوفاء، بیروت لبنان: «وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمَالٌ بَاطِنٌ».
[12] طوسی، أبو جعفر محمد بن حسن،‏ تهذیب الاحکام، ج 2، ص 119، ح 217، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق: «مَنْ صَلَّى بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَارِ».
[13] شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص 72، انتشارات رضی، قم، 1363ش.
[14]حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 8، ص 151- 152، ح 10278، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1409ق: «صَلَاةُ اللَّیْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْه‏».
[15]کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 488، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش: «أَخْذُ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ یُحَسِّنُ الْوَجْهَ».
[16] شیخ صدوق، علل الشرایع، ترجمه ذهنی تهرانی، سید محمد جواد، ‏ج 2، ص 590- 591، انتشارات مؤمنین‏، قم، چاپ اول، 1380ش.
[17] الکافی، ج 6، ص 484: «الْحِنَّاءُ یَذْهَبُ بِالسَّهَکِ وَ یَزِیدُ فِی مَاءِ الْوَجْهِ وَ یُطَیِّبُ النَّکْهَةَ وَ یُحَسِّنُ الْوَلَدَ».
[18] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 292، نشر داوری، قم، چاپ اول.
[19] بحارالانوار، ج 63، ص 170: «السَّفَرْجَلُ یُحَسِّنُ الْوَجْه».
[20] بحارالانوار، ج 63، ص 208.

پرسش وپاسخ {زیبایی و ارضای جنسی}

پرسش :
از نظر قرآن، زيبايي و ارضاي غريزه جنسي چه نقشي در ازدواج دارند؟

پاسخ :
ازدواج، نخستين سنگ بناي تشكيل خانواده، اجتماع و جامعه است و گرچه از يك منظر ازدواج يك مسأله شخصي و فردي به حساب مي‌آيد؛ ولي از بعد ديگر، چون بنيادش در ساية جامعه انساني نهاده شده و مي‌شود، سود و زيانش جامعه را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.
در قرآن كريم و روايات اسلامي مهم‌ترين فلسفه و حكمت ازدواج، بقاي نسل انسان‌ها،تكامل و حفظ دين دانسته شده است.


برخي از فوايد و حكمت‌هاي ازدواج از ديدگاه قرآن كريم و روايات اسلامي عبارتند از:


1 .بقاي نسل انسان و حفظ حيات نوع بشر.[1]


2 . آرامش زندگي و اجتماع: زن و مرد مكمل يكديگر و باعث شكوفايي جسمي و روحي يكديگرند و هر كدام بدون ديگر ساكت و ناقص خواهند بود.[2]


3 . تربيت و پرورش نسل‌هاي شايسته.[3]


4 . ايجاد زمينه عفاف و پاكدامني در خانواده و جامعه.[4]


5 . ارضاي غريزه جنسي از راه صحيح و منطقي و سوق دادن و هدايت آن به سوي راه‌هاي مشروع و در راستاي كمال. قرآن كريم مي‌فرمايد: «مردان و زنان بي‌همسر خود را همسر دهيد، هم چنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي‌نياز مي‌سازد؛ خداوند گشايش‌دهنده و آگاه است! و كساني كه امكان براي ازدواج نمي‌يابند، بايد پاكدامني از فضل پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بي‌نياز گرداند.!...[5]


بنابراين، اگر به غريزه طبيعي جنسي از راه صحيح پاسخ داده نشود، به طغيان و انحراف اين غريزه مي‌تواند باز‌تاب‌هاي بسيار منفي براي فرد، خانواده و اجتماع داشته باشد و بهداشت رواني و جسمي فرد، خانواده، و جامعه را مختل كند، قرآن كريم بهترين راه پاسخ‌گويي به اين غريزه را ازدواج و تشكيل خانواده مي‌داند و روايات اسلامي نيز ازدواج را عامل مهمي در دور نگه داشتن دين و جامعه، از انحرافات مي‌داند؛ چنان كه، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «من تزوج فقد احرز نصف دينه؛ هر كسي كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.»[6]


6 . ازدواج عامل سكون و آرامش خاطر است. «و من دايته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل لكم بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لايت لقوم يتفكرون:[7] و از نشانه‌هاي او اين كه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودتّ و رحمت قرار داد، در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه تفكر مي‌كنند.»


7 . ازدواج شخص را در برابر خانواده و جامعه متعهد مي‌كند و زندگي را براي شخص هدف‌دار و او را به اصول اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي پايبند مي‌كند.[8]


زيبايي براي دو طرف ازدواج يك امتياز است و در شيريني و سعادت «زندگي زناشويي» تأثير زيادي دارد. زيبايي معيار و اندازه معين ندارد كه بتوان افراد را با آن سنجيد بلكه بيشتر به سليقه افراد بستگي دارد.


زيبايي در همسر در حفظ و تقويت عفت و ايمان همسر مؤثراست و در روايات اسلامي نيز بر اهميت اين موضوع تأكيد شده است. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «در انتخاب همسر، همان‌گونه كه دربارة زيبايي صورت همسر تحقيق مي‌كنيد دربارة موي او نيز سؤال و تحقيق كنيد؛ زيرا مو يكي از زيبايي‌هاست.»[9] البته نعمت زيبايي بايد در كنار ديگر صفات و معيارها، مورد توجه قرار گيرد و زيبايي بدون تدينّ، عفت، اخلاق و ... نه تنها امتيازي محسوب نمي‌شود، بلكه مي‌تواند آفت باشد.


پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «اياكم و خضراء الدمن[10]... از سبزه‌ زاري كه بر فراز مزبله‌اي روييده باشد بپرهيزد. قرآن كريم نيز زنان و مردان را به رعايت عفت دعوت كرده و به ويژه از زنان مي‌خواهد كه زيبايي‌ها و زينت‌هاي خود را از نامحرمان بپوشانند.[11]
بنابراين، ازدواج در اسلام نه تنها ارضا غريزه جنسي و يا ملاك زيبايي به تنهايي نيست، بلكه يك حكم فطري و هماهنگ با قانون آفرينش و وسيله‌اي براي تربيت فرزندان صالح و استمرار نسل بشر است. و انسان با ازدواج به آرامش روحي، فردي و اجتماعي و مودت و رحمت و تعادل روحي و رواني مي‌رسد و شخصيت تازه و هدف‌داري را در خود احساس مي‌كند.[12]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:


1. محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلميه، الطبعة الخامسة، 1417ج 15، ص 111 ـ 114.
2 . ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، چاپ چهارم، 1367، ج 14، ص 456 ـ 466.
3. زن در آيينه ي جلال و جمال، اثر استاد جوادي آملي.
4. آيين همسرداري، اثر استاد ابراهيم اميني.[1] . نساء/1.
[2] . روم/21.
[3] . بقره/223.
[4] . نور/33.
[5] . نور/32 و 33.
[6] . ر.ك: محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمة، ترجمه: حميدرضا شيخي، قم، انتشارات دارالحديث، چاپ دوم، 1379 هـ .ش، ج 5، ص 2251.
[7] . روم/21.
[8] . ر.ك: مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ سوم، 1374، ص 13 ـ 17.
[9] . نوري، حسين، مستدرك الوسائل، قم،‌ مؤسسه آل البيت، چاپ اول، 1408 ق. ج 14، ص 181.
[10] . كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365، ج 5، ص 332.
[11] . نور/31 ـ 33.
[12] . ر.ك: مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، 1369، ص 21 ـ 52؛ مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1367، ج 14، ص 436 ـ 468.

کسانی که در شرف ازدواج هستند

ازدواج نکردن بهتر از انتخاب غلطه!

کسانیکه در شرف ازدواج و در پی یافتن همسری مناسب هستند و در پی آن به فکر تربیت فرزندان مفیدی برای جامعه خویش اند باید همواره این نکته را بخاطر داشته باشند که  از عوامل مۆثر و مهم در تربیت فرزندان وراثت است. پس مهم است که دختر یا پسر چه کسی را برای نقش پدری یا مادری فرزندانشان انتخاب می کنند.

 در تعریف آن گفته‌اند: «وراثت عبارت است از انتقال صفات و خصوصیات جسمانی و روانی و حالات و ویژگی‌های اخلاقی، رفتاری از پدر و مادر و یا خویشاوندان و اجداد به نسل‌های بعدی». ( حجتی، سید محمد باقر، اسلام و تعلیم و تربیت، ص 79)

آیاتی در قرآن کریم تأثیر وراثت در تربیت را تأیید می‌نماید به عنوان مثال آمده است:

(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً). انسان/ 2؛
ترجمه: ما انسان را از نطفه‌ای اندر آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.

در آیه دیگری در سوره نوح آمده:

(وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّاراً،ِانَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً)
نوح/ 27 ـ 26؛ ترجمه: و نوح گفت: «پروردگارا، هیچ كس از كافران را بر روى زمین مگذار، چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه می‌كنند و جز پلیدكارِ ناسپاس نزایند.

در آیه ذکر شده هم به نقش تأثیرگذار وراثت و هم به نقش محیط اشاره شده است، زیرا قوم نوح نسل اندر نسل کافر بودند و دیگر امیدی به هدایت آن‌ها نبود و هم اینکه محیط آنان فاسد و گمراه کننده بود. لذا حضرت نوح به وجود آمدن نسلی صالح از آن‌ها را نفی می‌کند.

برخی وراثت‌ها مثل کوری و دیوانگی، به صورت دائم و سرنوشت قطعی فرد خواهد بود که نه تعالیم انبیاء آنها را عاقل می‌کند و نه روش‌های طبی و تربیتی. ولی بعضی از وراثت‌ها به صورت زمینه مساعد به فرزندان منتقل می‌شود و شرایط رحم علت معدّه خواهد بود. مثل حالات نفسانی، و ملکات خوب و بد والدین که هر کدام زمینه مساعدی برای فرزندان خواهد بود. بنابراین قسمت اعظم شالوده شخصیت یک فرد در شکم مادر مشخص می‌گردد و پس از تولد نقش خانواده در تربیت خیلی مۆثر است.( فلسفی، محمدتقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص 138)


سعادت یا شقاوت؛ رشد یا سرکوب شدن توان‌مندی‌های انسان، جمع مکنیه عوامل موروثی در رحم مادر و عوامل تربیتی و محیط اجتماعی و اراده خود افراد است. البته چون وراثت نقش زمینه‌ساز و مستقیم برای تربیت را دارد راه تربیت را برای بقیه عوامل آسانتر می‌کند.

این ویژگی‌ها و خصوصیات به نحو اقتضا در جهت بالندگی یا سرکوب توان‌مندی‌ها تأثیر گذار است. برای تربیت انسان و کمک به رشد قابلیت‌هایش اولین گام انتخاب همسر است. و این به آن معنا است که تربیت فرزند، قبل از انعقاد نطفه آغاز و در دوران بارداری و تولد و کودکی و دوره‌های بعدی ادامه دارد. اگر همسر انسان از خانواده‌ای تربیت شده باشد، صفات موروثی او بستری برای تربیت صحیح فراهم خواهد ساخت. و دیگر اینکه فرزند را بهتر تربیت می‌کند.

تأثیر وراثت در تربیت و رشد توان‌مندی‌های انسان از چنان نقش عظیمی برخوردار است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«تَزَوَّجُوا فِی الْحُجْزِ الصَّالِحِ‏ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاس‏»
مكارم الأخلاق، ص 197؛ ترجمه: با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید زیرا ژن اثر دارد.
امام علی

امام علی (علیه السلام) درباره شرافت نسبی انبیاء آورده‌اند:

«فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِی أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ وَ أَقَرَّهُمْ فِی خَیْرِ مُسْتَقَرٍّ تَنَاسَخَتْهُمْ كَرَائِمُ الْأَصْلَابِ إِلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قَامَ مِنْهُمْ بِدِینِ اللَّهِ خَلَفٌ حَتَّى أَفْضَتْ كَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَى مُحَمَّدٍ صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ الْأُرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِی صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِیَاءَهُ وَ انْتَخَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ عِتْرَتُهُ خَیْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَیْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ الشَّجَر.» (نهج البلاغه، پیشین، خطبه /93)

ترجمه: پروردگار بزرگ پیامبران را در عالیترین و برترین امانتگاهها و جایگاهها امانت نهاده آنان را از صلب‏هاى نیكو به زهدانهاى پاك و منزه انتقال داد. هرگاه یكى از آنان دعوت حق را لبیك مى‏فرمود. دیگرى پس از او براى ابلاغ رسالت و نشر آن قیام میكرد. قرنها بدینسان گذشت تا این كه كار نشر دین از جانب یزدان پاك و بى همتا به خاتم رسولان الهى حضرت «محمد» (صلی الله علیه و آله) رسید.

 

پروردگار او را نیز از عالیترین معدن‏ها و عزیزترین زهدانها به رویاند. او را از همان درخت پاك و عزیزى رویاند كه پیامبران دیگر از آن پرورش یافته بودند، «عترته خیر العتر، و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجر، نبتت فى حرم، و بسقت فى كرم، لها فروع طوال، و ثمرة لاتنال ، فهو امام من اتقى، و بصیرة من اهتدى، سراج لمع ضوء، و شهاب سطع نوره...» خاندان او از بهترین خاندانها هستند، بستگانش از خوبترین خویشاوندان شجره او پر ثمره‏ ترین شجره‏ هاست.

امام علی (علیه السلام) در سخنانی روشن اهمیت وراثت در شکل‌گیری شخصیت انسان را یادآور شده و می‌فرماید:

«إِذَا كَرُمَ [أُكْرِمَ‏] أَصْلُ‏ الرَّجُلِ‏ كَرُمَ مَغِیبُهُ وَ مَحْضَرُهُ». (غررالحکم ص 294)
ترجمه: وقتی اصل و ریشه انسان خوب و شریف باشد نهان و آشکارش خوب و شریف است.

آن حضرت وراثت را بستری می‌دانند که خوی‌ها و رفتارهای آدمی را سامان می‌دهد و بی‌شک رشد بسیاری از توان‌مندی‌های انسان در گرو همین وراثت است. به عنوان مثال در سخنان ایشان آمده که از عوامل رشد توان‌مندی تواضع و هم سطح دانستن خویش با مردمان و همچنین خلق خوش با دیگرن وراثت است حضرت می‌فرماید:

«إِنَّ مُوَاسَاةَ الرِّفَاقِ‏ مِنْ كَرَمِ الْأَعْرَاقِ»
ترجمه: به راستی مواسات با دوستان و یکسان گرفتن خود با آنان از نیکویی اصل و ریشه و وراثت است.

امام علی (علیه السلام) در جای دیگر می‌فرماید:

«أَطْهَرُ النَّاسِ‏ أَعْرَاقاً أَحْسَنُهُمْ أَخْلَاقاً».
ترجمه: نیکوترین مردمان از نظر اخلاق، پاک ترین مردمانند از نظر اصل و ریشه و وراثت.

عامل بعدی پس از گزینش همسر، توجه به مراقبت‌های لازم در هنگام انعقاد نطفه است که در جسم و روح فرزند، صحت و سلامتی و حتی چهره‌اش نیز تأثیر شگرفی دارد. دین اسلام در این باره سفارشات فراوانی دارد که در یک سفارش مفصّلی که از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امام علی (علیه السلام) شده و در آن از زمان و مکان و چگونگی آمیزش مطالب مهمّی را بیان فرموده‌اند و در آخر سفارش به ایشان توصیه کرده‌اند که:

«یَا عَلِیُّ احْفَظْ وَصِیَّتِی‏ هَذِهِ كَمَا حَفِظْتُهَا عَنْ جَبْرَئِیلَ علیه السلام‏» (عل الشرایع ج 2، ص 517.)

پس یادمان باشد که تربیت نسلی مفید یا مخرب جامعه به دست تک تک افرادی است که برای امر مهم و مقدس ازدواج اقدام می کنند. پس در انتخاب همسر و خانواده همسر نوع تربیت و بنیان خانواده را خوب در نظر بگیریم که اصلی مهم در تربیت نسل فرزندان جامعه است.

بهداشت و آداب زناشویی

بهداشت و آداب زناشویی
غریزه جنسی یکی از غرایز طبیعی انسان است که هدف آن بقای نسل و تولید مثل است و البته این غریزه مخصوص انسان نیست. غریزه جنسی باید در زمان مناسب و از راه صحیح و شرعی به موقع ارضا گردد.
نیاز جنسی بازتاب ترشح هورمون جنسی است که تحولات جسمی و روحی را به دنبال دارد. از دوران بلوغ به بعد میل به جنس مخالف زیاد می شود و اگر پاسخ درستی به خواسته های جنسی داده نشود سبب بحران های شدید روحی و انحرافات جنسی می گردد.
از نظر اسلام ازدواج و تشکیل خانواده اهمیت زیادی دارد، که این خود از مهمترین عوامل بهداشت روانی فرد و جامعه می باشد، که در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است و احادیث زیادی در این باره وارد شده است که مجال بیان کردن آن ها نیست، و فقط درباره بهداشت ازدواج مطالبی را جهت اطلاع بیان می نماییم.
مسأله «آمیزش» از نظر روحی و روانی قابل اهمیت است و نیاز به آگاهی و دقت بیشتری دارد. اکثر همسران جوان، اطلاعات کافی و لازم را در این زمینه ندارند و حیا و شرم مانع از سوال کردن می شود. بسیاری از اختلافات و مشکلات روحی و روانی که برای همسران جوان بوجود می آید ریشه اش عدم آگاهی آن ها نسبت به مسائل زناشویی می باشد.
اسلام دستورات مهمی در این زمینه دارد که رعایت آن ها موجب خوشبختی و کامروایی زن و شوهر می شود. و ما در این جا به اختصار به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:
- آرامش روحی
هنگام آمیزش زن و مرد باید آرامش و امنیت فکری و روحی داشته باشند و هیچ گونه نگرانی و اضطرابی در کار نباشد. این مسأله مهمی است و در تولید مثل و سلامتی جسمی و روانی فرزند نیز تأثیر بسزایی دارد.
دستورات اسلام در این زمینه از نظر روان شناسی قابل دقت است و نقش آن در تأمین سلامتی جسمی و روانی غیر قابل انکار است.
تمام مطالبی که در ذیل بیان می شود از روایات و فرمایشات ائمه اطهار(علیهم السلام) اقتباس شده است و بسیاری از آن ها از نظر علمی نیز اثبات شده است هر چند فلسفه بعضی از آن ها احتمال دارد هنوز از نظر علمی اثبات نشده باشد. زیرا فلسفه بسیاری از احکام برای ما روشن نیست و این نمی تواند بهانه ای برای نفی آن ها باشد.
- آداب آمیزش
رعایت این نکات هنگام عمل مقاربت و زناشویی ضروری می باشد:
1. در جای خلوت و مطمئن نزدیکی کنید!
در مکانی که فردی باشد حتی اگر بچه شیر خواره باشد کراهت دارد و باید در اتاقی که هیچ کس نیست حتی اگر خواب باشد، عمل مقاربت را انجام داد. اگر احتمال دهید کسی وارد شود اجتناب کنید زیرا دلهره و دلواپسی و اضطراب موجب بی میلی و تنفر نسبت به عمل می شود.
2. با نام خدا آغاز کنید و دعا بخوانید! و از خداوند تقاضا کنید تا شیاطین را از شما دور نماید و فرزندان صالحی را به شما عطا فرماید.
این مسأله بسیار مهم است که انسان در حالت التذاذ به یاد خداوند باشد و خود این از نظر روحی و روانی سبب تقویت عاطفه و محبت بین زن و شوهر می شود و شخصی که در حال شهوت به یاد خداوند باشد کمتر دچار انحرافات اخلاقی می گردد.
3. عجله نکنید!
در روابط زناشویی نباید عجله کرد، بلکه با هنر صبر و حوصله و توأم با زیبایی های ظاهری و معنوی باید هر دو به اوج لذت جنسی برسند و یکدیگر را خوب درک کنند.
4. با بازی و ملاعبه شروع کنید!
مکتب اسلام ارضای غریزه جنسی را جدی گرفته است و سفارش کرده است مسأله مقاربت توأم با زیبایی و عشوه گری زن و مرد همراه باشد و زن و شوهر در خلوت باید از عشوه و ناز و غمزه مضایقه نکنند و بهترین لباسهای خود را بپوشند و آرایش کنند و با بهترین عطرها خود را خوشبو کنند. با آغوش باز و لبخند از همدیگر استقبال کنند.
5. مرد فقط به فکر لذت بردن خود نباشد بلکه رعایت زن را نیز بکند.
پیامبر فرمود: «اگر مرد به فکر زنش نباشد، ظالم است»
باید توجه داشت که غالباً، مرد زودتر از زن ارضا می شود به همین منظور سفارش شده است قبل از مقاربت، مرد سعی کند زن را کاملا تحریک نموده و بعد از آمادگی زن، نزدیکی نماید، برای این منظور می تواند از بکار بردن الفاظ تحریک کننده و لمس نقاط تحریک کننده بدن استفاده نماید.
6. فکر زن و مرد متوجه شخص دیگری نباشد!
در بعضی از روایات وارد شده است اگر یکی از طرفین فکرش به شخص دیگری مشغول باشد در انعقاد نطفه تأثیر منفی می گذارد.
7. قبل از آمیزش و بعد از آن هر دو بول (ادرار) کنند!
این مسأله از نظر بهداشت و حفظ سلامتی بسیار حایز اهمیت است و از پیدایش بعضی از بیماری های مقاربتی جلوگیری می نماید.
8. در هنگام آمیزش از صحبت کردن خودداری شود!
9. عریان آمیزش نکنید!
سفارش شده است: هنگام آمیزش، حتما روپوشی روی طرفین را پوشانیده باشد.
10. بلافاصله بعد از تمام شدن عمل بلند نشوید، بلکه کمی صبر کنید و بعد بلند شوید و برای غسل کردن عجله کنید.
11. اگر محتلم هستید، نزدیکی نکنید!
پیامبر (ص) فرمود: «اگر کسی محتلم باشد و بدون غسل کردن دوباره با همسرش نزدیکی کند احتمال دارد موجب جنون فرزند گردد».[1]
12. با دستمال جداگانه ای خود را پاک کنید!
13. با شکم سیر نزدیکی نکنید!
در بسیاری از روایات از نزدیکی کردن در حالت سیری نهی نموده است و این عمل موجب بروز بیماری های مختلفی از جمله ضعف بینایی می گردد.
14. در روز آمیزش نکنید!
آمیزش در روز از نظر روحی و جسمی زیان آور است و آخر شب بهترین زمان برای عمل مقاربت می باشد. زیرا شرایط مناسب تری برای التذاذ مهیا است.
15. شب قبل از سفر و شب بعد از سفر کراهت دارد!
16. جایی که سقف ندارد کراهت دارد!
17. اول ماه و وسط و آخر ماه نیز کراهت دارد، غیر از شب اول ماه رمضان که کراهت ندارد، بلکه مستحب است.
18. موقع قمر در عقرب نباشد!
19. موقع خسوف و کسوف نباشد.
20. هنگام حوادث طبیعی مثل زلزله و طوفان کراهت دارد.
21. هنگام غروب آفتاب کراهت دارد.
22. ما بین طلوع فجر تا طلوع خورشید نیز کراهت دارد.
23. ایستاده یا داخل آب و همچنین در داخل حمام کراهت دارد.
24. رو به قبله یا پشت به قبله نباشد.
25. داخل کشتی و در حال حرکت کراهت دارد.
26. در حالی که زن یا مرد خضاب کرده باشند از عمل مقاربت اجتناب نمایند.
27. و ...
تذکرات مهم:
1- اسلام سفارش می کند که زن و مرد به وضع ظاهری خود توجه داشته باشند. و مخصوصا به زن توصیه می کند که خود را برای شوهر آرایش نماید و مرد نیز وظیفه دارد وسایل آرایش را برای زن فراهم کند.
2- زیاده روی در شهوت خوب نیست. حضرت علی(ع) فرمود: «کسی که با زنان بسیار بیامیزد عقلش تباه گردد و دچار رنج و گرفتاری می­شود»
3- نزدیکی کردن در «دبر» کراهت شدید دارد و در بعضی از روایات آن را حرام دانسته اند. رعایت این مسأله ضروری است و از نظر مسائل بهداشتی برای زن و مرد ناراحتی هایی به همراه دارد. و موجب اذیت و آزار زن نیز می شود پس لازم است از این عمل خودداری شود.
4- انزال
انزال یعنی خارج شدن منی از انسان که به صورت های مختلفی محقق می شود. انزال لازم نیست حتما در داخل رحم صورت گیرد بلکه جایز است برای جلوگیری از ازدیاد نسل، انزال در خارج از رحم صورت گیرد. نکته قابل دقت این است که اگر انسان تحریک شود و به مرحله انزال برسد ولی از خروج منی جلوگیری نماید، سلامتی خود را به خطر انداخته است زیرا منی حرکت کرده است و اگر خارج نشود دوباره به جای اول خود بر نمی گردد و همین امر سبب پیدایش امراض می شود.
5- استمناء (خود ارضائی):
یکی از انحرافات جنسی استمناء است. یعنی طلب خروج منی به وسیله دست یا مالش و یا هر چیز دیگر غیر از عمل مقاربت جنسی.
این عمل از نظر اسلام حرام است و وعده عذاب داده شده است. بعضی از نوجوانان در اوایل بلوغ بخاطر عدم آگاهی و عدم تربیت صحیح دچار این مرض روانی و اخلاقی می شوند و عادت به این کار زشت می کنند.
از نظر علم طب این عمل زیان های زیاد را به دنبال دارد و سلامتی فرد را در تا حد مرگ به خطر می اندازد. و بدن فرد را ضعیف و لاغر می سازد و بدن را برای قبول هر نوع بیماری آماده می سازد.
چنین افرادی هر چه زود تر باید ازدواج کنند و در این رابطه با روان پزشک و مشاورین مربوطه مشورت نمایند.
یکی از مشکلاتی که برای این افراد ممکن است به وجود آید این است که میل به همسر در آن ها کم می شود. و حتی کمتر قادر به ارضای همسر خود می باشند زیرا دچار انزال های زودرس می شوند و نمی توانند همسر خود را خوب تمکین نمایند. در این رابطه لازم است مشکل خود را با متخصصین مربوطه در میان بگذارند كه قابل درمان می باشد.
6- ناتوانی جنسی: یکی از عوامل اختلاف بین مرد و زن، ناتوانی جنسی است و بسیاری از مردان با این که جوان می باشند، از این موضوع شکایت دارند. در حالی که ناتوانی جنسی حقیقی در مردان بسیار کم است، بر خلاف سردی زنان که زیاد است. گاهی اوقات اختلالات عضوی و فیزیولوژیکی موجب این امر می گردد، مثلا بیماری قند، زیاد شدن کلسترول در خون، بیماری کبد و کلیه و مصرف زیاد آنتی بیوتیک ها، سولفامیدها و کورتیزون ها ممکن است موجب ناتوانی جنسی گردد، همچنین اضطراب، نگرانی، ترس و تلقین از عوامل ایجاد ناتوان جنسی به شمار می آیند. همچنین استمناء و زیاده روی در مقاربت نیز می تواند ناتوانی جنسی را به همراه داشته باشد.
غیر از بیماری قند تمام علل ناتوانی موقتی و قابل درمان هستند و جای نگرانی وجود ندارد. حفظ آرامش و اعتماد به نفس نیز در درمان شخص مؤثر می باشد. ضعف قوه باه ممکن است ناشی از سوء تغذیه یا عدم تغذیه کافی باشد، مثلا کمبود کلسیم در خون، در پیدایش ناتوانی جنسی موثر است. در عین حال با بررسی علل این مشكل و با مراجعه به پزشك متخصص، می توان انرا درمان و اصلاح نمود.
7- تقویت قوه باه (توان جنسی)
غذاهای مناسبی که برای مبتلایان به ضعف جنسی سفارش می شود، غذاهایی است که دارای ویتامین «A» و «E» و کلسیم باشند، از قبیل: شیر، کره، پنیر، لپه، سبزیجات، روغن حیوانی، عدس، لوبیا، عسل، بادام، فندق، انجیر، ماست، اسفناج، کاهو، پسته، جعفری، روغن ماهی، باقلا، کاسنی و ...[2]

[1]. وسائل، ج14، ص 99.
[2]. اطلاعات عمومی پزشکی، ص 350.
ابوالفضل خراساني- بهداشت زندگي، ص62 (با تلخيص)

ذکری که دوای 99 درد است

پیامبر خدا(ص) فرمودند: “جمله «لا حول و لا قوة الا باللّه‏» ۹۹ درد را شفا می‏‌دهد که ساده‏‌ترین آن‌ها اندوه است۱″.
از مولای متقیان امام علی(ع) نقل شده که فرمودند: “بیمار شدم و پیامبر خدا به عیادتم آمد و فرمود: «بگو: خداوندا! از تو می‏‌خواهم عافیتی را که می‏‌دهی، پیش اندازی، بر امتحان خویش، بردباری‏‌ام بخشی، و مرا به سوی رحمت خویش ببری». من، این دعا را خواندم و پس از آن دعا، از بستر بیماری برخاستم، گویا که از بندی رَسته باشم۲″.
همچنین امام علی(ع) فرمودند: “پیامبر خدا، بر مردی از انصار که بیمار شده بود، وارد شد تا او را عیادت کند. او گفت: ای پیامبر خدا! برای من به درگاه خداوند، دعا کن.
پیامبر صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم فرمود: «بگو: “از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ، مسئلت می‏‌کنم و از خداوند بزرگ سلامتی می‏‌خواهم» مرد، این دعا را سه بار خواند و در پیِ آن، از بستر بیماری برخاست، چنان که از بند، رَسته باشد۳″.
امام صادق علیه‏‌السلام به هنگام بیماری این دعا را می‌خواندند: “خداوندا! تو خود، کسانی را سرزنش کردی و فرمودی: «بگو کسانی را که به جای خداوند به خدایی می‏‌پنداشته‏‌اید، فرا خوانید تا ببینید که نه نمی‏‌توانند سختی‏‌ای از شما بگشایند، و نه شما را به حالتی دیگر درآورند». پس ای آن که هیچ کس جز او نتواند سختی‏‌ای از من بگشاید و مرا به حالتی دیگر ببرد! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و سختی را از من بگشای و آن را به سوی کسانی ببر که در کنار تو – که خدایی جز تو نیست – خدایی دیگر را می‏‌خوانند۴″.
۱- قرب‌الإسناد: ۷۶ / ۲۴۴ منتخب میزان‌الحکمة: ۱۴۸
۲- مسند زید، صفحه ۱۸۱، الکافی، جلد ۲ ، صفحه ۵۶۷ ، حدیث ۱۶، بحارالأنوار، جلد ۹۵ ، صفحه ۱۹ ، حدیث ۱۹ ؛ المستدرک علی الصحیحین، جلد ۱ ، صفحه ۷۰۴ ، حدیث ۱۹۱۷، حدیث ۳۶۹۸ دانش نامه احادیث پزشکی: ۱ / ۱۷۴
۳- مسند زید، صفحه ۱۸۱ عن زید بن علیّ عن أبیه عن جدّه علیهم‏السلام، دانش نامه احادیث پزشکی: ۱ / ۱۷۶
۴- الإسراء: ۵۶٫ الکافی، جلد ۲ ، صفحه ۵۶۴ ، حدیث ۱ ، عدّة الداعی، صفحه ۲۵۶ ، الدعوات، صفحه ۱۹۰ ، حدیث ۵۲۸ ، بحارالأنوار، جلد ۹۵ ، صفحه ۱۸ ، حدیث ۱۸ دانش نامه احادیث پزشکی: ۱ / ۱۷۸

مقدارپوشش واجب برای زنان در حال نماز

مقدار پوشش واجب برای زن در حال نماز

مقدار واجب پوشش برای زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتی موی سر به جز صورت (به مقداری که در وضو شسته می شود} و دست ها تا مچ و پاها تا مچ است. همچنین از ضخامت پوشش باید ساتر باشد یعنی باید به مقداری باشد که بدن و موی انسان در آن پیدا نباشد.

سوال: اگر خانمی در هنگام نماز بدن خودش را در زیر چادر ببیند، اما از بیرون بدنش پیدا نباشد، آیا نمازش اشکال دارد؟

اکثر مراجع تقلید در این‌باره می‌گویند، اگر از بیرون بدنش پوشیده باشد، کافى و نمازش صحیح است؛ اما برخی از فقها (آیة الله سیستانی) علاوه بر این امر پوشاندن بدن حتی از خودش را نیز (بنابر احتیاط واجب)، لازم می‌دانند.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی{
اگر از بیرون بدنش پوشیده است کافى است.

 
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی{
در فرض سوال چنانچه چادر بدن نما نباشد اشکالی ندارد.

 
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی{
زن باید در موقع نماز، تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند، و بنابر احتیاط واجب حتی از خودش نیز پوشانده شود، پس اگر چادر را طوری بپوشد که خودش بدنش را ببیند اشکال دارد. ولی پوشاندن صورت و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نیست. امّا برای آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پائین تر از مچها را هم بپوشاند.

 
حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی{
چنانچه چادر بدنش را بپوشاند نماز صحیح است.


سوال: میزان پوشش لازم برای زنان در نماز از جهت کمیت و کیفیت چه مقدار است؟


شرح پرسش:
من در چادر نماز ایرانی که ممکن است مقدار کمی از موها و دست ها در آن دیده شود، نماز می خوانم. این چادر را به خاطر همین مشکل در بیرون خانه نمی پوشم. حال سۆال من آن است که آیا من مجاز هستم این چادر را برای نماز استفاده کنم و بپوشم یا باید یک چادر ضخیم تر و بزرگتری تهیه کنم علاوه مقدار پوشش در نماز چقدر است؟

قبل از پاسخ لازم است به عنوان مقدمه نکاتی یادآوری گردد:

-1
واژه حجاب در لغت به معنای پرده و حاجب و چیزی است که میان دو چیز حایل و فاصله می شود. البته همان گونه که مفسران و محققان گفته اند، واژه حجاب به معنای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اصطلاحی جدید است. آنچه در گذشته ها در این مورد به کار می رفته، به ویژه در اصطلاح فقها، واژه «ستر» است که به معنای پوشش است.

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسایل مهم اسلامی است. در قرآن کریم برای رشد و تعالی زن و نیز سالم سازی محیط خانه و اجتماع، حجاب برای زنان، واجب شده است.

-2
شـکـى نیست که خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان براى او مفهومى نـدارد. اما از آنجائی که انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا مى بیند و با او سخن مى گوید، در چنین حالى باید مناسب ترین لباس را در حـضـور او بپوشد و روشن است که مناسب ترین لباس براى زن همان لباس کامل است - یعنى لباسى که نشانه عفت و پاکدامنى اوست و بهترین حالات او را منعکس مى سازد - تنها چنین لباسى شایسته حال عبادت مى باشد. حـتـى در مـورد مـردان نیز نـه تنها نماز خواندن با بدن عریان باطل است و با روح خضوع و احترام به ساحت مقدس پروردگار سازگاری ندارد، بلکه بهتر آن است که علاوه بر پوشش مقدار واجب، با لباسى نماز بخوانند که نشانه نهایت احترام باشد.

 
علاوه بر این؛ رعایت حجاب در نماز:
-1
نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب در همه ی موارد واجب است.

-2
نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد، حجاب کامل را می طلبد و این مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و حفظ آرامش روحی نمازگزار را در پی دارد.

اما در خصوص کیفیت رعایت حجاب و میزان حجابی که لازم است در نماز توسط زنان رعایت شود، باید در دو جهت بحث کنیم:
 
-1
مقدار پوشش:
مقدار پوشش واجب برای زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتی موی سر به جز صورت (به مقداری که در وضو شسته می شود) و دست ها تا مچ و پاها تا مچ است. اما برای آنکه یقین کند مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند.

در این باره توجه شما را به چند استفتا از مراجع عظام تقلید جلب می کنیم:


پرسش: اگر خانمی در بین نماز متوجه شود که موهای او از چادر بیرون آمده، تکلیفش چیست؟ اگر بعد از نماز بفهمد، آیا درست است؟

همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت ره  و وحید خراسانی دام ظله): اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است؛ به شرط آنکه پوشاندن زیاد طول نکشد. اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.

آیات عظام بهجت ره و وحید خراسانی دام ظله: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.


پرسش: نماز خواندن با مانتو و روسری چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر مقدار واجب پوشش و شرایط لباس نمازگزار در آن رعایت شود، اشکال ندارد؛ هرچند نماز با چادر برای رعایت پوشش در نماز، آسان تر و بهتر است. (توضیح المسائل مراجع، م 897)


پرسش: آیا پوشاندن کف پا هنگام سجده کردن واجب است؟
همه ی مراجع: خیر، پوشاندن روی پا و کف آن واجب نیست.

آیة الله العظمی خامنه ای در پاسخ به این سۆال که: آیا پوشاندن کامل چانه هنگام حجاب و در نماز واجب است، یا این که فقط قسمت پائین آن باید پوشانده شود، و آیا وجوبِ پوشش چانه مقدمه پوشاندن صورت است که شرعاً واجب است؟، پاسخ داده اند: پوشاندن قسمت پائین چانه واجب است نه خود آن، زیرا چانه جزئى از صورت است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 481، س 439)

 2-
ساتر بودن لباس و پوشش:
واجب است لباس زن نمازگزار از نظر نازکی و ضخامت به حدی باشد بدن و موی انسان (زن) در آن پیدا نباشد. حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: "اگر حجاب و ساتر به نحوی باشد که بدن دیده شود، کافی نیست. (استفتائات حضرت امام خمینی(ره)،ج1،صفحه 137 سۆال34)

منابع:
 
توضیح المسائل مراجع

 

مادر نمونه



مادر نمونه

 ویژگی‌هاى مادر نمونه:1ـ نیازهاى عاطفى كودك،2ـ نیازهاى جسمى،3ـ نیازهاى علمى،4ـ نیازهاى تربیتى،5ـ مدیریت خوب

 

از زمره صفات ثبوتى و فعل خداوند «خالقیّت» و «ربوبیت» است. یعنى هم آفریدگار است و هم پروردگار. جریان این دو صفت الهى در مورد انسان به توسط پدر و مادر انجام مى‏شود و این دو هستند كه وسیله پیدایش او در حیات مادى و رشد و تربیت او به ویژه در ایام كودكى‏ اند.

 

خداوند عشق والدین و به خصوص مادر به فرزند را به ویژه در دوران كودكى و نیاز او به آنان را به صورت غریزى در نهادشان قرار داده و مراقبت از او را به توصیه و دستور واگذار نفرموده است، زیرا تخلف از دستور و فرمان مولى به وفور ممكن است، ولى سرپیچى از حكم غریزه بسیار نادر و مشكل است و او با این تدبیر خود از تلف شدن و دور انداختن كودك به جهت رنج زیاد آن به وسیله والدین، جلوگیرى و پیش‏گیرى كرده است.

 

در صورتى كه علاقه و توجه فرزند در دوران پس از كودكى به پدر و مادر به طور غریزى نیست و بیشتر به عواطف، تعهد و احساس مسؤولیت او بستگى دارد و بدین لحاظ در خصوص مراقبت والدین از كودك خردسال خود نیازى به دستور و تأكید نیست ولى در مورد احسان و رعایت احترام به پدر و مادر از سوى فرزند، فرمان و توصیه الهى است كه مى‏تواند فرزند را تا آخر عمر خود به پاس داشت حقوق والدین وادار كند.

 

یكی از روانشناسان مى‏ گوید: «اولین كسانى كه خریدار مدهاى جدید و تغییر لباس و خودآرایی‌هاى زننده هستند، همان تحقیرشدگان دوران كودكى مى‏باشند.»

 

و لذا خداوند متعال در آیات چندى از قرآن كریم، بر رعایت این حق و توجه دادن به مقام آنان تأكید ورزیده است؛ از جمله مى‏فرماید: «و قضى ربّك اَنّ لا تعبدوا الاّ ایّاه و بالوالدین احسانا ...»؛ خداوند حكم فرموده است جز او را نپرستید و به والدین خویش احسان روا دارید... .»(1)

 

در این آیه كریمه، نیكى به پدر و مادر پس از فرمان به بندگى الهى آمده و والدین هم به صورت مطلق ذكر شده و به ایمان و اسلام مقیّد نشده است كه این دو امر، خود بیانگر طبیعى بودن این حق و اهمیت بسیار بالاى آن است.

 

در جاى دیگر پس از تأكید بر رعایت این حق به خصوص به رنجى كه مادر در رابطه با فرزند خود متحمل مى‏ شود تكیه كرده و آن را توجه داده و گوشزد مى‏فرماید:

 

«و وصیّنا الإنسان بوالدیه إحسانا حملته امّه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا ...»؛ ما انسان را نسبت به والدینش به نیكى سفارش كردیم، مادرش او را با محنت و رنج حمل كرد و با مشقت و سختى به دنیا آورد و مدت باردارى و از شیرگرفتن او سى ماه است.»(2)

 

در این آیه كریمه به سه مورد از مهمترین كارهایى كه مادر در رابطه با فرزند بر دوش مى‏گیرد اشاره شده است:

 

1ـ مرحله حمل و باردارى؛

 

2ـ زایش و ولادت؛

 

3ـ حضانت و شیردهى.

 

این یادآورى خود نشانه عنایت ویژه خداوند متعال بر اهمیت بیشتر احسان به مادر است كه بازتاب آن در روایات معصومان(علیهم‏السلام) منعكس شده است.(3)

 

ویل دورانت مى‏نویسد: «در نمایش بزرگ توالد، كه محور حیات است، عمل نر حقیر است، او فقط سیاهى لشكر است. در بحران وضع حمل، مرد با دستپاچگى و حیرت در كنار زن مى‏ایستد و سرانجام به حقارت و غیر ضرورى بودن هستى خود، در پهنه رشد نوع پى مى‏برد. در این لحظه است كه مى‏فهمد، زن از او به نوع نزدیك‌تر و وابسته‏تر است و جریان عظیم حیات، در وجود زن است و خلقت از خون و جسم اوست و به تدریج در مى‏یابد، كه چرا اقوام ابتدایى و ادیان بزرگ، مادرى را مى‏پرستیدند.»(4)

 

مقصود از ذكر این مختصر، توجه به این نكته است كه اگر مقصود از پرسش در باره مادر نمونه این است كه به وظیفه خود در این خصوص پى ببریم، باید بدانیم كه از دیدگاه اسلامى نمونه بودن یا نبودن مادر در وظیفه احسان نسبت به او تأثیر چندانى ندارد. و این نیكى و رعایت حقوق او از جهت مادر بودن از امورى است كه حتى ایمان هم در آن دخالتى ندارد، تا چه رسد به نمونه بودن و این حق طبیعى اوست. و اگر مقصود وظیفه‏اى است كه هر زنى نسبت به فرزندان خود داشته و به عنوان كمالى براى خود او مطرح است، این سؤال بسیار بجا و درخور تحقیق و پاسخ بایسته است.

 

اكنون به اختصار به ویژگی‌هاى مادر نمونه مى‏پردازیم، البته روشن است كه وقتى از مادر نمونه گفتگو به عمل مى‏آید بیشترین مقصود، بر محور وظایف و اوصافى است كه در رابطه با فرزندان خود دارد و یا باید بدان متّصف باشد، كه آن را در پنج بخش برمى‏شماریم.

 

1ـ نیازهاى عاطفى كودك

 

الف: نوازش و محبت

ابراز محبت و علاقه به كودك از دو جهت در شكل‏ گیرى شخصیت كودك مؤثر است. اول آن كه بروز و ظهور استعدادها و قوای او كه خداوند متعال در وجودش قرار داده تا حد زیادى به آن بستگى دارد. پیش از این به نقش اظهار محبت در این خصوص توجه نمى‏شد و بیشتر خانواده‏ ها تربیت فرزند را، در اعمال خشونت و تنبیه بدنى مى‏دانستند و پدر و یا مادر موفق را كسى مى‏پنداشتند كه فرزندان او هر چه بیشتر از او ترس به دل داشته باشند، در صورتى كه هم‏ اكنون این قضیه كاملاً به عكس است و تحلیل‏گران مسایل تعلیم و تربیت متفقند كه هیچ عاملى جاى محبت و نوازش را در بروز و رشد استعدادها و شخصیت كودك نمى‏گیرد. والدین موفق كسانى ‏اند كه توانسته باشند بین خود و فرزندانشان رابطه‏اى دوستانه و صمیمى بر پایه احترام متقابل ایجاد كنند.

 

اظهار علاقه به صورت در آغوش كشیدن، بوسیدن و كلمات محبت‏آمیز گفتن و بازى با كودك و امثال آن است كه به كودك شخصیت، اعتدال و اعتماد به نفس مى‏بخشد و كسانى هستند كه از چنین كارى عاجز و یا بدان بى‏توجه‏اند و یا آن را منافى شأن و مرتبه خود مى‏دانند. مادر نمونه آن است كه به این موضوع نه به صورت نیاز خود ـ كه گاهى از او این عمل سر زند ـ بلكه به صورت پاسخ‏گویى و توجه به نیاز دایمى كودك بدان مبادرت ورزد و آن را حاكم بر تمامى رفتار و مناسبات خود با فرزند خویش كند.

 

و دیگر آن كه كودك در آغوش گرم و محبت‏ آمیز مادر و پدر است كه نوع‌دوستى و محبت به دیگران و علاقه‏ مندى به سرنوشت آنان را مى‏آموزد. كودكى كه خود از محبت كافى برخوردار بوده و در این زمینه اشباع شده است، دیگردوست و محبت‏ ورز است، و به راحتى با كودكان دیگر مى‏ تواند به ایجاد رابطه دوستانه اقدام كند. چنین كودكى دچار انتقام‏ جویى و عقده‏ گشایى و حسادت و خیانت و سركشى نمى‏ شود و حتى‏ الامكان بى‏ مهری‌ها و تجاوزات دیگران را نیز با عفو و مهربانى پاسخ مى‏دهد. چنین انسانى كمتر در زندگى و روابط اجتماعى خود با شكست مواجه مى ‏شود و جاذبه ‏هاى نیرومند وجودى و عاطفى رشد یافته ‏اش همه را به سوى او مى‏ كشاند.

 

در خانواده‏ اى كه كودك فقط از پدر واهمه دارد، تا وقتى او در خانه است آرام است، ولى به محض خروج او از منزل، با ناسازگارى و بهانه جویی‌هاى خود مادر را بیچاره می كند.

 

خلاصه، كودكى كه در دوران ویژه آن، از محبت مادرى و پدرى محروم بوده است، در بزرگى قطعا جبران آن ممكن نخواهد بود.

 

یكى از روانشناسان مى‏گوید: «اولین كسانى كه خریدار مدهاى جدید و تغییر لباس و خودآرایی‌هاى زننده هستند، همان تحقیرشدگان دوران كودكى مى‏باشند.»(5)

 

در روایت آمده است: روزى رسول خدا صلی الله علیه و آله فرزندان خود حسن و حسین علیهماالسلام را بوسید. «اقرع بن‏حابس» كه شاهد آن جریان بود گفت: من داراى بیست فرزند هستم و تاكنون من هیچ یك از آنان را نبوسیدم! حضرت جمله‏ اى به این مضمون فرمودند: «به من چه اگر خدا خداوند عاطفه را از دستت برده باشد!»(6)

 

البته این نكته را نیز باید توجه داشت كه خود ابراز محبت و عاطفه به صورت مثبت و معتدل كه پیآمد زیاده ‏روى در آن را نداشته باشد هنرى است كه از هر كس ساخته نیست.

 

اظهار علاقه به صورت در آغوش كشیدن، بوسیدن و كلمات محبت‏ آمیز گفتن و بازى با كودك و امثال آن است كه به كودك شخصیت، اعتدال و اعتماد به نفس مى‏ بخشد و كسانى هستند كه از چنین كارى عاجز و یا بدان بى‏ توجه‏ اند و یا آن را منافى شأن و مرتبه خود مى‏ دانند. مادر نمونه آن است كه به این موضوع نه به صورت نیاز خود ـ كه گاهى از او این عمل سر زند ـ بلكه به صورت پاسخ‏گویى و توجه به نیاز دایمى كودك بدان مبادرت ورزد و آن را حاكم بر تمامى رفتار و مناسبات خود با فرزند خویش كند.

 

ب: رفتار عادلانه

برخى مادران و یا پدران، گاهى بى‏ دلیل موجه بعضى از فرزندان خود را بر برخى دیگر ترجیح داده و رفتار محبت‏ آمیزترى را با او دارند، و به ویژه این توجه بیشتر ـ كه گاهى خیلى هم مایه عذاب و اذیت براى برخى خانواده‏ها مى‏شود ـ وقتى اتفاق مى‏افتد كه پس از یك فرزند خردسال، نوزاد دیگرى متولد مى‏ شود كه معمولاً در این صورت كودك بزرگتر به دست فراموشى سپرده مى‏ شود و همه توجه ‏ها به سوى دومى گسیل مى‏گردد و در نزاع‌ها و برخوردهاى كودكانه گرچه دومى مقصر باشد همیشه حق به او داده مى‏شود، و اولى را به بهانه این كه تو بزرگ هستى، از حق خود محروم مى‏كنند، و بازتاب چنین رفتارى بسیار روشن است. در صورتى كه با توجه به این كه به خصوص در ماه‌هاى اول تولد نوزاد، كه هم شروع دوران تازه و فصل جدیدى از نوع رابطه والدین با كودك اولى است و طبعا از حساسیت بیشترى برخوردار است و از طرف دیگر اظهار محبت به نوزاد نیز تأثیر چندانى بر او ندارد، باید بیشتر توجهات و ابراز علاقه‏ ها معطوف به كودك نخستین شود، تا او احساس نكند كه با آمدن دیگرى، همه چیز از او گرفته شده و دیگر توجهى به او نمى‏ شود. این رفتار هم از میزان ناهنجاری‌ها و بهانه‏ جویی‌هاى او مى‏ كاهد و هم رابطه آینده او با كودك تازه‏ وارد را به خوبى شكل مى‏دهد.

 

در روایت آمده است: «رسول گرامى صلی الله علیه و آله روزى مردى را كه داراى دو فرزند پسر بود، دیدند كه فقط یكى از آن دو را بوسید حضرت فرمودند: «فهلا ساویت بینهما»؛ چرا با هر دو به یك گونه عمل نكردى؟»(7)

 

و باز در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: «اعدلوا بین اولادكم كما تحبّون أن یعدلوا بینكم فى البرّ و اللّطف.» بین فرزندان خود همچنان كه دوست دارید آنها با شما به عدالت رفتار كنند، عادلانه عمل كنید.»(8)

 

ج: فراهم كردن محیطى آرام

فراهم كردن محیطى آرام براى فرزندان در سایه تفاهم با همسر و خویشان

 

نكته‌‏اى قابل توجه این است كه در مورد زن و یا مادر و یا همسر نمونه نمى‏توان هر یك را جداى از دیگرى به حساب آورد. یك زن نمونه نمى‏تواند مادر و یا همسر نمونه نباشد همچنان كه مادر نمونه الزاما همسر نمونه هم هست، چون تا زن در همسرى، شایسته نباشد قادر نیست به وظایف مادرى قیام كند. قربانى اصلى زندگی‌هاى پرجنجال و با روابط ناسالم، فرزندان‏اند. اگر خانمى بتواند حتى‏ الامكان محیط خانواده را آغشته به محبت و تفاهم كند و از كم و كاستی‌هاى زندگى چشم ‏پوشى كند و خلأهاى معیشتى را از جریان اطلاع فرزندان خود دور سازد و در چشم آنان زندگى مشترك خود با شوهر و فرزندان را موفق جلوه دهد و روح قناعت و سازش را در وجدان آنان تقویت كند و روابطى سالم با اقوام خود و شوهر برقرار سازد، چنین زنى بالاترین خدمت‌ها را به بچه‏ هاى خود كرده و خود نیز از آثار آن بهره‏مند است.

 

د: حوصله و متانت در برخورد با ناهنجاری‌هاى كودك

انسان در هر دوره‏اى از حیات خود طبیعت و اقتضایى خاص به خود دارد، بسیارى اذیت و شیطنت كودكان را به حساب بدى او مى‏گذارند و به سرعت در برابر لجبازى، بهانه‏ گیرى و شیطنت‌هاى كودكانه آنان برآشفته شده و آنها را به باد كتك مى‏گیرند. این كار گذشته از این كه ستم به كودك بوده و شرعا و اخلاقا درست نیست، آثار بد تربیتى داشته و بر سركشى و ناهنجاری‌هاى كودك مى‏ افزاید. باید توجه داشت فرزند در سنین كودكى نارسایى عقلى دارد. او توجه به زشتى كار خود ندارد و به طبیعت خود عمل مى‏كند. نه با اراده و قصد اذیت.

 

در روایتى رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «لا تضربوا اطفالكم على بكائهم فانّ بكائهم اربعة اشهر شهادة ان لا اله الا اللّه‏ و اربعة اشهر الصلاة على النّبى و آله و اربعة اشهر الدعاء لوالدیه»؛ كودكان خود را به جهت گریه آنها كتك نزنید زیرا گریه آنان تا چهار ماه شهادت به توحید و چهار ماه صلوات بر محمد و آل‏ محمد و چهار ماه دیگر نیز دعاى خیر براى والدین‏شان است.»(9)

 

مرحوم صاحب وسائل هم طبق این حدیث فتوا داده است كه این عمل شرعا جایز نیست.(10)

 

ه: تربیت مذهبى

داشتن روحیه مذهبى و اعتقادات و ایمان درست و سالم، گذشته از این كه تأمین كننده سعادت انسان در زندگى اصلى و ابدى اوست، كمك‏كار بسیار خوب و تكیه‏ گاهى بسیار مطمئن، براى او در دستیابى به اهداف حیات كنونى اوست. خداشناس واقعى و عارف به وظیفه، قطعا بهترین پدر و یا مادر براى فرزندان و شایسته ‏ترین همسر براى زن و یا شوهر و صالح‌ترین و خدمتگزارترین فرزند براى والدین و مفیدترین انسان براى جامعه خود خواهد بود. و چه خدمتى از این بالاتر كه مادرى بتواند از همان ابتداى دوران كودكى، شهد حلاوت نماز و ذكر و یاد خدا را در كام فرزند خود بچشاند و آفریدگار او را به او بشناساند و جان او را با مبدأ هستى پیوندى پایدار بخشد؟ و چنین مادر و پدرى جز بهشت برین، چیزى پاداش حقیقى او نتواند بود.

 

در باره مزد چنین كسى، حضرت امام صادق علیه السلام از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل مى‏فرماید

 

كه آن حضرت فرمودند: «هر كس فرزند خویش را ببوسد خداوند حسنه‏ اى برایش مى‏نویسد و هر كس او را خوشحال كند خداوند او را در قیامت خوشحال خواهد كرد و هر كس آیات قرآنى به او تعلیم دهد در قیامت آن والدین را مى ‏طلبند و دو جامه بهشتى به آنان مى ‏پوشانند كه از نور آن دو صورت‌هاى بهشتیان درخشیدن مى‏گیرد.»(11)

 

مادر نمونه ویژگی‌هاى دیگرى نیز در رابطه با فرزندان خود دارد كه براى رعایت اختصار فهرست‏ وار آن را بیان مى‏كنیم.

 

2ـ نیازهاى جسمى

 

مادر گذشته از رسیدگى به نیازهاى عاطفى كودكان خود نیازهاى جسمى آنان را نباید دست‏ كم به حساب آورد. و آنها عبارتند از:

 

در روایتى رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «كودكان خود را به جهت گریه آنها كتك نزنید زیرا گریه آنان تا چهار ماه شهادت به توحید و چهار ماه صلوات بر محمد و آل‏ محمد و چهار ماه دیگر نیز دعاى خیر براى والدین‏شان است.»

 

الف: امكان بهره ‏گیرى كامل كودك از شیر مادر

وظیفه‏ اى كه در این خصوص بر دوش مادر است ـ گذشته از این كه نباید كودك خود را به علت برخى ملاحظات راحت‏ طلبانه از خوردن شیر خود محروم كند ـ این است كه با تقویت و تغذیه سالم خود تلاش در جهت افزایش شیر خود كند تا امكان هر چه بیشتر استفاده كودك از شیر مادر را فراهم سازد.

ب: بهداشت و نظافت به موقع كودكان

ج: تغذیه سالم و به موقع آنها

د: فراهم آوردن تفریحات سالم براى فرزندان.

از مهمترین ویژگى مادر نمونه آن است كه به گونه‏ اى با فرزندان خود رفتار كند كه آنان را به نیكى به پدر و مادر تشویق كند و احترام خود را نزد آنها حفظ كند و بدین وسیله راه را نسبت به خدمت‏ گذارى و كمك خالصانه آنان به والدین خود هموار سازد.

 

3ـ نیازهاى علمى

 

الف: پى‏گیرى وضعیت درسى و میزان پیشرفت علمى و كمك لازم به فرزندان در این زمینه.

ب: ارتباط مستمر و به موقع با مربیان و مدرسه.

 

4ـ نیازهاى تربیتى

 

الف: ایجاد روح شجاعت، سخاوت، محبت به دیگران، اعتماد به نفس در فرزند.

ب: كنترل رفت و آمد و نظارت همراه با ظرافت و دقت بر رفتار آنان در ارتباط با محیط بیرون از منزل و دوستان و راهنمایى دلسوزانه و همراه با محبت و تدبیر در این خصوص.

ج: ایجاد ارتباط صمیمى با فرزند به گونه‏اى كه او بهترین محرم اسرار خود را مادر خود بداند.

 

5ـ مدیریت خوب

 

به ویژه در ایجاد جوّ تفاهم و دوستى بین فرزندان و عدم تبعیض و رفتار دوگانه با عروس‌ها و دامادها مگر بر اساس ارزش‌ها.

 

6ـ و در نهایت از مهمترین ویژگى مادر نمونه آن است كه به گونه ‏اى با فرزندان خود رفتار كند كه آنان را به نیكى به پدر و مادر تشویق كند و احترام خود را نزد آنها حفظ كند و بدین وسیله راه را نسبت به خدمت‏گذارى و كمك خالصانه آنان به والدین خود هموار سازد.

 

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل مى‏ كنند كه آن حضرت فرمودند: «رحم اللّه‏ والدین اعانا ولدهما على برّهما»؛ خداوند پدر و مادرى كه فرزندان خود را ـ با رفتار و تربیت خود ـ نسبت به نیكى به خویش كمك مى‏كنند در رحمت خود وارد مى‏كند.(12)

 

پی‌نوشت‌ها:

1 ـ سوره اسراء، آیه 23.

2 ـ سوره احقاف، آیه 15.

3 ـ وسائل‏الشیعه، ابواب احكام الاولاد، ب94، ص209 ـ 207.

4 ـ لذّات فلسفه، ص134.

5 ـ هنر زن بودن، ص82، نقل از: راه نفوذ در دل‌ها، نوشته هادى دوست محمدى، ص207.

6 ـ مكارم‏الاخلاق، مؤسسه اعلمى، تهران، ص220.

7 ـ همان.

8 ـ همان.

9 ـ وسائل‏الشیعه، ج 15، ابواب احكام الاولاد، باب 63، ص171.

10 ـ همان.

11 ـ همان، ب83، ص194.

12 ـ همان، ب86، ح4، ص198.منبع:مجله پیام زن، شماره 101، "سیدمهدى موسوى كاشمرى"

منبع:ماهنامه پیام زن شماره 100

 

حکم زیر میزی گرفتن در احکام شرعی

حکم زير ميزي گرفتن در احکام شرعي





حرام است

اگر کسي اسم « چاقو» را بگذارد « گل لاله عباسي » يا اسم « نارنجک» را بگذارد « قره قروت» به نظرتان از شدت آسيب رساني اين دو وسيله کم مي‌شود؟ مثلا چاقو ديگر تني را نمي‌شکافد و نارنجک هم منفجر نمي‌شود؟ مسلماً نه.

اين اصل درباره زيرميزي پزشکان هم صدق مي کند، يعني هيچ تفاوتي ندارد به قول معاون درمان وزارت بهداشت به آن به جاي نام کنوني اش بگوييم « دريافت غير متعارف» يا به قول مردم همچنان به آن بگوييم « زيرميزي»!

اگر کسي دزدي کند و بگويد « پول کم آورده بودم» و ديگري بگويد« دزدي کردم چون شغلم دزدي است » به نظرتان اين دو نفر در نوع جرم با هم فرقي دارند؟ مسلماً نه؛ به هر حال هر دو يک جرم مرتکب شده اند. اين اصل درباره بهانه پزشکان متخلف براي زيرميزي گرفتن هم صادق است، يعني زير ميزي به هر حال پول زور است، حتي اگر باز هم به قول معاون درمان وزير بهداشت توجيه گرفتنش ناعادلانه بودن تعرفه هاي پزشکي باشد.

دفتر مقام معظم رهبري رهبري

حرام است و پزشک بايد بر اساس آنچه قانون و مقررات دستور داده است عمل کند و قانون شکني جايز نيست.

در بخش استفتائات سايت ايشان به شکل خاص درباره مطالبه مبلغ اضافي از بيمار براي عمل جراحي نوشته شده است: پزشک اگر کارمند دولت در بيمارستان باشد که حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مي کند و يا عمل جراحي را بر اساس دريافت اجرت عمل از شرکت بيمه دريافت مي نمايد، حق مطالبه مبلغ اضافي از بيمار را ندارد.

دفتر آيت الله ناصر مکارم شيرازي

حرام است حتي اگر پزشک گمان کند که تعرفه تعيين شده براي او ناعادلانه است.

همچنين در بخش استفتائات سايت ايشان  توضيحات مفصل تري در اين باره داده شده است به طوري که درباره  مبلغ دريافتي خارج از تعرفه پزشکان در عمل جراحي  توضيح داده اند : در صورتي که طبيب استخدام دولت باشد، در برابر انجام وظيفه خود نمي تواند پول اضافي بگيرد، ولي اگر در استخدام نبوده باشد، هر قدر با بيمار توافق کند مانعي ندارد; ولي بايد عدل و انصاف را رعايت کند.

دفتر آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني

اگر پزشک کاري اضافه بر آنچه جزو مسئوليت اوست براي بيمار انجام دهد حق دارد در ازاي انجام آن کار اضافه دستمزدي اضافه طلب کند و در غير اين صورت بايد به تعهدش عمل کند و گرفتن مبلغ اضافه و بر خلاف قانون از بيمار، حرام است

دفتر آيت الله سيد علي سيستاني

 اگر پزشک به بيمارستان يا مراجع بالاتر براي گرفتن هزينه اي معين از بيمار متعهد شده، جايز نيست هزينه بيشتري از بيمار بگيرد و حرام است. اما اگر خدماتي اضافه تر از آنچه وظيفه اش بوده به بيمار ارائه داده حق دارد براي آن خدمات ، مبلغي اضافه طلب کند.


پرسش و پاسخ

سوال – من پزشک متخصص هستم . به خدا و ائمه اعتقاد دارم و همیشه سعی می کنم که در طبابتم خدا را در نظر داشته باشم و تابه حال به فضل خدا موفق بوده ام. وقتی بیمار من یک مرض صعب العلاج دارد و می پرسد: چرا من ؟من در جواب می مانم. البته توضیح می دهم که اینها امتحان خداست و شفا و بیماری دست خداست. اصل زندگی آن دنیاست و ... ولی وقتی بیمار می گوید که من پول ندارم و هزار تا مشکل دارم، چرا باید من گرفتار باشم ،نمی دانم چه بگویم؟ بعضی وقت ها فکر می کنم که درست است که دنیا به اندازه ی یک بعدازظهر بیشتر نیست ولی چرا بعضی ها باید با این سختی زندگی بکنند و زندگی سختی را تجربه کنند؟ وقتی اطرافم را می بینم :کسانی که کارهای بد می کنند، دارند راحت  زندگی می کند ولی هر آدمی که بهتر است مشکلاتش هم بیشتر است. خیلی کتاب خوانده ام ولی هنوز توجیه نشده ام، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – بعضی ها می خواهند فقط کار مرتبط به خودشان را انجام بدهند یعنی پزشک فقط می خواهد طبابت کند و معلم فقط می خواهد درس بدهد ولی دین ما می گوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند              که درآفرینش زیک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

اگر من پزشک ،راننده، روحانی و... هستم وقتی یک انسان دردمند را می بینم نباید بی تفاوت باشم. پیامبر فرمودند: هر کس صبح کند و به فکر گرفتاری مسلمانان نباشد مسلمان نیست. ایشان اقتضای مسلمانی و انسانیت خودشان را فراموش نکرده اند.

وقتی که در محاسبات مان سه عنصررا پر رنگ ببینیم این طور قضاوت نمی کنیم. ما در محاسبات مان باید در نظر بگیریم که بنده ی خدا هستیم، درخوشی و ناخوشی، در فقر و پولداری ،یک وجودی است که آفریدگار ماست و ناظر است و دارد ما را نگاه می کند. با این دید، درد ما کمتر می شود. تا وقتی ما خدا را داشته باشیم در مورد دارایی دارندگان و نداری ندارندگان قضاوت نمی کنیم. یعنی بدانیم که ما از چشم خدا دور نیستیم و از صفحه ی مونیتور خدا پاک نشده ایم و تمام لحظات زندگی ما در محضر خداست. دیگر اینکه ما آخرتی هم داریم. بعضی می گویند: کسانی که خدا ندارند همه چیز دارند و کسانی که خدا دارند ،مادیات ندارند. ما باید در معادلات مان آخرت را داشته باشیم .فقرایی که بر فقرشان صبر کنند( البته نه به این معنا که گدایی کنند بلکه تلاش خودشان را بکنند ولی بر فقرشان راضی باشند و خدا را محاکمه نکنند)،بیمارهایی که بر بیماری شان صبر کنند، و بطور کلی کسانی که بر امتحان شان صبر کنند، بی حساب و کتاب به بهشت می روند. وقتی فردی دارایی نداشته، نیاز نیست که جواب آنرا بدهد. یعنی نسبت به چیزهایی که نداشته بی حساب و کتاب به بهشت می رود. این افراد در قیامت اعتراض نمی کنند که چرا بی حساب و کتاب به بهشت می روند. پس در دنیا هم نباید اعتراض کنند که چرا من ؟ پس نباید خدا و آخرت در محاسبات ما کم رنگ بشود. فردی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت که ما پول نداریم ولی شما را داریم. امام سوال کرد که آیا حاضری از محبت ما دست برداری و بجای آن بر سرت جواهر بریزند ؟او گفت: نه. امام فرمود: پس تو سرمایه دار هستی.  پس ارزش خدا و اهل بیت بیشتر از طلا و جواهرات آنهاست. دیگر اینکه باور داشته باشیم که ویژگی این دنیا، پس دادن امتحان است. دنیا خوابگاه و تفریحگاه نیست بلکه مدرسه است. اساس دنیا برای تعلیم و تربیت است البته خوابگاه، بوفه و رستوران هم دارد. اگر این سه تا باور را پررنگ کنیم(خدا ،آخرت و دنیا محل امتحان)،برای سوالات بالا پاسخ خواهیم داشت. یعنی تمام سختی ها و نداری ها قابل توجیه است. اگر این سه باور را پاک کنیم نمی توانیم سختی ها را تحمل کنیم. حضرت نوح داشت کشتی می ساخت و همه به او متلک می گفتند. خدا فرمود: خدا تو را می بیند، صبر کن. پس خدا هست، ما را فراموش نکرده است ،آخرتی هم هست و دنیا ظرفیت ساز است و محل استراحت نیست. به مشکلات بزرگ بگویید: خدای بزرگی دارم، آخرت زیبایی دارم و در دنیا ظرفیت سازی زیبایی دارم. در برابر مشکلات همدیگر را تسلی بدهیم تا آرام بشویم و اگر می توانیم کمک هم بدهیم تا مشکلات حل شود. اگر فردی شکایت کند و ما هم شکایت مان را روی آن بگذاریم و به جنگ خدا برویم، دل های مان تاریک می شود زیرا باورها را در دل های مان خاموش کرده ایم. ولی اگر فردی مشکلش را گفت و شما او را امیداور به خدا و قیامت و حل مشکل کردید ،چراغ ایمان روشن می شود.

سوال- شوهر من کار نمی کند و ما از لحاظ اقتصادی بسیار در مضیقه هستیم. وقتی به او می گویم که چرا کار نمی کنی، می گوید: ما به دنیا نیامده ایم که کار کنیم و پول جمع کنیم، باید به فکر آخرت مان باشیم. شما بگویید که فرزندان من چه گناهی کرده اند که پدرشان این قدر به فکر آن دنیاست؟

پاسخ- فردی که برای فرزند و همسر کار نمی کند، چه چیزی را عبادت می داند؟ ایشان ظاهراً معتقد به آخرت هستند. بعضی باورها غلط است مثل :چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر این باور درست باشد ،کار اشتباهی بوده است که حضرت علی(ع) و خانواده اش غذایشان را به مسکین و اسیر و فقیر دادند. این شعار غلط است.شما باید به اندازه ی خودتان بخورید و به دیگران هم بدهید. اگر از لقمه ی ی خودتان به دیگران بدهید این ایثار است و کار خوبی است. این شعار مخالف ایثار و انفاق است. شعار دیگر این است که از دری که فقر می آید ،ایمان از در دیگر می رود که این هم اشتباه است. زیرا خیلی اوقات ثروت از دری آمده و بعد ایمان، از در دیگر رفته است. آمار کم ایمان ها در ثروتمندان خیلی بیشتر از آمار با ایمان ها در فقراست .زیرا فقیر اگر پول ندارد خدا را دارد ولی بعضی از ثروتمندان ثروت دارند ولی خدا را ندارند. این گفته ی پیامبر است ولی منظور پیامبر این نبوده است که هر فقری ایمان را می برد. شعار غلط دیگر این است که اگر ما از صبح تا شب سر سجاده نشستیم و نماز مستحبی انجام دادیم آخرت مان را آباد کرده ایم. بهترین عبادت کسب روزی حلال است. اگر عبادت ده جز داشته باشد نُه جز آن کسب روزی حلال است. یعنی مردی که برای کسب روز حلال زن و فرزندش تلاش می کند نه تنها عبادت می کند بلکه مثل مجاهد در راه خداست. توسعه برای رفاه زن و فرزند بشرطی که به اسراف نرسد، هم عبادت است. داریم: دختر خانمی را که از خانه ی پدرش به خانه ی خودتان( شوهر) می آورید باید پذیرایی شما بهتر از خانه ی پدری آن دختر خانم باشد. پیامبر فرمودند: از رحمت خدا به دور است(سه مرتبه) کسی که بار زندگی خودش را به دوش دیگران بیندازد. پس اگر کسی بخواهد تنبلی کند ملعون است. پیامبر وارد خانه ی دو برادر شد که یکی دائما عبادت می کرد و دیگری دائماً در زمین مشغول کار کشاورزی بود.و یک برادر خرج برادر دیگر را می داد. وقتی پیامبر داستان زندگی آنها را شنیدند عصبانی شدند و فرمودند که ملعون است کسی که بار زندگی اش را به گردن دیگران بیندازد. باید تنبلی را کنار گذاشت. ما برای جوانان کار را فقط کار علمی مطرح کرده ایم. لذا الان مشکل اشتغال داریم. اگر کار کشاورزی ،صنعتی ،خدماتی و تولیدی را کار با عزت بدانیم،  این همه مشکل کار نخواهیم داشتم. ما بستر کار داریم ولی از آن استفاده نمی شود.

سوال –پسری 19 ساله و دانشجو هستم که زندگی ام  پر از فراز و نشیب است. یک ماه هر روز نمازم را درمسجد می خوانم و یک ماه دعای عهد می خوانم و از طرفی بعضی از گناهان را انجام می دهم. خیلی خسته شده ام . فکر می کنم که یک طرف شیطان ایستاده و یک طرف خودم. من این وسط گیر کرده ام و نمی دانم باید کدام طرفی بروم. برای من انجام دادن گناه لذتی ندارد ولی انجام ندادن آن هم سودی ندارد. گاهی اوقات جلوی خودم را می گیرم و گناه نمی کنم ولی بعدا می گویم :فکر می کنی شیطان دیگر سراغت نمی آید و تمام شد. در مورد شهدا باید گفت :به خدا شهدا به جبهه رفتند و یک لحظه تیر خوردند و دیگر تمام شد و وقت پشیمان شدن نداشتند. یا فرصت اینکه شیطان بتواند آنها را دوباره وسوسه کند. کاش خدا یک قانون می گذاشت که اگر یک ماه گناه نکنید دیگر شیطان کاری به شما ندارد.حداقل انسان امیدوار می شد ولی الان هیچ امیدواری ندارم که گناه نکنم. تا دل تان بخواهد در پایگاه و کانون مسجدمان پست و مقام و فعالیت دارم ولی حال و روزم این است که برای تان گفتم، خسته شدم. آخرین جمله ای که قرار است به یک فرد گناهکار بگویید، را به من بگویید.

پاسخ – بعضی ها فکر می کنند که به شهدا، رزق شهادت بی حساب و کتاب داده شد. شهادت امتحان کلاس دوازدهم بود. آنها یازده کلاس امتحان دادند تا به آنجا رسیدند. شهدا از گناه گذشتند. یک وقت فردی به یک نامحرم نگاه نمی کند زیرا آن نامحرم زیبا نیست یعنی اگر زیبا بود نگاه می کرد. این فرد از گناه دل نکنده است که بگوید چرا شیطان دوباره می آید. اگر واقعا اهل این باشد که به نامحرم نگاه نکند و خدا او را امتحان کرد و دید که واقعا به نامحرم نگاه نمی کند، شاید دیگر خدا امتحانی سر راه او نگذارد. یعنی او را کلاس بالاتر ببرد. پس شهدا از گناه  گذشتند، از خانواده شان هم گذشتند ،از پست و مقام هم گذاشتند و در آخر از جان شان هم گذشتند. اگر کسی از اصل رشوه بگذرد یعنی اگر به او پنجاه میلیون هم پیشنهاد کنند بگذرد ،دیگر در رشوه امتحان نمی شود.یعنی او را کلاس بالاتر می برند. این طورنبود که شهدا از راه برسند و تیری به آنها بخورد و شهید بشوند. خیلی از شهدا سیری از امتحانات را پاس کرده اند تا شهادت رزق آنها شد. چرا به بعضی ها رزق شهادت ندادند؟

قطعاً جهاد اکبر از جهاد اصغر سخت تر است. بخاطر همین پیامبر فرموده که اگر جوانی می تواند گناه کند ولی عفت پیشه می کند مقامش از شهید در راه خدا هم بالاتر است. پس اگر شیطان هنور دارد شما را از این مدل گناه اذیت می کند، مشخص است که شما هنوز از این گناه دل نکنده اید. صبحِ بر لب توبه بر کف دل پُر از شوق گناه، معصیت را خنده می آید زاستغفار ما. پس هنوز در کلاس بالاتر نرفته ایم که دارند ما را در کلاس پایین تر امتحان می کنند. یعنی وقتی من دارم با این گناه امتحان می شوم مشخص است که از این گناه دل نکنده ام. شما از این نوع گناه دل بِکنید تا شما را به کلاس بالاتر ببرند. ما هنوز تلخی گناه را به کام مان نچشانده ایم. تا عذاب گناه را با چشم دل مان نبینیم، تلخی گناه نمی رود. وقتی بدانیم که نگاه به نامحرم چقدر برای دنیا و آخرت آسیب دارد ،و تلخی این کار به کام ما تلخ آمد، ما را کلاس بالاتر می برند. شهدا را با جان شان امتحان کردند. حتی امتحان حضرت ابراهیم هم پله پله بود. ای دله صد دله، دل یک دله کن ،مهر هر چه گناه است زدل خود یله کن ،یک دم تو زاخلاص بیا در برما، گر کام تو بر نیامد آنگه گِله کن. اگر ما یک گناه را مطلق ترک کنیم و از گناه بدمان بیاید و به فرمایش امام سجاد(ع)،حب گناه از دل ما بیرون برود و زیر چتر پیامبر قرار بگیریم، آنگاه خدا به ما گارانتی می دهد. ما نباید از حرف زدن و نگاه کردن با نامحرم لذت ببریم. ایشان هنوز بین خدا و شیطان ایستاده است و باید به سمت خدا برود. یک راه به سمت خدا رفتن نماز شب است. یکی از شهدا به امام زمان(عج) می گفت که اگر تو مرا نخری شیطان مرا می خرد، پس تو مرا بخر. از امام زمان (ع) بخواهیم که ما را در آغوش بگیرد.

حدیث معراج

حدیث معراج و سرانجام زنان و دختران بی حجاب امت رسول الله

حدیث معراج و سرانجام زنان و دختران بی حجاب امت رسول الله

حضرت امام زاده عبد العظیم الحسنی ‍(ع) (مدفون در شهر ری) روایت کرده است: از امام نهم امام محمد تقی جواد الا ئمه (ع) از پدرش حضرت امام رضا (ع) از پدرش حضرت امام موسی کاظم (ع) از پدرش حضرت امام جعفر صادق (ع) از پدرش حضرت امام محمد باقر (ع) از پدرش حضرت امام زین العابدین (ع) از پدرش حضرت امام حسین سید الشهداء(ع) از پدرش حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع) که آن حضرت فرمود:

روزی من و فاطمه به خدمت حضرت رسول (ص) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم عرض کردم : پدرو مادرم به فدای تو باد یا رسول الله چه چیزی سبب گریه شما شده است ؟ فرمود یا علی شبی که مرا به آسمان بردند زنانی چند از امت خود را در عذاب دیدم پس از حالت آنها تعجب کردم و از شدّت عذاب آنها گریستم.

زنی را دیدم : که به موهایش آویخته شده و مغز سرش میجوشید .

و زنی را دیدم : که به زبانش آویخته و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می شد .

و زنی را دیدم : که به پستان آویخته شده بود .

و زنی را دیدم : که گوشت بدن خود را میخورد و آتش از زیر شعله می کشید .

و زنی را دیدم : که پاهایش به دستهایش بسته شده و مارها و عقرب ها بر او مسلط گردیده بودند .

و زنی را دیدم: که کر و کور و لال در تابوتی از آتش مغز سرش از بینی او بیرون می آمد و بدنش از (مرض) خوره و پیسی پاره پاره بود .

و زنی را دیدم : که در تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود .

و زنی را دیدم : که گوشت بدن او از جلو و عقب با قیچی ای آتشین بریده میشد .

و زنی را دیدم : که صورت و دستهایش می سوخت و روده هایش را میخورد .

و زنی را دیدم : که سرش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ و بر او هزار هزار نوع بلا بود .

و زنی را دیدم :که به صورت سگ آتش در پشتش داخل میشد و از دهانش بیرون میامد و ملائکه سر و بدنش را با گرز های آتشین می کوبیدند.

حضرت فاطمه (ع) عرض کرد:

ای حبیب من و ای نور دیده من خبر دهید که عمل وروش ایشان چه بوده است که خدای تعالی این نوع عذاب را بر ایشان مسلط گردانیده است ؟

حضرت رسول (ص) فرمود ای دخترم:

آن زنی که به مو آویخته شده بود موی خود را از مردان نامحرم نمی پوشانده است .

و آن زنی که به زبان آویخته شده بود « با زبان» شوهرش را آزار میداده است .

و آن زنی که به پستان آویخته شده بود از انجام وظائف زناشوی خودداری می ورزیده است .

و آن زنی که به پاهایش آویخته شده بود از خانه بی اجازه شوهر بیرون می رفته .

و آن زنی که گوشت بدن خود را می خورد برای مردم زینت می کرده است .

و آن زنی که دستهایش به پاهایش بسته شده بود و مار ها و عقرب ها بر او مسلط شده بودند او کسی است که خود را نمی شسته است و لباسهایش را پاک نمی کرده و غسل حیض و جنابت انجام نمی داده و بدنش را از نجاست ها پاک نمی کرده و نماز را سبک می شمرده است .

و آن زنی که کور و کر ولال بود از زنا فرزند پیدا کرده و به گردن شوهر خود میانداخته .

حدیث معراج و سرانجام زنان و دختران بی حجاب امت رسول الله

و آن زنی که گوشت بدنش با قیچی های آتشین قیچی میشد خود را به مردان (نامحرم) نشان میداده که با او رغبت کنند .

و آن زنی که صورت و بدنش میسوخت و روده های خود را میخورد زنی بود که مرد و زن نامحرم را به یکدیگر میرسانده است .

و آن زنی که سرش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ سخن چین و بسیار دروغگو بوده است . و آنکه به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج میشد : خواننده و آوازه خوان و حسود بوده است . پس حضرت رسول (ص) فرمود: وای بر زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد .

حدیث معراج و سرانجام زنان و دختران بی حجاب امت رسول الله

منابع حدیث شریف معراج:

۱- عیون اخبارالرضا (ع) ج ۲ ص۱۰ تالیف عالم جلیل محدث کبیر شیعه مرحوم شیخ صدوق (ره) در گذشته به سال ۳۸۱ ه ق .

۲-بحار الانوار از عالم جلیل شیعه محدث کبیر و افتخار تشیع مرحوم علامه مجلسی (ره)درگذشته به سال ۱۱۱۱ ه ق . ج۸ /۳۰۹ و ج ۱۰۳ /۲۴۵ .

۳-حیات القلوب (به زبان فارسی )ج۲ ص۲۹۲ از همان مولف جلیل.