قرآن و راهكارهاي غلبه بر مشكلات روحي و رواني-4

 

     

2-توبه: ديگر راهكار قرآن براي برونرفت از مشكلات دنيوي، توبه است. حضرت آدم پس از گرفتاري به دست ابليس به درگاه خداوند توبه كرد و با بيان توبه خود را از بسياري از بازتاب و پيامدهاي عمل برهاند. (بقره آيه 37) حضرت يونس(ع) پس از گرفتاري در شكم ماهي كه خداوند از آن به ظلمات تعبير مي كند با بيان توبه و اقرار به گناهان (البته مي تواند اقرار به گناه در پيشگاه الهي به عنوان يك راهكار جداگانه مطرح گردد چنان كه حضرت موسي(ع) و برخي ديگري از پيامبران با اين روش از مشكلات و پيامدهاي طبيعي رفتار و اعمال خود رهايي يافتند) در پيشگاه الهي توانست از پيامدهاي رفتار خود برهد كه در ميان مردم از آن جمله به ذكر يونسي ياد مي شود. قرآن اين ذكر را اين چنين بيان مي دارد: لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين؛ جز الله خدايي نيست، پاك و منزه هستي، و من از ستمكارانم. (انبياء آيه88.

 

 

 

3-توسل و شفاعت: انساني كه خود از جايگاهي برخوردار نيست و نمي تواند به طور مستقيم اقدام كند به كمك افراد و اشخاصي كه در نزد خداوند از وجاهت و مقام خاصي برخوردار مي باشند كمك و ياري مي جويد تا آنان واسطه شوند و كمك كنند تا بتواند از مشكلاتي كه به جهت رفتار و يا اعمال و يا حتي به طور طبيعي به عنوان آزمون و يا طبيعت تضادي دنيا بدان گرفتار آمده است رهايي يابد. اين افراد مي توانند شهيدان و افراد صديق و صالحان و پيامبران باشند؛ يعني كساني كه خداوند به آنان نعمت خاص بخشيده است و جزو منعمان درگاه ايزدي هستند (نساء آيه 69

 

 بهترين راهكار قرآني براي برونرفت از مشكلات توسل و تمسك به پيامبر و خاندان طاهر و پاكش است كه خداوند آنان را مطهر گردانيده است و جايگاه ويژه اي بخشيده است (احزاب آيه 33) و شفاعت ايشان را راهي براي بسيار بلكه همه مشكلات دانسته است. از اين رو حضرت آدم زماني توبه كرد و توبه اش پذيرفته شد كه توانست به آن كلمات تمسك جويد.

 

كلماتي كه از خداوند تلقي كرده است. (بقره آيه 37) اين كلمات تنها استغفار و توبه نبود، بلكه كلمات نوري و وجودي بوده است. اين كه اين كلمات وجودي بودند نه لفظ و كلمات. از اين رو از عيسي بن مريم(ع) به كلمه تعبير شده است (نساء آيه 171) و يا از موجودات دنيا به كلمات ياد شده است كه با جوهرشدن درياها نمي توان همه آن كلمات وجودي را نگاشت و آمار و احصا كرد (كهف آيه 109 و نيز لقمان آيه 27)

 

4-تقوا: در نگره قرآني به عنوان يك راهكار نه براي رفع بلكه دفع مشكلات اشاره شده است. به اين معنا كه برخي از راهكارها و سازوكارهايي كه بدان اشاره شده مي تواند در زماني به كار رود كه انسان دچار مشكلات شده و راه حلي براي برون از آن نيافته است و همه اسباب و عوامل و علل طبيعي ناركارآمدي خود را نشان داده است، در آن زمان مي توان با بهره گيري از يكي از آنها از دام آن مشكلات رها شد؛ ولي برخي از اين راهكارها افزون بر آن مي توانند موجب شوند تا مشكلاتي از اين دست پديد نيايند.

 

يعني افزون بر رفع بلايي كه واقع شده است مي تواند بلا و يا بلايايي را دفع كرده و نگذارد صورت واقعيت و تحقق به خود گيرد. قرآن تقوا را به عنوان راهكاري براي هر دو جنبه بيان مي كند. در آيه: ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا (انفال آيه 29) بيان مي كند كه چه سان مي توان از بلايي واقعي رهيد (و نيز زمر آيه 61 و نيز فصلت آيه 18) و گناهان انجام شده بخشيده و پوشش داده مي شود (مائده آيه 65 و نيز طلاق آيه 5) و در آيه ديگري بيان مي كند كه چه سان با تقوا مي توان از پديدآمدن بلايي جلوگيري به عمل آورد و از بيماري هاي روحي و رواني نجات يافت (اعراف آيه 35)؛ يا براي مشكلاتي كه راه چاره اي نمي يابد براي آن راهكاري قرار مي دهد تا از بن بست رهايي يابد (طلاق آيه 2) و كارهايي كه سخت و دشوار است و به سادگي به سامان نمي آيد به سادگي و آساني حل نمايد. (طلاق آيه 4 و نيز ليل آيه 5) قرآن يكي از روش هاي كسب نعمت هاي الهي و وفور آن را بهره گيري از عامل تقوا بر مي شمارد و مي فرمايد: ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض... (اعراف آيه 96)؛ اگر اهل آبادي ها ايمان آورند و پرهيزگاري و تقوا پيشه كنند ما بركات آسمان و زمين را بر ايشان مي گشوديم. چنان كه تقوا عاملي براي رهايي از مكر و كيد دشمنان آدمي است به گونه اي كه مكر و فريب ايشان هيچ كارگر نيافتد. (آل عمران آيه 120) چنان كه با تقوا مي توان از شر جنون و ديوانگي و افسردگي هايي كه عامل آن انساني و يا غيرانساني است رهايي يابد و نجات پيدا كند (اعراف آيه 201) و تلاش زباني و بيمار دلان بي اثر خواهد شد. (احزاب آيه 32)      

 

منبع:18793 كيهان