لحظا ت آخر سال را چه کنیم؟
حضرت آيت الله مجتبي تهراني به مناسبت فرا رسيدن نوروز با تشريح روش تفکر در ايام گذشته در روزهايي که پايان يکسال را پشت سر ميگذاريم، گفت: يکي از راههاي بزرگ براي سازندگي انسان توجه به اعمال گذشته است.
{ضرورت تنبّه در کنار مباحث علمي{
اگر بنا باشد هميشه مباحث علمي را بدون اينکه در کنارش تنبّهي براي ما وجود داشته باشد مطرح کنيم فکر ميکنم فايدهاي نداشته باشد، لذا خوب است گاهي براي ايجاد تنبّه مسائلي را مطرح کرده و در آن تأمل کنيم.
غفلت از }مرور ايام{ و }گذشت زمان{
از جمله اين مسائل «مرور ايام» است. به تعبير همگاني انسان گاهي از «گذشت زمان» غفلت ميکند و اين غفلت موجب ميشود انسان از خواب غفلتي که او را فرا گرفته است بيدار نشود. در اين عالم اموري که موجب اعتبار و پندپذيري ميگردد زياد است اما انسان از آن عبرت نميگيرد! علي(ع) ميفرمايد: «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ». يکي از موضوعاتي که انسان بايد از آن پند و عبرت بگيرد و متنبّه و بيدار شود مسئله «گذشت زمان» است.
{هر «روز» در قيامت گواهي است بر اعمال انسان{
امام صادق(ع) به نقل از آباي گرامشان در روايتي همه فهم، فرمودند: «مَا مِنْ يَوْمٍ يَأْتِي عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِکَ الْيَوْمُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»، هيچ روزي نيست که بر فرزند آدم وارد ميشود مگر اينکه آن روز به او ميگويد: من براي تو روزي نو و جديد هستم! «أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»، من نوروزم! من براي تو روز نويي هستم! «وَ أَنَا عَلَيْکَ شَهِيدٌ»، و من، يعني زمان، نسبت به تو گواهي دهنده هستم! «فَافْعَلْ فِيَّ خَيْراً»، در من عمل خير انجام بده، «وَ اعْمَلْ فِيَّ خَيْراً أَشْهَدْ لَکَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِنَّکَ لَنْ تَرَانِي بَعْدَهَا أَبَداً»،(وسايلالشيعه، ج16، ص99) در روز قيامت نسبت به اعمال تو شهادت ميدهم و تو بعد از اين هيچگاه مرا نخواهي ديد مگر در روز قيامت.
زمانها ميگذرد و همه آنها براي انسان گواه هستند. اينطور نيست که ما فکر ميکنيم! اعمال و کردار ما در زمانمحو نميشود، بلکه همه آنها ثبت ميگردد. به تعبيراتي که در روايات آمده است توجه کنيد! دارد که ايام و روزها بر انسان شهادت ميدهند و روز جديد که ميآيد زبان حالش با انسان اين است که در من، عمل خير انجام بده؛ چراکه من در روز قيامت بر اعمال تو شهادت ميدهم.
{ما خود تشکيلدهنده زمان هستيم{
حتي بالاتر از آن، ما خود تشکيل دهنده زمان هستيم. اين طور نيست که ايام بگذرد و من ثابت باشم، روز برود و من ساکن بمانم. ما انسانها تشکيل دهنده زمان هستيم. موجودات هستند که تشکيل دهنده زمان هستند. اين نيست که روز بگذرد، ماه بگذرد، سال بگذرد، نه! بدانيد اين ما هستيم که ميرويم و ميگذريم و خواهيم گذشت.
{هر روز که ميگذرد، تو کم ميشوي {
از حسين بن علي(عليهماالسلام) منقول است که فرمودند: «يَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ايّامٌ کُلَّمَا مَضي يَومٌ ذَهَبَ بَعضُکَ»،(ارشادالقلوب، ج1، ص40) اي انسان! اي فرزند آدم! تو روزگار هستي، «اِنَّمَا اَنتَ ايّامٌ»، تو خودت روزگار هستي، تو ايام و روزها هستي، هر روزي که ميگذرد مقداري از تو کاسته ميشود. اين طور نيست که تو ثابت باشي و روزگار بگذرد، تو ساکن باشي و او گذرا باشد. هر روز که ميگذرد مقداري از ما نيز ميگذرد و از ما کاسته ميشود، هر ماه و سالي که ميگذرد يک ماه و سال نيز از ما کاسته ميشود؛ يعني هر روز و ماه و سالي که ميگذرد، به همان ميزان سرمايه و هستي انسان که عمر او است نيز خواهد گذشت. با گذشت روز و ماه و سال هستي ما هم ميگذرد.
{امسال هم «بخشي از هستي ما» از دست رفت{
يک سال ديگر گذشت، اما آيا با سپري شدن اين زمان من هنوز وجود دارم؟ خير! همه هستي من وجود ندارد؛ با گذشت اين سال بخشي از هستي من نيز گذشته است. لذا خوب است انسان نسبت به آنچه از او گذشت و از سرمايه و هستياش کاسته شده متنبّه و متذکر شود است. خوب است همان طور که نسبت به امور مادياش فکر ميکند نسبت به عمر و هستياش نيز فکر کند تا ببيند اين سرمايه را در چه راهي مصرف کرده است.
{اين ايام، وقت حسابرسي نسبت به عمر است{
علي(ع) در روايتي به نقل از نبي اکرم فرمودند که: «أَکْيَسُ الْکَيِّسِين» زيرکترين زيرکان، «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ»، کسي است که از خود حساب بکشد، «وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ» و کارهايش را در ارتباط با جهان ديگر انجام دهد. «فَقَالَ رَجُلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين»، وقتي علي(ع) اين جملات را از پيغمبر نقل فرمود شخصي سوال کرد، «کَيْفَ يُحَاسِبُ نَفْسَهُ»، انسان چگونه از خود حساب بکشد؟ «قَالَ(عليهالسلام) إِذَا أَصْبَحَ»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثُمَّ أَمْسَي»، و روز را به شب رساند، «رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ»، بازگشتي به خود داشته باشد، «وَ قَالَ يَا نَفْسِي»، و بگويد: اي فلاني! «إِنَّ هَذَا يَوْمٌ مَضَى عَلَيْکَ»، امروز روزي بود که بر تو گذشت، «لَا يَعُودُ إِلَيْکِ أَبَداً»، در حالي که هيچگاه به سوي تو باز نميگردد، «وَ اللَّهُ يَسْأَلُکِ عَنْهُ بِمَا أَفْنَيْتِهِ»، و خدا از تو ميپرسد آن را در چه راهي مصرف کردي؟ در اينجا صحبت از روز نيست، حضرت دارد به زبان من و شما صحبت ميکند، اين روز و ايام نيست که فاني شده، اين بخشي از هستي ما است که گذشته و از دست رفته است. خداوند سوال ميکند که اين سرمايه را در چه راهي فاني کردي؟ «فَمَا الَّذِي عَمِلْتِ فِيهِ»، چه کاري در اين روز انجام دادي؟ «أَ ذَکَرْتِ اللَّهَ أَمْ حَمِدْتِه»، آيا در اين روز به ياد خدا بودي و او را حمد و ستايش کردي؟ «أَ قَضَيْتِ حَوَائِجَ مُؤْمِنٍ فِيهِ»، آيا در اين روز خواسته و حاجت برادر ايمانيات را با اين که قدرت داشتي برآورده کردي؟ «أَ نَفَّسْتِ عَنْهُ کَرْبَهُ»، آيا از گرفتاريهاي او گره گشايي کردي؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ»، آيا در غياب برادر مؤمنت اخوت اسلامي و ايماني را نسبت به خاندان و فرزندش رعايت کردي؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بَعْدَ الْمَوْتِ فِي مُخَلَّفِيهِ»، آيا بعد از مرگ او از اين حريم ايماني نسبت به بازماندگانش حراست و مراقبت کردي؟ «أَ کَفَفْتِ عَنْ غِيبَةِ أَخٍ مُؤْمِنٍ»، آيا از غيبت کردن پشت سر برادر مؤمنت جلوگيري کردي؟ «أَعَنْتِ مُسْلِماً»، آيا کمک کار برادر مسلمانت بودي؟ «مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، در اين روز چه کار کردي؟
{روش تفکر در ايام گذشته{
علي(ع) روش تفکّر در ايام گذشته را بيان ميفرمايد. در روايات نسبت به هر روز چنين سفارشي وجود دارد. آيا ما هر روز يک چنين محاسبهاي انجام ميدهيم؟ يا حداقل هفتهاي يکبار و يا ماهي يکبار مينشينيم فکر کنيم که چه کارهايي انجام دادهايم. برخي از افراد براي امور ماديشان دفتر روزانه و هفتگي دارند و راجع به آنچه که در آن با توجه به فعاليتهاي آن روز يا آن هفته ثبت شده فکر ميکنند. برخي هم دفتر سالانه دارند و در آخر سال بيلان کار خود را ارائه ميدهند که در اين سال چه کارهايي انجام دادهاند.
{در لحظات آخر سال چه کنيم؟!{
آيا سزاوار نيست که انسان هنگامي که لحظات آخر سالش فرا ميرسد اينطور فکر کند؟ يک سال بر ما گذشت! به عبارت ديگر بخشي از هستي ما رفت و هيچگاه به ما برنخواهد گشت مگر در روز قيامت که اين قطعه از هستي ما آنگاه به ما باز ميگردد که نموداري از کردار گذشتهمان در اين سال را به ما نشان ميدهد. همان طور که علي(ع) فرمود خوب است انسان بنشيند و در اين باب فکر کند در سالي که گذشت و به اتمام رسيد چه کردم؟ آيا به ياد خدا بودم؟ آيا او را ستايش کردم؟ آيا گرفتاري برادر مؤمنم را رفع کردم؟ آيا حاجتي از او برآورده کردم؟ آيا در غيابش مراقب بودم تا حيثيتش را حفظ کنم؟ آيا در اين سال به وظايف برادري و اسلامي خود نسبت به دوستاني که از دست دادم عمل کردم؟ آيا حال بستگان آنها را جويا شدم؟ ولو اينکه به حسب ظاهر از آنها دلجويي کنم؟
{در سالي که گذشت چه کرديم؟! الآن چه کنيم؟! }
علي(ع) بعد از آنکه چند چيز براي روش تفکر و محاسبه نسبت به گذشته آموخت فرمود: «مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، به خود بگو: اي فلاني! در اين روزي که گذشت و به عبارت ديگر قسمتي از وجود و هستيات در اين عالم که از دست رفت چه کردي؟ «فَيَذْکُرُ مَا کَانَ مِنْهُ»، پس گذشته را يادآور شود، «فَإِنْ ذَکَرَ أَنَّهُ جَرَى مِنْهُ خَيْرٌ»، اگر به گذشته مراجعه کرد و ديد آنچه که بر او گذشته خير بوده است، «حَمِدَ اللَّهَ وَ کَبَّرَهُ عَلَى تَوْفِيقِهِ»، حمد خدا را به جا آورد و بگويد: «الحمد لله» و نسبت به اين موفقيتي که خدا به او عنايت فرموده بگويد: «الله اکبر» و بداند اين توفيق هم از خدا بوده است، «وَ إِنْ ذَکَرَ مَعْصِيَةً أَوْ تَقْصِيراً»، و اگر ديد گناهي انجام داده و خطايي از او سر زده، «اسْتَغْفَرَ اللَّهَ»، از خدايش پوزش بخواهد و استغفار کند، «وَ عَزَمَ عَلَى تَرْکِ مُعَاوَدَتِهِ»،(وسايلالشيعه، ج16، ص98) و تصميم بگيرد که ديگر به آن گناه بازنگردد و آن را تکرار نکند. اگر انسان بخواهد به معناي واقعي خودش را بسازد، يکي از راههاي بزرگ براي سازندگي انسان توجه به اعمال گذشته خود ميباشد. خصوصاً از فرصتهايي که براي انسان پيدا ميشود براي تنبّه و تذکر خود و اينکه از خواب غفلت بيدار شود و نسبت به آيندهتنظيم شود استفاده کند که يکي از اين فرصتها پايان سالي است گذشت. امسال تمام شد و گذشت ام ا ما چه کرديم؟ هستي و سرمايهاي که از ما کاسته شد را در چه راهي و چگونه مصرف کرديم؟ انسان نسبت به اعمال يک سالهاش بيلان آخر سال عرضه کند. همان طور که علي(ع) ميفرمايد اين موجب ميشود تا انسان نسبت به آيندهاش مراقب باشد. اميدوارم خداوند به ما توفيق عنايت کند تا از گذشتههاي خود نسبت به آيندهمان عبرت بگيريم!