راه های خودشناسی
راه هاي خودشناسي چيست؟
يكي از گامهاي نخستين در راه اصلاح نفس و تهذيب اخلاق و پرورش ملكات والاي انساني ، خودشناسي است . انسان از طريق خودشناسي به
كرامت نفس و عظمت خلقت بزرگ الهي و
اهميت روح آدمي كه پرتوي از انوار الهي است ، پي ميبرد و از همين راه خالق خويش را شناخته و مسير عبوديتش را طي مينمايد . امام علی
{ع}فرمود : كسي كه خود را
بشناسد ، پروردگارش را ميشناسد.
تفسير هايي كه براي اين حديث
شريف شده است ، راه هاي خودشناسي ميباشد:
1-اين حديث شريف اشاره به برهان نظم است ؛
يعني هر كس شگفتيهاي ساختمان روح و جسم
خود را بداند و به اسرار و نظامات پيچيده و حيرت انگيز اين اعجوبه خلقت پي برد ، راهي به خدا به روي او گشوده ميشود ، زيرا نظم عجيب
و آفرينش شگفتانگيز نميتواند از غير مبدأ
عالم و قادري سرچشمه گرفته باشد. بنابر اين شناختن خويشتن سبب معرفه الله است .
2-ممكن است
حديث اشاره به برهان وجوب و امكان داشته باشد ، چرا كه
اگر انسان دقت در وجود خويش كند ،
ميبيند وجودي است از هر نظر وابسته و غير مستقل . علم و قدرت و توانايي و هوشياري و سلامت و بالاخره تمام هستي او وجودي است غير
مستقل و نيازمند كه بدون اتكا به
يك وجود مستقل و بي نياز ، يك لحظه امكان ادامه بقاي او نيست . هر كس خود
را به اين ويژگي بشناسد ، خدا را خواهد شناخت ، چرا كه وجود وابسته بدون وجود مستقل غير ممكن است.
3_ حديث ميتواند اشاره به برهان علت و معلول
باشد. براي اين كه انسان هرگاه در وجود خويش كمي دقت كند ، ميفهمد كه روح و جسم او معلول علت ديگري است كه او را در آن زمان و مكان خاص به وجود آورده است . هنگامي كه به سراغ علت وجود
خويش { مثلا پدر و مادر } ميرود ، باز آنها را معلول علت ديگر ميبيند و همين طور
، تا بالاخره عقل حكم ميكند كه
همه اين علت هاي نيازمند بايد به علتي برسند كه واجب الوجود است و نيازمند علت ديگري نيست و او خداي سبحان است.
4_ حديث ميتواند اشاره به
برهان فطرت باشد ، يعني هر گاه انسان به زواياي قلب خود واعماق روح خود پي ببرد ، نور الهي و توحيد كه در درون فطرت
او است ، بر او آشكار ميشود و از
معرفه النفس به معرفه الله ميرسد ، بي آن كه نيازي به دليل و استدلال داشته باشد.
5-حديث
ميتواند ناظر به مسئله صفات خدا باشد ، به اين معنا كه هر كس خويشتن را با صفات ويژة ممكنات و مخلوقات كه در او است بشناسد ، به صفات پروردگار پي خواهد بود و از محدوديت
خويش پي به نامحدود بودن حق
تعالي ميبرد ، چرا كه اگر او هم محدود باشد ، مخلوق است ، و از فناي خويش پي به بقاي او ميبرد ، چه اگر او هم فاني
ميشد ، مخلوق بود ، نه خالق ، و از
نياز خويش پي به بي نيازي او و از ضعف خويش پي به قدت او ميبرد . اين همان مطلبي است كه امير المؤمنان علي ? در نخستين
خطبة نهجالبلاغه به آن اشاره
كرده است : نهايت ايمان خالصانه به خداوند آن است كه وي از صفات ممكنات پيراسته بدانند.
نتيجه : راه هاي خودشناسي
عبارت است از : تفكر و مطالعه در خلقت و صفات و كارهاي جسم
و جان و روح و روان خويشتن مانند تدبر
در نظم حاكم بر بدن ، نيازمند بودن خود، مخلوق و معلول بودن خويش و كمال خواهي خود كه تفكر در هر يك از اين موارد راهي است براي خداشناسي . افزون بر اين وقتي خود را شناخت ، ميفهمد
كه سعادت و شقاوتش در چيست و با
انتخاب راه سعادت ، خوش بختي خود را فراهم ميكند