در حین رابطه جنسی چه چیزی واجب،مستحب،مکروه و حرام است

رابطه جنسی,آمیزش جنسی, مسائل شرعی

 

پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) : هر مومنی که با همسرش آمیزش نماید ، هفتاد هزار فرشته بال هایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می گردد ( مستدرک الوسائل ج ۱۴ ص ۱۵۴)

امام صادق ( علیه السلام ) : هیچ مباح و حلالی نزد خداوند ، دوست داشتنی تر از آمیزش با هم نیست .

پس زمانی که مومن با همسرش نزدیکی و غسل جنابت می کند ، شیطان به گریه می افتد و می گوید : ای وای ! این بنده از پروردگارش اطاعت نموده و گناهانش بخشیده شده است . ( وسائل الشیعه ج۲ ص ۱۷۹)

پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در خطاب به مردان فرمودند : چنانچه حیوانات بر جفت های خویش می جهند بر همسرانتان نجهید ، بلکه پیش از آن با بوسه و سخن گفتن وی را برای عمل آماده سازید .

امام صادق ( علیه السلام ) در خطاب به مردان فرمودند : اگر یکی از شما به همسرش نزدیک شود و سپس برخیزد و او را ارضا نکند همسر او اگر به یک سیاه زنگی دست یابد به او متوسل می شود ، پس به هنگام نزدیکی شوخی و ملاعبه کنید که لذت بخش و بهتر است و زن بهتر ارضا می شود .(مکارم اخلاق)

امام علی ( علیه السلام ) : چون یکی از شما خواست با همسرش آمیزش کند ، از شتاب کردن در این کار پرهیز نماید که زنان نیز نیازهایی ( جنسی ) دارند . (خصال صدوق) از امام صادق ( علیه السلام ) درباره آمیزش از مقعد پرسیدند حضرت فرمود : همسرت عروسک و عشق زندگی توست پس او را با این کار اذیت مکن .( وسائل الشیعه ج۲۰ ص۱۴۳)

انچه چه در مورد آمیزش جنسی واجب است :

غسل کردن بعد از آمیزش تا قبل از خواندن نماز

آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مستحب است :

    مالش ، لیسیدن و بازی کردن با پستان زن در ابتدای آمیزش

    گفتن بسم ا… الرحمن الرحیم و اعوذ با… من الشیطان الرجیم قبل از آمیزش

    کوتاه کردن موهای زائد بدن قبل از آمیزش (زیر بغل ، بالای عورت ، شکم و زیر گردن)

    وضو گرفتن قبل از آمیزش

    شوخی کردن مرد با زن قبل از آمیزش

    استفاده از عطر توسط مرد و زن قبل از آمیزش

    آرایش زن قبل از آمیزش استفاده از طلا توسط زن در حین آمیزش

    بازی مرد با آلت زن در حین آمیزش

    بوسیدن زن

    مکیدن زبان زن

    آمیزش در شب اول ماه رمضان آمیزش در شبهای دوشنبه ، سه شنبه ، پنجشنبه ، جمعه و ظهر روز پنجشنبه و عصر روز جمعه

    خوردن عسل بعد از آمیزش

    ادرار کردن بعد از آمیزش

آنچه در مورد آمیزش جنسی جایز و مباح است :

    بوسیدن آلت زن

    لیسیدن آلت زن (چوچوله)

    لیسیدن آلت مرد

    استفاده از کاندوم

    نگاه کردن به آلت زن

آنچه در مورد آمیزش جنسی مکروه است :

    آمیزش از مقعد اگر زن راضی باشد

    آمیزش بین اذان صبح تا طلوع آفتاب

    آمیزش بین غروب آفتاب تا اذان مغرب

    آمیزش در ساعات اولیه شب

    آمیزش در زمان کسوف و خسوف

    آمیزش در اول ، وسط و آخر هر ماه ( قمری ) به استثناء شب اول ماه رمضان

    آمیزش در شب نیمه شعبان، شب عید فطر ، شب عید قربان ، شب اول صفر

    آمیزش درشب قبل از سفر

    رو به قبله و یا پشت به قبله بودن

    آمیزش زیر درخت میوه دار

    آمیزش در برابر خورشید

    آمیزش در حالت جنابت مرد

    حرف زدن در حین آمیزش

    نگاه کردن درون آلت زن

    نگاه کردن به عورت زن در حین آمیزش

    آمیزش با زن حامله بدون گرفتن وضو

آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مکروه است :

    آمیزش بدون مقدمه

    آمیزش از مقعد در حالت حیض زن ، اگر زن راضی باشد

    ایستاده آمیزش کردن

    استفاده از انواع داروها و وسائل آمیزشی توسط مرد در صورتی که باعث آزار زن شود

آنچه در مورد آمیزش جنسی حرام است :

    دخول به آلت زن در حالت حیض

    آمیزش از معقد اگر زن راضی نباشد

    خوردن منی و ادرار


 

نوشته شده توسط میم -ب در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت


درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

سر سفره افطار می‌نشیند، صدای الله اکبر اذان از تلویزیون در فضای کوچک اتاق می‌پیچد. دانه‌ای خرما از میان سفره برمی دارد، هنوز خرما را به دهان نگذاشته که پدر هدیه‌ای را جلوی چشمانش می‌گذارد و می‌گوید: «قبول باشه زینب جان.» حسی بند بند وجود زینب را فرا می‌گیرد، احساس می‌کند که با گرفتن اولین روزه عمرش بزرگ شده است. بزرگ مثل مادر، مثل مادربزرگ اما...اما...

اما فکری چون برق از ذهنش عبور می‌گذرد: «اصلاً چرا باید روزه بگیرم!؟»  

آری، شاید سوال زینب، سوال خیلی از دخترها و پسرهایی باشد که امسال برای اولین بار روزه می‌گیرند؛ بنابراین وقتی فرزندتان از شما پرسید: «چرا باید روزه بگیرم؟»

کتاب قرآن را باز کنید و بخوانید: «ای افرادی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقررشده است، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند مقر رشد؛ تا پرهیزکار شوید.» (سوره بقره، آیه 183)

به فرزندتان بگویید دین اسلام ماه رمضان را ضیافتی الهی می‌نامد. از این ماه با تعابیر ماه عزیز، ماه قشنگ و ماه خوب یاد کنید؛ بگویید: «یک ماه فرصت داریم تمرین کنیم تا کارهایی را که نباید انجام دهیم انجام ندهیم

همان‌طور که از امام حسین (ع) پرسیدند: «چرا خداوند روزه را واجب كرد؟» ایشان فرمود: «برای این كه ثروتمند با روزه گرفتن خود، گرسنگی را لمس كند و توجه او به بینوایان بازگردد.»

آنگاه با این مقدمه درس هایی درباره فواید فردی و اجتماعی روزه بیان کنید.

 تأثیر روزه بر فرد

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه پرهیزکاری است. روزه، روحیه خدا گرایی و گرایش به مسائل عرفانی و معنوی را در انسان افزایش می‌دهد. بنابراین، بهترین اعمال در این ماه، پرهیز از معاصی پروردگار می‌باشد.

دومین فلسفه روزه، تقویت صبر و پایداری است. قرآن کریم با این بیان آسمانی، مۆمنان را به صبر و پایداری سفارش می‌کند: «یا اَیُّهَا الَّذَینَ امَنُوا اِسْتَعینُوا بِالْصَّبْرِ وَ الصَّلاة» (بقره،153) مراد از صبر در این آیه روزه است. یکی از عوامل شکست آدمی در برابر دشواری‌های زندگی، اضطراب‌ها، نگرانی‌ها و دلهره‌هاست. در برابر این گونه عوامل که ناراحتی روحی و درونی در پی دارد، مقاومت روحی بسیار لازم است و این مقاومت تنها در پرتو نماز و روزه به دست خواهد آمد.


سومین فلسفه روزه تندرستی می‌باشد. اسلام برای سلامت جسمی، ارزشی فوق‌العاده قائل است. امروزه، روزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود معطوف ساخته است.

چهارمین فلسفه روزه، پاک سازی دل و افزایش نور معرفت است. انسان در پرتو روزه داری و پرهیز از گناه و محرمات و گرایش به معنویات، زمینه تجلی نور معرفت را در وجود خود فراهم می‌کند.

پنجمین فلسفه روزه، تعدیل غرایز است. در واقع، نفس و طبیعت آدمی می‌خواهد هر سخنی را بشنود، هر غذایی را بخورد، هر منظره‌ای را ببیند، ولی روزه و مقررات و احکامش، این خواسته‌های نفسانی و نامتعادل دل انسان را کنترل می‌کنند.

ششمین فلسفه روزه، تقویت اراده و تسلط بر نفس می‌باشد. هنگامی که انسان با خواسته‌های نفس خویش مخالفت می‌کند، یعنی غذا را می‌بیند و نمی‌خورد یا تشنه است ولی آب نمی‌نوشد، رفته رفته بر نفس خود چیره و اراده‌اش تقویت می‌شود.

      هفتمین فلسفه روزه، تقویت روحیه آخرت گرایی است. روزه داری، توجه به امور ماورایی، روحیه آخرت گرایی و نیز زهدورزی نسبت به زندگی مادی را در انسان تقویت می‌کند و توجه به سرای ابدی در آدمی بیش از پیش متجلی می‌گردد.

      هشتمین فلسفه روزه، نزدیک شدن به پروردگار می‌باشد. انسان با روزه گرفتن به صفت فرشتگان دست می یابد و مانند ملائک مقرّب درگاه می‌شود. برای انسان در حال روزه، حالت‌های معنوی و روحانی خوبی فراهم می‌آید که در غیر روزه کمتر تحقق می‌یابد.

        نهمین فلسفه روزه، استجابت دعا می‌باشد. روزه دار حالتی روحانی پیدا می‌کند و ارتباط خوبی با معبود برقرار می‌سازد. بدین سبب، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «دعای روزه دار رد نمی‌شود

       دهمین فلسفه روزه، ایجاد روحیه قناعت است. فرهنگ اسلام، قناعت، ایثار و پرهیز از مادیات را راهی برای رسیدن به تکامل معنوی می‌داند. روزه، فریضه‌ای است که مسلمان را از غرقه شدن در ماده گرایی و حرص برای لذت‌های مادی و تن پروری و مصرف می‌رهاند. روزه به انسان می‌آموزد که به اندازه نیاز مصرف کند، قناعت نماید و به فکر دیگران باشد.

 

تأثیر روزه بر اجتماع

اولین برکت اجتماعی روزه، بیداری عواطف انسانی است. آدمی به کمک روزه درمی یابد که بر فقیران و گرسنگان چه می‌گذرد.روزه دار با تحمل گرسنگی و تشنگی، با درد نیازمندان آشنا می‌شود و عواطف انسانی، وی را برای کمک به فقیران تشویق می‌کند.

دومین برکت اجتماعی روزه، تقویت همبستگی و ایجاد روحیه جمع گرایی میان مسلمانان است. به نظر اسلام، عبادت و تقرب به خدا در نماز و روزه خلاصه نمی‌شود، بلکه انجام دادن مسئولیت‌های اجتماعی، خدمت به بندگان خدا و تلاش برای رفع نیازهای آنان می‌تواند وسیله‌ای برای تقرب پروردگار باشد. چنانچه دین اسلام، افطاری دادن به مسلمانان را حتی اگر مقدار ناچیزی باشد، پاداش بی شماری نصیب افطار دهنده می‌داند؛ این کار به تقویت روحیه جمع گرایی و دیگرخواهی می انجامد.

سومین برکت اجتماعی روزه، تقویت اراده جمعی است. کسی که بتواند ساعت‌ها، لذت غذا خوردن را ترک کند و رنج تشنگی و گرسنگی را بر خود هموار سازد، می‌تواند به خاطر مصالح بزرگ اجتماعی و حفظ شرف خود و جامعه نیز شکیبایی بورزد و دشواری‌ها را برای رسیدن به مقاصد عالی متحمل شود. عاملی که سبب پیروزی ملت‌ها بر مشکلات است، قوت اراده و عزم اجتماعی است که در پرتو تحمل سختی‌ها از جمله روزه داری به دست می‌آید.

 

چهارمین برکت اجتماعی روزه، تقویت حُسن معاشرت است. به دست آوردن حسن خلق، گذشت و دوری از کینه توزی، تندخویی، بدزبانی، ستیزه جویی، غیبت و دشنام در روابط اجتماعی از نتایج روز می‌باشد. از جمله آموزش‌های دین به روزه دار اینست که مراقب چشم، زبان و گوش خویش باشد.

در نهایت، این ضیافت بزرگ راهی است جهت آموزش و تمرین معاشرت میهمانان کوچک، برای داشتن اجتماعی سالم.


 

نوشته شده توسط میم -ب در جمعه بیستم تیر 1393 ساعت 9:27 موضوع | لینک ثابت


روشهای صرفه جویی در مصرف آب

 

از کلیه قوانین و محدودیتهای حفاظت آب که ممکن است در محل زندگیتان اعمال شوند، آگاه شوید و از آن تبعیت کنید.                      

 

از آب حفاظت کنید، چون زندگی ما به آن وابسته است. هیچگاه به دلیل اینکه فرد دیگر مسئول پرداخت آب بهاء است، آب را هدر ندهید.

 

موقع مسواک زدن شیر آب تصفیه شده را باز نگذارید.    

 

موقع شامپو و چنگ زدن موهای سر در هنگام استحمام، شیر آب را ببندید.

 

سعی کنید مدت استحمامتان کوتاه باشد. آب پخش کن دوش حمام را با نوع جدید آن (سردوش کاهنده مصرف) تعویض کنید.

 

برای آب دادن به درختان، درختچه ها، بوته ها و گل ها از آبیاری قطره ای صرفه جویی کننده آب استفاده کنید.

 

برای دوش گرفتن در حمام، زمان بگیرید و آنرا به کمتر از 5 دقیقه برسانید، چون در این صورت ماهیانه حدود 4000 لیتر آب صرفه جویی خواهد شد.

 

 

بهتر است برای شستن سبزیجات ابتدا آنها را در ظرفی بخیسانید و سپس آب بکشید.

 

از جریان آب به منظور آب شدن یخ گوشت یا دیگر مواد غذایی منجمد استفاده نکنید؛ و برای آب شدن یخ مواد خوراکی منجمد، انرا در هوای آزاد قرار دهید.

 

 

فرزندانتان را در مورد نیاز به حفاظت از آب آگاه سازید. از خرید اسباب بازیها و سرگرمیهایی که به جریان ثابت آب نیاز دارند، اجتناب کنید.

                                                                         

 

 

                                       

 

هنگام استفاده از دستشویی شیر آب را بطور مداوم باز نگذارید چون جریان دائم آب موجب اتلاف آن می شود.

                                   

 

اگر دوش حمام شما بتواند در طی کمتر از 20 ثانیه یک ظرف چهارلیتری را پر از آب کند در آنصورت حتماً آنرا با یک سر دوش کاهنده مصرف تعویض نمایید.

 

 

برای نظافت حیاط بجای مصرف آب، بهتر است از جاروب استفاده شود.

 

در باغچه خانه، درختان، بوته ها و چمن های بومی و مقاوم به خشکی که به آب کمتری نیاز دارند و تحمل ماههای گرم تابستان را دارند؛ بکارید. این گونه ها هنگام کاشت، نیازی به آبیاری مرتب ندارند و معمولاً یک دوره خشکی را بدون آبیاری، به خوبی تحمل می کنند در یک منطقه گیاهانی را در کنار هم بکارید که نیازی مشابه داشته باشند. بهتر است از روش آبیاری قطره ای استفاده شود. از کاشت گیاهانی مانند چمن و شمشاد که هر روز نیاز به آبیاری فراوان دارند؛ خودداری کنیم.

                                                    

 

تمام شیلنگها، اتصالات و شیرها را بطور مرتب کنترل کنید تا از نشتی آب جلوگیری شود.                                       

ضروری است برای اطمینان از سلامت لوله ها و شیرهای آب؛ آنها مرتبا کنترل شوند.

 

در مواقع جایگزینی یا افزودن گل و گیاه در باغچه خانه، گیاهی را انتخاب کنید که آب کمتری را مصرف کند. به این طریق سالیانه تا 2200 لیتر آب برای هر گیاه قابل صرفه جویی خواهد بود.

 

از نصب سیستم های آب تزیینی (مثل فواره ها) اجتناب کنید. مگر اینکه آب در سیستم بازیافت شود. همچنین سیستم را درجایی نصب کنید که تلفات کمی در اثر تبخیر و باد داشته باشیم.

 

 

لوله های آب منزلتان را عایق بندی کنید، عایق کاری لوله های گرم، روشی است که هدر رفتن آب را قبل از خروج آب گرم کاهش می دهد.

 

لوله های آب گرم را عایق بندی کنید تا برای رسیدن آب گرم به شیر آب لازم نباشد آنرا بی جهت باز بگذارید.

 

هرگز آبی را که می توان به مصارفی نظیر آبیاری و یا شستشو رسانید، فاضلاب حساب نکنید.

ماشینهای لباسشویی معمولاً مقداری زیادی آب مصرف می کنند. بنابراین اگر از تعداد دفعات کاربرد ماشین لباسشوئی بکاهید، عملاً در مصرف آب صرفه جویی کرده اید.

نیازی نیست که از میزان شست و شوی لباسها بکاهید بلکه فقط صبر کنید تا مقدار لباسهای کثیف باندازه ظرفیت کامل ماشین برسد.

 

یک بطری پر از آب یا یک کیسه نایلونی پر از شن و کاملاً در بسته را در مخزن آب توالت فرنگی و یا فلاش تانک قرار دهید تا مصرف آب را در هر بار کشیدن سیفون کاهش دهید. (لازم است این وسایل را در جایی از مخزن قرار دهید که با کار وسایل و اجزای عمل کننده درون مخزن تداخل نداشته باشد).

 

                

آب خنک مورد مصرفتان را همواره در یخچال نگهدارید تا هر گاه که یک لیوان آب خنک می خواهید، مجبور نباشید شیر آب را برای مدتی باز بگذارید تا آب خنک شود.

 

برای نوشیدن آب به جای آنکه شیر آب را به مدت زیادی باز بگذارید، بهتر است ابتدا چند قطعه یخ در لیوان قرار دهید و سپس شیر آب را باز کنید.

 

 

به کودکان آموزش دهیم تا با بستن به موقع شیر، آب را هدر ندهند.

  

 

می توان از آبی که برای شستن سبزیها و دست و صورت استفاده می شود به وسیله لوله کشی آنرا به سمت فلاش تانک هدایت کرد تا از آن به عنوان فلاش تانک در توالت استفاده شود.

 

نشت احتمالی فلاش تانک توالت را با افزودن مواد رنگی به آب آن بیابید. اگر فلاش تانک دارای نشت باشد، ماده رنگی ظرف مدت 30 ثانیه از محل نشت پدیدار می شود. به محض اینکه آزمایش انجام شد، فلاش تانک را بکشید چون ممکن است ماده رنگی به مخزن آب آن آسیب برساند. فلاش تانکهایی که نشتی دارند آب را به داخل کاسه توالت هدر می دهند.

 

به جای شستن اتومبیل با شیلنگ آب، از یک سطل آب هم می توان استفاده کرد.

 

 

در حالی که کمبود آب در شهر احساس می شود لزومی به شستشوی پیاده روی مقابل مغازه و منزل نیست.

 

 

هنگام احداث ساختمان از کارگران ساختمانی بخواهید از آب تصفیه شده استفاده نکنند.

 

زمانی که سرگرم آب دادن باغچه و گلهای منزل هستید با شنیدن صدای زنگ تلفن یا زنگ در، بهتر است ابتدا شیر آب را ببندید وبعد به آنها پاسخ دهید.

           

 

تا حد امکان از آب شرب برای فضای سبز استفاده نشود. باغچه را در شب یا صبح زود آبیاری کنید تا از تبخیر آب جلوگیری شود.

 

 

نصب کولر در سایه و با استفاده از پوشش مناسب و جلوگیری از نشت آب کولرهای آبی، باعث صرفه جویی زیادی در مصرف آب می شود.

 

زمانی که به مسافرت می روید، ضروری است شیر فلکه بعد از کنتور آب را ببندید.تا از وقوع هر گونه حادثه پیشگیری شود.

 

 

لازم است گاهی اوقات از لوله کشی ساختمان خود امتحانی به عمل آورید. توصیه می شود تمام شیرهای آب را ببندید و سپس کنتور را کنترل کنید. کار کردن کنتور در زمانی که همه شیرهای آب بسته است دلیل اتلاف آب از لوله های داخل ساختمان می باشد که در نتیجه آن مقدار زیادی آب به هدر رفته و هزینه گزاف آن را شما خواهید پرداخت.

 

گروه های فرهنگی، غیردولتی را به ایجاد و ارتقاء فرهنگ حفاظت از آب در میان کودکان و بزرگسالان تشویق کنید.

 

 

هر گونه اتلاف قابل توجه آب را (شکستگی لوله ها، باز بودن لوله ها، هدر روی آب در هر نقطه) به مرکز ارتباطات مردمی آب و فاضلاب تهران (تلفن 122) اطلاع دهید.

 

 

 


 

نوشته شده توسط میم -ب در دوشنبه دوم تیر 1393 ساعت 9:42 موضوع | لینک ثابت


بسته شدن بخت







بسته شدن بخت

بخت افراد بسته میشود . آیا صحت دارد و اگر صحت دارد ، برای بازکردن آن چه باید کرد؟

در بحث ازدواج مفصل صحبت کردیم بعضی خانم ها درسنین چهارده سالگی می گفتند بخت مرا بسته اند و ما می گفتیم خانم ، شما اصلا وقت ازدواجتان نیست . این یک نکته ای است که کشور ما متفاوت است . ممکن است یک جا پانزده سالگی هم دیر باشد و یک جاهایی بیست سالگی هم هیچ نگرانی ندارند . بفرض اینکه سن ازدواج رسیده و این خانم خواستگار ندارد ، اینکه خانم خواستگاری ندارد نودونه درصد عامل آن بخت بستن و این ها نیست مثلا ممکن است عوامل دیگری دخیل است که خواستگار ندارد . ممکن است خود دختر خانم قصور و تقصیری داشته اند روابطی ، بی تدبیری ، رفتار بدی در شهر کرده اند که دیگران نمیتوانند به آنها اعتماد کنند . گفتیم کسی که میخواهد ازدواج کند ، میخواهد یک خانم عفیف و پاکدامن را به عنوان همسر انتخاب کند. یا نکند خانم  به پدر و ماد ر بی احترامی کرده اند و دل آنها را شکسته اند . عزیزان دقت کنید اگر چنین چیزی است دختر خانم توبه کند . یک مدتی صبر کند و رفتار خود را عوض کند . دل مادر را بدست بیاورد . یک وقت خود دختر قصور نکرده است خانواده شان تقصیری دارند. پدر یا برادر به سمت اعتیاد رفته اند و به سمت خلاف رفته اند . اینجا پدر و برادر باید دقت کنند و ببینند سرنوشت خواهر دست آنها است و خودشان را اصلاح کنند . گاهی خانم  نقص عضوی دارد این هم قابل جبران است . شما سعی کنید استعدادهای خودتان را بروز دهید ، شکوفا کنید ، هر قدر توانمندیهای شما بالاتر برود ، روی نقص شما را می پوشاند . ما کم نداریم ازدواجهای که خانم نقصی داشته اند و یا اصلا زیبایی نداشته اند که رفتند استعدادهای خودشان را شکوفا کردند و با آدمهای خوبی ازدواج کردند و زندگی خوبی هم دارند . گاهی می بینیم محله نامناسبی دارند محله خوبی نیست . پیشنهاد هجرت می کنیم یا هیچ کدام ار این ها نیست . خانم انزوا جو است هیچ جا نمیرود و متاسفانه یک مقدار هم که سن خانم بالاتر میرود این تشدید میشود .  شاید بخاطر نگاهها ، گوشه و کنایه دیگران به محافل عروسی و مولودی و جشن نمی روند . این اشتباه است . شما انزوا جویی کنید دیگران شما را نمی بینند . در محافل سالم شرکت کنید خیلی ازدواج ها در همین محافل صورت میگیرد . دختر خانم را می بینند و سوال می کنند و استارت خواستگاری را می زنند و به ازدواج ختم میشود . گاهی می بینیم خانم همتایی ندارند . داریم خانمی در محیط روستایی که تحصیل کرده و همتای ندارد و کسی نیست که ایشان را بگیرد . خانمی گفته لیسانس دارم و در روستای ما می گویند زن لیسانسه نمی خواهیم . با هم جفت و جور نیستند . شما با رعایت تمام این شرایط اگر محارمی در شهر بزرگ دارید بروید و یک مدت در آنجا باشید به فرض اینکه مزاحمتی ایجاد نشود و مشکلی پیش نیاید. این هم میتواند موثر باشد . خیلی از خانم ها اشتباه میکنند این جور مشکلات را دارند و خواستگار ندارند و این را به حساب بسته بودن بخت میگذارند . اما موردی داشته ایم که شرایط مطلوب نسبی را دارد مانع هم ندارد و مشکلی هم ندارند  و بیست و هفت ساله شده است و یک خواستگار هم نداشته است و فکر میکنند بختشان را بسته اند. اگر شما این جا چنین چیزی را هم احتمال میدهد . مشکل ما این است که الان دنبال رمال و سحر باطل کننده ها میروییم . اگر چنین چیزی هم هست سراغ خدا برویید نه بنده خدا. اگر این بنده رمال این قدر توانایی دارد خدای این بنده این توانایی  ندارد ؟ به خدا توکل کنید . رابطه تان را با خدا محکم تر کنید . در خانه اهل بیت برویید ما در کتابهای دعا دستور العمل هایی داریم در کلیات کتاب مفاتیح الجنان در حاشیه کتاب و در کیات باقی الصالحات عنوان است به جهت باز شدن بسته شده .
ممکن است دری به طرف شخصی بسته شده فقط برای ازدواج نیست و آنجا یکسری آیات قرآن است آنرا بنویسید و همراهتان باشد . رفتن به سرویس های بهداشتی هم اشکالی ندارد و داخل کیف است نگران نباشید اگر به صلاح شما باشد بخت باز میشود. مثلا داریم برای خواستگار آمدن سوره فلق و ناس و آیه الکرسی و آیه پیجاه و چهار و شش سوره اعراف را بنویسید و بخوانید و ذکر  لااله الاانت سبحانک کنت من الظالمین و نماز جعفر طیار تاکید شده هفته ای یکبار و صدقه دادن و این دستور العمل ها را انجام دهید و اگر به صلاح و مصلحت شما باشد این مشکل حل میشود.
گاهی اوقا ت میگویند همه این کارها را انجام داده ایم و بخت مان باز نشده ، حالا چکار کنیم . اینها دستور اهل بیت می باشد و بیخود که حرف نمی زنند . عده ای می گویند با این اعمال خواستگار آمده و وارد زندگی شده ایم.
حالا ممکن است این کارها را کردید و خواستگار هم نیامد و تا آخر عمر هم خواستگار نیامد . این دیگر صلاح و مصلحت شما نبوده است . من بارها عرض کرده ام ما کور هستیم . آینده را نمی بینیم ما ته دیوار را نمی بینیم . چه بسا چه بدبختی ها بخاطر این ازدواج می خواهد شامل حال این خانم بشود که خدا جلوی این بدبختی ها را میگیرد . خدا مرا از یک چیزی محروم می کند حتما خد پاداش آنرا خواهد داد. آیه عسی ان تکرهوا ....چه بسا چیزهایی که شما بد می پندارید و برایتان خوب است و چیزهایی که خوب می پندارید و برایتان بد است . من مواردی را دارم که ازدواج نکرده اند و در رنج و سختی هستند . عزیزان بیایید برنامه ریزی کنید . از لاک خود در بیایید کلاس های هنری بروید . بگویید ، بخندید ، نشاط داشته باشید . وقتی سر در لاک خود فرو ببرید پچ پچ ها بیشتر میشود ، نگاه های معنی دار بیشتر میشود. من خانم هایی را می شناسم سی و چهار ساله که مجرد هستند مثل ده تا مرد فعالیت می کنند ، مسجد و بسیج و قعالیت های اجتماعی و آنقدر با نشاط هستند که کسی فکر نمی کنند ایشان مجرد هستند و ناراحتند . اگر ما یک برنامه ریزی متنوعی داشته باشیم نباید ناراحت باشیم .
 

 در مورد بسته شدن بخت صحبت کنید و آیا درست است که بخت کسی را می بندند و اگر این طور است ، چطور میتوان آنرا باز کرد ؟ این موضوع بیشتر در مورد خانم های است که مقداری از سن ازدواجشان گذشته است و تلقی شان این است که بختشان بسته شده است . ما به خانم های عزیز عرض می کنیم که اگر خانمی خواستگار نداشتند بخت او را بسته اند . شاید عللی هست که ایشان خواستگار ندارند . ممکن است که خودشان یا خانواده شان قصوری داشته اند . مراقب مشی و رفتار خودشان نبودندو بعد نکاتی را در روابط اجتماعی رعایت نکرده اند . گاهی می بینید خانواده متدین و مذهبی در محله نامناسبی زندگی       می کنند و این خانواده در این محله هم کفو ندارند و هم کفو آنها در محله دیگر است و آنها به این محله نمی آیند . چون محله خوب و مناسبی نیست . در مواردی این دختر خانم خودشان را عرضه نکرده اند به این معنا که خودشان را حبس کرده اند . هیچ کدام از موارد بالا نبوده ، خانم خودش را مبحوس کرده است . خودشان را در محافل مربوطه نشان نمی دهند که اتفاقا بیشتر عامل ازدواج ها در این محافل است . شما خانم محترمی هستید و ویژگیهای خوبی هم دارید . خوب دیگران که علم غیب ندارند . شاید جوانانی در آشنایان داشته باشند ولی هم کفو هم نباشند . و غریبه ها هم که علم غیب ندارند . یکی از زمینه جدی ازدواج ا همین محافل خانم هاست . مادر بزرگواری هستند جوان دم بخت دارند می خواهد ازدواج کند .معمولا در این مواقع مادرها جست و جو می کنند و دقت میکنند . و خانم محترمی را در این محافل می بینند و سراغ می گیرند و سوال می کنند که مجرد هستند یا نه ؟ و وقتی می بینند شرایط اولیه را دارند اقدام می کنند . حالا ممکن است هیچ کدام از موارد بالا را که ، گفتیم نباشد و برای خانم تابحال خواستگاری نیامده است . ممکن است از علل ناشناخته باشد . ما که همه علت ها را نمی دانیم .علم ما محدود است یک عللی در جهان است که برای ما ناشناخته  است . پس ما نمی دانیم چیست . اصلا خدا صلاح نمیداند . به صلاح و مصلحت ما نیست . در پیامک ها خانمی گفته اند : همه شرایط اعم از زیبایی و تدین و خانواده و شرایط مالی خوب را دارند ولی تابحال اصلا خواستگاری نداشته اند  .شاید به صلاح و مصلحت شما نباشد . دید ما محدود است . ما فقط جلوی پایمان را می بینیم . ما این طرف دیوار هستیم ، آن طرف دیوار را نمی بینیم . خدای مهربان آن بالا است و دو طرف دیوار را می بیند . او می بیند در این مسیر مانعی است و الان به صلاح نیست . شاید دو سال دیگر صلاح باشد . و مانع برداشته شود .
آیه قرآن داریم : عسی ان تکرهوا شئ و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شراً . چیزی که شما زشت می پندارید برای شما خوب است و چه بسا چیزی را که شما خوب می پندارید و برای  شما بد است .        
شما دوست دارید ازدواج کنید ولی خواستگاری ندارید . این خواستگار به نفع شما نیست . و تو نمی دانی . از کجا معلوم که اگر شما الان ازدواج بکنید نطفه ای از شما منعقد بشود که جهان را به آتش بکشد . آیا شما این را دوست دارید . این را فقط خدا می داند و شما نمی دانید . مواردی داشتیم که خانم می گفتند : ای کاش ازدواج نمیکردم و نطفه ای منعقد نمی شد . حالا شاید یکی می گوید من فکر می کنم بختم بسته شده است . ما فرض را بر این می گذاریم که بخت شما بسته شده است . چه لزومی دارد شما برای باز کردن بخت پیش مخلوق خدا برویید . که باید پولهای هنگفتی را صرف کنید . خانمی گفته بودند من بیش از یک میلیون تومان خرج کرده ام ولی هنوز نتیجه نگرفته ام . خدا کند در این جور ارتباطات فقط ضرر مالی باشد . مکرر داشته ایم که سوء استفاده هایی از این خانم شده است . به همین عنوان بخت باز کردن . عزیزان دقت کنید . چرا سراغ خدای بزرگ نمی روید ؟ آن خدایی که قادر مطلق است . من می گویم : اگر بنده خدا می تواند بخت شما را باز کند خدایی که بنده را خلق کرده نمی تواند . سراغ خدا بروید . به درگاه خدا تضرع کنید . و حتما بگوببد اگر به صلاحم است و تو صلاح میدانی این کار بشود . در دعا داریم که بگویید : خدایا این کار ار بن اگر به صلاح من است . شیخ عباس قمی (ره) در کتاب باقیات الصالحات در حواشی کتاب این عنوان را پیدا کنید به جهت باز شدن بسته و موضوع کلی است و به آن عمل کنید و اگر صلاح باشد بخت شما باز می شود . و بدانید اگر خدا شما را از یک نعمت الهی محروم خواهید شد حتما پاداشی را به شما خواهد داد .
دختری هفده ساله هستم و کسی به خواستگاری من نیامده ، می ترسم بختم بسته شده باشد ؟خیر بخت شما بسته نشده است . شما هنوز در ابتدای راه هستید هنوز خیلی خانواده ها سراغ شما نمی آیند چون وضعیتتان مشخص نشده است . خواستگاری دختران معمولا از پایان دوره متوسطه شروع میشود که یا دانشگاه می روند یا در خانه می مانند و و از اینجا شروع میشود .خیلی فرصت دارید و بخت شما بسته نشده است . 
   
در مورد بسته شدن بخت کتابی را معرفی کنید . گفته بودیم نیامدن خواستگار معنایش بسته شدن بخت نیست . حالا اگر رسیدید که بختتان بسته شده است . چرا به سراغ انسان ها می رویید ؟ به سراغ خدایی برویید که انسانها را خلق کرده است و دعا کنید . دین ما راه کارهایی دارد . مرحوم عباس قمی کتابی بنام مفاتیح الجنان دارند که متدینین آن را دارند. در تمام مساجد هم پیدا میشود . همان کلید بهشت است . یک متن و یک حاشیه دارد . در حاشیه هم مطالبی هست . این حاشیه کتاب بنام باقیات و صالحات است و هر دو فهرست دارد . در فهرست عنوان به جهت باز شدن بسته شده را پیدا کنید . بر اساس روایات دستورالعملی در آنجا است و اگر بسته شدن بختی بوده ، مطمئن باشید مشکل حل میشود . و بخت شما باز میشود . اگر باز نشد دیگر بحث بخت نیست . و مسائل دیگری است که قبلا مطرح کرده ایم .

دختر بیست و سه ساله ای هستم که هیچ خواستگاری ندارم و فکر می کنم بختم بسته شده است . چه کار باید کرد ؟خواستگار نداشتن یک خانم الزاما بسته شدن بخت او نیست . بعضی مواقع به سن ازدواج رسیده اند و گاهی موارد اصلا به سن ازدواج نرسیده اند و دغدغه دارند . از تهران موردی را داشتیم که خانم پانزده ساله می گویند من خواستگار ندارم و فکر     می کنم بختم بسته شده است . دختر خانم شما هنوز وقت ازدواجتان نشده است . چطور بختتان بسته شده است . شما در کلان شهری زندگی می کنید که سن ازدواج خیلی بالاتر است . حالا وقت ازدواج شما رسیده ولی خواستگاری ندارید این می تواندعلت های زیادی داشته باشد یکی از علت ها بسته شدن بخت است ولی بیشتر موارد علل دیگری است . خانمی که باور کرده اند که بختشان را بسته اند ، قطعا روی عملکردشان هم اثر می گذارد چون عمل ما پیامد فکر ماست . شما فکرتان این است و روی عملتان اثر می گذارد و بگونه ای عمل می کنید که دیگر برایتان خواستگار نمی آید . در حقیقت شما خودتان یک جورهایی خواستگارانتان را رد می کنید . این فکر را اصلاح بکنید . خواستگار نداشتن عللی دارد . یک قصور و تقصیر خود دخترخانم . ممکن است یک رفتار غیر اخلاقی و یک رابطه خلافی داشته اند و خطایی کردهاند و الان لو رفته و همه می دانند . خوب حالااینخانم نباید ازدواج کنند. ما توصیه  می کنیم که توبه کنند و خود را اصلاح کنند و وقتی دیگران می بینند شما خود را اصلاح کرده اید ، خواستگار می آورند . دوم اینکه دختر خانم قصور و تقصیر ندارند بلکه خانواده قصور و  تقصیری کرده است . پدر و برادر به راه خطایی رفته اند به را ه اعیاد رفته اند یا جرمی را مرتکب شده اند یا رفتار نابهنجاری دارند . ما به خانواده می گوییم خودتان را اصلاح کنید . این دختر شما چه گناهی کرده است . سوم اینکه خانم نقص عضوی دارد . خانم متدین و مومن و خانواده خوبی هم دارند ولی خانم نقص عضو دارد یا اصلا ضعف زیبایی زیادی دارند یعنی از نظر زیبایی سطحشان خیلی پایین است و خواستگار ندارند . خوب چه کار کنند ؟ ما توصیه می کنیم که روی خودشان کار کنند و توانمندی هایشان را بروز بدهند . استعدادهایتان را بروز بدهید . در مقوله علم و هنر و ورزش و صنعت که این ها نقص شما را می پوشاند و خیلی از آقایان را داشتیم که چون خانم ویژگی بارزی داشته ولی زیبایی نداشته ، به خواستگاری خانم رفته است . چهارم اینکه خانواده در محله نامناسبی زندگی می کنند . ما می گوییم هجرت کنید . بعضی ها میگویند : شما از مشکلات مالی خبر ندارید . بنده خبر دارم ولی باید ببینید چه چیزی مهم تر سات . مثلا الان شما در خانه صدمتری در محله نامناسب زندگی می کنید . بروید و در یک محله مناسب و خانه پنجاه متری زندگی کنید تا این مشکل حل شود . این هجرت ترجیح دارد . هجرت بار مثبت دارد . منظور ما محله بالا شهر و پایین شهر نیست . منظور ما محله فساد است که مثلا معروف به بدنامی است . علت دیگر انزواجویی خانم است . خانم خودش انزواجو است و در مجالس حاضر نمی شود و بعضی خانواده ها می گویند دختر خانم را نباید کسی ببیند . این اشتباه است . ممکن است آشنایان شمارا بشناسند ولی در میان آنها جوانی هم کفو شما نباشد ولی د رمجالس این طور نیست و خانم باید خودش را در این مجالس ارائه کند . یا ممکن است دختر خانم در جایی باشند که کفو ندارند . خانم تحصیل کرده ای هستند که در روستا زندگی می کنند . باز باید هجرت را پیشنهاد کنیم . در ضمن اگر برای دختر مشکلی پیش نیاید ، مدتی کنار یکی از نزدیکانتان زندگی کنید . و این زمینه آمدن خواستگار را هموار می کند . در این زمینه خرافات زیاد است . اینها جزء آسیب های ازدواج است و باید به آن توجه کنیم .
 آیا دعاهای بخت گشایی موثر است ؟حالا اگر خانمی هستند که همه شرایط مطلوب را دارند و مشکلاتی را که گفتیم ندارند ، و خواستگار هم ندارند ، میتوانیم بگوییم شاید بخت آنها بسته شده است . البته بنده 95 درصد نداشتن خواستگار را همان مشکلاتی را که گفتم می دانم ولی ممکن است 5 درصد علت نداشتن خواستگار بسته شدن بخت است . و باعث تعجب است که بعضی ها پیش بنده خدا می روند که مشکل را حل کنند . علاوه بر اینکه باید هزینه ای را صرف کنید ، جواب درستی هم نمی گیرید . ما برای بخت گشایس دعاهایی داریم . ما می گوییم سراغ خود خدا بروید . ما در کتاب دعا راه کار داریم . کتاب مفاتیح الجنان از مرحوم آقا شیخ عباس قمی داریم که این کتاب حاشیه دارد صفحه 553 مراجعه کندی . عنوانی دارد بنام به جهت باز شدن بسته شده . در آنجا دعاهایی هست که باید بنویسد و همراه خود داشته باشید . می توانید در کیف های کوچک و به گردنتان بیندازید و برای دستشویی رفتن هم منع ندارد.  دو آیه اول سوره فتح ، کل سوره نصر ، آیه 21 سوره مبارکه روم ، آیه 23 سوره بقره ، آیه 11و 12 سوره قمر ، آیه 25 تا 28 سوره طه و آیه 91 سوره کهف ، این ها را بنویسید و آنجا نوشته شده : هللت ُ یعنی گشودم فلان بن فلان بنت فلان اگر شما احتمال می دهید چه کسی بخت شما را بسته اسم او را بنویسد و بعداسم پدرش را بنویسد و در آخر اسم خودتان را بنویسید . اگر به صلاح شما باشد  بخت شما باز میشود . کلا برای گشایش مثلا گشایش کار هم راه کار داریم. مثلا سوره فلق و ناس و آیه الکرسی را دخترخانم ها باید زیاد بخوانند . آیات 54 تا 56 سوره اعراف و آیات 75 تا 82 سوره یونس که این سوره را هم می گویند : بنویسد و همچنین در قنوت ربنا را بخوانید و حسنه را به نیت داشتن همسر خوب بخوانید . و دیگر اینکه زیاد صدقه بدهید .
دختری سی ساله هستم که موقعیت های مختلف ازدواجی برایم فراهم شده است اما همه ی آنها به دلیلی منتفی شده است که بعضی از آنها را خودم قبول نکرده ام ، بعضی ها را طرف مقابل قبول نکرده و بعضی ها را پدر و مادرم قبول نکرده اند و یک مورد را هم که همه قبول کردند، سر مهریه به توافق نرسیدیم. مادرم می گویند که بخت تو را بسته اند. آیا بستن بخت واقعیت دارد؟
پاسخ – چرا ما هر اتفاق ناگواری که در زندگی می افتد، به امور غریبه نسبت می دهیم؟ مثلا زن با شوهر مشکل پیدا می کند و می گوید که حتما کسی شوهرم را سِحر یا جادویی کرده است و محبت مرا از دل شوهرم برده است. نمی توان سِحر را انکار کرد زیرا در قرآن آمده است و می توان با آن کارهایی را هم انجام داد. ما واقعیت سِحر را نمی دانیم. در مورد سِحر، بین اندیشمندان دینی ما هم اختلاف وجود دارد. در حقیقت سحر، نظر واحدی وجود ندارد. آیا می توان هر اتفاقی که خلاف نظر ما افتاد بگوییم حتما سحر یا جادویی است؟ شما چند نفر را می شناسید که کار بستن بخت را می دانند یا این کار را انجام می دهند. بیشتر مسلمان ها حتی این کار را برای دشمن شان هم انجام نمی دهند.
ما نمی توانیم تمام اتفاقات را با بستن بخت توجیه کنیم. البته من معتقد به نوعی بخت بستن توسط خودمان یا افراد دلسوز هستم. خیلی از این سخت گیری های بی مورد و دخالت های بیجا که در انتخاب همسر برای فرزندان مان انجام می دهیم، گاهی فرزندمان طرف را پسندیده و هم کفو هم هستند ولی ما با معیارهای بیخودی آنها را رد می کنیم، اینها نوعی بخت بستن است. این نوع بخت بستن از سحر و جادو بدتر است. اگر کسی به سحر و جادو مبتلا باشد چاره دارد ولی در مواردی که خودمان بخت را می بندیم باید فرهنگ عوض بشود، باید سبک ازدواج و فکر ما نسبت به ازدواج عوض بشود، تا بخت باز بشود.  
اگر این خانم به خواستگارهایش توجه کند می بیند که به چه علت ازدواجش بهم خورده است. مثلا این خانم می گوید که سر مهریه ازدواج بهم خورده است .چرا این اتفاق افتاده است؟ وقتی شما و پدر و مادرتان این آقا را قبول کرده اید، چرا بخاطر مهریه آن را بهم زده اید؟ مگر با مهریه می خواستید به کجا برسید ؟گاهی مهریه ها نامعقول است یا گاهی ایرادهایی در خانواده ی فرد می گیرند که اصلا معقول نیست مثلا فردی می گفت که من می خواهم پدر خانمم دندانپزشک باشد یا چون پدر دختر کارگر است من قبول نمی کنم. این ها چه معیارهایی است که ما داریم ؟بعضی ها می گویند که ما می خواهیم دامادمان استخدام دولت باشد ،با دخترمان دو سال تفاوت داشته باشد، خانه و ماشین هم داشته باشد و ... این معیارها از سحر و جادو بدتر است .بعضی ها ملاک های معنوی عجیب و غریبی دارند. مثلا می گویند که ما می خواهیم شوهرمان استاد اخلاق باشد یا شوهرمان هم رشته ی ما باشد. این ملاک ها هیچ ربطی به خوشبختی و بدبختی ندارد و مانع ازدواج جوانان می شود. همه ی مردم دارند از ازدواج سخت می نالند. آیا این مشکلی نیست که خودمان درست کرده ایم و فقط هم باید خودمان آنرا حل کنیم؟ بیشتر مواقع ما با همین ملاک های بیخودی ،مانع ازدواج جوانان می شویم.  
بخت بستن دو تا راه کار دارد: تمسک و عمل کردن به کارهایی که خدا گفته است .خدا فرموده که شما در ازدواج سخت نگیرید خدا خودش آنها را بی نیاز می کند. اگر ما به خدا اعتماد داشتیم خیلی از مسائل حل می شد. دیگر اینکه هیچ سحر و جادیی نیست که با توسل به خدا و اهل بیت حل نشود. کلید حل همه ی مشکلات در دست آنهاست. همیشه سوره نارس را بخوانیم و به خدا پناه ببریم. انشاء الله مشکلات حل خواهد شد.
پدر و مادر عزیز بپذیرید که ازدواج یک نیاز است اگر ازدواج انجام بگیرد بسیاری از مشکلات ما حل می شود، مهیا کردن زمینه ی ازدواج برای جوانان عبادت بالایی است . اگر ما به این نیاز جوانان نرسیم، باعث انحراف آنها می شود. 


 

نوشته شده توسط میم -ب در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


بخت دختران


سوال - خانمی سی و چند ساله هستم که موقعیت ازدواج برایم پیش نیامده است . همیشه نمازم را به موقع میخوانم و واجباتم را انجام میدهم و دعا می کنم اما فکر می کنم که خدا من را فراموش کرده است. لطفا من را راهنمایی بفرمایید .

ما نباید آستانه ی توقعمان را در دعا بالا ببریم . به هر حال نباید غافل از موانع اجتمایی و موانعی که درجامعه وجود دارد بشویم . نیز نباید غافل از وظیفه ی خود بشویم . فرض کنید مواردی پیش می آید که تعداد دخترها بیشتر از پسرها است یا پسرهایی که دنبال ازدواج هستند کم می باشند یا در جامعه ای به دلیل جنگ یا حادثه هایی ، تعداد خانمهایی که همسرانشان از دنیا می روند زیاد میشود یعنی تعادل ازدواج به هم میخورد . در جامعه ی ما سن ازدواج بالا است. گاهی تماس میگیرند که آقا دعا کنید یا چه دعایی بخوانیم ؟ کسی که شرایط ازدواج برایش پیش نیامده این را نباید به پای فراموشی خدا و عدم استجابت دعا بگذارد . بعد نماز نمیخوانیم تا ازدواج کنیم . نماز ، روزه و حج یک وظیفه است و باید انجام داد . دعا هم میکنید . در این جامعه ازدواج باید از حالت سنتی و زرنگی مادر خارج شود ، یک ریش سفید در فامیل و مراکزی در جامعه عهده دار این امر شوند . خلاصه باید یک نهضتی به راه بیفتد . مثلا در دانشگاه بگویند : کسی که متاهل باشد سطح واحدهایش را افزایش میدهیم . اساتید معارف و اخلاق بگویند که هر کس ازدواج کند سه نمره به او میدهم. هدف از ازدواج دینداری ، جلوگیری از فساد و حفظ دین است. اساتید دانشگاه میتوانند افراد مجرد را تشویق به ازدواج کنند. دانشگاه بگوید : اگر کسی ازدواج کرد این مقدار وام میدهیم ، خوابگاه و امکانات به او داده میشود . اصلا جامعه باید به سمتی برود که به متاهلین بیشتر اهمیت داده شود. راهکاره دیگر این است که در خانواده یک کمیته ایجاد شود و دخترها و پسرها را شناسایی کنند و آنها را به هم برسانند و موجبات ازدواج را فراهم کنند لذا دختری با این سن میگوید من بختم باز نمیشود این تعبیر درستی نمیتواند باشد .اصلا بخت یعنی چه، ازدواج یک زمینه ای میخواهد یک شرایطی دارد اولا دختر خانمها نباید سنشان به 34 برسد سن ازدواج از16 و17 تا 22و23 است بیشتر نباید شود اگر هم شد آقا پسرهای سی و چند ساله هستند که مناسب این افرادند. البته این اشخاص را باید شناسایی کرد،شاید تعبیر درستی نباشد ولی اگر شما خانه یا ماشین بخواهید می دانید به کجا مراجعه کنید ولی اگر یک جوانی هرچه قدر هم خانواده اش زرنگ باشند نمی داند برای ازدواج چه کار کند ؟ وبه کجا مراجعه کند این که نمی شود مثل خانه و ماشین برایش بنگاه تشکیل داد من اسمش را می گذارم کانون، کانون های مودت و مهربانی و باید کانونهای پیوند تشکیل داد و این معضل را حل کرد ولی در خصوص این سوال به خواهر گرامی عرض می کنم این دلیل برآن نمی شود که مثلا اگر نماز نخوانید بختتان باز می شود. نباید اینها را به هم گره زد البته دعا موثر است. خدا هم می فرماید: اگر مردم تقوا داشته باشند درهای رحمت به رویشان باز می شود مگر نه اینکه حضرت علی (ع) دعا کرد که حضرت زهرا (س) را به عقد او درآوردند، رفتند خواستگاری و با ایشان صحبت کردند، حتی ما از این موارد داشته ایم البته در جامعه ما این مسئله یک مقدار قباحت دارد.داشته ایم خانمی می آمد داخل مسجد خدمت پیامبر اظهار سلام کرد و گفت : یا رسول خدا میخواهم ازدواج کنم، این در جامعه ما قبیح است، پیامبر رو کرد به اصحاب و گفتند : آیا کسی شرایط ازدواج را دارد؟ شخصی گفت: آری حضرت فرمودند:مهریه یا صداق؟ گفت: من چیزی ندارم، به خانم گفتند که ایشان حاضر است با شما ازدواج کند ولی مهریه ندارد. حضرت فرمودند : آیا کار یا حرفه ای داری؟ گفت بلی. میتوانم قرآن به او بیاموزم. پیامبر به زن گفت : حاضری مهریه ات را آموزش یک سوره ی قرآن قرار بدهم؟ گفت: بلی یا رسول الله. بعد ایشان خطبه عقد را جاری کرد. ما خودمان کار را سخت کرده ایم، گاهی جوانان پیش من می آیند آنها یک غولی از ازدواج ساخته اند و جالب است که بدانید دختردار از پسردار می ترسد، پسردار از دختردار. خانواده دختر می گوید با جهیزیه چه کنیم؟ دومی می گوید : با خانه چه کنیم؟ خوب هر دو می توانند کوتاه بیایند.

سوال - آیا بسته شدن بخت دختر خانم ها صحت دارد؟ نظرتان در رابطه با دعا نویسی چیست؟ یک نفر در منطقه ی ما دعا نویسی می کند . افرادی به او مراجعه می کنند بعضی هم می گویند که حاجت گرفته اند.

ما این را عنوانی قرار می دهیم برای ورود به بحث دعا نویسی و عریضه نویسی و خرافات که البته نباید اینها به یکدیگر خلط بشود. به طور کلی همیشه در طول تاریخ نه فقط در اسلام بلکه قبل از اسلام هم وجود داشته که افرادی سعی می کردند به جای آب، سراب را به مردم نشان بدهند به جای حقیقت و واقعیت پندارهای باطل را بگذارند. رسول گرامی وقتی به پیامبری مبعوث شدند دیدند که جامعه عرب با خرافات زیادی آمیخته شده است. شش نوع آتش افروزی داشتند. مثلا آتش روشن میکردند و کنار آن پیمان می بستند. اگر مسافری میخواست به سفری برود یا برگردد آتش روشن میکردند و مسافر با عبور از آتش معتقد بودند که سلامتیش حفظ میشود مثل همان چهارشنبه سوری که کاملا غلط و بی اساس است که از همانجا وارد فرهنگ ما شده، اگرمیخواستند باران ببارد به دم گاوی چوب می بستند، چوبها را آتش میزدند و سرو صدا میکردند و گاو بیچاره نعره میزد و میگفتند صدای نعره همان صدای رعد و جرقه ها همان برق است و عقیده داشتند که باران خواهد آمد و... خلاصه خرافه را به جایی رسانده بودند که کسی از خانه خارج میشد و به چپ میرفت، میگفتند : روز بدی دارد و اگر به راست میرفت روزش خوب بود که به آن طیره میگفتند که ریشه اش هم از پرندگان گرفته شده بود. مثلا کسی می آمد خانه اگر کلاغ از پشت سرش رد میشد روزش بد و اگر از جلویش رد میشد روزش خوب بود. انبیا هم که محشور و مبعوث شدند مردم میگفتند که شما برای ما فال بد هستید . شما شوم هستید. قرآن میفرماید: سرنوشت هر کس دست خودش است. کار به جایی رسیده که مفاهیم حقیقی را با خرافات خرابش کرده ایم .مثلا عطسه، اصلا در مبانی دینی ما حدیث است که کسی عطسه کرد به او بگویید : خدا تو را رحمت کند و او هم بگوید خدا هم شما را بیامرزد ولی برای بعضی از ما تبدیل شده به صبر کردن که هیچ مبانی و اساسی ندارد. آمدیم کسی عطسه کرد و سریع یک کاری را انجام داد و برایش اتفاقی افتاد آن را ربط میدهیم به عطسه و بجای آنکه دعا کنیم که خدا تو را رحمت کند میگوییم صبر آمده و باید صبر کرد. کسی خواست برود خدمت امام هادی (ع ) وقتی ازخانه خارج شد انگشتش به در گیر کرد و زخمی شد . در مسیر جایی که شلوغ بود کسی به او تنه ای زد و شانه اش آسیب دید و لباسش پاره شد، وقتی خدمت امام رسید گفت : عجب روز بدی بود . امام فرمودند: گناه روزها چیست؟ ممکن است برای کسی تصادفا حوادثی پیش بیاید. ما نتیجه میگیرم خرافه که متاسفانه ما در جامعه با آن مواجه ایم مخصوصا در جامعه هایی که از سطح علمی پایین هستند. در قرآن آمده( یز عنهم اسرهم والغلال انه کانت علیهم )،اغلال یعنی غل و زنجیر، این زنجیرها و مطالب و خرافاتی که جامعه را درگیر کرده و حضرت محمد (ص) به پیامبری مبعوث شد تا اینها را از جامعه پاک کند. خوب است توجه کنید که بیش از700 مرتبه در قرآن کلمه علم آمده است.آغاز وحی با علم اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم شروع شد.حتی کسی خدمت پیامبر آمد و گفت : سقرعه می اندازم اگر خوب آمد مسلمان می شوم و اگر بد آمد نه. پیامبر فرمود : نمی خواهد ایمان بیاوری ،(قول هذه السبیلی ادعو الی الله علی بصیره )آخر سوره یوسف،اسلام دین بصیرت است حتی خدا به خداوند می فرماید: اگر با مشرکی در حال جنگ هستی و گفت که می خواهم در مورد اسلام تحقیق کنم با او جنگ نکن بلکه با او به گفت و گو بنشین. پس خرافات کلا از چیزهای موهوم، بی اساس،افسانه ای و از توهمات ناشی می شود. بعضی ها می گویند که این ها ناشی از اعتقادات قلبی است . آیا این اعتقادت می تواند موثر باشد ؟ حوزه ها را نباید خلط کرد . ما بحثی داریم تحت عنوان بدعت حرام حتی در روایات داریم که با بدعت گذار به شدت برخورد کنید، بدعت به چه معناست؟ بین بدعت و اعتقاد تفاوت وجود دارد . بدعت یعنی چیزی که مشروع نیست و ما به آن مشروعیت میدهیم ما اجازه نداریم چیزی را وارد دین کنیم مثلا کوبیدن میخ به درخت یا بستن نخ و سرکردن داخل یک چاه و اعتقاد پیدا کردن به کارهای عجیب غریب، اصل این کار مشروع نیست پس جایز هم نیست حتی اگر به آن معتقد باشیم . طبیعتا اگر به این عقیده پشت کنیم خود به خود فراموش میشود. روایت داریم که سه چیز است که انسان از آن خالی نیست . یکی فال ،دومی حسادت ،سومی سوظن. کسی کاری را انجام میدهد و ما به او سوءظن پیدا میکنیم یا به کسی جایزه میدهند و ما به او حسادت میکنیم و یا درموقع رفتن به مسافرت تسبیح پاره میشود درذهنمان حالتی پیش میاید، در روایت داریم اگر فال بد پیش آمد توجه نکنید . اگر حسادت پیش آمد ترتیب اثر ندهید . اگر سوظن پیش آمد براساس آن قضاوت نکنید البته نمیگویم اصلش را منکر شوید اما ما یک بخشهایی در زندگی داریم که مبانی شرعی و دینی دارد مثلا ائمه سفارش کرده اند برای حفظ فرزندان یک دعایی به عنوان دعای حرز که در مفاتیح آمده است نوشته و همراه آنان بکنید . امام رضا (ع) هم این دعا را همراه فرزندش امام جواد (ع) میکرد اشکالی هم ندارد چون حرف زدن با خداست .میگویند که اگر حاجتی دارید در کاغذ ی بنویسید و داخل جوی آب روان بیندازید، پس اصل دعا نویسی یک نوع انتقال حاجت از طریق نوشتار است . در مفاتیح دعا برای چشم زخم داریم این یک واقعیت است که کسی که زیبایی ، لباس خوب وثروت زیاد داشته باشد و در نگاه و چشم مردم باشد چشم می خورد . مثلا یک وقت انسان قل اعوذ برب الناس ،قل اعوذ برب الفلق و معوذتین که سفارش شده ،خواندن ان یکاد یا گفتن ماشاالله یا نوشتن دعایی که همراه داری یک نوع آرامش به انسان میدهد . خیلی شنیده ایم در شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ افراد بی سوادی چیزهایی نوشته اند و به خورد مردم داده اند و درآمد روزانشان از میلیون بالاست. میخواهم عرض کنم . اگر مشکلی در زندگی دارید میتوانید به افراد با تجربه ، با سواد و با خدا در میان بگذارید یا از کتاب مفاتیح استفاده کنید .شما میدانید سحر حقیقت دارد و سفارش شده به دنبالش نروید چون به دیگران ضربه میزند . در قرآن هم خیلی سفارش شده که اگر شما میترسید فرزندتان در معرض سحر قرار گیرند به مفاتیح مراجعه کنید . در آن گفته شده وقتی آبی به فرزندت میدهی به آن دو سه مرتبه قل اعوذ برب الفلق وسوره حمد را بخوانید .حضرت زهرا(س) دعایی دارند که اگرشخصی تب کرد به آن بخوانید که همان دعای نور است .چرا پول میدهیم تا این رمال های از خدا بی خبر چه بلاهایی سر مردم دربیاورند ؟ میخواهم بگویم دعا نویسی شغل نیست شاید شما بپرسید که چرا افرادی رفتند خدمت امام صادق (ع) و میگفتند برای ما دعا کنید؟ بله من هم قبول دارم . شما پیش یک عالم یک مرجع بروید پیش یک فردی که پیش خدا اعتبار بیشتری دارد مثل آیت الله بهجت ،به قول مرحوم مجلسی که میگویند من بیش از هزار نفر را با سوره حمد شفا دادم . بالاخره ایشان عالم هستند صاحب بحارانوار و صاحب قلم با آن همه تدین، وقتی سوره حمد را به مریض می خوانند مسلما شفا پیدا میکند .میخواهم بگویم دعا نویسان و رمالان با پول های زیادی که از شما میگیرند و با دادن چند مهره و موادی که با هم قاطی کرده اند جز آسیب رساندن ، دردی از شما دوا نمیکند .پیامبر کودک بود با بچه های هم سن و سال خودش بازی میکرد که حلیمه آمد و چیزی به پیامبر آویزان کرد . حضرت فرمود : مادر جان این چیست ؟ او گفت : فرزندم میخواهم تو را از چشم زخم دور کنم .ایشان فرمودند : خدا مرا حفظ کند .عزیزان اگر شما در زندگی مشکلی دارید میتوانید با صدقه دادن و گوسفند قربانی کردن و به فقرا دادن حتی با سر بریدن مرغی خریدن نانی و یا مقداری پول خرج فقرا کردن کارتان درست میشود .خانمی میگوید که بچه ام چشم خورده و باید تخم مرغ بشکنیم . میخواهم بگویم این کار چند نکته حرام داخلش است 1- اسراف 2-تهمت ،که فلانی بچه ام را چشم زده شما میتوانید چند تخم مرغ و نان تهیه کنید و فقیری را غذا دهید و به آنها بگویید فرزندتان را دعا کند .من در جایی در مورد تخم مرغ شکستن گفتم به من خرده گرفتند که ما نسل درنسل به این موضوع اعتقاد داریم . اصلا نباید به چیزی که پایه و اساسی ندارد معتقد بود . کودکی را که ظاهرا گلو درد داشت نزد پیامبر آوردند . به این بچه مهره هایی آویزان کرده بودند ایشان پرسیدند اینها چیست ؟مادرش گفت مهره ها را آویزان کرده ایم که کودکمان خوب شود .پیامبر فرمود :این وسایل را باز کنید شرک است .امام صادق (ع)فرمودند : اگر کسی به کاهل و سحر اعتقاد داشته باشد آنها را تصدیق و خدا را تکذیب کرده است. حضرت علی (ع) میخواست به جنگ برود . کسی گفت که امروز روز خوبی برای جنگیدن نیست و شما شکست می خورید .امام گفتند :نام خدا را میبرم بسم الله میگویم و کارم را انجام میدهم . پس اصل تاثیر دعا را قبول دارم . دعا دو جور است نوشتاری و گفتاری . نوشتاری این است که خودت می نویسی و در جوی آب می اندازی. من شنیده ام بعضی از این رمال ها آیات قرآن را می نویسند و میگویند با اسپند بسوزان . سوزاندن آیات قرآن جایز نیست . اگر من یکاد و یا حرزی همراه داریم باید داخل بسته ای باشد . چون بدن ما همیشه وضو ندارد بدن بی وضو برای آیات قرآن جایز نیست . خلاصه راهی که قرآن نشان میدهد راه علم ، عقل ، بصیرت ،فهم و اولوالباب است که صحبت از دین و قرآن ما است. کتابی نوشته و ترجمه شد . مدریس بوکامی مقایسه ای بین قرآن و انجیل وتورات وعلم روز انجام داده است . او میگوید نکته ای در قرآن نیست که خرافه و این جور قضایا را تایید کنید. البته فال خوب است . یعنی چه ؟مثلا آقایی به دیدن ما می آید اسمش حسن است و حسن به معنای نیکویی و میگوییم امروز روز خوبی برای ما است یا اینکه در موقع غذا خوردن پنج مهمان وارد خانه می شود و ما میگوییم مهمان حبیب خداست . ورود شما به خانه ی ما خیر و برکت داده است . پیامبر وقتی می خواستند دور مدینه خندق بکنند ضربه ای به سنگی خورد و جرقه ای زد حضرت فرمود : در این جرقه نابودی امپراطوری ها را می بینم و می خواستند با این حرف به دیگران روحیه بدهند و این عیبی ندارد ولی از آن طرف قضیه درست نیست . عدد سیزده نه تنها بین ما بلکه بین اروپایی ها هم مفهوم خوبی ندارد حتی سر در بعضی خانه ها به جای عدد سیزده نوشته اند 12+1 . امیر المومنین متولد سیزده رجب هستند . این روز آغاز ایام البیض است . ایامی است که حضرت آدم روزه گرفت ، ایام عبادت است . این مطالب و خرافات در جوامعی که سطح علمی پایینی دارند رونق زیادی دارد .ما با بعضی از دعاها بیشتر آشناییم و به آنها می پردازیم . ما باید به دعاهایی بپردازیم که هم در دنیا و در آخرت به کار ما می آید . البته برای هر کاری در اسلام آدابی وجود دارد و متاسفانه ما کمتر آن ها را توضیح داده ایم که باید در سخنرانی ها و منبر ها آنها را بازگو کرد چون منبر یک بخشش موعظه است ولی ما بیشتر به مسایل روز و تاریخ می پردازیم و در مورد آداب و رسوم کمتر حرف زده میشود مثلا آداب مهمانی رفتن . ما باید در سخنرانی ها بیشتر به آداب مثل مهمانی رفتن آداب مربوط به عیادت مریض و غیره بپردازیم . کتاب های زیادی در مورد آداب نوشته شده است . آداب اقتصادی ،آداب عبادی ،آداب حج و زیارت و آداب برخورد با صاحب عزا ،آیا واقعا این آداب را رعایت می کنیم ؟ مثلا داریم کسی که عزادار است باید غذا برایش درست کرد تا او به عزاداریش برسد ولی دقیقا بر عکس عمل میکنیم و خود را مهمان عزادار میکنیم و نمی گذاریم او عزاداری کند . یکی از جاهایی که خرافات و انحرافات در آن وارد شده است بحث زیارت است. آداب زیارت 37یا38 تا است، وقتی وارد میشوید اجازه بگیرید ، اذن دخول کنید ، پای راست را بگذارید بعد توسل کنید. اما می بینید طرف از همان اول به قصد ضریح رفته نخی می بندد و میرود . آیا نخ یا قفل بستن به ضریح در منابع دینی ما جایی دارد؟ اصل توسل را قبول دارم ولی قفل بستن درست نیست.ما همیشه نگاهمان به دعا این است که برای چه دردی خوب است اما هیچ وقت به مضامین دعا توجه نمیکنیم. مثلا دعای نور برای تب یا یک دعا برای سر درد یا غیره خوب است. گفتیم قل اعوذ برب الناس... برای زخم چشم خوانده میشود ولی هیچ وقت دقت نکرده ایم که در همین قل اعوذ برب الناس...مالکیت و ربوبیت و وحدانیت خدا مطرح شده است. مردم بیشتر به قشر دعا توجه میکنند و به محتوا کمتر میپردازند.خوشبختانه عده ای از عزیزان دعاها را جمع آوری کرده اند .در دعای شنبه و یکشنبه حضرت زهرا (س) مضامین زیبایی نهفته شده است. ببیند در صحیفه سجادیه دعاهای بسیاری برای طلب اولاد و طلب باران، دعا برای پدر و مادر و ... که باید به مضامین آنها توجه داشت که تفکر در دعا تفکر در قرآن است. پس سفارش من این است که اول دعاهای اصلی را بشناسیم . دوم مضامین و مفاهیم دعا را روشن و به آن توجه و عنایت داشته باشیم. برای کسانی که کمی از ما کینه دارند یک چیزهایی دست آویز این خرافات میشود و شاید در این مواقع ما شایسته ای خوبی برای مکتب ودین مان باشیم . بله چیزهایی در مبانی اعتقادی و دینی ما نیامده ولی آن را درست میکنیم. یکی از آداب زیارت فریاد نزدن در کنار قبور است. آیا ما در حرم امام رضا (ع) یا در مدینه به این مسئله توجه میکنیم؟ پیامبر به ابوذر فرمود: سه جا صوتت را پایین بیاور. یکی در قرائت قرآن،یکی در جنگ و یکی هم در تشییع جنازه البته قرائت قرآن بحث قرآن و بحث جهانیش در اینجا مطرح نیست. بعضی در کنار حرم فریاد میزنند و بلند صلوات میفرستند و حال زوارهای دیگر را به هم می ریزند. متعدد دیده ایم مراجع و علما وقتی به این مکانها وارد میشوند خیلی زیبا متوسل میشوند ، دعا میکنند ، حاجات خود را بیان میکنند ، این آداب زیارت است.ما باید فرهنگ سازی کنیم که این وظیفه ای رسانه ، روحانیون و فرهیختگان است.حتما در بعضی از زیارتنامه ها خوابی را نقل کرده و توصیه کرده اند که آنرا بیست مرتبه بنویسد وتکثیر کنید که اگر چنین نکنید داغ اولاد می بینید و اگر انجام دهید کارتان سکه میشود.این مفاتیح وقف است و داخل آن چیزی نوشتن حرام است . اگر از فرقه های دیگر این نوشته ها را بخوانند در مورد شیعه ها چه فکری میکنند ؟ البته من در سخنرانیها خیلی سفارش کرده ام و خوشبختانه کم شده است ولی باید به صفر برسد . کدامیک از علما و بزرگان دینی ما اینها را تایید میکنند .در بعضی از شهرها رسم شده ماه صفر تمام میشود میروند در مسجد را میزند و میگویند بشارت که ماه صفر تمام شده یا 27 ماه رمضان میشود میگویند باید کله پاچه خورد . آخر صبح 21 رمضان امام حسن ابن ملجم را به درک واصل کرد این چه ربطی به کله پاچه خوری دارد ؟ چرا به کارهایمان رنگ دینی میدهیم ؟ در یک جمله بگویم به جز خدا و پیامبران و ائمه معصومین هیچ کس حق ندارد برای ما تکلیف شرعی بیاورد. مراجع هم اگر فتوایی میدهند از قرآن واحادیث است. بیاییم واقع گرا وواقع بین باشیم . دین برای دینداری است و تدین نیامده که کانالهای انحرافی ایجاد کند. دنبال رمال و دعا نویسی نروید که مثلا بچه ام سرطان دارد شاید معجزه کند . راه راست را از علما و مراجع بخواهید تقلید از علما و مراجع تقلید از علم است. اگر شما دل درد بگیرید یکی میگوید نبات بخور یا فلان قرص را بخور. کسی که عاقل است به اینها گوش میدهد یا اینکه پیش پزشک میرود؟اگر ساختمانتان ترک بخورد پیش پدرتان میروید تا علتش را بفهمید مگر آنکه مهندس باشند چون فقط یک مهندس میتواند علت آنرا بفهمد . دین هم همینطور است در مسائل دینی باید پیش مراجع رفت . باید عرض کنم ( اقرا و ربک الکرم الذی علم القلم ) هر چیزی مبنادار وعلمی آن وارد دین شده است البته چیزهایی در دین است که ما نمیدانیم چرا اینطور است ؟ مثلا چرا نماز صبح دو رکعت است ؟ باید عرض کنم برای اینکه شبهه ای ایجاد نشود هر چیزی را با عقلمان درک نمیکنیم . اگر پزشک به شما کپسول داد به تشخیص او اعتراض نمیکنید و آن را قبول دارید . وقتی پیامبر و ائمه فرمودند که نماز این طور و زکات این قدر باشد باید انجام داد. وقتی گفته میشود : 34 الله اکبر 33 الحمدالله 33 سبحان الله نمیشود گفت که من میخواهم 35 تا بگویم و چیزهای بی اساس وبی مبنا را مطرح و باب کنیم.


 

نوشته شده توسط میم -ب در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت


بخت دختران

آيا دعا و طلسم براي گشايش بخت صحت دارد؟ آيا بختن بخت واقعيت است؟ خواهش مي كنم جواب منو بدين. من 24 سال دارم يه مدته هر كس كه مياد اولش منو مي خواد ولي بعد ميره و ديگه نمي آد. به نظر شما دليلش چيه؟ يعني بخت من بسته شده؟ آيا درسته كه پيش كساني كه مي گن بخت كسي رو باز مي كنن برم و بخوام كه بختمو باز كنن؟ چند وقت پيش رفتم پيش يكي واسم سر كتاب باز كرد گفت بختت بسته شده گفت 50000 هزار تومان بده واست باز كنم! آيا به نظر شما اين كارو درسته كه انجام بدم؟ آيا اصلا سر كتاب درسته؟ خواهش مي كنم جواب منو بدين.

ما نيز از اين كه صادقانه، خالصانه و با صراحت كافى مشكل خود را با كارشناسان اين دفتر در ميان گذاشتيد،تشكر و قدردانى مى‏كنيم. اميد است پاسخ ما بتواند گره‏اى از مشكلات شما جوانان محترم و مشتاق پاكى و پاكدامنى را حل كند كه اين بهترين پاداش به حسن اعتمادتان خواهد بود.
در پاسخ به مسئله‏اى كه تحت عنوان مشكل ازدواج مطرح فرموديد، توجه به نكات زير لازم و ضرورى است كه مطالعه و دقت در مطالب آن، مى‏تواند بخش زيادى از دغدغه‏هاى ذهنى‏تان را بكاهد.
الف) هر چند دختر جوان و دم‏بختي و نيز والدين او علاقه‏مندند تا وى هر چه زودتر ازدواج كرده، زندگى آينده‏اش را روشن كند و به اصطلاح از بلاتكليفى بيرون آيد و...؛ ولى چه خوب است به شرايط و موقعيت‏هاى اجتماعى، فرهنگى، خانوادگى و... جامعه و فرد توجه كافى شود. با توجه به عوامل مختلفى كه در سطح كلان جامعه مطرح است، سن ازدواج دختران و پسران بالا رفته است. گرچه باور بر اين است كه سن ازدواج بايد پايين‏تر از سن كنونى باشد. پس دغدغه خاطرتان كه چرا هنوز در جريان خواستگارى‏ها، توافقى حاصل نشده است. چندان جايگاهى ندارد.
اگر شما در جامعه و فرهنگي زندگى مى‏كرديد كه سن ازدواج كمتر از 20 سالگي بود، جاي نگرانى براى دير شدن ازدواج وجود داشت.
ب)خواستگارهاى متعدد و زياد و يا به توافق نرسيدن خانواده‏ها يا دختر و پسر و به عبارت ديگر جور نشدن آن، يك امر طبيعى است و هرگز نشانه بخت بد يا بسته‏شدن بخت فرد نيست و همان‏طور كه براى شما به عنوان يك دختر، اين مشكل وجود دارد و هنوز نتوانسته‏ايد با فرد مناسب و دلخواه خود ازدواج كنيد، براى پسرها نيز اين مشكل وجود دارد. علاوه بر اين، شما بين دختران تنها فردى نيستيد كه دچار اين مشكل هستيد و دختران زياد ديگرى نيز هستند كه مدت‏ها و گاهى سال‏ها با اين مسئله روبه‏رو هستند؛ امّا سرانجام همسر مناسب و متناسب با روحيات خود را پيدا مى‏كنند؛ ولى با اندكى تأخير از نظر زمانى. پس زود ازدواج‏كردن آن هم با اوّلين يا دومين خواستگار، نشانه موفقيت در امر ازدواج و تأمين خوشبختى و سعادت هميشگى نيست. با كمى دقت و تفحص در بين همسايگان، فاميل و ديگران، مى‏توانيد مشاهده كنيد كه فرآيند خواستگارى و ازدواج، معمولاً يك فرآيند طولانى مدت است و نيازمند زمان و دقت كافى است و چه بسا همين تجربه‏ها و به تأخير افتادن‏ها، شناخت و آگاهى‏تان را از موضوعات و معيارهاى ازدواج بيشتر و عميق‏تر كند و موفقيت در اين امر مهم و حياتى را چندين برابر كند كه در نتيجه به صلاح شما خواهد بود.
ج) در فرآيند خواستگارى، همان‏طور كه خانواده دختر از ويژگى‏هاى خانوادگى، اخلاقى و...پسر تحقيق مى‏كنند تا با شناخت كامل و دقيقى كار انجام گيرد، خانواده پسر نيز در مراحل خواستگارى و پس از آن از خانواده دختر و خصوصيات اخلاقى و رفتارى دختر تحقيق و تفحص مى‏كنند و اين امرى لازم و ضرورى است و چه بسا خانواده پسر پس از خواستگارى، در تحقيقاتشان به نقطه‏ضعف‏هايى در وجود شما يا خانواده محترمتان رسيده‏اند و متناسب با وضعيت خانوادگى خود نيافته‏اند و در نتيجه، امر را پى‏گيرى نكرده‏اند. بنابراين چه دليلى داريد كه جور نشدن را به بسته بودن بخت خود نسبت دهيد؛ چه بسا از نظر فرهنگى، اخلاقى، خانوادگى و يا از هر نظر ديگر شما را نپسنديده‏اند.
لازم به ذكر است كه يكى از منابع تحقيق آنها، مى‏تواند همسايگان، هم‏درسى‏ها، خويشان شما يا يكى از اعضاى خانواده شما باشد و آنها هم خود را موظف مى‏دانند كه آن چه را ديده‏اند و مشاهده كرده‏اند و باور دارند، براى آنها گزارش دهند.
د)ويژگى‏هاى ظاهرى و تناسب ظاهرى، يكى از معيارهاى پسران و خانواده‏هاى آنها در زمان خواستگارى است و برخى افراد، به خاطر عدم وجود اين تناسب، پس از خواستگارى، پى‏گيرى نمى‏كنند و شما گمان مى‏كنيد بخت شما بسته شده است. پس اين هم مى‏تواند يكى از عوامل جور نشدن باشد و نه بسته شدن بخت.
بنابراين حل نشدن مشكل ازدواج مى‏تواند ريشه در عوامل و علل فوق داشته باشد. گرچه نمى‏خواهيم بگوييم سحر و جادو و بستن بخت، هيچ گونه واقعيتى ندارد، ولى از طرف ديگر نمى‏توان مطمئن بود كه مورد و مشكل شما ريشه در همين مسئله دارد. وجود نيروهايى نظير آن چه از سحر و جادو ناشى مى‏شود، به مقتضاى نظام دنيا مى‏باشد. در اين نظام، تزاحم بين زشتى‏ها و پليدى‏ها وجود دارد و همچنان كه انسان‏هاى شيطان‏صفت و زشت‏كار وجود دارد، جن‏هاى پليد و آزار دهنده نيز وجود دارد؛ ولى بايد توجه داشت كه غالب آن چه امروزه در ميان مردم در اين‏باره شايع است، بى اساس است و بيشتر به افكار روانى، تخيلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشكلات واقفى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است و اگر بر فرض موردى پيدا شد كه سحرى در كار بود، مى‏توان از راه‏هاى زير براى بطلان آن استفاده نمود:
1.استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.
2.خواندن و نوشتن آيات 75 تا82 سوره يونس و همراه داشتن آن.
3.دعا و تضرع به درگاه خداوند.
4.درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند.
5.صدقه دادن .
ضمنا براي گشوده نشدن گره و مشكل تان چه خوب است ارتباط معنوي تان را با خداوند متعال گسترش داده و به كمك راهكارهاي مجرب زير زمينه رهايي از مشكل فراهم شود.
1.در هر شبانه روز، يك بار زيارت عاشوراو دعاى توسل به نيت اين حاجت قرائت شود.
2.در شب جمعه غسل كنيد (غسل مستحبى) و بعد از نيمه شب، نماز امام زمان (عج) را بخوانيد (كيفيت آن در مفاتيح الجنان در ضمن اعمال شب جمعه آمده است).
يادآور مى‏شويم كه اگر بدون هيچ گونه سوءظن و بدبينى به فرد يا افرادى به شكل قطعى و يقينى به اين نتيجه رسيديد كه فردى در امر ازدواجتان كارشكنى مى‏كند و يا پيش خواستگاران شما بدگويى مى‏كند و مانع ازدواج شما مى‏شود، در صورت امكان با هماهنگى و توافق والدين براى مدتى يا براى هميشه مسكن خود را تغيير دهيد. چه بسا در اين تغيير و تحول و دور شدن از محل مسكونى، موفقيت شما تضمين شود؛ همان‏طور كه در بسيارى از حركت‏هاى اصلاحى، افراد موفق از همين اهرم بهره‏مند شده‏اند و بدون درگيرى و روبه‏رو شدن با منشأ فساد، به نتايج مورد نظر رسيده‏اند.
در مجموع در يك جمع‏بندى معلوم مى‏شود كه بعضى عوامل اين مشكل در دست شما يا كس ديگرى نيست كه در اين صورت نبايد نگران آن باشيد و ذهن خود را به آن مشغول نماييد به گونه‏اى كه مانع زندگى روزمره و درسى و تحصيلات علمى و ديگر امور شود. زيرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم نمايد ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول هميشه نگران و ناراحت و غمگين و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتكار و خلاقيت و بهره‏مند شدن از ديگر توانمنديهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد كرد و فعّال و سر زنده با همان امكانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراين هيچ گاه نبايد اين موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و تحصيل و... شود.
علاوه بر اين مطمئن باشيد اگر به خداوند متعال توكل كنيد و تمام امور زندگى خود را به او واگذار كنيد، خداوند به بهترين وجه و شكل به آن رسيدگى خواهد كرد زيرا او خير و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آيه 216 مى‏فرمايد: «... و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شرٌ لكم و الله يعلم و انتم لاتعلمون؛ چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد حال آن كه شر شما در آن است و خدا مي‏داند و شما نمى‏دانيد».
در پايان به عرضتان مي رسانيم مانع تراشي ها مي تواند توسط افرادي باشد كه از زندگي شما اطلاع دارند و در هنگام تحقيق خواستگاران از آنها، گزارش مناسبي ارائه نمي كنند و زمينه ازدواج را از بين مي برند. ضمن اين كه ويژگي هاي خاص شما و عدم تناسب شما با خواستگار مورد نظر در بسياري از موارد باعث مي شود خواستگار موضوع را پي گيري نكند. البته ممكن است شما هيچ نقطه ضعف شديدي نداشته باشيد؛ ولي آنچه در ازدواج مهم است تناسب و كفويت دختر و پسر با همديگر است چه بسا خواستگاران با دقت در ويژگي هاي فردي و خانوادگي تان در مجموع به جمع بندي مثبتي نرسد. شما براي فرد ديگري مناسب باشيد او هم براي شخص ديگري ولي شما و اين فرد از تناسب كافي برخوردار نباشيد و به همين دليل پا پيش گذاشته نمي شود و اين نشان از عدم قابليت شما ندارد، بلكه نشان از عدم تناسب شما با وي مي كند و اين نقطة ضعفي براي شما نيست‏، همان طور كه نشان از بدي خواستگار و يا گزارش سوء واسطه ها هم نمي كند. تأكيد مي شود نگران نباشيد و به قول معروف «يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور».

در مورد دعانويس‏ها؛ بايد دانست كه بسيارى از اين افراد شيادانى هستند كه از عقايد مردم سوء استفاده مى‏كنند. بنابراين بايد در برخورد با آنان هشيار بود. براى دعا به درگاه خداوند نيازى به واسطه و دعانويس نيست؛ بلكه هر كس مى‏تواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نمايد و از اعمال نيك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشيم كه به طور يقين دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثير ويژه‏اى دارد.
گفتني است؛ بسياري از اين گونه افراد، با تجربه اي كه در قيافه شناسي دارند بسياري از حالات مشترك را مطرح مي كنند كه تصور مخاطب اين است كه آنها خبر دقيق دارند. در حالي كه تشخيص اين گونه امور از چهره افراد بستگي به تجربه دارد و هميشگي نيست.
گفتني است رجوع به دعانويس ها در سنت و سيره پيامبر(ص) و امامان(ع) نبوده و بزرگان دين هيچگونه توصيه اي در اين باره ندارند، لذا بهترين روش هم تعقل و تدبير شخصي و مشورت با خردمندان و توكل بر خدا و پرداخت صدقه و خواندن دعاهاي معتبر است.
شايان ذكر است اگرچه سحر و جادو واقعيت دارد ولي غالب آنچه امروزه در ميان مردم در اين باره شايع است بى‏اساس مى‏باشد و اكثر كسانى كه به اين امور مى‏پردازند كلاه بردارانى هستند كه از اين طريق قصد اخاذى و پر كردن جيب خود را دارند. ولى اگر سحرى در كار باشد براي بطلان آن از راههاي زير مي توان بهره گرفت مانند :
1- استعاذه به خداوند ( خواندن سوره‏هاى فلق و ناس)
2- خواندن و نوشتن آيات 75 تا 82 سوره يونس.
3- دعا وتضرع به درگاه خداوند.
4- درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند.
5- صدقه دادن.
6-تکرار سوره يس
انشاء الله با تداوم صدقه، و تکرار سوره «يس» مشکلات و نفوس بد از اطراف شما دور خواهد شد.
البته راههاي ديگري نيز وجود داردکه مي توانيد در کتاب مفاتيح الجنان با آنها آشنا شويد.
نکته مهم اين است که به خداوند و حاکميت اراده الهي همچنان معتقد باشيد و تمام اين اعمال وسيله هستند چه بسا همين فراز و نشيب ها دامي از سوي شيطان باشد که ايمان شما را متزلزل کند. لذا با پايداري و استقامت ايمان خود را حفظ کنيد تا در نتيجه آن شيطان نااميد شود و درهاي رحمت الهي به سوي شما باز گردد. گفتني است اگر خود انسان و يا فرد دعانويس از کتاب هاي معتبر دعاي مستند که از طريق معصومين وارد شده است انتخاب کنند اشکال ندارد.


 

نوشته شده توسط میم -ب در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ساعت 17:39 موضوع | لینک ثابت


شرح دعای تحویل سال

یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال

    
در معارف اسلامى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1)

اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم اسلامى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2)
 
امام صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3)

امام خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید اسلامى نیست، ولى اسلام آن را نفى نکرده است."(4)

 مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضاى جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتى از اهل‌بیت علیهم‌السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده‌اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و... .(5)

در این مقال بر آنیم تا درباره دعاى تحویل سال به چهار نکته اشاره کنیم:
 
نکته اول: تعریف و حالات قلب

واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معنى استعمال مى‌شود: 1. عضوى که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفیه و به همه بدن پمپاژ مى‌کند. 2. روح و نفس که هدایت‌کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبى که در دعاى مذکور آمده از نوع دوم، است که داراى حالات مختلف بد و خوب مى‌باشد:
 
"حالات خوب قلب"

1. قلب سلیم و پاک؛ على علیه‌السلام مى‌فرماید: خداوند وقتى نسبت به بنده‌اى اراده خیر کند قلب سلیم روزى او مى‌گرداند.(6)
 
2. قلب مطمئنه؛ قرآن مى‌فرماید: "اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب"(7)، همانا با یاد خداوند دل‌ها آرام مى‌گیرد.

3. قلب نورانى؛ از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چیست؟ فرمود نورى است که خداوند در قلب مؤمن قرار مى‌دهد و به وسیله آن سینه‌اش وسعت مى‌یابد.(8)
 
"حالات بد قلب"

1. قساوت قلب؛ این حالت همراه با بى‌تفاوتى نسبت به احکام خداوند به وجود مى‌آید، قرآن مى‌فرماید: “و جعلنا قلوبهم قاسیة”(9)، دل‌هاشان را سخت گردانیدیم.

2. کور شدن قلب؛ شرّالعمى عمى القلب؛ بدترین کورى، کورى قلب است.

3. انحراف قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم"(10)، باز چون از حق روى گردانیدند خدا هم دل‌هاى بى‌نورشان را از سعادت و اقبال بگردانید.
 
4. مریض شدن قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فى قلوبهم مرض"(11)، دل‌هاى آنها (منافقین) بیمار است. ‌ ‌

در چنین حالاتى باید گفت که قلب مرده است.

عواملى براى به وجود آمدن حالات بد و منفى در قلب وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

1. گناه؛ در مناجات مى‌خوانیم “و امات قلبى عظیم جنایتى”(12) اى خدا گناهان بزرگ، دل مرا میرانده است” در روایتى پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرماید: گناه بر روى گناه قلب انسان را مى‌میراند.”(13)

2. دلبستگى به دنیا؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “و اماتت الدنیا قلبه”(14)، دنیا قلب او را میرانده است.
 
امام صادق علیه‌السلام نیز قلب سالم را قلبى مى‌دانند که از دنیا دوستى سالم باشد.”(15)
 
3.پرخورى؛ از پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاى فراوان دل را نمیرانید، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مى‌میرد.(16)
 
عواملى نیز براى به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله:

1. توبه از گناه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: توبه دلها را پاکیزه مى‌کند و گناه را مى‌شوید.(17)

2. انجام عبادت از قبیل نماز و روزه؛
 
3. یاد مرگ؛
 
4. قرآن خواندن؛
 
پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: قلب‌ها زنگار مى‌بندند. مانند زنگ زدن آهنى که آب به آن برسد. گفته شد جلاى این‌گونه قلب‌ها به چه وسیله‌اى ممکن است؟ فرمودند: زیاد یاد کردن مرگ و خواندن قرآن.(18)
 
5. یاد خدا؛ حضرت على علیه‌السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مى‌کنم به این که قلب خود را با یاد خدا آباد کنى.(19)

6. شنیدن موعظه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: قلب خود را به وسیله موعظه زنده کن.(20)
 
7. کم خوردن؛ پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مى‌گردد.(21)

8. هم‌نشینى با اهل معرفت؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “دیدار اهل معرفت آبادانى قلب است.”(22)

9. هم‌نشینى با عاقلان؛ حضرت على علیه‌السلام در جاى دیگرى مى‌فرمایند: آبادانى قلب‌ها در هم‌نشینى عاقلان است.(23)
 
نکته دوم: چرا باید هنگام تحویل سال دعا کنیم؟
 
از آنجا که با سپرى شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبیعت از حالت مردگى بیرون آمده و به سمت سرسبزى پیش مى‌رود، ما هم از حالت مردگى بیرون بیاییم و از خدا بخواهیم که حال ما را بهترین حالات قرار بدهد.

نکته سوم: بهترین حال کدام است؟

صلاح و فساد انسان بستگى به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، این بهترین حال براى او است که در این صورت مى‌گویند قلبش زنده است.


از جمله نشانه‌هاى آن این است:
 
1. رحم او زیاد بوده و به فکر دیگران است؛ لذا اگر مشکلى را از یک انسان مشاهده کرد، بى‌تفاوت از کنار آن نمى‌گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مى‌کند.
 
2. اشک چشم او زیاد است؛ مثلاً با شنیدن مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام اشک او سرازیر مى‌شود.
 
3. از شب اول قبر مى‌ترسد؛ لذا تلاش مى‌کند خود را آماده نماید.

نکته چهارم: وظیفه ما
 
هنگام تحویل سال و آداب عید
 
در ایام عید وظایفى داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالى ما مى‌شود که در اینجا به برخى از آن وظایف اشاره مى‌کنیم:

1. خواندن نیایش تحویل سال؛

با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: "یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال" اى قلب کننده قلب‌ها و چشم‌ها؛ اى تدبیر کننده شب و روز اى متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن.

2. پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هنگامى که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هاى خود را بپوش و با خوش‌بوترین عطرها خود را معطر ساز."(24)
 
3. گشایش در زندگى خانواده؛
 
برخى سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگى در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره‌اى شیرین و به یاد ماندنى براى اهل خانه به جاى ماند و حالت جشن و شادى پیدا کند. روزى شهاب به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: “حق زن بر شوهرش چیست؟” حضرت ‌فرمودند: “...هر میوه‌اى که مردم از آن مى‌خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکى را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمى‌رساند، در ایام عید براى آنان تهیه کند.”(25)
 
4. روزه گرفتن و برپایى نماز؛ امام ششم علیه‌السلام فرمودند: “چه خوب است که در این روز روزه‌دار باشیم.”(26) دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاى مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.
 
5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده‌ایم و باید از این دگرگونى طبیعت درس عبرت بگیریم.
 
6. دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است. معصوم علیه‌السلام در این باره مى‌فرماید: “این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات مى‌کنند تا ...”(27) دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌باشد.
 
7.‌ ‌بررسى اعمال گذشته؛ بررسى کنیم که یک سال را چگونه سپرى کردیم و محاسبه‌اى انجام دهیم که چه قدر گناه کرده‌ایم، آبروى چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده‌ایم؟ اگر اوصاف زشتى در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهاى خیرى انجام داده‌ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد. ‌ ‌

8. کینه‌ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهارى زنگار کینه‌هاى گذشته را از دل برکنیم و سعى کنیم این قدرت روحى را در برابر افردى که با آنها دشمنى داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدى کرده باشند.

9. با کسانى که کدورت داریم آشتى کنیم؛ مؤمن باید سعى کند جلوى کدورت‌ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبى براى زدودن کدورت‌هاست، لذا آشتى با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال مى‌کند.

10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتى حضرت  امام رضا علیه‌السلام  از اهمیت والایى برخوردار است.

11. رسیدگى به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادى خودمان شریک نمائیم.
 
12. دورى از اسراف؛ از جمله امورى که توجه بدان لازم و ضرورى مى‌باشد، این است که در مهمانى دادن و پذیرایى، از اسراف جلوگیرى کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجى و سفره‌هاى رنگین آن‌چنانى نیست.


حجةالاسلام رضا باقى‌زاده

----------پى‌نوشت‌ها----------

1ـ نهج‌البلاغه، حکمت 428.

2ـ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 191.

3ـ بحارالانوار، ج 14.

4ـ اطلاعات، تاریخ 27/12/74.

5ـ مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، ص 49.

6ـ غررالحکم.

7ـ سوره رعد، آیه 28.

8ـ مجمع البیان، ج4، ص363.

9ـ سوره مائده، آیه” 13.

10-  سوره صف، آیه 5.

11ـ سوره بقره، آیه 10.

12ـ مناجات خمسه عشر.

13ـ مجموعه ورام، ج 7، ص 118.

14ـ نهج‌البلاغه، خطبه 85.

15ـ نور الثقلین، ج 4، ص 58.

16ـ مستدرک الوسایل، ج 3.

17ـ غرر الحکم.

18ـ کنز العمال، خبر 42130.

19ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.
 
20ـ همان، نامه” 31.

21ـ مجموعه ورام، ج 2، ص 229.

22ـ غرر الحکم.

23ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.

24ـ المیزان، ج 20، ص 144.

25ـ وسایل الشیعه، ج 15، ص 249.

26ـ میزان الحکمه، ج 7، ص 133.

27ـ همان، ص131.


 

نوشته شده توسط میم -ب در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت


سه گناه نخستین

سه گناه نخستین

سه گناه

 

«یا على أَنْهاكَ من ثلاث خصال: أَلْحَسَد واالحِرص وَالْكِبْریاء»

اى على تو را از سه صفت نهى مى كنم: حسد، حرص، تكبّر

رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) در این بخش از سفارش هاى خویش به نكته اى تاریخى اشاره فرمود. آن نكته این كه در آغاز این عالَم سه گناه بزرگ صورت گرفت: گناه ابلیس، گناه فرزند آدم (قابیل) و ترك أولاى حضرت آدم(علیه السلام). منشأ هر یك از این سه گناه، یكى از سه چیز بالا بوده است: گناه ابلیس از تكبر سرچشمه گرفت كه منجر به طرد همیشگى از درگاه الهى و گرفتارى به لعن ابدى خداوند شد.

سرچشمه ترك اولاى آدم(علیه السلام) حرص بود; زیرا او به میوه هاى بهشتى بسنده نكرد و فریب خورد و حرص او را وا داشت به سراغ درخت نهى شده برود كه اثر و نتیجه كارش اخراج از بهشت بود كه به قول حافظ: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم.

قابیل بر اثر حسادت برادرش ، هابیل را كشت; زیرا دید قربانى او قبول نشد اما خوشه هاى او در درگاه الهى مقبول افتاد. آن گاه هم پشیمان شد و اكنون نیز گناه تمام قاتلان دنیا رابه گردن قابیل مى گذارند، چون او بود كه این روش ناپسندیده را براى اولین بار بنا نهاد.

وقتى در این سه گناه تأمّل مى كنیم در مى یابیم كه این گناهان ابعاد مختلفى دارند در میان اینها تكبر از همه بدتر است چون سبب كفر شد، حسد در درجه بعد قرار دارد چون باعث قتل شد و حرص در درجه سوّم است براى این كه باعث محرومیت از بهشت شد. خلاصه اینها سه گناه كبیره هستند كه داراى شدّت و ضعف هستند .

تكبّر ابلیس باعث شد حلقه بندگى را از گردن بردارد و رشته عبودیت بگسلد و به مقابله با خدا بر خیزد. و اصلاً منكر حكمت خدا شود و آن را زیر سؤال ببرد: «خَلَقْتَنى مِنْ نار وَ خَلَقْتَه مِنْ طین; مرا از آتش آفریدى و او را از خاك»

شیطان با تكبّر گفت: به چه دلیل باید در مقابل آدم سجده كنم. در این جا تكبّر جلو دید شیطان را گرفت و نگذاشت كه او به درستى واقعیت ها را ببیند و بر اثر همین تكبر، حكمت الهى را منكر شد و با آن به مبارزه برخاست و در نتیجه به لعن ابدى خدا دچار شد. براى درمان این بلاى خانمان سوز باید ابتدا ریشه و عوامل را شناخت و آن گاه به درمان آن پرداخت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) خطاب به ابوذر غفارى فرمود: «مَنْ ماتَ وَ فِى قَلبِه مِثْقالُ ذَرَّة مِنْ كِبْرلَمْ یَجِدْ رائِحةَ الْجَنَّة;; كسى كه بمیرد و اندكى تكبّر در قلبش باشد بوى بهشت به مشامش نمى خورد».

 

آثار تكبّر:

تكبر سبب مى شود كه انسان جز خود و افكار خودش را نبیند، آیات و معجزات خدا را سحر بخواند، مصلحان را مفسِد و اندرز دوستان و اطرافیان را محافظه كارى و ضعف نفس بشمرد.1

گناه ابلیس، گناه فرزند آدم (قابیل) و ترك أولاى حضرت آدم(علیه السلام). منشأ هر یك از این سه گناه، یكى از سه چیز بالا بوده است: گناه ابلیس از تكبر سرچشمه گرفت كه منجر به طرد همیشگى از درگاه الهى و گرفتارى به لعن ابدى خداوند شد. سرچشمه ترك اولاى آدم(علیه السلام) حرص بود، قابیل بر اثر حسادت برادرش، هابیل را كشت.

 

تكبر در روایات اهل بیت (علیه السلام):

1ـ در نهج البلاغه در خطبه قاصعه از امیز مؤمنان على(علیه السلام) به هنگام نكوهش كبر و خودبرتر بینى چنین مى خوانیم: «فَاعْتَبِرُوا بِما كانَ فَعَلَ اللّهُ بِاِبلیسِ اِذا حَبَطَ عَمَلَهُ الطَّویل وَ جَهْدَهُ اَلْجَهید، وَ كانَ قَد عَبَدَاللّه سِتةَ آلاف... عَنْ كِبْرِ ساعَة واحِدَه فَمَنْ ذا بَعدَ اِبلیسِ یَسْلَمُ على اللهِ بِمثلِ مَعْصَیة؟! كُلاً ما كانَ الله سُبْحانه لَیَدْخُلَ الْجَنَّة بَشراً بِاَمْرِ اِخْراجِ بِهِ مِنْها مَلَكاً اِنَّ حُكْمَهُ فِى اَهْلِ السَّماءِ وَ اَهْلِ الاَْرْضِ لَواحِد; پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار كرد، در آن هنگام كه اعمال و عبادات طولانى و تلاش و كوشش هاى او را ـ كه شش هزار سال بندگى خدا كرده بود... ـ به سبب ساعتى تكبّر بر باد داد، با این حال چه كسى بعد از ابلیس مى تواند از كیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز ممكن نیست خداوند انسانى را به بهشت بفرستد در برابر كارى كه به سبب آن فرشته اى را از بهشت رانده است. حكم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یكى است.

البته اطلاق فرشته بر شیطان براى آن است كه در صفوف آنها جاى داشت و هم ردیف آنها بود نه این كه از خود آنها بوده.

حسادت

2ـ در حدیثى از امام على بن الحسین(علیه السلام) چنین نقل شده كه فرمود: «گناهان شعب و سرچشمه هایى دارند. اوّلین سرچشمه گناه (تكبّر) است كه گناه ابلیس بود و به سبب آن از انجام فرمان خدا امتناع كرد و تكبّر ورزید و از كافران شد; بعد (حرص) بود كه سرچشمه ترك اولاى آدم و حوا شد...; سپس (حسد) بود كه سرچشمه گناه فرزند آدم، قابیل شد كه به برادرش، هابیل حسد ورزید و او را به قتل رسانید.2

 

3ـ از امام صادق(علیه السلام) در اصول كافى نقل شده كه فرمود: «أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلاثَة: الحِرصُ والاستِكْبارُ والحَسَدُ. فأَمّا الحرصُ فَانَّ آدَم حینَ نهى عن الشجرة، حَمَلَه الْحرصُ على أَنْ أَكَلَ مِنْها; و أَمّاالاستكبارُ فابلیس حیثُ أمَرَ بالسجودِ لِآدَمَ فَأَبى; و أَمّاالْحَسَدُ فابْنا آدَمَ حیثُ قَتَلَ أَحَدُهُما صاحبَه; اصول و ریشه هاى كفر سه چیز است: حرص; تكبر و حسد. حرص سبب شد كه آدم از درخت ممنوع بخورد; تكبّر سبب شد كه ابلیس از فرمان خدا سرپیچى كند; و اما حسد، سبب شد كه یكى از فرزندان آدم دیگرى را به قتل برساند»3

 

4- از پندهاى خداوند به موسى(علیه السلام) است كه «یا موسى ، ضَعِ الْكِبْرَ وَ دَعِ الْفَخْرَ وَاذْكُرْ أَنَّكَ ساكِنُ الْقَبْرِ، فَلْیَمْنَعْكَ ذلِك مِنَ الشَّهَواتِ; اى موسى، تكبّر را رها كن و دست از فخرفروشى بردار و به یاد آور كه تو در قبر سكونت خواهى یافت. باید اینها تو را از تمایلات باز دارد.»4

 

5 ـ از امام صادق(علیه السلام) از پدرانش نقل شده كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «عَجِبْتُ لِاِبْنِ آدَمَ أَوّلُهُ نُطْفَةٌ و آخِرُهُ جیفَةٌ; وَ هُوَقائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ یَتَكَبّر; در شگفتم از پسر آدم كه آغازش نطفه و پایانش مردار و در میان این دو حالت، ظرف مدفوع است، باز هم تكبّر مى كند.»5

 

6ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمود: «مامِنْ رَجُلٌ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبّرَ ، اِلاّلِذِلَّة وَجَدَها فِى نَفْسِه; هیچ مردى تكبّر یا گردنكشى نمى كند مگر در اثر ذلّتى كه آن را در خود احساس كرده است.»6

 

7ـ از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است: «خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً انْ مُتُّم مَعَها بَكَوْا عَلَیْكُمْ، وَ اِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا اِلَیْكُمْ; با مردم چنان معاشرت كنید كه اگر در آن حال مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما علاقه داشته باشند.»7

 

8 ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود: «مَنْ یَسْتَكْبِرْ، یَضَعْهُ اللّهُ; هركس تكبّر ورزد خدا او را پست مى گرداند.»8

 

9ـ از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل شده كه فرمود:«مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النّاسِ، ذَلَّ; هر كس در مقابل مردم تكبّر ورزید خوار مى گردد.»9

 

10ـ از داود بن فرقد، از برادرش نقل شده كه گفت: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم كه مى فرمود: «اِنَّ الْمُتِكَبِّرینَ یُجّعَلُونَ فىِ صُوَرِ الذَّرِّ ، یَتَوَطَّ أُ وَ هُمُ النّاسُ حتّى یَفْزَغَ اللّهُ مِنَ الْحِساب; (در روز قیامت) متكبّران به صورت مورچه در مى آیند و مردم آنها را پایمال مى كنند تا آن كه خداوند از حساب فارغ شود.»10

 

تخلیص: گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی

برگرفته از درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)


1.تفسیر نمونه، ج 20، ص 81.

2.سفینة البحار، ج 2، ص 458، ماده(كبر)

3. تفسیر نمونه، ج 4، ص 106.

4. بحارالانوار، ج 77، ص 35.

5. بحارالانوار، ج 73، ص 234.

6. بحارالانوار، ج 73، ص 225.

7. بحارالانوار، ج 74، ص 167.

8. بحارالانوار، ج 73، ص 231.

9. غرر الحكم، ص 627.

10. بحارالانوار، ج 73، ص 219.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت


از وقتی دانشجو شدم به گناه افتادم! چه کار کنم؟

از وقتی دانشجو شدم به گناه افتادم!

اینترنت شهری

«متاسفانه از وقتی دانشجو شدم و مجبور شدم از اینترنت زیاد استفاده کنم، به گناه و بلاهای متعددی آلوده شدم. شرم دارم از نوشتن این حرف ها؛ ولی مجبورم؛ چون نیاز به کمک دارم و جوانی و عمرم رو به تباهی است ... تصاویری را نگاه می کنم که بسیار مهلک هستند، بعد مشاهده این تصاویر، تحریک جنسی برایم رخ می دهد و مجبور به خود ارضایی می شوم.» این درد دل بسیاری از جوانان است.

امیر مۆمنان حضرت علی(علیه‌السلام) می فرماید: من شما و خویشتن را از چنین موضعی برحذر می دارم. هر کس باید از خویشتن بهره بگیرد؛ زیرا شخص بصیر و بینا آن است که بشنود و بیندیشد و نگاه کند و عبرت گیرد و از آن چه موجب عبرت است نفع ببرد؛ سپس در جاده های روشن گام نهد و از راه هایی که به سقوط و گمراهی و شبهات اغوا کننده منتهی می شود دوری جوید. ای شنونده، از هستی خود به جوش آی و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب بکاه و فکرت را به کار ببند.(1)

آن حضرت با بیانی ساده و کاربردی، اساسی ترین نکات در مقابله با طغیان شهوت و روش‌های درمان آن را ذکرکرده اند که به قرار زیر می باشند:

1. درک میدان مبارزه با شهوت

میدان مبارزه با شهوت همه وجود، اعضا و جوارح را در بر می گیرد و شامل همه لحظه های عمر انسان است. بنابراین انسان باید با شناخت کافی از خودش، نقطه های آسیب پذیر را شناسایی کند و با آنها به مقابله برخیزد. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: جهاد با نفس از روی علم و دانش، سر فصل عقل و خرد است.(2)

2. درک ارزش خویشتن

امیرمومنان (علیه السلام) با استفهام توبیخی می فرماید: آن کس که توجهش را از خویشتن باز دارد در تاریکی ها متحیر می ماند و در مهلکه ها غوطه ور می گردد و شیاطین او را در مسیر طغیان پیش می رانند و اعمال ناشایسته اش را در نظرش جلوه می دهند... ای بندگان خدا شما را به خدا مراقب عزیزترین و محبوب ترین شخص نسبت به خویش که خودتان هستید باشید.(3)

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: در تمام کارها، خویشتن را به خدا بسپار که خود را به پناهگاهی مطمئن و نیرومند سپرده ایی

و در جای دیگر می فرماید: کسی که برای خود شخصیت قایل است شهواتش در پیش او خوار و ذلیل خواهند بود.(4)

و نیز می فرماید: بدانید جان شما بهایی جز بهشت ندارد به کمتر از آن نفروشید. (5)

3. حضور در محضر خدا

در جایی که نفس اماره به گناه امر می کند و خلوت را حاشیه امن جلوه می دهد؛ خداوند حاضر است و اوست که در قیامت حساب رسی می کند.

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: ای بندگان خدا! بدانید که مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و دیدبانی از اعضا پیکرتان ناظر شمایند و نیز بدانی حساب گران راستگو اعمال شما را ثبت می کنند و حتی عدد نفس هایتان را نگه می دارند نه ظلمت شب تاریک شما را از آنها پنهان میدارد و نه درهای بسته.(6)

4. درخواست یاری از خداوند

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: در تمام کارها، خویشتن را به خدا بسپار که خود را به پناهگاهی مطمئن و نیرومند سپرده ایی.(7) 

آن حضرت در جایی دیگر به زیبایی بیان می کند: و از او در مقابله با نفس سرکش که در انجام اوامرش سستی می کند و در ارتکاب نواهی اش سرعت می گیرد یاری می طلبم.(8)

5. صبر و استقامت

امیر مومنان (علیه السلام) می فرماید: با خواسته های دل بجنگد و آرزوهای نابجایش را تکذیب کند. استقامت را مرکب راهوار نجات خویش قرار دهد. این پایداری و استقامت است که باعث نجات از دست هوای نفس است.(9)

همچنین آن حضرت می فرماید: مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت بر گناه دارد؛ اما خویشتن داری می کند. چنین شخصی نزدیک است که از فرشتگان خدا باشد.(10)

بایكوت‌گنهكاران

6. انس با قرآن

قرآن همانند حصار و دیوار محکمی ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. امیر مومنان می فرماید: (پرهیزکاران) در شب بیدارند و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می کنند. با آن جان خویش را محزون می سازند و داروی درد خود را از آن می گیرند.(11)

قرآن را فراگیرید که بهترین گفته هاست و در آن بیندیشید که بهار قلب هاست از نور آن شفا بجویید که شفای دلهای بیمار است.(12)

7. پرهیز از هم نشین بد

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت اش به امام مجتبی می فرماید: به نیکوکاران نزدیک تر شو که از آنان خواهی شد. از اهل شر و بد دوری کن تا از آنها برکنار باشی.(13)

8. بدگمانی به نفس اماره

باید توجه داشت که نفس اماره پیوسته در حال توطئه برای انحراف انسان از صراط مستقیم است. لذا نباید هیچ وقت به این نفس، خوش بین بود زیرا ممکن است در یک لحظه مسیر انسان را عوض کند.

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: بندگان خدا! بدانید مومن شب را به روز و روز را به شب سپری نمی کند مگر این که خودش را متهم می کند همواره نفس را سرزنش می کند و کناه کارش می شمارد.(14)

9. بهره گیری از واعظ درونی

یکی از راههای مبارزه با نفس اماره، بیدار کردن نفس لوامه است که واعظ درونی است. امیرمومنان می فرماید: کسی که از درون جان واعظی دارد خدا را بر او حافظی است.(15)

10. تمرین نفس با تقوا

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: ای بندگان خدا! ترس از خدا، دوستان خدا را از ارتکاب محرمات باز می دارد و قلب هاشان را قرین خوف و خشیت قرار می دهد.(16) 

امیر مۆمنان حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: من شما و خویشتن را از چنین موضعی برحذر می دارم. هر کس باید از خویشتن بهره بگیرد؛ زیرا شخص بصیر و بینا آن است که بشنود و بیندیشد و نگاه کند و عبرت گیرد و از آن چه موجب عبرت است نفع ببرد؛ سپس در جاده های روشن گام نهد و از راه هایی که به سقوط و گمراهی و شبهات اغوا کننده منتهی می شود دوری جوید. ای شنونده، از هستی خود به جوش آی و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب بکاه و فکرت را به کار ببند

11. ریاضت دادن به نفس

آن چنان نفس خود را به ریاضت وادار کنم که به یک قرص نان هر گاه به آن دست یابم متمایل شود و به نمک قتاعت نماید (17)

12. محاسبه

امیر مومنان (علیه السلام) ضمن تاکید بر حساب رسی می فرماید: قبل از حساب رسی در قیامت به حساب خود برسید.)18)

13. مراقبه

وقتی با حساب نفس لغزش ها و نقاط ضعف و قوت را شناختیم باید به عمل و ترک محرمات پرداخته از نفس مراقبت کنیم تا خطا نکند.

خدا رحمت کند کسی را مراقب خویش باشد و از گناهان خود بترسد.(19)

بدین ترتیب امیر مۆمنان با فراخواندن ما مسلمانان به درک مبارزه با شهوت و ارزش خویشتن، ما را متوجه حضور در محضر خداوند نمود تا با درخواست یاری از خداوند، بر صبر ما در خویشتن داری از گناه بیفزاید و از سویی دیگر با انس با قرآن، دلهای بیمار خود را شفا دهیم.

آن حضرت علت دیگر روی آوری ما به گناه را، هم نشین بد دانسته و ما را به پرهیز از هم نشینی با آنان توصیه کرده اند. حضرت علی (علیه السلام) از ما خواسته اند تا همواره نفس خویش را سرزنش کنیم و از درون جان واعظی داشته باشیم تا ما را از ارتکاب محرمات باز دارد و قلب هایمان را قرین خوف و خشیت سازد. آن حضرت نیل به این راه را با ریاضت دادن به نفس، سهل الوصول تر دانسته و ما را به محاسبه و مراقبت بر اعمالمان سفارش فرموده است. انشاءالله که از عاملان به نصایح خرمندانه اش گردیم؛ بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فرجهم.

 

پی نوشت ها:

1.      نهج البلاغه، خطبه 153.

2.      غررالحکم، ج 2، ص 508.

3.      نهج البلاغه، خطبه 157.

4.      همان، حکمت 449.

5.      همان، خطبه 456.

6.      همان، خطبه 157.

7.      همان، نامه31.

8.      همان، خطبه 114.

9.      همان، خطبه 76.

10.  همان، حکمت 474.

11.  همان، خطبه 193.

12.  همان، خطبه 110.

13.  همان، نامه 31.

14.  همان، خطبه 176.

15.  همان، حکمت 89.

16.  همان، خطبه 114.

17.  همان، خطبه 45.

18.  همان، خطبه 90.

19.  همان، خطبه 76.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 20:16 موضوع | لینک ثابت


آشنایی با سفره «هفت‌سین قرآنی»

یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود.

  اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.

هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.

اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

" از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می‌خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان"، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. ( صافات /79)

" درود بر نوح در میان جهانیان."

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح (ع) سلام می‌فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می‌ماند و تا دامنه قیامت گسترده می‌شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می‌شود، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسان‌ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی‌گیرد.

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهیم."

در آیات پیش از این آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است که پس از یاد آوری این قضایا، خداوند می‌فرماید: سلام بر ابراهیم آن بنده مخلص و پاک باد.

4- سلامُ عَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسی و هارون."

در آیات پیش از این آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می‌فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. ( صافات/115)

- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند. ( صافات/116)

- ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. ( صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. ( صافات /119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می‌رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

" درود بر پیروان الیاس"

خداوند می‌فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت‌های بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

امت‌های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس و سلاله او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به " ال یاسین" به جای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ(رعد/24)

سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایی که ورزیده اید سرای آخرت چه سرایی نیکوست

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر. ( قدر/5)

" آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است . "

این آیه، در توصیف شب قدر است. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می‌گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت