X
تبلیغات
دین و زندگی
شرح دعای تحویل سال

یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال

    
در معارف اسلامى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1)

اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم اسلامى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2)
 
امام صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3)

امام خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید اسلامى نیست، ولى اسلام آن را نفى نکرده است."(4)

 مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضاى جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتى از اهل‌بیت علیهم‌السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده‌اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و... .(5)

در این مقال بر آنیم تا درباره دعاى تحویل سال به چهار نکته اشاره کنیم:
 
نکته اول: تعریف و حالات قلب

واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معنى استعمال مى‌شود: 1. عضوى که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفیه و به همه بدن پمپاژ مى‌کند. 2. روح و نفس که هدایت‌کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبى که در دعاى مذکور آمده از نوع دوم، است که داراى حالات مختلف بد و خوب مى‌باشد:
 
"حالات خوب قلب"

1. قلب سلیم و پاک؛ على علیه‌السلام مى‌فرماید: خداوند وقتى نسبت به بنده‌اى اراده خیر کند قلب سلیم روزى او مى‌گرداند.(6)
 
2. قلب مطمئنه؛ قرآن مى‌فرماید: "اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب"(7)، همانا با یاد خداوند دل‌ها آرام مى‌گیرد.

3. قلب نورانى؛ از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چیست؟ فرمود نورى است که خداوند در قلب مؤمن قرار مى‌دهد و به وسیله آن سینه‌اش وسعت مى‌یابد.(8)
 
"حالات بد قلب"

1. قساوت قلب؛ این حالت همراه با بى‌تفاوتى نسبت به احکام خداوند به وجود مى‌آید، قرآن مى‌فرماید: “و جعلنا قلوبهم قاسیة”(9)، دل‌هاشان را سخت گردانیدیم.

2. کور شدن قلب؛ شرّالعمى عمى القلب؛ بدترین کورى، کورى قلب است.

3. انحراف قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم"(10)، باز چون از حق روى گردانیدند خدا هم دل‌هاى بى‌نورشان را از سعادت و اقبال بگردانید.
 
4. مریض شدن قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فى قلوبهم مرض"(11)، دل‌هاى آنها (منافقین) بیمار است. ‌ ‌

در چنین حالاتى باید گفت که قلب مرده است.

عواملى براى به وجود آمدن حالات بد و منفى در قلب وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

1. گناه؛ در مناجات مى‌خوانیم “و امات قلبى عظیم جنایتى”(12) اى خدا گناهان بزرگ، دل مرا میرانده است” در روایتى پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرماید: گناه بر روى گناه قلب انسان را مى‌میراند.”(13)

2. دلبستگى به دنیا؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “و اماتت الدنیا قلبه”(14)، دنیا قلب او را میرانده است.
 
امام صادق علیه‌السلام نیز قلب سالم را قلبى مى‌دانند که از دنیا دوستى سالم باشد.”(15)
 
3.پرخورى؛ از پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاى فراوان دل را نمیرانید، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مى‌میرد.(16)
 
عواملى نیز براى به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله:

1. توبه از گناه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: توبه دلها را پاکیزه مى‌کند و گناه را مى‌شوید.(17)

2. انجام عبادت از قبیل نماز و روزه؛
 
3. یاد مرگ؛
 
4. قرآن خواندن؛
 
پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: قلب‌ها زنگار مى‌بندند. مانند زنگ زدن آهنى که آب به آن برسد. گفته شد جلاى این‌گونه قلب‌ها به چه وسیله‌اى ممکن است؟ فرمودند: زیاد یاد کردن مرگ و خواندن قرآن.(18)
 
5. یاد خدا؛ حضرت على علیه‌السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مى‌کنم به این که قلب خود را با یاد خدا آباد کنى.(19)

6. شنیدن موعظه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: قلب خود را به وسیله موعظه زنده کن.(20)
 
7. کم خوردن؛ پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مى‌گردد.(21)

8. هم‌نشینى با اهل معرفت؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “دیدار اهل معرفت آبادانى قلب است.”(22)

9. هم‌نشینى با عاقلان؛ حضرت على علیه‌السلام در جاى دیگرى مى‌فرمایند: آبادانى قلب‌ها در هم‌نشینى عاقلان است.(23)
 
نکته دوم: چرا باید هنگام تحویل سال دعا کنیم؟
 
از آنجا که با سپرى شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبیعت از حالت مردگى بیرون آمده و به سمت سرسبزى پیش مى‌رود، ما هم از حالت مردگى بیرون بیاییم و از خدا بخواهیم که حال ما را بهترین حالات قرار بدهد.

نکته سوم: بهترین حال کدام است؟

صلاح و فساد انسان بستگى به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، این بهترین حال براى او است که در این صورت مى‌گویند قلبش زنده است.


از جمله نشانه‌هاى آن این است:
 
1. رحم او زیاد بوده و به فکر دیگران است؛ لذا اگر مشکلى را از یک انسان مشاهده کرد، بى‌تفاوت از کنار آن نمى‌گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مى‌کند.
 
2. اشک چشم او زیاد است؛ مثلاً با شنیدن مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام اشک او سرازیر مى‌شود.
 
3. از شب اول قبر مى‌ترسد؛ لذا تلاش مى‌کند خود را آماده نماید.

نکته چهارم: وظیفه ما
 
هنگام تحویل سال و آداب عید
 
در ایام عید وظایفى داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالى ما مى‌شود که در اینجا به برخى از آن وظایف اشاره مى‌کنیم:

1. خواندن نیایش تحویل سال؛

با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: "یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال" اى قلب کننده قلب‌ها و چشم‌ها؛ اى تدبیر کننده شب و روز اى متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن.

2. پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هنگامى که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هاى خود را بپوش و با خوش‌بوترین عطرها خود را معطر ساز."(24)
 
3. گشایش در زندگى خانواده؛
 
برخى سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگى در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره‌اى شیرین و به یاد ماندنى براى اهل خانه به جاى ماند و حالت جشن و شادى پیدا کند. روزى شهاب به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: “حق زن بر شوهرش چیست؟” حضرت ‌فرمودند: “...هر میوه‌اى که مردم از آن مى‌خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکى را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمى‌رساند، در ایام عید براى آنان تهیه کند.”(25)
 
4. روزه گرفتن و برپایى نماز؛ امام ششم علیه‌السلام فرمودند: “چه خوب است که در این روز روزه‌دار باشیم.”(26) دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاى مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.
 
5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده‌ایم و باید از این دگرگونى طبیعت درس عبرت بگیریم.
 
6. دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است. معصوم علیه‌السلام در این باره مى‌فرماید: “این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات مى‌کنند تا ...”(27) دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌باشد.
 
7.‌ ‌بررسى اعمال گذشته؛ بررسى کنیم که یک سال را چگونه سپرى کردیم و محاسبه‌اى انجام دهیم که چه قدر گناه کرده‌ایم، آبروى چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده‌ایم؟ اگر اوصاف زشتى در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهاى خیرى انجام داده‌ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد. ‌ ‌

8. کینه‌ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهارى زنگار کینه‌هاى گذشته را از دل برکنیم و سعى کنیم این قدرت روحى را در برابر افردى که با آنها دشمنى داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدى کرده باشند.

9. با کسانى که کدورت داریم آشتى کنیم؛ مؤمن باید سعى کند جلوى کدورت‌ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبى براى زدودن کدورت‌هاست، لذا آشتى با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال مى‌کند.

10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتى حضرت  امام رضا علیه‌السلام  از اهمیت والایى برخوردار است.

11. رسیدگى به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادى خودمان شریک نمائیم.
 
12. دورى از اسراف؛ از جمله امورى که توجه بدان لازم و ضرورى مى‌باشد، این است که در مهمانى دادن و پذیرایى، از اسراف جلوگیرى کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجى و سفره‌هاى رنگین آن‌چنانى نیست.


حجةالاسلام رضا باقى‌زاده

----------پى‌نوشت‌ها----------

1ـ نهج‌البلاغه، حکمت 428.

2ـ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 191.

3ـ بحارالانوار، ج 14.

4ـ اطلاعات، تاریخ 27/12/74.

5ـ مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، ص 49.

6ـ غررالحکم.

7ـ سوره رعد، آیه 28.

8ـ مجمع البیان، ج4، ص363.

9ـ سوره مائده، آیه” 13.

10-  سوره صف، آیه 5.

11ـ سوره بقره، آیه 10.

12ـ مناجات خمسه عشر.

13ـ مجموعه ورام، ج 7، ص 118.

14ـ نهج‌البلاغه، خطبه 85.

15ـ نور الثقلین، ج 4، ص 58.

16ـ مستدرک الوسایل، ج 3.

17ـ غرر الحکم.

18ـ کنز العمال، خبر 42130.

19ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.
 
20ـ همان، نامه” 31.

21ـ مجموعه ورام، ج 2، ص 229.

22ـ غرر الحکم.

23ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.

24ـ المیزان، ج 20، ص 144.

25ـ وسایل الشیعه، ج 15، ص 249.

26ـ میزان الحکمه، ج 7، ص 133.

27ـ همان، ص131.


 

نوشته شده توسط میم -ب در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت


سه گناه نخستین

سه گناه نخستین

سه گناه

 

«یا على أَنْهاكَ من ثلاث خصال: أَلْحَسَد واالحِرص وَالْكِبْریاء»

اى على تو را از سه صفت نهى مى كنم: حسد، حرص، تكبّر

رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) در این بخش از سفارش هاى خویش به نكته اى تاریخى اشاره فرمود. آن نكته این كه در آغاز این عالَم سه گناه بزرگ صورت گرفت: گناه ابلیس، گناه فرزند آدم (قابیل) و ترك أولاى حضرت آدم(علیه السلام). منشأ هر یك از این سه گناه، یكى از سه چیز بالا بوده است: گناه ابلیس از تكبر سرچشمه گرفت كه منجر به طرد همیشگى از درگاه الهى و گرفتارى به لعن ابدى خداوند شد.

سرچشمه ترك اولاى آدم(علیه السلام) حرص بود; زیرا او به میوه هاى بهشتى بسنده نكرد و فریب خورد و حرص او را وا داشت به سراغ درخت نهى شده برود كه اثر و نتیجه كارش اخراج از بهشت بود كه به قول حافظ: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم.

قابیل بر اثر حسادت برادرش ، هابیل را كشت; زیرا دید قربانى او قبول نشد اما خوشه هاى او در درگاه الهى مقبول افتاد. آن گاه هم پشیمان شد و اكنون نیز گناه تمام قاتلان دنیا رابه گردن قابیل مى گذارند، چون او بود كه این روش ناپسندیده را براى اولین بار بنا نهاد.

وقتى در این سه گناه تأمّل مى كنیم در مى یابیم كه این گناهان ابعاد مختلفى دارند در میان اینها تكبر از همه بدتر است چون سبب كفر شد، حسد در درجه بعد قرار دارد چون باعث قتل شد و حرص در درجه سوّم است براى این كه باعث محرومیت از بهشت شد. خلاصه اینها سه گناه كبیره هستند كه داراى شدّت و ضعف هستند .

تكبّر ابلیس باعث شد حلقه بندگى را از گردن بردارد و رشته عبودیت بگسلد و به مقابله با خدا بر خیزد. و اصلاً منكر حكمت خدا شود و آن را زیر سؤال ببرد: «خَلَقْتَنى مِنْ نار وَ خَلَقْتَه مِنْ طین; مرا از آتش آفریدى و او را از خاك»

شیطان با تكبّر گفت: به چه دلیل باید در مقابل آدم سجده كنم. در این جا تكبّر جلو دید شیطان را گرفت و نگذاشت كه او به درستى واقعیت ها را ببیند و بر اثر همین تكبر، حكمت الهى را منكر شد و با آن به مبارزه برخاست و در نتیجه به لعن ابدى خدا دچار شد. براى درمان این بلاى خانمان سوز باید ابتدا ریشه و عوامل را شناخت و آن گاه به درمان آن پرداخت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) خطاب به ابوذر غفارى فرمود: «مَنْ ماتَ وَ فِى قَلبِه مِثْقالُ ذَرَّة مِنْ كِبْرلَمْ یَجِدْ رائِحةَ الْجَنَّة;; كسى كه بمیرد و اندكى تكبّر در قلبش باشد بوى بهشت به مشامش نمى خورد».

 

آثار تكبّر:

تكبر سبب مى شود كه انسان جز خود و افكار خودش را نبیند، آیات و معجزات خدا را سحر بخواند، مصلحان را مفسِد و اندرز دوستان و اطرافیان را محافظه كارى و ضعف نفس بشمرد.1

گناه ابلیس، گناه فرزند آدم (قابیل) و ترك أولاى حضرت آدم(علیه السلام). منشأ هر یك از این سه گناه، یكى از سه چیز بالا بوده است: گناه ابلیس از تكبر سرچشمه گرفت كه منجر به طرد همیشگى از درگاه الهى و گرفتارى به لعن ابدى خداوند شد. سرچشمه ترك اولاى آدم(علیه السلام) حرص بود، قابیل بر اثر حسادت برادرش، هابیل را كشت.

 

تكبر در روایات اهل بیت (علیه السلام):

1ـ در نهج البلاغه در خطبه قاصعه از امیز مؤمنان على(علیه السلام) به هنگام نكوهش كبر و خودبرتر بینى چنین مى خوانیم: «فَاعْتَبِرُوا بِما كانَ فَعَلَ اللّهُ بِاِبلیسِ اِذا حَبَطَ عَمَلَهُ الطَّویل وَ جَهْدَهُ اَلْجَهید، وَ كانَ قَد عَبَدَاللّه سِتةَ آلاف... عَنْ كِبْرِ ساعَة واحِدَه فَمَنْ ذا بَعدَ اِبلیسِ یَسْلَمُ على اللهِ بِمثلِ مَعْصَیة؟! كُلاً ما كانَ الله سُبْحانه لَیَدْخُلَ الْجَنَّة بَشراً بِاَمْرِ اِخْراجِ بِهِ مِنْها مَلَكاً اِنَّ حُكْمَهُ فِى اَهْلِ السَّماءِ وَ اَهْلِ الاَْرْضِ لَواحِد; پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار كرد، در آن هنگام كه اعمال و عبادات طولانى و تلاش و كوشش هاى او را ـ كه شش هزار سال بندگى خدا كرده بود... ـ به سبب ساعتى تكبّر بر باد داد، با این حال چه كسى بعد از ابلیس مى تواند از كیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز ممكن نیست خداوند انسانى را به بهشت بفرستد در برابر كارى كه به سبب آن فرشته اى را از بهشت رانده است. حكم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یكى است.

البته اطلاق فرشته بر شیطان براى آن است كه در صفوف آنها جاى داشت و هم ردیف آنها بود نه این كه از خود آنها بوده.

حسادت

2ـ در حدیثى از امام على بن الحسین(علیه السلام) چنین نقل شده كه فرمود: «گناهان شعب و سرچشمه هایى دارند. اوّلین سرچشمه گناه (تكبّر) است كه گناه ابلیس بود و به سبب آن از انجام فرمان خدا امتناع كرد و تكبّر ورزید و از كافران شد; بعد (حرص) بود كه سرچشمه ترك اولاى آدم و حوا شد...; سپس (حسد) بود كه سرچشمه گناه فرزند آدم، قابیل شد كه به برادرش، هابیل حسد ورزید و او را به قتل رسانید.2

 

3ـ از امام صادق(علیه السلام) در اصول كافى نقل شده كه فرمود: «أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلاثَة: الحِرصُ والاستِكْبارُ والحَسَدُ. فأَمّا الحرصُ فَانَّ آدَم حینَ نهى عن الشجرة، حَمَلَه الْحرصُ على أَنْ أَكَلَ مِنْها; و أَمّاالاستكبارُ فابلیس حیثُ أمَرَ بالسجودِ لِآدَمَ فَأَبى; و أَمّاالْحَسَدُ فابْنا آدَمَ حیثُ قَتَلَ أَحَدُهُما صاحبَه; اصول و ریشه هاى كفر سه چیز است: حرص; تكبر و حسد. حرص سبب شد كه آدم از درخت ممنوع بخورد; تكبّر سبب شد كه ابلیس از فرمان خدا سرپیچى كند; و اما حسد، سبب شد كه یكى از فرزندان آدم دیگرى را به قتل برساند»3

 

4- از پندهاى خداوند به موسى(علیه السلام) است كه «یا موسى ، ضَعِ الْكِبْرَ وَ دَعِ الْفَخْرَ وَاذْكُرْ أَنَّكَ ساكِنُ الْقَبْرِ، فَلْیَمْنَعْكَ ذلِك مِنَ الشَّهَواتِ; اى موسى، تكبّر را رها كن و دست از فخرفروشى بردار و به یاد آور كه تو در قبر سكونت خواهى یافت. باید اینها تو را از تمایلات باز دارد.»4

 

5 ـ از امام صادق(علیه السلام) از پدرانش نقل شده كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «عَجِبْتُ لِاِبْنِ آدَمَ أَوّلُهُ نُطْفَةٌ و آخِرُهُ جیفَةٌ; وَ هُوَقائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ یَتَكَبّر; در شگفتم از پسر آدم كه آغازش نطفه و پایانش مردار و در میان این دو حالت، ظرف مدفوع است، باز هم تكبّر مى كند.»5

 

6ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمود: «مامِنْ رَجُلٌ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبّرَ ، اِلاّلِذِلَّة وَجَدَها فِى نَفْسِه; هیچ مردى تكبّر یا گردنكشى نمى كند مگر در اثر ذلّتى كه آن را در خود احساس كرده است.»6

 

7ـ از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است: «خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً انْ مُتُّم مَعَها بَكَوْا عَلَیْكُمْ، وَ اِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا اِلَیْكُمْ; با مردم چنان معاشرت كنید كه اگر در آن حال مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما علاقه داشته باشند.»7

 

8 ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود: «مَنْ یَسْتَكْبِرْ، یَضَعْهُ اللّهُ; هركس تكبّر ورزد خدا او را پست مى گرداند.»8

 

9ـ از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل شده كه فرمود:«مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النّاسِ، ذَلَّ; هر كس در مقابل مردم تكبّر ورزید خوار مى گردد.»9

 

10ـ از داود بن فرقد، از برادرش نقل شده كه گفت: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم كه مى فرمود: «اِنَّ الْمُتِكَبِّرینَ یُجّعَلُونَ فىِ صُوَرِ الذَّرِّ ، یَتَوَطَّ أُ وَ هُمُ النّاسُ حتّى یَفْزَغَ اللّهُ مِنَ الْحِساب; (در روز قیامت) متكبّران به صورت مورچه در مى آیند و مردم آنها را پایمال مى كنند تا آن كه خداوند از حساب فارغ شود.»10

 

تخلیص: گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی

برگرفته از درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)


1.تفسیر نمونه، ج 20، ص 81.

2.سفینة البحار، ج 2، ص 458، ماده(كبر)

3. تفسیر نمونه، ج 4، ص 106.

4. بحارالانوار، ج 77، ص 35.

5. بحارالانوار، ج 73، ص 234.

6. بحارالانوار، ج 73، ص 225.

7. بحارالانوار، ج 74، ص 167.

8. بحارالانوار، ج 73، ص 231.

9. غرر الحكم، ص 627.

10. بحارالانوار، ج 73، ص 219.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت


از وقتی دانشجو شدم به گناه افتادم! چه کار کنم؟

از وقتی دانشجو شدم به گناه افتادم!

اینترنت شهری

«متاسفانه از وقتی دانشجو شدم و مجبور شدم از اینترنت زیاد استفاده کنم، به گناه و بلاهای متعددی آلوده شدم. شرم دارم از نوشتن این حرف ها؛ ولی مجبورم؛ چون نیاز به کمک دارم و جوانی و عمرم رو به تباهی است ... تصاویری را نگاه می کنم که بسیار مهلک هستند، بعد مشاهده این تصاویر، تحریک جنسی برایم رخ می دهد و مجبور به خود ارضایی می شوم.» این درد دل بسیاری از جوانان است.

امیر مۆمنان حضرت علی(علیه‌السلام) می فرماید: من شما و خویشتن را از چنین موضعی برحذر می دارم. هر کس باید از خویشتن بهره بگیرد؛ زیرا شخص بصیر و بینا آن است که بشنود و بیندیشد و نگاه کند و عبرت گیرد و از آن چه موجب عبرت است نفع ببرد؛ سپس در جاده های روشن گام نهد و از راه هایی که به سقوط و گمراهی و شبهات اغوا کننده منتهی می شود دوری جوید. ای شنونده، از هستی خود به جوش آی و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب بکاه و فکرت را به کار ببند.(1)

آن حضرت با بیانی ساده و کاربردی، اساسی ترین نکات در مقابله با طغیان شهوت و روش‌های درمان آن را ذکرکرده اند که به قرار زیر می باشند:

1. درک میدان مبارزه با شهوت

میدان مبارزه با شهوت همه وجود، اعضا و جوارح را در بر می گیرد و شامل همه لحظه های عمر انسان است. بنابراین انسان باید با شناخت کافی از خودش، نقطه های آسیب پذیر را شناسایی کند و با آنها به مقابله برخیزد. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: جهاد با نفس از روی علم و دانش، سر فصل عقل و خرد است.(2)

2. درک ارزش خویشتن

امیرمومنان (علیه السلام) با استفهام توبیخی می فرماید: آن کس که توجهش را از خویشتن باز دارد در تاریکی ها متحیر می ماند و در مهلکه ها غوطه ور می گردد و شیاطین او را در مسیر طغیان پیش می رانند و اعمال ناشایسته اش را در نظرش جلوه می دهند... ای بندگان خدا شما را به خدا مراقب عزیزترین و محبوب ترین شخص نسبت به خویش که خودتان هستید باشید.(3)

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: در تمام کارها، خویشتن را به خدا بسپار که خود را به پناهگاهی مطمئن و نیرومند سپرده ایی

و در جای دیگر می فرماید: کسی که برای خود شخصیت قایل است شهواتش در پیش او خوار و ذلیل خواهند بود.(4)

و نیز می فرماید: بدانید جان شما بهایی جز بهشت ندارد به کمتر از آن نفروشید. (5)

3. حضور در محضر خدا

در جایی که نفس اماره به گناه امر می کند و خلوت را حاشیه امن جلوه می دهد؛ خداوند حاضر است و اوست که در قیامت حساب رسی می کند.

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: ای بندگان خدا! بدانید که مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و دیدبانی از اعضا پیکرتان ناظر شمایند و نیز بدانی حساب گران راستگو اعمال شما را ثبت می کنند و حتی عدد نفس هایتان را نگه می دارند نه ظلمت شب تاریک شما را از آنها پنهان میدارد و نه درهای بسته.(6)

4. درخواست یاری از خداوند

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: در تمام کارها، خویشتن را به خدا بسپار که خود را به پناهگاهی مطمئن و نیرومند سپرده ایی.(7) 

آن حضرت در جایی دیگر به زیبایی بیان می کند: و از او در مقابله با نفس سرکش که در انجام اوامرش سستی می کند و در ارتکاب نواهی اش سرعت می گیرد یاری می طلبم.(8)

5. صبر و استقامت

امیر مومنان (علیه السلام) می فرماید: با خواسته های دل بجنگد و آرزوهای نابجایش را تکذیب کند. استقامت را مرکب راهوار نجات خویش قرار دهد. این پایداری و استقامت است که باعث نجات از دست هوای نفس است.(9)

همچنین آن حضرت می فرماید: مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت بر گناه دارد؛ اما خویشتن داری می کند. چنین شخصی نزدیک است که از فرشتگان خدا باشد.(10)

بایكوت‌گنهكاران

6. انس با قرآن

قرآن همانند حصار و دیوار محکمی ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. امیر مومنان می فرماید: (پرهیزکاران) در شب بیدارند و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می کنند. با آن جان خویش را محزون می سازند و داروی درد خود را از آن می گیرند.(11)

قرآن را فراگیرید که بهترین گفته هاست و در آن بیندیشید که بهار قلب هاست از نور آن شفا بجویید که شفای دلهای بیمار است.(12)

7. پرهیز از هم نشین بد

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت اش به امام مجتبی می فرماید: به نیکوکاران نزدیک تر شو که از آنان خواهی شد. از اهل شر و بد دوری کن تا از آنها برکنار باشی.(13)

8. بدگمانی به نفس اماره

باید توجه داشت که نفس اماره پیوسته در حال توطئه برای انحراف انسان از صراط مستقیم است. لذا نباید هیچ وقت به این نفس، خوش بین بود زیرا ممکن است در یک لحظه مسیر انسان را عوض کند.

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: بندگان خدا! بدانید مومن شب را به روز و روز را به شب سپری نمی کند مگر این که خودش را متهم می کند همواره نفس را سرزنش می کند و کناه کارش می شمارد.(14)

9. بهره گیری از واعظ درونی

یکی از راههای مبارزه با نفس اماره، بیدار کردن نفس لوامه است که واعظ درونی است. امیرمومنان می فرماید: کسی که از درون جان واعظی دارد خدا را بر او حافظی است.(15)

10. تمرین نفس با تقوا

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: ای بندگان خدا! ترس از خدا، دوستان خدا را از ارتکاب محرمات باز می دارد و قلب هاشان را قرین خوف و خشیت قرار می دهد.(16) 

امیر مۆمنان حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: من شما و خویشتن را از چنین موضعی برحذر می دارم. هر کس باید از خویشتن بهره بگیرد؛ زیرا شخص بصیر و بینا آن است که بشنود و بیندیشد و نگاه کند و عبرت گیرد و از آن چه موجب عبرت است نفع ببرد؛ سپس در جاده های روشن گام نهد و از راه هایی که به سقوط و گمراهی و شبهات اغوا کننده منتهی می شود دوری جوید. ای شنونده، از هستی خود به جوش آی و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب بکاه و فکرت را به کار ببند

11. ریاضت دادن به نفس

آن چنان نفس خود را به ریاضت وادار کنم که به یک قرص نان هر گاه به آن دست یابم متمایل شود و به نمک قتاعت نماید (17)

12. محاسبه

امیر مومنان (علیه السلام) ضمن تاکید بر حساب رسی می فرماید: قبل از حساب رسی در قیامت به حساب خود برسید.)18)

13. مراقبه

وقتی با حساب نفس لغزش ها و نقاط ضعف و قوت را شناختیم باید به عمل و ترک محرمات پرداخته از نفس مراقبت کنیم تا خطا نکند.

خدا رحمت کند کسی را مراقب خویش باشد و از گناهان خود بترسد.(19)

بدین ترتیب امیر مۆمنان با فراخواندن ما مسلمانان به درک مبارزه با شهوت و ارزش خویشتن، ما را متوجه حضور در محضر خداوند نمود تا با درخواست یاری از خداوند، بر صبر ما در خویشتن داری از گناه بیفزاید و از سویی دیگر با انس با قرآن، دلهای بیمار خود را شفا دهیم.

آن حضرت علت دیگر روی آوری ما به گناه را، هم نشین بد دانسته و ما را به پرهیز از هم نشینی با آنان توصیه کرده اند. حضرت علی (علیه السلام) از ما خواسته اند تا همواره نفس خویش را سرزنش کنیم و از درون جان واعظی داشته باشیم تا ما را از ارتکاب محرمات باز دارد و قلب هایمان را قرین خوف و خشیت سازد. آن حضرت نیل به این راه را با ریاضت دادن به نفس، سهل الوصول تر دانسته و ما را به محاسبه و مراقبت بر اعمالمان سفارش فرموده است. انشاءالله که از عاملان به نصایح خرمندانه اش گردیم؛ بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فرجهم.

 

پی نوشت ها:

1.      نهج البلاغه، خطبه 153.

2.      غررالحکم، ج 2، ص 508.

3.      نهج البلاغه، خطبه 157.

4.      همان، حکمت 449.

5.      همان، خطبه 456.

6.      همان، خطبه 157.

7.      همان، نامه31.

8.      همان، خطبه 114.

9.      همان، خطبه 76.

10.  همان، حکمت 474.

11.  همان، خطبه 193.

12.  همان، خطبه 110.

13.  همان، نامه 31.

14.  همان، خطبه 176.

15.  همان، حکمت 89.

16.  همان، خطبه 114.

17.  همان، خطبه 45.

18.  همان، خطبه 90.

19.  همان، خطبه 76.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 20:16 موضوع | لینک ثابت


آشنایی با سفره «هفت‌سین قرآنی»

یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود.

  اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.

هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.

اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

" از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می‌خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان"، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. ( صافات /79)

" درود بر نوح در میان جهانیان."

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح (ع) سلام می‌فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می‌ماند و تا دامنه قیامت گسترده می‌شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می‌شود، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسان‌ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی‌گیرد.

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهیم."

در آیات پیش از این آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است که پس از یاد آوری این قضایا، خداوند می‌فرماید: سلام بر ابراهیم آن بنده مخلص و پاک باد.

4- سلامُ عَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسی و هارون."

در آیات پیش از این آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می‌فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. ( صافات/115)

- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند. ( صافات/116)

- ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. ( صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. ( صافات /119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می‌رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

" درود بر پیروان الیاس"

خداوند می‌فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت‌های بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

امت‌های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس و سلاله او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به " ال یاسین" به جای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ(رعد/24)

سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایی که ورزیده اید سرای آخرت چه سرایی نیکوست

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر. ( قدر/5)

" آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است . "

این آیه، در توصیف شب قدر است. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می‌گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت


انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد

انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد

 شاید بسیاری از مومنین، این دغدغه را داشته باشند که چگونه می‌توان با قرآن انس پیدا کرد؟ با اینکه می‌دانیم و معتقدیم قرآن کتاب الهی است و کامل‌ترین کتاب‌هاست، نمی‌دانیم چگونه با آن ارتباط برقرار کرده و از خواندنش لذت ببریم.


برای رفع این مشکل بحث را با این مقدمه کوتاه آغاز می‌کنیم:
ارتباط، نیاز به دو طرف دارد، که در تعامل و تأثیر و تأثر نسبت به یکدیگرقرار گرفته اند. بنابراین اگر یک طرف، حذف شود تعامل و درنتیجه ارتباط و انس ایجاد نخواهد شد. درباره انس با قرآن هم باید این نکته را مورد توجه قرار داد. خیلی‌ها وقتی قرآن می‌خوانند، تصورشان اینگونه است که خداوند با پیغمبرش سخن می‌گوید، اگرچه این تصور غلط نیست اما نباید در همین حد متوقف شد، بلکه باید به این نکته نیز توجه داشت که قرآن با من سخن می‌گوید.

این نکته نسبت به آیاتی که خطاب به مومنان است [یا ایها الذین آمنوا]، راحت‌تر درک می‌شود، ولی منحصر به این آیات نیست و تمام قرآن با تک‌تک انسان‌ها حرف می‌زند، و اگر این‌طور نبود، چرا در قرآن ذکر شده است، وضعیت ما چه ربطی با بنی‌اسرائیل دارد؟ پس از اینجا که خداوند متعال این آیات را نازل فرموده است، معلوم می‌شود به ما ارتباط دارد.

به هرحال، سخن ما این است که در زمان قرائت قرآن به این نکته توجه کنیم که دارد با من حرف می‌زند و در ادامه، مسئله اصلی این است که حالا که دارد با من حرف می‌زند، وضعیت من در مقایسه با این آیات چگونه است؟ برای روشن شدن مطلب، آیات سوره مبارکه حمد را با این نگاه مرور می‌کنیم:


انس با قرآن با سوره مبارکه حمد

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

وقتی این آیه را می‌خوانی این سوالات را از خودت بپرس:

آیا من در تمام کارهایم، از خدا کمک گرفته و حقیقتا[نه فقط در زبان] با نام و یاد او شروع می‌کنم؟

آیا من خدا را بخشنده و مهربان می‌دانم؟ اگر این طور است، پس چرا این‌همه ناامید هستم؟

انس با قرآن » الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ

آیا من تمام نعمت‌ها را از خدا می‌دانم و تمام سپاس‌ها را مخصوص او می‌دانم؟ اگر این طور است پس چرا این‌قدر گمان می‌کنم که کارها با دست این و آن انجام می‌شود و تشکر جانانه خود را نثار آنان می‌کنم؟

آیا من خداوند را پروردگار همه عالم می‌دانم؟ پس چرا این همه از مشکلات می‌نالم و آنها را در مسیر رشد خود نمی‌بینم؟

انس با قرآن » الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

آیا من خدا را مهربان می‌دانم؟ پس چرا خود مهربان نیستم؟

انس با قرآن » مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ

آیا مالکیت خدا فقط در روز قیامت است؟ قطعا خدا همه جا مالک است، اما در روز قیامت مالکیتش روشن تر است زیرا در دنیا انسان‌ها احساس مالکیت برای خود می‌کنند وبه وسایط توجه استقلالی دارند. چرا من در همین دنیا مالکیت خداوند وبندگی خود را درک نکنم؟ اگر من خدا را مالک خود می‌دانم چرا اینقدر چیزها را به خود نسبت می‌دهم و از همه چیز و همه کس انتظار دارم؟

انس با قرآن » إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعینُ

خدایا با این دروغ بزرگ چکار کنم؟ آیا من فقط تو را می‌پرستم، یا دلم با نگاه این و آن پر می‌کشد؟ اگر این آیه را نخوانم نمازم باطل می‌شود واگر بخوانم دارم دروغ می‌گویم؟ فقط راه‌حل این است که می‌گویم، خدایا چون تو گفتی بگو می‌گویم، تو خواستی همیشه این را در نمازهایم بگویم، تا بلکه یک روزی شرمنده شوم و فقط تو را بندگی کنم.

آیا من فقط از تو یاری می‌جویم؟ پس چرا با ثروتمندان و صاحبان منصب، اینقدر چاپلوسانه و طمعکارانه برخورد کرده و فقیران را با تندی از خود می‌رانم؟ و هزاران چرای دیگر.

انس با قرآن » اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ

اگر من این همه از تو می‌خواهم مرا به راه راست هدایت کنی، چرا خود قدمی برنمی‌دارم؟ کسی که کشت نکرده به امید محصول نشسته، امیدوار نیست بلکه بی‌خیال است. و چه خوش گفت: هر آن غافل زید، غافل خورد تیر.

انس با قرآن » صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ

آیا من با این اعمالم دنبال راه انبیا و ائمه علیهم السلام هستم؟ آیا من نسبت به کسانی که مورد غضب خداوند هستند، غضبناکم، یا به کمک آن‌ها امیدوار؟ آیا من نسبت به آمریکا ویهود خوشبین هستم یا بدبین؟ آیا من در راه گمراهان قدم نمی‌زنم؟ حرف‌های مغزهای الکلی را بالاتر از احادیث امامانم نمی‌دانم؟ حرف‌های مفت عرفان‌های کاذب و پوشالی را از مباحث اعتقادی و عملی متخصصین دینی بالاتر نمی‌انگارم؟ از داشته‌های خود چقدر بهره برده‌ام؟ از نهج البلاغه خود یا صحیفه سجادیه چقدر استفاده کردم؟ یا اینکه روزنامه‌ها و مجلات و اینترنت نگذاشت به آن‌ها سری بزنم؟

خدایا فقط این را می‌توانم بگویم؛ بدی‌ها از ما وخوبی‌ها از توست. نظر لطفت را از ما بیچاره گان دریغ مفرما...


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 19:20 موضوع | لینک ثابت


چهل حدیث بسیار زیبا دریاره ...پدر و مادر...

چهل حدیث بسیار زیبا دریاره

...پدر و مادر...

قال الله تعالی:

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما...

سوره اسراء: 23.

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند (که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو.

و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتارگرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه ای از وجود این دو عزیزیم و میوه ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می برد و پدر و مادر و زحمات طاقت فرسای آنان را فراموش می کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می شود: که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همانگونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می کنیم.

باری... ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمتهایش از عهده توانائی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشائیم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آندو فرشته بگستریم.

با اینحال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می کنید، ما را با گوشه ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می کند.

توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آئیم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است.

خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان.

خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

1. بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(ع):

بر الوالدین اکبر فریضة.

امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:

بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.

میزان الحکمة، ج 10، ص 709.

2. برترین اعمال

قال الصادق(ع):

افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(ع) فرمود:

برترین کارها عبارتست از: 1 - نماز در وقت 2 - نیکی به پدر و مادر 3 - جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 85.

3. انس با پدر و مادر...

فقال رسول الله(ص):

فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.

مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت:

پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:

پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

4. محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص):

ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال:

الصلاة لوقتها، قلت ثم ای شی ء؟

قال: بر الوالدین، قلت: ثم ای شی ء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می گوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟

فرمود: نماز در وقت،گفتم: بعد از آن چه چیز؟

فرمود: نیکی به پدر و مادر،گفتم: بعد از آن چه چیز،فرمود: جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 70.

5. نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة.

فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟

قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول باو داده می شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟

فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

بحار الانوار، ج 74، ص 73.

6. عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(ع) قال:

ان الله عز و جل امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری: امر بالصلاة و الزکاة، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صلة الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(ع) فرمود:

خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

1 - به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود.

2 - به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

3 - به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

بحار الانوار، جلد 74، ص 77.

7. احترام پدر و مادر

قال الصادق(ع):

بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمة الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(ع) فرمود:

نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی رساند.

بحار الانوار، ج 74، ص 77.

8. اطاعت از والدین

قال رسول الله(ص):

من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنة و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می شود.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

9. ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

10. پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(ص):

من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامة مع الابرار.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

11. خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(ص)

من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

کنز العمال، ج 16، ص 470.

12. عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(ع) قال:

بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟

فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟

خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 65.

13. سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(ص(:

سر سنتین بر والدیک، سر سنة صل رحمک.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

بحار الانوار، ج 74، ص 83.

14. پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(ص(

من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.

کنز العمال، ج 16، ص 475.

15. آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(ع) و فینا میسر فذکروا صلة القرابة فقال ابو عبد الله(ع(

یا میسر قد حضر اجلک غیر مرة و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود:

ای میسر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

بحار الانوار، ج 74، ص 84.

16. اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

جاء رجل الی النبی(ص) فقال:

یا رسول الله من ابر؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): اباک.

امام صادق(ع) فرمود:

مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟

فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟

فرمود: به پدرت؟

بحار الانوار، ج 74، ص 49.

17. نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(ص) قال:

بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(ص) فرمود:

به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

کنز العمال، ج 16، ص 466.

18. حق پدر

عن ابی الحسن موسی(ع) قال:

سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:

مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند 2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند. 3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

بحار الانوار، ج 74، ص 45.

19. عبادت در نگاه

قال رسول الله(ص(

نظر الولد الی والدیه حبا لهما عبادة.

رسول خدا(ص) فرمود:

نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

20. رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال:

سالت ابا عبد الله(ع) عن قول الله:

«و بالوالدین احسانا» (1)

فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می گوید:

معنای آیه «و بالوالدین احسانا» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود:

احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان » نیازشان را برطرف کنی ».

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

21. وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(ع(

لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(ع) فرمود:

چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

22. نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(ع(

ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(ع) فرمود:

چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می کند.

بحار الانوار، ج 74، ص 46.

23. نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(ع) قال:

ثلاث لم یجعل الله (عز و جل) لاحد فیهن رخصة اداء الامانة الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(ع) فرمود:

در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است.

1 - ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

2 - وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

3 - نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

بحار الانوار، ج 74، ص 56.

24. برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(ع) للمامون:

بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعة لهما فی معصیة الخالق.

در نوشته حضرت رضا(ع) به مامون آمده که:

نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 72.

25. زیارت قبر والدین

عن رسول الله(ص) قال:

من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعة مرة غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می بخشد و او را نیکوکار می نویسد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

26. بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(ع) قال: قال رسول الله(ص(

کن بارا و اقتصر علی الجنة و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود:

رسول خدا(ص) فرمود:

نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

اصول کافی، ج 2، ص 348.

27. نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(ع) فرمود:

اگر خداوند چیزی کمتر از اف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).

اصول کافی، ج 4، ص 50.

28. نگاه خشم آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاة.

امام صادق(ع) فرمود:

کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که باو ستم کرده اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی شود.

اصول کافی، ج 4، ص 50.

29. غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(ع(

من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است.)

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

30. نتیجه بی ادبی به والدین

عن ابی جعفر(ع) قال:

ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکی ء علی ذراع الاب، قال:

فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(ع) فرمود:

پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

31. درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(ع(

ثلاثة من عازهم ذل:

الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(ع) فرمود:

هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می گردد:

پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

32. محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(ص(

ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 62.

33. بدبختی عاق والدین

عن الصادق(ع) قال:

لا یدخل الجنة العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار وارد بهشت نمی شوند.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

34. عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(ص):

اربعة لا ینظر الله الیهم یوم القیامة، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.رسول خدا(ص) فرمود:

در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

1 - عاق والدین 2 - منت گذار3 - منکر قضاء و قدر4 - شرابخوار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

35. مجازات عاق والدین

قال رسول الله(ص(

ثلاثة من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخرة:

عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر2 - ظلم و تجاوز به مردم 3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

36. عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع) قال:

الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(ع) فرمود:

از گناهانی که هوا را تیره و تار می کند عاق والدین شدن است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

37. شقاوت عاق والدین

قال الصادق(ع(

عقوق الوالدین من الکبائر لان الله (عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق پدر و مادر شدن از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

38. هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع(

ان رسول الله(ص) حضر شابا عند وفاته فقال(ص) له:

قل: لا اله الا الله،قال(ع): فاعتقل لسانه مرارا فقال(ص) لامراة عند راسه: هل لهذا ام؟

قالت: نعم انا امه،قال(ص): افساخطة انت علیه؟

قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(ص) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(ص): قال: لا اله الا الله قال(ع): فقالها... ثم طفی...

امام صادق(ع) فرمود:

هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(ص) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(ص) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی شدم) سپس پیامبر(ص) بجوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 75.

39. اعمال عاق والدین

قال رسول الله(ص):

یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(ص) فرمود:

به عاق والدین از (طرف خدا) گفته می شود: هر کاری می خواهی انجام بده دیگر تو را نمی بخشم و به نیکوکار (نسبت به پدر و مادر) هم گفته می شود: هر چه می خواهی انجام ده تو را می بخشم.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

40. نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(ع):

جاء رجل الی النبی(ص) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبة؟

فقال له رسول الله(ص):

فهل من والدیک احد حی؟

قال: ابی قال: فاذهب فبره.

قال: فلما ولی قال رسول الله(ص):

لو کانت امه.

امام سجاد(ع) فرمود:

مردی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا(ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می کرد، زودتر آمرزیده می شد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 82.

پی نوشت ها:

1) سوره بقره، آیه88


 

نوشته شده توسط میم -ب در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت


پرسش وپاسخ {زیبایی چهره}

از دیدگاه اسلام زیبایی به زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم شده و زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی مانند نماز به دست آمده، اما زیبایی مادی و ظاهری چهره، به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.زیبایی معنوی از منظر روایات: در زیبایی معنوی اعمال و اذکار متعددی مؤثر است؛ مانند روایتی که در آن، امام صادق (ع) می فرماید: «نماز شب، صورت را نورانی می کند». نورانیت چهره از امور معنوی است که به وسیله امری معنوی چون نماز شب به دست می آید.

زیبایی مادی: از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است؛ مانند گرفتن موی بینی، خوردن گلابی، پرخوری نکردن و ... .
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، امور مادی پیش رو گذاشته شده است.
پاسخ تفصیلی
از دیدگاه اسلام زیبایی بر زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم می شود، و تأکید بیشتری در کسب زیبایی معنوی شده است؛ هر چند بر کسب زیبایی مادی هم تشویق شده است، اما نکته ای که باید توجه نمود این است که، زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی - مانند نماز- به دست آمده و زیبایی مادی و ظاهری چهره نیز به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.
بر این اساس، پاسخ به سؤال را می توان در چند بخش ارائه کرد:
مفهوم زیبایی
در قرآن کریم و احادیث، از مفهوم «زیبا و زیبایی»، به «حُسن» و «جمال و جمیل» تعبیر شده است؛ و «حُسن»، یعنی، زیبائى و نیکوئى و یا هر چیزی که شادی آور و خوش آیند باشد.[1] حسن و جمال به یک معنا هستند؛[2] اما «جمال و جمیل» به معنای زیبایی کثیر و زیاد است.[3] و این کلمه ها در قرآن کریم، به صورت های مختلف (مانند مصدر و اسم) به کار برده شده و زیبایی به این معنا مورد مدح و ستایش قرار گرفته است؛ مانند:
«... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً...»[4]: به مردم نیک بگویید.
«إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَة...»[5]: اگر نیکى به شما برسد، آن ها را ناراحت مى‏کند.
«فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسان»[6]: و در آن باغ هاى بهشتى، زنانى نیکو خلق و زیبایند.
«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً»[7]: پس صبر کن صبر نیکو.(صبر جمیل، به معنی شکیبایى زیبا و قابل توجه است، و آن صبر و استقامتى است که تداوم داشته باشد، یأس و نومیدى به آن راه نیابد، و توأم با بی تابى و جزع و شکوه و آه و ناله نباشد[8]).
خلاصه این که این کلمات، در معنای مثبت و نیکو به کاربرده شده و دارای پیام سرورآور و خوشایند برای بندگان خدای متعال است.
بعد از این که درباره حسن و زیبایی مادی و معنوی، توضیحی کوتاه و اجمالی داده شد، پاسخ به پرسش مطرح شده را از هر دو جنبه مورد بررسی قرار می دهیم:
زیبایی معنوی
قبل از این که به زیبایی ظاهری و مادی (مانند زیبایی در چهره) بپردازیم، لازم است که در مورد زیبایی معنوی و باطنی و چگونگی ایجاد این زیبایی در خود، از منظر سخنان پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) استفاده کنیم؛ در این جا به برخی از این روایات اشاره می شود:
1. امام علی (ع): «زیبایی انسان، در بردباری او است».[9] زیرا بردباری، آن آرامشی که به روح انسان می دهد، اخلاق و رفتار انسان را در برابر مشکلات و بلاها زیبا و نیکو می کند.
2. امام علی (ع):«زیبایی مؤمن، به تقوا و ورع او است».[10]
3. امام حسن عسکری (ع):«زیبایی عقل، زیبایی باطنی (معنوی) انسان است».[11]
4. پیامبر اکرم (ص): «هر کس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نیکو می شود».[12]
5. امام علی (ع):«... نماز، نورانیت صورت است...».[13]
6. امام صادق (ع):«نماز شب، صورت را نورانی می کند».[14]
و روایات دیگری که در مورد اعمال وکارهایی که موجب نورانیت و زیبایی معنوی انسان می شود، وارد شده است.
زیبایی مادی
در احادیث، علاوه بر زیبایی معنوی، به زیبایی ظاهری و مادی هم اهمیت داده شده  که از راه های مادی به دست می آید. از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است. در زیر به برخی از روایاتی که درباره زیبایی ظاهری و مادی و چیزهایی که چهره انسان را زشت می کند، وارد شده، اشاره می شود:
1. امام صادق (ع):«گرفتن مو از بینی، باعث زیبایی چهره است».[15]
2. امام علی (ع) فرمودند: پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«برادرم عیسى (ع) به شهرى عبور نمود که در آن مرد و زنى‏ فریاد مى‏کردند، حضرت به آنها فرمود: شما را چه مى‏شود و چرا فریاد مى‏کنید؟ آن مرد عرض کرد: اى پیامبر خدا، این همسر من است و هیچ بدى هم ندارد بلکه زنى است صالحه ولى در عین حال دوست دارم از او جدا شوم. حضرت عیسى (ع) فرمود: به هر حال بگو چه نقصى در او است که مى‏خواهى از وى جدا شوى؟ آن مرد عرضه داشت: بدون این که پیر شده باشد صورتش شکسته و فرسوده شده. حضرت به آن زن فرمود: اى زن دوست دارى طراوت صورتت به تو برگردد؟ آن زن عرضه داشت: آرى. حضرت فرمود: هر گاه غذا تناول مى‏کنى، زنهار پیش از سیر شدن از آن دست بکش؛ زیرا طعام وقتى در شکم و معده زیاد شد طراوت و نشاط صورت را مى‏برد. زن به این دستور عمل نمود، طراوت صورتش دوباره بازگشت».[16]
3. امام صادق (ع): حناء بوى بد را از بین مى‏برد، چهره را شاداب و با طراوت مى‏کند، دهان را خوشبو مى‏سازد، فرزندان آدمى را زیبا و خوش سیما مى‏کند.[17]
4. در روایتی از امام موسی کاظم (ع) آمده است که شستن سر با گِل سرشور، چهره را زشت می کند.[18]
5. امام صادق (ع):« گلابى چهره را زیبا کند».[19]
6. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که، گیاه کاسنی، چهره را زیبا می کند.[20]
و روایات دیگری که درباره زیبایی مادّی چهره وارد شده است.
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، اموری مادی پیش رو گذاشته شده است.
[1] داور پناه، ابوالفضل‏، أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 412- 413، انتشارات صدر، تهران، چاپ اول، 1375ش؛ قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج2، ص 134، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم،1371ش؛ راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 235، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[2] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2 ، ص 109؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[3] قاموس قرآن، ج 2، ص 52؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[4] بقره، 83.
[5] آل عمران، 120.
[6] الرحمن، 70.
[7] المعارج، 5.
[8] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، ص 17، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[9] تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، ص 285، ح 6392، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366ش: « جمال الرجل حلمه ».
[10] غررالحکم، ص 269، ح 5862: «جمال المؤمن ورعه».
[11] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 1، ص 95، ح 37، مؤسسه الوفاء، بیروت لبنان: «وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمَالٌ بَاطِنٌ».
[12] طوسی، أبو جعفر محمد بن حسن،‏ تهذیب الاحکام، ج 2، ص 119، ح 217، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق: «مَنْ صَلَّى بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَارِ».
[13] شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص 72، انتشارات رضی، قم، 1363ش.
[14]حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 8، ص 151- 152، ح 10278، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1409ق: «صَلَاةُ اللَّیْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْه‏».
[15]کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 488، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش: «أَخْذُ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ یُحَسِّنُ الْوَجْهَ».
[16] شیخ صدوق، علل الشرایع، ترجمه ذهنی تهرانی، سید محمد جواد، ‏ج 2، ص 590- 591، انتشارات مؤمنین‏، قم، چاپ اول، 1380ش.
[17] الکافی، ج 6، ص 484: «الْحِنَّاءُ یَذْهَبُ بِالسَّهَکِ وَ یَزِیدُ فِی مَاءِ الْوَجْهِ وَ یُطَیِّبُ النَّکْهَةَ وَ یُحَسِّنُ الْوَلَدَ».
[18] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 292، نشر داوری، قم، چاپ اول.
[19] بحارالانوار، ج 63، ص 170: «السَّفَرْجَلُ یُحَسِّنُ الْوَجْه».
[20] بحارالانوار، ج 63، ص 208.


 

نوشته شده توسط میم -ب در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت 20:23 موضوع | لینک ثابت


پرسش وپاسخ {زیبایی و ارضای جنسی}

پرسش :
از نظر قرآن، زيبايي و ارضاي غريزه جنسي چه نقشي در ازدواج دارند؟

پاسخ :
ازدواج، نخستين سنگ بناي تشكيل خانواده، اجتماع و جامعه است و گرچه از يك منظر ازدواج يك مسأله شخصي و فردي به حساب مي‌آيد؛ ولي از بعد ديگر، چون بنيادش در ساية جامعه انساني نهاده شده و مي‌شود، سود و زيانش جامعه را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.
در قرآن كريم و روايات اسلامي مهم‌ترين فلسفه و حكمت ازدواج، بقاي نسل انسان‌ها،تكامل و حفظ دين دانسته شده است.


برخي از فوايد و حكمت‌هاي ازدواج از ديدگاه قرآن كريم و روايات اسلامي عبارتند از:


1 .بقاي نسل انسان و حفظ حيات نوع بشر.[1]


2 . آرامش زندگي و اجتماع: زن و مرد مكمل يكديگر و باعث شكوفايي جسمي و روحي يكديگرند و هر كدام بدون ديگر ساكت و ناقص خواهند بود.[2]


3 . تربيت و پرورش نسل‌هاي شايسته.[3]


4 . ايجاد زمينه عفاف و پاكدامني در خانواده و جامعه.[4]


5 . ارضاي غريزه جنسي از راه صحيح و منطقي و سوق دادن و هدايت آن به سوي راه‌هاي مشروع و در راستاي كمال. قرآن كريم مي‌فرمايد: «مردان و زنان بي‌همسر خود را همسر دهيد، هم چنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي‌نياز مي‌سازد؛ خداوند گشايش‌دهنده و آگاه است! و كساني كه امكان براي ازدواج نمي‌يابند، بايد پاكدامني از فضل پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بي‌نياز گرداند.!...[5]


بنابراين، اگر به غريزه طبيعي جنسي از راه صحيح پاسخ داده نشود، به طغيان و انحراف اين غريزه مي‌تواند باز‌تاب‌هاي بسيار منفي براي فرد، خانواده و اجتماع داشته باشد و بهداشت رواني و جسمي فرد، خانواده، و جامعه را مختل كند، قرآن كريم بهترين راه پاسخ‌گويي به اين غريزه را ازدواج و تشكيل خانواده مي‌داند و روايات اسلامي نيز ازدواج را عامل مهمي در دور نگه داشتن دين و جامعه، از انحرافات مي‌داند؛ چنان كه، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «من تزوج فقد احرز نصف دينه؛ هر كسي كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.»[6]


6 . ازدواج عامل سكون و آرامش خاطر است. «و من دايته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل لكم بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لايت لقوم يتفكرون:[7] و از نشانه‌هاي او اين كه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودتّ و رحمت قرار داد، در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه تفكر مي‌كنند.»


7 . ازدواج شخص را در برابر خانواده و جامعه متعهد مي‌كند و زندگي را براي شخص هدف‌دار و او را به اصول اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي پايبند مي‌كند.[8]


زيبايي براي دو طرف ازدواج يك امتياز است و در شيريني و سعادت «زندگي زناشويي» تأثير زيادي دارد. زيبايي معيار و اندازه معين ندارد كه بتوان افراد را با آن سنجيد بلكه بيشتر به سليقه افراد بستگي دارد.


زيبايي در همسر در حفظ و تقويت عفت و ايمان همسر مؤثراست و در روايات اسلامي نيز بر اهميت اين موضوع تأكيد شده است. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «در انتخاب همسر، همان‌گونه كه دربارة زيبايي صورت همسر تحقيق مي‌كنيد دربارة موي او نيز سؤال و تحقيق كنيد؛ زيرا مو يكي از زيبايي‌هاست.»[9] البته نعمت زيبايي بايد در كنار ديگر صفات و معيارها، مورد توجه قرار گيرد و زيبايي بدون تدينّ، عفت، اخلاق و ... نه تنها امتيازي محسوب نمي‌شود، بلكه مي‌تواند آفت باشد.


پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «اياكم و خضراء الدمن[10]... از سبزه‌ زاري كه بر فراز مزبله‌اي روييده باشد بپرهيزد. قرآن كريم نيز زنان و مردان را به رعايت عفت دعوت كرده و به ويژه از زنان مي‌خواهد كه زيبايي‌ها و زينت‌هاي خود را از نامحرمان بپوشانند.[11]
بنابراين، ازدواج در اسلام نه تنها ارضا غريزه جنسي و يا ملاك زيبايي به تنهايي نيست، بلكه يك حكم فطري و هماهنگ با قانون آفرينش و وسيله‌اي براي تربيت فرزندان صالح و استمرار نسل بشر است. و انسان با ازدواج به آرامش روحي، فردي و اجتماعي و مودت و رحمت و تعادل روحي و رواني مي‌رسد و شخصيت تازه و هدف‌داري را در خود احساس مي‌كند.[12]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:


1. محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلميه، الطبعة الخامسة، 1417ج 15، ص 111 ـ 114.
2 . ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، چاپ چهارم، 1367، ج 14، ص 456 ـ 466.
3. زن در آيينه ي جلال و جمال، اثر استاد جوادي آملي.
4. آيين همسرداري، اثر استاد ابراهيم اميني.[1] . نساء/1.
[2] . روم/21.
[3] . بقره/223.
[4] . نور/33.
[5] . نور/32 و 33.
[6] . ر.ك: محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمة، ترجمه: حميدرضا شيخي، قم، انتشارات دارالحديث، چاپ دوم، 1379 هـ .ش، ج 5، ص 2251.
[7] . روم/21.
[8] . ر.ك: مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ سوم، 1374، ص 13 ـ 17.
[9] . نوري، حسين، مستدرك الوسائل، قم،‌ مؤسسه آل البيت، چاپ اول، 1408 ق. ج 14، ص 181.
[10] . كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365، ج 5، ص 332.
[11] . نور/31 ـ 33.
[12] . ر.ك: مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، 1369، ص 21 ـ 52؛ مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1367، ج 14، ص 436 ـ 468.


 

نوشته شده توسط میم -ب در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت 20:18 موضوع | لینک ثابت


کسانی که در شرف ازدواج هستند

ازدواج نکردن بهتر از انتخاب غلطه!

کسانیکه در شرف ازدواج و در پی یافتن همسری مناسب هستند و در پی آن به فکر تربیت فرزندان مفیدی برای جامعه خویش اند باید همواره این نکته را بخاطر داشته باشند که  از عوامل مۆثر و مهم در تربیت فرزندان وراثت است. پس مهم است که دختر یا پسر چه کسی را برای نقش پدری یا مادری فرزندانشان انتخاب می کنند.

 در تعریف آن گفته‌اند: «وراثت عبارت است از انتقال صفات و خصوصیات جسمانی و روانی و حالات و ویژگی‌های اخلاقی، رفتاری از پدر و مادر و یا خویشاوندان و اجداد به نسل‌های بعدی». ( حجتی، سید محمد باقر، اسلام و تعلیم و تربیت، ص 79)

آیاتی در قرآن کریم تأثیر وراثت در تربیت را تأیید می‌نماید به عنوان مثال آمده است:

(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً). انسان/ 2؛
ترجمه: ما انسان را از نطفه‌ای اندر آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.

در آیه دیگری در سوره نوح آمده:

(وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّاراً،ِانَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً)
نوح/ 27 ـ 26؛ ترجمه: و نوح گفت: «پروردگارا، هیچ كس از كافران را بر روى زمین مگذار، چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه می‌كنند و جز پلیدكارِ ناسپاس نزایند.

در آیه ذکر شده هم به نقش تأثیرگذار وراثت و هم به نقش محیط اشاره شده است، زیرا قوم نوح نسل اندر نسل کافر بودند و دیگر امیدی به هدایت آن‌ها نبود و هم اینکه محیط آنان فاسد و گمراه کننده بود. لذا حضرت نوح به وجود آمدن نسلی صالح از آن‌ها را نفی می‌کند.

برخی وراثت‌ها مثل کوری و دیوانگی، به صورت دائم و سرنوشت قطعی فرد خواهد بود که نه تعالیم انبیاء آنها را عاقل می‌کند و نه روش‌های طبی و تربیتی. ولی بعضی از وراثت‌ها به صورت زمینه مساعد به فرزندان منتقل می‌شود و شرایط رحم علت معدّه خواهد بود. مثل حالات نفسانی، و ملکات خوب و بد والدین که هر کدام زمینه مساعدی برای فرزندان خواهد بود. بنابراین قسمت اعظم شالوده شخصیت یک فرد در شکم مادر مشخص می‌گردد و پس از تولد نقش خانواده در تربیت خیلی مۆثر است.( فلسفی، محمدتقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص 138)


سعادت یا شقاوت؛ رشد یا سرکوب شدن توان‌مندی‌های انسان، جمع مکنیه عوامل موروثی در رحم مادر و عوامل تربیتی و محیط اجتماعی و اراده خود افراد است. البته چون وراثت نقش زمینه‌ساز و مستقیم برای تربیت را دارد راه تربیت را برای بقیه عوامل آسانتر می‌کند.

این ویژگی‌ها و خصوصیات به نحو اقتضا در جهت بالندگی یا سرکوب توان‌مندی‌ها تأثیر گذار است. برای تربیت انسان و کمک به رشد قابلیت‌هایش اولین گام انتخاب همسر است. و این به آن معنا است که تربیت فرزند، قبل از انعقاد نطفه آغاز و در دوران بارداری و تولد و کودکی و دوره‌های بعدی ادامه دارد. اگر همسر انسان از خانواده‌ای تربیت شده باشد، صفات موروثی او بستری برای تربیت صحیح فراهم خواهد ساخت. و دیگر اینکه فرزند را بهتر تربیت می‌کند.

تأثیر وراثت در تربیت و رشد توان‌مندی‌های انسان از چنان نقش عظیمی برخوردار است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«تَزَوَّجُوا فِی الْحُجْزِ الصَّالِحِ‏ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاس‏»
مكارم الأخلاق، ص 197؛ ترجمه: با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید زیرا ژن اثر دارد.
امام علی

امام علی (علیه السلام) درباره شرافت نسبی انبیاء آورده‌اند:

«فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِی أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ وَ أَقَرَّهُمْ فِی خَیْرِ مُسْتَقَرٍّ تَنَاسَخَتْهُمْ كَرَائِمُ الْأَصْلَابِ إِلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قَامَ مِنْهُمْ بِدِینِ اللَّهِ خَلَفٌ حَتَّى أَفْضَتْ كَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَى مُحَمَّدٍ صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ الْأُرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِی صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِیَاءَهُ وَ انْتَخَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ عِتْرَتُهُ خَیْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَیْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ الشَّجَر.» (نهج البلاغه، پیشین، خطبه /93)

ترجمه: پروردگار بزرگ پیامبران را در عالیترین و برترین امانتگاهها و جایگاهها امانت نهاده آنان را از صلب‏هاى نیكو به زهدانهاى پاك و منزه انتقال داد. هرگاه یكى از آنان دعوت حق را لبیك مى‏فرمود. دیگرى پس از او براى ابلاغ رسالت و نشر آن قیام میكرد. قرنها بدینسان گذشت تا این كه كار نشر دین از جانب یزدان پاك و بى همتا به خاتم رسولان الهى حضرت «محمد» (صلی الله علیه و آله) رسید.

 

پروردگار او را نیز از عالیترین معدن‏ها و عزیزترین زهدانها به رویاند. او را از همان درخت پاك و عزیزى رویاند كه پیامبران دیگر از آن پرورش یافته بودند، «عترته خیر العتر، و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجر، نبتت فى حرم، و بسقت فى كرم، لها فروع طوال، و ثمرة لاتنال ، فهو امام من اتقى، و بصیرة من اهتدى، سراج لمع ضوء، و شهاب سطع نوره...» خاندان او از بهترین خاندانها هستند، بستگانش از خوبترین خویشاوندان شجره او پر ثمره‏ ترین شجره‏ هاست.

امام علی (علیه السلام) در سخنانی روشن اهمیت وراثت در شکل‌گیری شخصیت انسان را یادآور شده و می‌فرماید:

«إِذَا كَرُمَ [أُكْرِمَ‏] أَصْلُ‏ الرَّجُلِ‏ كَرُمَ مَغِیبُهُ وَ مَحْضَرُهُ». (غررالحکم ص 294)
ترجمه: وقتی اصل و ریشه انسان خوب و شریف باشد نهان و آشکارش خوب و شریف است.

آن حضرت وراثت را بستری می‌دانند که خوی‌ها و رفتارهای آدمی را سامان می‌دهد و بی‌شک رشد بسیاری از توان‌مندی‌های انسان در گرو همین وراثت است. به عنوان مثال در سخنان ایشان آمده که از عوامل رشد توان‌مندی تواضع و هم سطح دانستن خویش با مردمان و همچنین خلق خوش با دیگرن وراثت است حضرت می‌فرماید:

«إِنَّ مُوَاسَاةَ الرِّفَاقِ‏ مِنْ كَرَمِ الْأَعْرَاقِ»
ترجمه: به راستی مواسات با دوستان و یکسان گرفتن خود با آنان از نیکویی اصل و ریشه و وراثت است.

امام علی (علیه السلام) در جای دیگر می‌فرماید:

«أَطْهَرُ النَّاسِ‏ أَعْرَاقاً أَحْسَنُهُمْ أَخْلَاقاً».
ترجمه: نیکوترین مردمان از نظر اخلاق، پاک ترین مردمانند از نظر اصل و ریشه و وراثت.

عامل بعدی پس از گزینش همسر، توجه به مراقبت‌های لازم در هنگام انعقاد نطفه است که در جسم و روح فرزند، صحت و سلامتی و حتی چهره‌اش نیز تأثیر شگرفی دارد. دین اسلام در این باره سفارشات فراوانی دارد که در یک سفارش مفصّلی که از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امام علی (علیه السلام) شده و در آن از زمان و مکان و چگونگی آمیزش مطالب مهمّی را بیان فرموده‌اند و در آخر سفارش به ایشان توصیه کرده‌اند که:

«یَا عَلِیُّ احْفَظْ وَصِیَّتِی‏ هَذِهِ كَمَا حَفِظْتُهَا عَنْ جَبْرَئِیلَ علیه السلام‏» (عل الشرایع ج 2، ص 517.)

پس یادمان باشد که تربیت نسلی مفید یا مخرب جامعه به دست تک تک افرادی است که برای امر مهم و مقدس ازدواج اقدام می کنند. پس در انتخاب همسر و خانواده همسر نوع تربیت و بنیان خانواده را خوب در نظر بگیریم که اصلی مهم در تربیت نسل فرزندان جامعه است.


 

نوشته شده توسط میم -ب در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت 20:7 موضوع | لینک ثابت


بهداشت و آداب زناشویی

بهداشت و آداب زناشویی
غریزه جنسی یکی از غرایز طبیعی انسان است که هدف آن بقای نسل و تولید مثل است و البته این غریزه مخصوص انسان نیست. غریزه جنسی باید در زمان مناسب و از راه صحیح و شرعی به موقع ارضا گردد.
نیاز جنسی بازتاب ترشح هورمون جنسی است که تحولات جسمی و روحی را به دنبال دارد. از دوران بلوغ به بعد میل به جنس مخالف زیاد می شود و اگر پاسخ درستی به خواسته های جنسی داده نشود سبب بحران های شدید روحی و انحرافات جنسی می گردد.
از نظر اسلام ازدواج و تشکیل خانواده اهمیت زیادی دارد، که این خود از مهمترین عوامل بهداشت روانی فرد و جامعه می باشد، که در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است و احادیث زیادی در این باره وارد شده است که مجال بیان کردن آن ها نیست، و فقط درباره بهداشت ازدواج مطالبی را جهت اطلاع بیان می نماییم.
مسأله «آمیزش» از نظر روحی و روانی قابل اهمیت است و نیاز به آگاهی و دقت بیشتری دارد. اکثر همسران جوان، اطلاعات کافی و لازم را در این زمینه ندارند و حیا و شرم مانع از سوال کردن می شود. بسیاری از اختلافات و مشکلات روحی و روانی که برای همسران جوان بوجود می آید ریشه اش عدم آگاهی آن ها نسبت به مسائل زناشویی می باشد.
اسلام دستورات مهمی در این زمینه دارد که رعایت آن ها موجب خوشبختی و کامروایی زن و شوهر می شود. و ما در این جا به اختصار به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:
- آرامش روحی
هنگام آمیزش زن و مرد باید آرامش و امنیت فکری و روحی داشته باشند و هیچ گونه نگرانی و اضطرابی در کار نباشد. این مسأله مهمی است و در تولید مثل و سلامتی جسمی و روانی فرزند نیز تأثیر بسزایی دارد.
دستورات اسلام در این زمینه از نظر روان شناسی قابل دقت است و نقش آن در تأمین سلامتی جسمی و روانی غیر قابل انکار است.
تمام مطالبی که در ذیل بیان می شود از روایات و فرمایشات ائمه اطهار(علیهم السلام) اقتباس شده است و بسیاری از آن ها از نظر علمی نیز اثبات شده است هر چند فلسفه بعضی از آن ها احتمال دارد هنوز از نظر علمی اثبات نشده باشد. زیرا فلسفه بسیاری از احکام برای ما روشن نیست و این نمی تواند بهانه ای برای نفی آن ها باشد.
- آداب آمیزش
رعایت این نکات هنگام عمل مقاربت و زناشویی ضروری می باشد:
1. در جای خلوت و مطمئن نزدیکی کنید!
در مکانی که فردی باشد حتی اگر بچه شیر خواره باشد کراهت دارد و باید در اتاقی که هیچ کس نیست حتی اگر خواب باشد، عمل مقاربت را انجام داد. اگر احتمال دهید کسی وارد شود اجتناب کنید زیرا دلهره و دلواپسی و اضطراب موجب بی میلی و تنفر نسبت به عمل می شود.
2. با نام خدا آغاز کنید و دعا بخوانید! و از خداوند تقاضا کنید تا شیاطین را از شما دور نماید و فرزندان صالحی را به شما عطا فرماید.
این مسأله بسیار مهم است که انسان در حالت التذاذ به یاد خداوند باشد و خود این از نظر روحی و روانی سبب تقویت عاطفه و محبت بین زن و شوهر می شود و شخصی که در حال شهوت به یاد خداوند باشد کمتر دچار انحرافات اخلاقی می گردد.
3. عجله نکنید!
در روابط زناشویی نباید عجله کرد، بلکه با هنر صبر و حوصله و توأم با زیبایی های ظاهری و معنوی باید هر دو به اوج لذت جنسی برسند و یکدیگر را خوب درک کنند.
4. با بازی و ملاعبه شروع کنید!
مکتب اسلام ارضای غریزه جنسی را جدی گرفته است و سفارش کرده است مسأله مقاربت توأم با زیبایی و عشوه گری زن و مرد همراه باشد و زن و شوهر در خلوت باید از عشوه و ناز و غمزه مضایقه نکنند و بهترین لباسهای خود را بپوشند و آرایش کنند و با بهترین عطرها خود را خوشبو کنند. با آغوش باز و لبخند از همدیگر استقبال کنند.
5. مرد فقط به فکر لذت بردن خود نباشد بلکه رعایت زن را نیز بکند.
پیامبر فرمود: «اگر مرد به فکر زنش نباشد، ظالم است»
باید توجه داشت که غالباً، مرد زودتر از زن ارضا می شود به همین منظور سفارش شده است قبل از مقاربت، مرد سعی کند زن را کاملا تحریک نموده و بعد از آمادگی زن، نزدیکی نماید، برای این منظور می تواند از بکار بردن الفاظ تحریک کننده و لمس نقاط تحریک کننده بدن استفاده نماید.
6. فکر زن و مرد متوجه شخص دیگری نباشد!
در بعضی از روایات وارد شده است اگر یکی از طرفین فکرش به شخص دیگری مشغول باشد در انعقاد نطفه تأثیر منفی می گذارد.
7. قبل از آمیزش و بعد از آن هر دو بول (ادرار) کنند!
این مسأله از نظر بهداشت و حفظ سلامتی بسیار حایز اهمیت است و از پیدایش بعضی از بیماری های مقاربتی جلوگیری می نماید.
8. در هنگام آمیزش از صحبت کردن خودداری شود!
9. عریان آمیزش نکنید!
سفارش شده است: هنگام آمیزش، حتما روپوشی روی طرفین را پوشانیده باشد.
10. بلافاصله بعد از تمام شدن عمل بلند نشوید، بلکه کمی صبر کنید و بعد بلند شوید و برای غسل کردن عجله کنید.
11. اگر محتلم هستید، نزدیکی نکنید!
پیامبر (ص) فرمود: «اگر کسی محتلم باشد و بدون غسل کردن دوباره با همسرش نزدیکی کند احتمال دارد موجب جنون فرزند گردد».[1]
12. با دستمال جداگانه ای خود را پاک کنید!
13. با شکم سیر نزدیکی نکنید!
در بسیاری از روایات از نزدیکی کردن در حالت سیری نهی نموده است و این عمل موجب بروز بیماری های مختلفی از جمله ضعف بینایی می گردد.
14. در روز آمیزش نکنید!
آمیزش در روز از نظر روحی و جسمی زیان آور است و آخر شب بهترین زمان برای عمل مقاربت می باشد. زیرا شرایط مناسب تری برای التذاذ مهیا است.
15. شب قبل از سفر و شب بعد از سفر کراهت دارد!
16. جایی که سقف ندارد کراهت دارد!
17. اول ماه و وسط و آخر ماه نیز کراهت دارد، غیر از شب اول ماه رمضان که کراهت ندارد، بلکه مستحب است.
18. موقع قمر در عقرب نباشد!
19. موقع خسوف و کسوف نباشد.
20. هنگام حوادث طبیعی مثل زلزله و طوفان کراهت دارد.
21. هنگام غروب آفتاب کراهت دارد.
22. ما بین طلوع فجر تا طلوع خورشید نیز کراهت دارد.
23. ایستاده یا داخل آب و همچنین در داخل حمام کراهت دارد.
24. رو به قبله یا پشت به قبله نباشد.
25. داخل کشتی و در حال حرکت کراهت دارد.
26. در حالی که زن یا مرد خضاب کرده باشند از عمل مقاربت اجتناب نمایند.
27. و ...
تذکرات مهم:
1- اسلام سفارش می کند که زن و مرد به وضع ظاهری خود توجه داشته باشند. و مخصوصا به زن توصیه می کند که خود را برای شوهر آرایش نماید و مرد نیز وظیفه دارد وسایل آرایش را برای زن فراهم کند.
2- زیاده روی در شهوت خوب نیست. حضرت علی(ع) فرمود: «کسی که با زنان بسیار بیامیزد عقلش تباه گردد و دچار رنج و گرفتاری می­شود»
3- نزدیکی کردن در «دبر» کراهت شدید دارد و در بعضی از روایات آن را حرام دانسته اند. رعایت این مسأله ضروری است و از نظر مسائل بهداشتی برای زن و مرد ناراحتی هایی به همراه دارد. و موجب اذیت و آزار زن نیز می شود پس لازم است از این عمل خودداری شود.
4- انزال
انزال یعنی خارج شدن منی از انسان که به صورت های مختلفی محقق می شود. انزال لازم نیست حتما در داخل رحم صورت گیرد بلکه جایز است برای جلوگیری از ازدیاد نسل، انزال در خارج از رحم صورت گیرد. نکته قابل دقت این است که اگر انسان تحریک شود و به مرحله انزال برسد ولی از خروج منی جلوگیری نماید، سلامتی خود را به خطر انداخته است زیرا منی حرکت کرده است و اگر خارج نشود دوباره به جای اول خود بر نمی گردد و همین امر سبب پیدایش امراض می شود.
5- استمناء (خود ارضائی):
یکی از انحرافات جنسی استمناء است. یعنی طلب خروج منی به وسیله دست یا مالش و یا هر چیز دیگر غیر از عمل مقاربت جنسی.
این عمل از نظر اسلام حرام است و وعده عذاب داده شده است. بعضی از نوجوانان در اوایل بلوغ بخاطر عدم آگاهی و عدم تربیت صحیح دچار این مرض روانی و اخلاقی می شوند و عادت به این کار زشت می کنند.
از نظر علم طب این عمل زیان های زیاد را به دنبال دارد و سلامتی فرد را در تا حد مرگ به خطر می اندازد. و بدن فرد را ضعیف و لاغر می سازد و بدن را برای قبول هر نوع بیماری آماده می سازد.
چنین افرادی هر چه زود تر باید ازدواج کنند و در این رابطه با روان پزشک و مشاورین مربوطه مشورت نمایند.
یکی از مشکلاتی که برای این افراد ممکن است به وجود آید این است که میل به همسر در آن ها کم می شود. و حتی کمتر قادر به ارضای همسر خود می باشند زیرا دچار انزال های زودرس می شوند و نمی توانند همسر خود را خوب تمکین نمایند. در این رابطه لازم است مشکل خود را با متخصصین مربوطه در میان بگذارند كه قابل درمان می باشد.
6- ناتوانی جنسی: یکی از عوامل اختلاف بین مرد و زن، ناتوانی جنسی است و بسیاری از مردان با این که جوان می باشند، از این موضوع شکایت دارند. در حالی که ناتوانی جنسی حقیقی در مردان بسیار کم است، بر خلاف سردی زنان که زیاد است. گاهی اوقات اختلالات عضوی و فیزیولوژیکی موجب این امر می گردد، مثلا بیماری قند، زیاد شدن کلسترول در خون، بیماری کبد و کلیه و مصرف زیاد آنتی بیوتیک ها، سولفامیدها و کورتیزون ها ممکن است موجب ناتوانی جنسی گردد، همچنین اضطراب، نگرانی، ترس و تلقین از عوامل ایجاد ناتوان جنسی به شمار می آیند. همچنین استمناء و زیاده روی در مقاربت نیز می تواند ناتوانی جنسی را به همراه داشته باشد.
غیر از بیماری قند تمام علل ناتوانی موقتی و قابل درمان هستند و جای نگرانی وجود ندارد. حفظ آرامش و اعتماد به نفس نیز در درمان شخص مؤثر می باشد. ضعف قوه باه ممکن است ناشی از سوء تغذیه یا عدم تغذیه کافی باشد، مثلا کمبود کلسیم در خون، در پیدایش ناتوانی جنسی موثر است. در عین حال با بررسی علل این مشكل و با مراجعه به پزشك متخصص، می توان انرا درمان و اصلاح نمود.
7- تقویت قوه باه (توان جنسی)
غذاهای مناسبی که برای مبتلایان به ضعف جنسی سفارش می شود، غذاهایی است که دارای ویتامین «A» و «E» و کلسیم باشند، از قبیل: شیر، کره، پنیر، لپه، سبزیجات، روغن حیوانی، عدس، لوبیا، عسل، بادام، فندق، انجیر، ماست، اسفناج، کاهو، پسته، جعفری، روغن ماهی، باقلا، کاسنی و ...[2]

[1]. وسائل، ج14، ص 99.
[2]. اطلاعات عمومی پزشکی، ص 350.
ابوالفضل خراساني- بهداشت زندگي، ص62 (با تلخيص)


 

نوشته شده توسط میم -ب در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ساعت 11:47 موضوع | لینک ثابت